حقیقتی که وجود دارد این است در مورد عشق و وادی چهاردهم، نوشتن مقداری سخت هست واقعاً بدون عشق نمیتوان از عشق سخن گفت، از طرفی بنیان محترم کنگره60 در وادی چهاردهم بهطور مفصل در مورد عشق نوشتهاند و در ۱۲ فایل صوتی حدوداً یکساعته به شرح کامل آن پرداختهاند، البته به قول یکی از راهنمایان پیشکسوت کنگره60 وادی چهاردهم مانند دفتر ششم مثنوی معنوی مولانا باز است و به اتمام نرسیده است. با توجه به توضیحات عرض شده، بنده بضاعت خود را در این میبینم در مورد قسمت دوم این دستور جلسه یعنی؛ تأثیر آن بر روی من بنویسم. هنگام شروع کارگاههای آموزشی کنگره۶۰، نگهبان جلسات میخواند؛ این سفر، سفری است از ظلمت به نور، از نادانی به دانائی، از حقارت به سرفرازی، از ترس به شجاعت، از کفر به ایمان، از قهر به مهر و درنهایت از نفرت بهطرف عشق، بله از نفرت بهطرف عشق، سفری از نفرت بهطرف عشق، انسانی که حتی نسبت به خودش هم نفرت دارد، چون اگر نفرت نداشته باشد بهواسطه مصرف انواع مواد مخدر و سیگار و تفکرات و اندیشه منفی به خود آسیب نمیزند. خوشبختانه در کلام اله شریف آمده؛ والفجرولیالِ عشر، خداوند به بالاترین حد سیاهیها که بعدازآن طلوع فجر است قسمخورده یعنی موقعی که یک مصرفکننده مواد مخدر در اوج نفرت و سیاهیها ناگهان جرقهای از فراز اسمان و از دل بیکران، بهسان آذرخشی نیرومند و کوبنده، فضا، زمان و مکان را میشکافد و از تمامی دژها، استحکامات، قلعههای مخوف و سدهایی که نیروهای تخریبی و بازدارنده بر پا کرده بودند، عبور میکند و خود را به قلبِ نقطهای سیاه و تاریک در عمق تاریکیها میسپارد و بلافاصله پس از لحظاتی جرقه دوم و سوم يعني همان لحظهای که به ذهن مصرفکننده مواد مخدر القا میشود که تا کی اعتیاد؟ تا کی سیاهی؟ تا کی تباهی؟ تا کی ضد ارزش؟ و دنبال راهحل میگردد تا راه درمان و ورود به کنگره۶۰ را پیدا میکند یعنی زدن اولین پیوند محبت، آنهم به خود. در مراحل بعد پیوندهای محکمتر و عمیقتر با خدمتگزاران کنگره۶۰ خورده میشود، علیالخصوص باراهنمای تازهواردین و راهنمای درمان اعتیاد، با بقیه اعضا و خدمتگزاران و این جرقه نور به همین منوال شعاع اضافه میکند؛ اعضای لژیون، اعضای خانواده، دوستان، همکاران و ... را بهتدریج شامل میشود.
(2).JPG)
به عقيده بنده در همان بدو ورود به کنگره60 از وادی اول تا سیزدهم که پیشنیاز وادی چهاردهم هستند به مسافر یا همسفر القا میشود که عاشق خود و اطرافیان میشود، یعنی در مدتزمان کوتاه به روش تدریجی و بهصورت عملی فرامیگیرد؛ با تفکر ساختارها آغاز میشود، هیچ مخلوقی جهت بیهودگی قدم به حیات نمینهد، متوجه میشود هیچ موجودی به میزان خود انسان به خویشتن خویش فکر نمیکند، در مسائل حیاتی به خداوند مسئولیت نمیسپارد، اینکه تفکر قدرت مطلق حل نیست بلکه توأم با رفتن و رسیدن آن را کامل مینماید، حکم عقل را در قالب فرمانده اجرا میکند، رمز و راز کشف حقیقت را متوجه میشود، با حرکت خود راه را نمایان میکند، نقطه تحمل بالا میرود، صفت گذشته تغییر میکند، تبدیل به چشمه جوشان و رود خروشان میشود، در آخر امر، امر اولش اجرا میشود، اینکه پایان هر نقطه سرآغاز خط دیگریست و در خلال آن بنیان کنگره ۶۰ را که سرشار از عشق و محبت است را دوست میدارد، در گلریزان عشاق شرکت میکند، در مرحله جبران خسارت از خانواده، قدردان همسفران عاشق است، کمک کنگره60 عشق را ارج مینهد، قدردان دیدهبانان عشق و محبت است، در مرحله جبران خسارت از جامعه در مراسم درختکاری شرکت میکند، از رمضان الهام میگیرد، در تعطیلات در کنار خانواده است. اینها یعنی قرار گرفتن در وادی عشق و محبت و بعدازاین؛ پایان هر نقطه سرآغاز خط دیگریست، سال جدید، حرکت جدید، البته با نگرش و جهانبینی متفاوت، دومرتبه وادی اول؛ با تفکر ساختارها آغاز میشود، بدون تفکر هر آنچه هست روبهزوال میرود و الیآخر، اینقدر این تکرارها انجام میشود تا؛ آنگاه آنچه آفریدهشده (انسان) بهجا درحرکت باشد، لحظهبهلحظه قدمهایش را به گلستانی تبدیل میکند که با کوچکترین نسیم، فضا پر از رایحههای گل، از انواع و اقسام میگردد. بهشت را تا جان در بدن دارد میبیند و با همه هستی به پرواز درمیآید، منتظر نمیماند که کسی پیدا شود و با الفاظ، او را دلخوش بدارد. چشمهایش در خواب هم میبیند و به سیر و سیاحت دیگر پدیدههای حق، الهی میشود. دیگر برای او ظلمت و تاریکی و سیاهی بیمعنی میشود و هرلحظه به آنچه مشاهده مینماید، سجده میکند و شاکر آفریننده عشق و محبت میشود. اینها کلماتی هستند که در حال حاضر، شاید خندهآور باشند.
تشکر فراوان خداوند را و تشکر بسیار از خدمتگزاران سایت که خدمت در این مورد را به من دادند ممنون.
به قلم: راهنمای محترم آقای مهدی عطریان لژیون 5
تهیه کننده: حسین مظاهری 12
از طرف خدمتگزاران سایت تقدیم نگاه زیبایتان
- تعداد بازدید از این مطلب :
449