English Version
This Site Is Available In English

عشق یعنی گذشتن از خویشتن ،از کینه و نفرت دوری کردن

عشق یعنی گذشتن از خویشتن ،از کینه و نفرت دوری کردن

سیزدهمین جلسه از دوره پنجاهم و یکم سری کارگاه های آموزشی و خصوصی ویژه همسفران نمایندگی حکیم هیدجی با دستور جلسه وادی چهاردهم و تاثیر آن بر روی من با استادی راهنما همسفر مریم نگهبانی همسفر معصومه و دبیری همسفر لیلا مورخ 20 اسفند ماه 1402 رأس ساعت 17 آغاز به کار نمود. سخنان استاد:

خدای خودم راشکر می‌کنم که اجازه این را به من داد دوباره در این جایگاه در خدمت شما عزیزان باشم. از مرزبانان محترم و ایجنت محترم کمال تشکر را دارم که به من اجازه دادند در این جایگاه باشم ، خدمت کنم و آموزش بگیرم. دستور جلسه امروزمان در مورد وادی چهاردهم است، من کوچکتر از آن هستم که درباره عشق و محبت بخواهم صحبت کنم. واقعا در این باره صحبت کردن خیلی کار سختی است.   انشالله بتوانم چند کلمه‌ای را در خدمت شما باشم. ما در کنگره یاد گرفتیم که وادی‌ها، وادی اول با تفکر شروع می‌شود. یاد گرفتیم که همه کارهایمان را بر اساس تفکر  پیش ببریم، تفکر کنیم و در مورد آن کار عمل نماییم،همینطور پله پله وادی‌ها آمده است تا  رسیده به وادی چهاردهم. حالا وادی چهاردهم می‌گوید: آنچه باور است محبت است، یعنی چه؟ وقتی فکر می‌کنیم یعنی باور به اعتقادی که ما برای زندگی و برای موفقیت‌های زندگیمان باید پیگیری بکنیم، محبت اگر نباشد فاقد ارزش و اعتبار است. البته در باورهایمان مسیر خیر باشد، در جهت مثبت باشد، ما را به محبت هدایت بکند. حالا در ادامه می گوید: آنچه نیست ظروف تهی ست، یعنی من اگر وجودم را به عنوان یک ظرف در نظر  بگیرم این ظرف را پر از علم و دانش و آگاهی، معرفت همه این‌ها را در ظرف پر کنم ولی عشق و محبت را ندانم چه؟   مثل یک ظرف خالی میماند فرقی با یک ظرف خالی ندارد چرا که یک آدمی عشق را می‌داند. از داشته‌هایش در آن کاسه‌ای که همه چیز را انباشته کرده به دیگران هم یاد می‌دهد از وقتش می‌گذرد. از زندگی خودش می‌گذرد، اگر در اینها عشق و محبت نباشد، ظرف من خالی است و به درد نمی‌خورد.

حالا در مورد کلمه عشق اگر بخواهم بگویم، در معنی عامیانه‌اش خیلی ساده است، عشق یعنی دوست داشتن یک فرد یا چیزی ولی در کل عشق یک احساسی است که خیلی عمیق و شدید است و یک احساسی است که خیلی لطیف و با عمیق بودنش که باید با دوست داشتن و انسانی بودن مطابقت داشته باشد. کسی که عشق را می‌داند از همه چیزش می‌گذرد. کسی که عشق را بلد باشد، می داند که خودش فقط برای خودش نیست. من اگر عشق را بشناسم از داشته‌هایم به دیگران هم می‌بخشم حالا چه مالی و چه معنوی. در این مورد خود آقای مهندس نمونه بارز یک عشق است. چرا چون واقعاً از وقتشان از زندگیشان صرف یک انسانی  می‌کند که نجات پیدا کند به عینه می‌بینیم هزاران نفر  خدا را صد هزار مرتبه شکر  نجات پیدا کردند راه زندگیشان را پیدا کردند الان روی بیماری‌ها تحقیق می‌کنند واقعا نمونه بارز عشق همان آقای مهندس هستند. عشق باید به دور از ضد ارزش‌ها باشد، عشق باید به دور از نفرت و کینه باشد، من اگر عشق را کامل بشناسم به هستی احترام می‌گذارم به موجودات زنده احترام می‌گذارم. همه را دوست دارم به قول آقای مهندس می فرمودند: یک نفر آمد پیش من گفت آقای مهندس در کنگره فقط شما را دوست دارم دیگر هیچکس را دوست ندارم. گفتم نه.. پس من را هم دوست نداری. گفت چرا؟ گفتم اگر من را دوست داشته باشی، همه را دوست داری، مگر  می‌شود یک پدری را دوست داشت ولی بچه‌هایش را دوست نداشت. حالا مگر می‌شود یک نفر خدا را دوست داشته باشد، ولی آفریده‌هایش را دوست نداشته باشد،این غیر ممکن است هر کس خدا را دوست داشته باشد ، آفریده‌هایش را هم دوست دارد. عشق یعنی گذشتن از خویشتن از کینه و نفرت دوری کردن عشق تنها، خالص‌ترین عنصرهایی است،عشق و محبت که در کنار ناخالصی‌ها جایی ندارند بستری هستند عشق و محبت که هر بذری اگر در آن کاشته بشود صدرصد به بار می‌نشیند و اگر یک دانه  در نظر بگیریم کینه و نفرت بستری هست که عشق و محبت را خشک می‌کند و نمی‌گذارد رشد کند. حالا برای اینکه عشق را بشناسیم باید سختی‌های زیادی را تحمل کنیم باید پستی و بلندی‌های زیادی را در نظر بگیریم باید با معرفت شناخت و آگاهی بتوانیم این عشق را بشناسیم. از ضد ارزش‌ها دوری کنیم تا انشالله به یک عشق واقعی برسیم. چرا که بدون تلاشمان بدون اینکه زحمت بکشیم به عشق واقعی نخواهیم رسید.
خلاصه بگویم تاثیری که این وادی روی من گذاشت من یاد گرفتم در برابر کار خیر و خوبی که انجام می‌دهم، بلاعوض این کار را انجام دهم حتی انتظار نداشته باشم که اگر با کوچک‌ترین کاری که می‌کنم طرف مقابلم برگردد و به من بگوید دستت درد نکند. من اینطور  انتظاری نباید داشته باشم عشق واقعی عشق بلاعوض است انشالله تلاش کنیم با تلاشمان بتوانیم از ضد ارزش‌ها  از کینه و نفرت از پلیدی‌ها دوری کنیم تا بتوانیم به عشق واقعی برسیم. واقعا برایم سخت بود در مورد این وادی صحبت کردن، اگر بخواهیم در مورد عشق صحبت کنیم ساعت‌ها که نه ماه‌ها، سال‌ها صحبت کنیم تمام نمی‌شود .آخر صحبت‌هایم را با چند جمله از خود وادی چهاردهم به اتمام می‌رسانم، از عشق چه بگویم که قدرت مطلق تماماً عشق است و تمام هستی بر مبنای عشق بنیان گردیده همه بر عشق شناورند زیرا هستی در عشق شناور است.

تایپ وعکس:همسفر میترا لژیون دوم

ثبت:همسفر فاطمه لژیون پنجم

ویرایش :همسفر سمیرا راهنمای لژیون یکم

همسفران نمایندگی حکیم هیدجی 

 

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .