English Version
This Site Is Available In English

بهترین و زیباترین روش برای جبران همین درختکاری هست

بهترین و زیباترین روش برای جبران همین درختکاری هست

جلسه یکم از دوره نهم کارگاه‌های آموزشی عمومی کنگره ۶۰ نمایندگی صادق قم با استادی راهنما مسافر مهران و نگهبانی مسافر داود و دبیری مسافر امیرحسین با دستور جلسه "درختکاری" و "جشن تولد اولین سال رهایی مسافر جواد" پنج‌شنبه ۱۰ اسفند‌ماه ۱۴۰۲ راس ساعت ۱۶ آغاز بکار نمود.

خلاصه سخنان استاد:

خدا را شکر می‌کنم که یک‌بار دیگر در این جایگاه آموزشی و خدمتی قرار گرفتم به لطف ایجنت و مرزبان‌های محترم و تمام خدمتگزاران عزیز و نگهبان و دبیر جلسه، خدا را واقعاً شاکر و سپاسگزارم به خاطر بارش برف و باران در شهرمان که واقعاً شهرمان را زیبا کرده است و سوز و سرمایش هم یک‌شور و حال دیگری به این جلسه داده است، انشاالله که تولد و جشن خوبی داشته باشیم در کنار هم دیگر، تشکر می‌کنم از آقای مهندس و خانواده محترمشان که واقعاً سیستم کنگره ۶۰ را چقدر ماهرانه طراحی کرده‌اند که ما همه‌ در کنار همدیگر در بخش مسافران و همسفران راحت می‌نشینیم و آموزش می‌گیریم و این آموزش‌ها را در زندگی‌مان کاربردی می‌کنیم تا به یک آرامش نسبی و به تعادل برسیم و واقعاً باید سپاسگزار باشیم چون اگر سپاسگزار نباشیم هیچ راهی برایمان باز نمی‌شود و انشاالله اگر در هر جایگاهی که هستیم (در جایگاه خدمتی یا مسافر و یا همسفر) طوری رفتار کنیم که به این سیستم کنگره ۶۰ آسیبی نزنیم.

امروز صحبت‌های من در سه بخش هست که بخش اولش در مورد موضوع جلسه هفته درختکاری است و بخش دوم آن داریم نزدیک می‌شویم به ماه مبارک رمضان که وظیفه می‌دانم موضوع افطاری را گوشزد کنم به دوستان و مسئله سوم هم انشاالله در کنار همدیگر اولین سال رهایی و آزادی مسافر عزیز جواد را جشن بگیریم و امیدوارم جشن خوبی باشد، من الان داشتم فکر می‌کردم که اگر من یک تازه‌وارد باشم و امروز آمده باشم در جلسه گوش بکند و بگوید درختکاری به چه درد من می‌خورد و من آمده‌ام که درمان بشوم ولی این‌ها صحبت از درختکاری می‌کنند، این سؤال برای خود من هم پیش‌آمده بود، ما در کنگره اکثر دوستانی که حضور دارند و یک‌سری آموزش‌ها را طی کرده‌ایم می‌دانند که ما ۱۴ وادی داریم و این وادی‌ها مطلب اصلی درمان ما هستند و مطلب اصلی آموزش‌ها هستند و واقعاً ستون می‌باشند و من همیشه در لژیون می‌گویم که اگر می‌خواهید کاملاً سی‌دی‌های آقای مهندس را متوجه بشوید اول وادی‌ها را گوش بدهید، وادی‌ها حکم قفسه‌بندی یک کتابخانه را دارند اگر این قفسه‌بندی محکم و استوار باشد قطعاً این آموزش‌ها در دل این قفسه‌بندی‌ها قرار می‌گیرند، ما در دل این ۱۴ وادی دو تا وادی پیمان‌داریم یکی اجرای پیمان وادی هشتم و دیگری وادی دوازدهم که در آخر امر امر اول اجرا می‌شود همان مسئله درختکاری است که آقای مهندس تکلیف کرده و از کلمه باید استفاده کرده است و عزیزانی که یک سال از رهایی‌شان می‌گذرد باید حتماً درخت بکارند، حالا چرا این‌قدر تأکید است و در کنگره باید می‌گذارند که مثلاً ما باید حتماً درخت بکاریم، من خودم را می‌گویم زمان مصرف ما خیلی تخریب زده‌ایم به خودمان به خانواده‌مان و به جامعه‌ و به خیلی چیزهای دیگر آسیب‌ زده‌ایم، بهترین و زیباترین روش برای جبران همین درختکاری هست و طبق رسم کنگره در اسفندماه یک روزی را در شعب مشخص می‌نمایند (و من اطلاع پیداکرده‌ام که جمعه هفته آینده اردوی درختکاری داریم) در قسمت مسافران حالا مرزبانان محترم پیامش را می‌دهند، من خوب یادم هست آن سال‌های اول اردوی درختکاری بود همسفران خیلی ناراحت بودند چرا ما را نمی‌برند اردوی درختکاری، من خوب یادم هست در پارک فدک همسفران خودشان نهال گرفته بودند کاشته بودند و آبیاری کرده بودند و این تکلیفی است که آقای مهندس گذاشته است همسفران می‌توانند خودشان در خانه خودشان دوتا گلدان بگیرند بکارند یا می‌توانند در باغچه همسایه بکارند و بالاخره باید این کار انجام شود.

انشالله به‌گونه‌ای رفتار کنیم که در هفته آینده هم خواست آقای مهندس اجرا بشود هم خودمان انرژی بگیریم و یک‌طوری رفتار بکنیم که به طبیعت آسیب نزنیم و زباله‌هایمان را در طبیعت رها نکنیم و قطعاً خیر و برکتش می‌آید در زندگی خودمان.

تمام وادی‌ها برای ما پیام دارد، وادی ۱۲ چه پیامی دارد؟ پیامش اینِ است اگر تو خواستی داری هدفی داری اول باید بسترش مهیا باشد و بعداز آن باید بذر سالم داشته باشی و در آن بستر بکاری و به‌ مرور زمان مراقبت کنی، آبیاری بکنی و در انتها انشاالله برداشت خوبی داشته باشید و همان‌که در آخر امر امر اول اجرا بشود.

بخش دوم ماه رمضان:  ایجنت محترم به بنده تأکید کرده است که این موضوع را مطرح کنم فکر می‌کنم ۱۲ روز مانده به ماه مبارک رمضان و ماه رمضان برای ما بچه‌های کنگره خیلی ارزش دارد چون‌که کنگره ۶۰ از دل ماه مبارک رمضان بیرون آمده است و جشن و تولد تک‌تکمان است و خیلی شور و حال خوبی دارد، در تمام شعبه‌های کنگره ۶۰ مراسم افطاری برگزار می‌شود و همه در حال خدمت هستند انشالله که هرکدام از ما یک‌گوشه کار را بگیریم و در مسئله مالی خدمت بکنیم، انشالله مراسم افطاری خوبی در کنار هم داشته باشیم.

 بخش سوم دستور جلسه تولد اولین سال رهایی مسافر جواد:  من ابتدا پیام جواد را می‌خوانم: جواد عزیز انسان موقعی احساس خوشحالی و آرامش می‌نماید که به هدف تعیین‌شده خود نزدیک می‌شود و آن هدف آموزش و سپس خدمت کردن است. یکمین سال رهایی‌ات پرشگون باد. از طرف مسافران و همسفران نمایندگی صادق قم.

تولد جواد عزیز را خدمت آقای مهندس و راهنمای خودم تبریک می‌گویم، خدمت جواد عزیز تبریک میگم و همسفرهای محترمشان، مبینا خانم‌گل دختر محترمشان تبریک عرض می‌کنم، به راهنمای همسفرشان خانم طیبه تبریک عرض می‌کنم و به همه دوستان تبریک عرض می‌کنم و این تولدها برای راهنما واقعاً حس و حال خوبی دارد انشاالله که همه تجربه کنند و اینکه جواد باحال خیلی بد وارد کنگره شد و دو سه نفر را من داشتم که شکست‌خورده‌های کنگره ۶۰ بودند به‌محض اینکه جواد هاشم رو دید فکر کنم یک قوت قلبی شد برایش، ولی خدا را شکر آمد، فکر کنم دوسال قبل همین موقع‌ها بود نزدیک ایام عید بود وارد شد با پکیج کامل مصرف، شما هر چیزی‌را که فکر کنید مصرف داشت و ما هر موادی را که به جواد گفتیم که مصرف داشتی گفت بله و ما گفتیم طبق معمول کنگره بعد دو هفته بخواهیم جواد را ببریم روی دارو اصلاً امکان‌پذیر نیست و اصلاً جوابش را نمی‌دهد، یکی دو هفته بازیش دادیم و خورد به شب عید دیگر پرونده‌ها تکمیل نشد ما هم انضباطی نشدیم، رفت تا چهاردهم بعد عید، ولی ما هرچه به جواد گفتیم فقط گفت چشم و هرچه هم گفتیم گوش کرد، جواد چندین سال در کنگره بود و خواست قلبی نداشت حالا ایراد کارش در کجا بود خودش بهتر می‌داند ولی آمد و ادامه داد و من بهش گفتم اگر باشی من هم هستم و واقعاً جواد هم بود و می‌توانم به‌جرئت بگویم تمام جلساتش را حضور داشت و هرچه گفتم گفت چشم؛ و خدا را شکر جوابش را هم گرفت.

این آدم‌ها تجربه‌های زیادی دارند و خیلی تجربه‌دارند و می‌توانند در این زمینه کمک بسیاری بکنند و امیدوارم این تجربیات را در باتلاق نریزند و بماند و خدمتگزار خوبی باشد برای خودش و خانواده‌اش و بعد دوستانی که نیازمند یاری هستند، مجدداً تبریک عرض می‌کنم و جواد اگر امروز اینجا نشسته است واقعاً مدیون همسفرش است و این‌را به‌جرئت می‌توانم بگوییم که چندین سال همسفرش بدون مسافر در کنگره حضور داشته است و ناامید نشده و ادامه داده تا جواد بیدار شود و جواد واقعاً بیدار شد و درست حرکت کردن همسفرش قطعاً بی‌تأثیر نبوده است و بیدار شد و واقعاً خوب آمد و جنگید و رهایی روزی‌اش شد و من مجدداً به این خانواده کنگره‌ای تبریک میگویم به راهنمایشان هم تبریک میگویم این خانواده محترم را تشویق بکنید مرسی.


اعلام سفر مسافر جواد: آخرین آنتی ایکس مصرفی شیشه، هروئین، قرص، متادون و شربت تریاک، روش درمان DST، داروی درمان شربت OT، مدت سفر اول ۱۰ ماه و ۵ روز، رشته ورزشی پیاده‌روی، راهنما آقای مهران، رهایی یک سال و ۱۰ روز، در ضمن سفر سیگار داشتم رهایی ۱۰ ماه به راهنمایی آقای مجتبی
آرزوی مسافر جواد: آرزو می‌کنم که لژیون مسافرهای خانم در شهر قم به‌زودی راه‌اندازی شود
آرزوی همسفر مرضیه: آرزو می‌کنم من و مسافرم در آزمون پیش روی راهنمایی قبول بشویم
آرزوی همسفر مبینا: آرزو می‌کنم که پدر و مادرم راهنما بشوند

خلاصه سخنان مسافر جواد: من جا دارد در امروز تشکر کنم از آقای مهندس که چنین بستری را مهیا نموده‌اند که من جواد و جوادها بتوانند با خیال راحت به کنگره بیایند و به درمان برسند و تشکر می‌کنم از ایجنت محترم و گروه مرزبانی که در این مدت خیلی به من لطف داشتند چه گروه مرزبانی دوره قبل و چه مرزبان‌های این دوره و تشکر می‌کنم از راهنمای گرامی آقا مهران که حال خوب و آرامشی که در حال حاضر دارم را مدیون ایشان هستم و تشکر ویژه می‌کنم از راهنمای همسفرم چون یک‌زمانی راهنمایی‌های سرکار خانم طیبه به من کمک کرد و من را نجات داد که زندگی من داشت از بین می‌رفت.

خلاصه سخنان راهنمای محترم همسفر طیبه: به همسفر محترم خانم مرضیه تبریک عرض می‌کنم، همچنین به مسافر جواد و راهنمای محترم آقا مهران تبریک عرض می‌کنم و امیدوارم در ادامه در مسیر بمانند.
در رابطه با خانم مرضیه، ایشان در سال ۹۹ وارد لژیون بنده شدند و جزو اولین ورودی های لژیون من بودند، اوایل خوب بود و با مسافرشان بودند، اما در ادامه مسافرشان کم کم از کنگره فاصله گرفت، ولی ایشان در همان ۵ ماه انقدر ایمانش قوی شده بود که ماند، کنگره بهشت ایشان شده بود و به درک بالایی رسیده بود، آمد تا ابتدا حال خودش خوب شود و بعد بتواند حال بقیه اعضای خانواده را خوب کند.
۴ سال در کنگره بود که آقای مهندس فرمودند همسفرانی که بدون مسافر هستند می‌توانند رهایی ۴۰ CD بگیرند، ایشان با جان و دل سفر کرد و سپس رهایی را گرفتیم و ایشان به خوبی خدمت کرد، حضور مداوم و ۶ سال در کنگره و  آموزش ها و تغییرات همسفر باعث شد تا خداراشکر مسافرشان وصل شدند و سفرشان را شروع کردند.
خلاصه سخنان همسفر مرضیه: خدارا شکر می‌کنم که من  بچه‌های گلم شاهد رهایی مسافرم هستیم، تولد مسافرم برای من یک رویا بود، از این بابت خدارا شکر می‌کنم، از آقای مهندس و خانواده محترمشان تشکر می‌کنم که این بستر پر مهر و آموزش را فراهم کردند که من همسفر که ناامید بودم و حتی حرف هایم را نمی‌توانم به خانواده ام بگویم زیرا قضاوتم می‌کردند، اما کنگره من را به آرامش رساند.
از ایجنت و مرزبانان محترم سپاس‌گزارم و همچنین از راهنمای درمان سیگار مسافرم آقا مجتبی تشکر می‌کنم، از راهنمای مسافرم آقا مهران تشکر می‌کنم.
مسافر من خواست درمان نداشت ولی از زمانی که در لژیون آقا مهران قرار گرفت و حسش با آقا مهران خواند و آقا مهران هم کنار ایشان بودند، از خانم طیبه عزیز تشکر می‌کنم، ایشان در روزهای سخت و راحت کنار من بودند.
مسافر من هم صورظاهر و هم صور پنهان بسیار بهم‌ریخته ای داشت، مسافرم انواع آنتی‌ایکس هارا مصرف می‌کرد، راه های زیادی را برای ترک رفتیم. من اعتیاد مسافرم را ۱۳ سال پنهان کردم اما وقتی به مصرف سورچه و شیشه و... رسید دیگر نمی‌شد پنهان کرد و گاهی به روی من می‌آوردند اطرافیان، خانواده ایشان در آخر ایشان را به کمپ اجباری بردند برای ترک و این بدترین اتفاق بود، وقتی از کمپ برگشت شاید حتی ۲۰ دقیقه ام تحمل نکرد و مصرف کرد، او هم مصرفش بیشتر شد و هم اعتمادش را به ما از دست داد.
زندگی ما در مرز فروپاشی بود که من با کنگره آشنا شدم، ما ابتدا خوب بودیم اما مسافرم خواست درمان نداشت و بعد از مدتی از کنگره رفت، ولی آموزش های کنگره به دل من نشسته بود، همین‌که دوستانی کنار من بودند که من را قضاوت نمی‌کردند و من را سرزنش نمی‌کردند و به من امید می‌دادند حالم را خوب می‌کرد.
مسافر من بعد از ۶ سال به کنگره وصل شد و وقتی واقعاً خواست درمان داشت دیگر انصافاً خوب سفرکرد، بابت این موضوع از ایشان تشکر می‌کنم.
پیام تولد ما این است که اگر مسافر من با چندین آنتی‌ایکس رها شد پس قطعاً بقیه هم می‌توانند، فقط باید خواست داشته باشند و گوش‌به فرمان راهنمایشان باشند.
از خداوند می‌خواهم همسفرانی که بدون مسافر در  کنگره هستند هرچه زودتر مسافرشان وصل شود، این عزیزان هم باید امیدوار باشند و ایمان داشته باشند به مسیرشان.
از دختر خوبم مبینا تشکر می‌کنم، ایشان واقعاً همسفر من بود و هیچوقت مانع از کنگره آمدن من نشد، او خیلی چیز‌هارا با چشم خود دید و حال بد پدرش را دید، اما در آخر این را می‌گویم که آن مسافری که حالش بد بود امروز خوب است و ما از کنار ایشان بودن لذت می‌بریم.

تایپ: مسافر محمدجواد لژیون سوم و مسافر امین لژیون هفتم

عکس: مسافر هادی لژیون هفتم

تنظیم و ارسال خبر مرزبان خبری مسافر امیر

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .