English Version
This Site Is Available In English

مشارکت مکتوب همسفران

مشارکت مکتوب همسفران

همسفر رفعت «لژیون یکم»
‌راهنما کیست؟ در کنگره ی ۶۰ به فردی راهنما گفته می‌شود که بعد از قطع مصرف مواد مخدر و رسیدن به رهایی و درمان اعتیاد با متد دی‌اس‌تی و به تعادل رسیدن شهر وجودی او شامل جسم ، روان و جهان‌بینی ، آموزش‌های کنگره را به خوبی گذرانده باشد و در آزمون‌های داخلی کنگره ۶۰ به منظور انتخاب راهنماهای جدید شرکت نماید.این فرد باید از مرزبان‌های نمایندگی خود نمره انضباطی بگیرد و پس از تایید نظریه توسط راهنما او فرم درخواست راهنمایی ، پوشه حاوی برگه‌های امتحانی ، فرم راهنمایی ، معرفی نامه تربیت بدنی مبنی بر حضور فعال و در یک رشته ورزشی و سایر مدارک او توسط دیده‌بانی مورد بررسی قرار می‌گیرد و درخواست او توسط دیده‌بان ، راهنماها و نگهبان کنگره ۶۰ امضا و تایید می‌شود و شال مخصوص راهنمایی که شال نارنجی می‌باشد را دریافت می‌کند . لازم به ذکر است که پروسه راهنمایی در کنگره ۶۰ شامل سه بخش:کمک راهنما ، راهنما و استاد راهنما می‌باشد که کمک راهنمایی اولین دوره فعالیت در این حوزه می‌باشد که مدت زمان چهار سال می‌باشد.رهجو کیست ؟ رهجو یعنی جوینده راه رهایی ، یعنی مصرف کننده مواد مخدر که خواهان رهایی از دام اعتیاد است و به دنبال راه حل منطقی برای درمان اعتیاد خود می‌گردد . وظایف رهجو چیست ؟ خواهان رهایی بودن ، آموزش پذیری ، رعایت اصول و قوانین وحرمت کنگره ۶۰  ، بازیگر بودن وخدمت کردن ، قدردانی و سپاسگزاری کردن .اولین ویژگی وخصوصیت رهجو ، خواستار رهایی بودن است ، فردی که خواهان رهایی نیست ، رهجو نیست . رهجو کسی است که می‌داند برای چه امری به کنگره ۶۰ می‌آید . هدف را می‌شناسد . او به دنبال رهایی است . خوب می‌داند که بدون آموزش و یادگیری ، خبری از درمان و رهایی نخواهد بود . رهجو خوب در زمان برگزاری کلاس ، در کلاس است ، گوش به فرمان راهنما باشد ، سی‌دی ها را باید بنوسید . رهجو کسی است که اصول و قوانین و حرمت کنگره ۶۰ را با دقت رعایت می‌کند و با دیگران با احترام برخورد می‌کند ، دیر نمی آید ، زود نمی‌رود ، در کار دیگران تجسس نمی‌کند و.... نسبت به تمام این امور و مسائل با دقت بسیاری برخورد می‌کند و به راهنما و استاد راهنما و هم لژیونی‌های خود احترام می‌گذارد . راهنما ، مربی و استاد رهجو می‌باشد و به او به عنوان رفیق دوست خطاب و صحبت نمی‌کند.رهجو در کنگره تماشاچی و فعالیت و در خدمت دیگران نیست ، خود او فعال است و خدمت می‌کند.یکی دیگر از آموزش‌های کنگره شکر‌گزار و سپاسگزار در برابر خالق و مخلوق است . کسی که نسبت به مخلوقین خداوند سپاسگزاری را بلد نیست ، قطعاً شکرگزاری از خداوند را هم نمی‌داند و نیاموخته است . رهجو نسبت به خدمتی که از راهنما و کنگره ۶۰ دریافت می‌کند ، بی‌تفاوت و ناسپاس نیست .

همسفر سمیه «لژیون یکم»
راهنما و رهجو دو رکن مهم در کنگره ۶۰ می‌باشند و هر یک وظایفی را بر عهده دارند . راهنما یعنی کسی که نشان دهنده راه است . آموزش‌های کنگره را دریافت کرده است و به قوانین و حرمت‌ها آشنایی کامل دارد و مسلط است و تجربه‌های خود را در مقوله درمان اعتیاد در اختیار رهجو می‌گذارد . اساس کار راهنماها محبت عقل و ایمان است . راهنما ، رهجو را تشویق به حرکت درست و او را راهنمایی می‌کند . رهجو به کسی گفته می‌شود که جوینده راه است.
وظایف رهجو ، اولین وظیفه یک رهجو این است که خواسته داشته باشد یعنی بخواهد از تاریکی‌های درون خود خارج شود و هر زمان که این خواسته را در درون خود ایجاد کرد راهنما می‌تواند او را به سمت نور هدایت کند . دومین مرحله باید به راهنما اعتقاد داشته باشد البته این اعتقاد را باید راهنما به وجود آورد. مسئله بعدی این است که وقتی رهجو سفر اول را شروع کرد رهجو هر چه دارد باید پشت در کنگره بگذارد . مقام داشتن رهجو برای کنگره ارزشی ندارد ، چیزی که با ارزش است درست سفر کردن است . رهجو باید مرتب و منظم باشد رهجو باید به روش درمان اعتقاد داشته باشد.اگر راهنما پله کم کرد رهجو باید فقط بگوید : چشم ، رهجو باید به دارو اعتقاد داشته باشد . رهجو باید به سی‌دی اعتقاد داشته باشد . آموزش‌های کنگره را قبول داشته باشد . وظایف رهجو این است که حتماً هفته‌ای یک سی‌دی بنویسد . به دلیل اینکه باید تغییر کند یعنی آن معتاد که وارد کنگره می‌شود از بین برود و از آن یک مسافر در بیاید. رهجو نباید در کار کسی تجسس کند و یا دروغ بگوید ، نباید بیرون از کنگره ارتباط برقرار نماید و دوست شود . باید به مرزبان‌ها اعتقاد داشته باشد و به حرف‌های آنها گوش بدهد. مطلب دیگر در مورد رهجو حضور در کلاس است یعنی یک ربع قبل از جلسات در کارگاه آموزشی حضور داشته باشد و در کنگره خدمت کند خدمت کردن در کنگره حالش را خوب می‌کند و پول دارو را خودش بدهد و مهم‌ترین وظیفه رهجو این است که خودش باید خودش را درست کند و زمانی که سفر خود را تمام کرد باید از راهنمای خودش قدردانی کند و مسئله آخر رهجو وظیفه دارد از سبد حمایت کند .

همسفر ام‌البنین « لژیون پنجم»
وظیفه رهجو پیدا کردن راه است . باید بدانیم هر راهی قاعده و قانون خودش را دارد و برای پیمودن مسیر و رسیدن به مقصد نهایی باید این قوانین را حفظ و رعایت کنیم و در زندگی خود به اجرا در آوریم تا با کامیابی و سلامت مسیر تعیین شده را طی کنیم . اولین وظیفه رهجو روی اسم خود است ، یعنی جوینده راه ، کسی که راه را گم‌ کرده است و دنبال راه درست می‌گردد . اگر بخواهد راه را بیابد و به‌ سلامت کامل روح و روان برسد و از تاریکی‌ها خارج شود ، باید وظایف خود را بشناسد و به‌ درستی به آن‌ها عمل کند . رهجو باید به کنگره اعتقاد داشته باشد و در این مسیر به الگوها توجه داشته باشد که چه بسیار انسان‌هایی که در کنگره درمان شده‌اند و به تعادل روحی و روانی دست‌ یافته‌اند . رهجو باید قوانین و مقررات را رعایت کند و به حرمت‌ها احترام بگذارد و فرمان‌بردار خوبی باشد و همچنین نظم و انضباط را رعایت کند و برای آموزش‌ها ، تسلیم راهنما خود باشد و هر چه بوده است را پشت سر بگذارد وارد کنگره شود . رهجو باید علم درمان اعتیاد را بیاموزد و توجه داشته باشد که دانستنِ علوم دیگر در کنگره فایده‌ای ندارد و کاری از پیش نمی‌برد . رهجو نباید از کنگره توقع بی‌جا داشته باشد و در مسیر درمان خود و تعالی اهداف کنگره قدم بردارد . باید خودشناسی را یاد بگیرد تا به خداشناسی برسد ، اما وظایف راهنما در کنگره ۶۰ این است که به رهجو راه را نشان داده و چراغ راه او شود و او را به سمت مسیر درست ، راهنمایی کند و به او آموزش دهد که چگونه راه درست و صراط مستقیم را بیابد . راهنما انتقال اطلاعات و دانش و علوم و تجربیاتی که در کنگره فراگرفته است را بر عهده دارد . راهنما رهجو را به حرکت و تلاش و امید هدایت می کند ؛ چرا که راهنما به قوانین و حرمت‌های کنگره کاملاً آشنایی دارد و به آن‌ها مسلط است . مهم‌ترین خصوصیت راهنما عشق و محبت نسبت به رهجوی خود است و این از اساس کار آن‌ها که محبت و عقل و ایمان است نشئت می‌گیرد و این را باید بدانیم این عشق بلاعوض و الهی است و یک‌ جور ادای دِین به هم‌درد از نوع خود می‌باشد .

همسفر فاطمه « لژیون پنجم»
خدا را شاکرم که راه کنگره را به من نشان داد و لقب زیبای رهجو و همسفر را برایم برگزید . ما در کنگره آموختیم که رهجو کسی است که جوینده راه است ، جوینده راه رهایی و دوری از ضد ارزش‌ها و رسیدن به آرامش و ارزش‌هایی که خداوند ما را برای آنها آفریده است و اولین ویژگی او این است که خواستار رهایی باشد . کسی که خودش میداند خواهان رهایی نیست آیا بهتر نیست به دنبال کار خودش برود ؟ رهجو باید به دنبال آموزش باشد و خوب بداند که بدون آموزش خبری از رهایی نیست و به کنگره ایمان داشته باشد و باید اصول و قوانین کنگره را رعایت کند و به دیگران احترام بگذارد و نظم و انضباط داشته باشد و با لباس آراسته و در ساعت معین در کنگره حضور داشته باشد  و داوطلبانه خدمت کند و در آخر قدردان زحمات کنگره و آموزش‌های کنگره باشد و در صورتی که توان مالی دارد ببخشد که در کنگره ما بخشیدن و سپاسگزاری در برابر خداوند مطلق و مخلوق را آموخته‌ایم . راهنما کسی است که راه بسیار سخت و دشواری را طی کرده است و در این جایگاه قرار گرفته است و همانند یک چراغ راه تاریک ما را روشن می‌کند تا از این تاریکی به سلامت عبور کنیم و وارد روشنایی و نور شویم . راهنما کسی است که بی‌منت و مزد به ما خدمت می‌کند تا راه را به ما نشان بدهد.

همسفر مریم «لژیون هشتم»
آقای مهندس فرمود : ما در هر سطحی هستیم ، تحصیلات ، ثروت ، شغلی که داریم باید همه را پشت در کنگره بگذاریم و وارد کنگره بشویم .همه ما در این جا یک رهجو هستیم.  یک رهجو باید فرمانبردار باشد تا به رهایی برسد . باید به قوانین کنگره احترام بگذارد تا بتواند آموزش بگیرد و به رهایی برسد . رهجو وقتی وارد کنگره می شود باید بداند راهنما پزشک نیست و فقط راه‌ را به رهجو نشان می‌دهد . رهجو خود باید حرکت کند تا به نتیجه برسد . رهجو باید خودش راه خروج از تاریکی‌ها را پیدا و به صراط مستقیم برسد. یک رهجو وقتی وارد کنگره می‌شود باید اعتقاد کامل به روش درمان ، به راهنما و کنگره ۶۰ داشته باشد در غیر از این صورت نمی تواند به رهایی برسد . معیاری که در کنگره وجود دارد براساس نظم ، احترام و قانون است . باید به قوانین کنگره احترام بگذارد ، رازدار باشد و حرمت کنگره را حفظ کند . در سی‌دی وظایف رهجو درباره محبت کردن صحبت شده است . یعنی ما با محبت کردن می توانیم به قلب افراد وارد بشویم . اگر از شخصی بدرفتاری ببيند باید علت را در خود جستجو کند . در کنگره به مسافر و همسفر رهجو می‌گویند . رهجو برای رها شدن از دام اعتیاد و آموزش گرفتن به این راه قدم می گذارد ، در کنگره فرق مسافر و همسفر این است که مسافر به دلیل استفاده از مواد مخدر سیستم ایکس بدن خودش را تخریب کرده است . ولی سیستم ایکس همسفر غیر مستقیم و با افکار منفی تخریب شده است . در کنگره راهنما توسط خود رهجو انتخاب می شود .حق انتخاب با خود رهجو است . در کنگره نباید تجسس ،قضاوت و دخالت کنیم مهم‌ترین قانون کنگره این است که نباید با افرادی که در کنگره با هم هستیم در بیرون از کنگره ارتباط ‌ و رفت و آمد برقرار کنید .

همسفر فیروزه « لژیون هشتم»
زمانی که من به همراه مسافر خود برای درمان اعتیاد وارد کنگره شدم ، دو جایگاه به من تعلق گرفت، یکی جایگاه رهجو و دیگری جایگاه همسفر . همسفر یعنی بال پرواز برای اوج گرفتن به سوی رهایی و اما جایگاه رهجو ، رهجو یعنی جوینده راه ، راهی که سال‌ها بر اثر عدم آگاهی برای ما مشخص نبود ، راهی برای بهتر زندگی کردن ، راهی برای عبور از تاریکی و رسیدن به روشنایی ، منِ رهجو باید بدانم که هر راهی قوانین خاص خودش را دارد که برای پیمودن راه و رسیدن به مقصد باید این قوانین را رعایت کنم. من از ابتدا ورودم به کنگره تمام سعی خودم را می‌کردم که یک رهجوی فرمانبردار باشم و در انجام وظایف خود کوتاهی نکنم . همیشه با خودم می‌گفتم : وقتی راهنما این مسیر طولانی را طی می‌کند و در گرما و سرما و در تحت هرگونه شرایطی برای آموزش من رهجو در شعبه حاضر می‌شود ، من چه کاری در قبال این کار عظیمی که راهنما برایم انجام می‌دهد، می‌توانم انجام بدهم ،وظیفه من چیست ؟ یک رهجو در ازای چیزی که از راهنمای خود آموزش می‌گیرد باید قدردان و شاکر باشد و قدردان بودن یکی از خصلت‌های انسان‌های بزرگ می‌باشد. یک  رهجو در طول سفر باید بسیار تا بسیار به نظم و انضباط و همچنین وضعیت ظاهری خودش اهمیت بدهد ، به موقع در کارگاه آموزشی شرکت کند ، یک رهجو باید برنامه‌ریزی داشته باشد و باید با واژه صبر آشنا باشد و بداند آرزوهای بزرگ همیشه با صبر و گذشت زمان تحقق می‌یابند من به عنوان یک رهجو باید به راهنما خود ایمان داشته باشم و تمام سعی خود را بکنم که یک رهجوی واقعی باشم ، یکی از مهم‌ترین وظایف منِ رهجو ،حفظ ادب و احترام و فرمانبرداری از راهنما می‌باشد ، من باید به قوانین و اصول کنگره احترام بگذارم و به آنها عمل کنم و باید این را بدانم تا زمانی که یک رهجوی خوب و تسلیمی نباشم و به وظایف خود عمل نکنم قطعاً همسفر خوبی هم نخواهم بود و به نوعی رهجو بودن زیربنای همسفر بودن است و اول باید یک رهجوی خوب باشم تا در کنار آن بهترین همسفر باشم.

باتشکر از همسفران نمایندگی خمین

تایپ : همسفر رفعت و سمیه «لژیون اول» ، همسفر ام البنین و همسفر فاطمه «لژیون پنجم» ،همسفر مریم و همسفر فیروزه «لژیون هشتم»

ویرایش:همسفر منصوره « راهنما تازه واردین »

ویراستار:همسفر مینا رهجوی راهنما همسفر مهتاب «لژیون دوم»

تنظیم و ارائه:همسفر الهام رهجوی راهنما همسفر اعظم «لژیون پنجم»

همسفران نمایندگی خمین

 

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .