اسیستانت همسفر نسیم، به همراه مسافرشان با تخریب ۱۸ سال وارد کنگره شدند. آنتیایکس مصرفی مسافر ایشان، تریاک و شیره بود. به راهنمایی دیدهبان محترم آقای علی اشکذری و خانم آنی بزرگوار، به روش دیاستی و داروی اپیوم،به مدت ۱۰ ماه سفر کردند و اکنون به شکر خداوند، ۱۷ سال و دو ماه است که آزاد و رها میباشند. اینک با ایشان گفتگویی ترتیب دادهایم که توجه شما عزیزان را به آن جلب مینمایم:

در وادی دهم بلافاصله بعد از صفت از کلمه صادق استفاده شده، منظور چیست؟
صفت به معنی ویژگی و خاصیت هر چیزی است.ما هیچگاه نمیتوانیم تاریکی را از شب بگیریم و یا روشنایی روز را تغییر دهیم اما در مورد انسان اینطور نیست و انسان میتواند آن خاصیت و ویژگی خود را تغییر دهد. «صفت گذشته در انسان، صادق نیست چون جاری است». میتوان گفت، شخص با یکسری صفات به کنگره میآید، آموزش میگیرد و با تغییر صفات بد خود به صفات خوب، به شخصی تبدیل شده که همه او را تأیید میکنند. این است که میگوییم صفت، صادق نیست.
از منظری دیگر، صادق بودن به نحوی، تمنای دل میخواهد. باید تمنای دل داشته باشیم و بعد صادق باشیم یعنی وقتی میگوییم که فردی خدمتگزار صادقی برای کنگره است، یعنی چه؟ یعنی رو راست است و پشت پرده، شخصیت دیگری ندارد، حرف زدنش با دلش یکی است و یا حرف و عملش یکی است. صداقت را در این میبینم که واقعاً در کار، حرف و عمل صداقت داشته باشد. من خودم دوست دارم خدمتی که انجام میدهم صادقانه باشد، صداقت داشته باشم و برای کسب جایگاه خدمت نکنم.
آیا میتوان گفت، وادی دهم وادی اختیار است؟
بله، وادی دهم مثل یک شمشیر برّنده است که هم هشدار میدهد و هم امید به بازگشت. من باید خودم اختیار داشته باشم و تصمیم بگیرم که برگشت کنم و به آینده امید داشته باشم. میتوانم بگویم که این وادی به نوعی لطف و بخشندگی خداوند را در زندگی ما به نمایش میگذارد و اینکه با اختیار، ترسیم خطوط زندگی، به دست خود ما سپرده شده است. انسان میتواند با تزکیه، تسویه و تصفیه، صفات بد خود را تغییر دهد. هیچگاه نباید فکر کند که نیازی به آموزش ندارد چراکه اگر برای چیزهایی که کسب کرده، همچنان تلاش نکند و ارتباط و اتصال خود را با منابع، دریافتها و آموزشها قطع کند، بهزودی آنها را از دست میدهد و این درس بسیار مهمی است که میتوان از این قانون برداشت کرد. بهطورکلی ما با دوری از ضدارزشها و قرار گرفتن در مسیر ارزشها میتوانیم، صفت خود را تغییر دهیم و نشانه این تغییر صفت این است که سایر انسانها ما را دوست خواهند داشت.
جاری بودن انسان، به چه مفهوم است؟
میتوان انسان را به یک رودخانه تشبیه کرد. انسان میتواند راکد باشد، مثل بعضی از رودخانهها که جاری نیستند و به مرداب تبدیل میشوند. آب داخل این مرداب یا آبی که جاری نباشد، تبدیل به لجن میشود، برگ داخل آن میافتد و آشغال میگیرد اما وقتی جاری باشد، زلال است و ما نیز جاری بودنش را دوست داریم. انسان هم باید جاری باشد. اگر انسان راکد باشد، نه خودش از وجود خود لذت میبرد و نه اطرافیانش و این جاری بودن انسان به ویژگی اختیار انسان مربوط میشود. انسان زمانی که در تصمیمات خود بر سر دوراهی یا حتی سر چندراهی قرار میگیرد، بر اساس اختیاری که دارد میتواند انتخابهای آگاهانه و یا ناآگاهانهای داشته باشد و راه و مسیر خود را تعیین کند. مضمون وادی دهم این است که هیچ انسانی محکوم به این نیست که تا آخر عمر یک اشتباه و یا یک صفت ناپسند را با خود حمل کند. انسان میتواند صفت و ویژگی خودش را تغییر دهد. انسان در هر جایگاهی که باشد بهشت یا جهنم، خوب یا بد، بالا یا پایین، هیچ تضمینی وجود ندارد که همیشه در آن جایگاه باشد اگر چنین بود دیگر ما نیازی به تلاش در خودمان و زندگیمان نمیدیدیم.
گاهی صفات گذشته تغییر کرده ولی فکرکردن به آن، آزارمان میدهد. بااین موضوع چه باید کرد؟
وقتی گذشته ما، گذشته تیره و تار و در جهل و ناآگاهی بوده باشد، مسلماً ما را آزار میدهد. پس وقتی ما به آن فکر کنیم ناراحت میشویم، اما باید خوشحال باشیم که از آن زندگی و آن چاه هم بیرون آمدهایم و از تاریکی به روشنایی رسیدهایم. به همین خاطر همیشه باید به آینده امید داشته باشیم و امید به بازگشت داشته باشیم. همانطور که گفتم، این وادی، هم هشدار است و هم امید به بازگشت. این وادی به ما تأکید میکند، که باید همیشه امیدوار باشیم. به عقیدهی من گذشته دیگر مرده است، اصلاً نباید به گذشته خود فکر کنیم حالا چه خوب باشد و چه بد. ما در حال، زندگی میکنیم پس باید لذت حال و زندگی الان خود را ببریم و انرژی بگیریم و حس ما خوب شود و به اطرافیان خود، علی الخصوص خانواده، انرژی مثبت، منتقل کنیم. از گذشته فقط درس بگیریم ولی غرق شدن در آن چیزی جز ناامیدی برای ما ندارد. شکرگزار خداوند باشیم که فرصت جبران و تغییر به ما داده شد و این نعمت را قدر بدانیم و در مسیر درست حرکت کنیم.
چگونگی رسیدن به تفکر سالم و دست یافتن به عشق سالم و واقعی را برایمان بگویید.
از تفکر سالم تا به عشق سالم رسیدن خیلی زمان میبرد و انسان خیلی باید روی خودش کار کند که این اتفاق بیفتد اما نابترین و بهترین روش آن این است که حس، تزکیه و پالایش شود. هرچقدر حس تصفیه و پالایش پیدا کند و هرچقدر ما به خدای خودمان نزدیکتر شویم و هرچقدر خودت و آن روحت را و صفاتت را به خداوند نزدیک و نزدیکتر کنی آن عشق سالم هم پدیدار میشود. انسان خیلی باید روی خودش کار کند و به نظرم هرچه که جلوتر میروی و هرچه بیشتر میفهمی، امتحانات سختتر میشود. مسئله دیگر اینکه خواه، ناخواه روزی هزاران فکر در ذهن میآید. فکرهای منفی و مثبت. اگر بخواهیم به این افکار پر و بال بدهیم، ذهن ما پر از افکار منفی میشود. آن موقع، نه میتوانم تصمیم بگیرم و نه محبتی داشته باشم. پس من باید این تفکرات را از ذهن خود خارج کنم. بعضی مواقع ما باید سیدیهای آقای امین را گوش کنیم و یک مقدار فکر کنیم که تفکرات ما همه سالم و خوب بوده است؟ وقتی شبها میخواهیم بخوابیم یک بازبینی داشته باشیم، که من امروز چه کاری انجام دادهام و چه افکاری به ذهن من رسیده است؟ پس برای تغییر صفت، باید از تفکر شروع کنیم زمانی که انسان به یک تفکر سالم میرسد. مرحله بعد، ایمان داشتن است؛ ایمان به راه و روش درست، ایمان به رب و مربی، ایمان به درمان راستین.
ایمان؛ یعنی تجلی نور خدا، تجلی صفات ارزشمند، تجلی صفات رب و مربی و اینجاست که ایمان سالم زمینه را برای انجام عمل سالم، مهیا میکند و حسهای ما باز میشود و حس سالم، قوه عقل را به کار میاندازد و ماحصل تمام اینها میشود، عشق راستین! عشقی که با شعور، همراه است. عشق به بودن، به خدمت، به هستی و به حیات؛ زیرا بزرگترین معجزه حیات، خودِ حیات است؛ حیات و زندگی که از آن لذت ببریم.
دریکی از پیامهای کتاب۶۰، درجه آمده: « اصوات را ارج دهید»، منظور چیست؟
صوت هم اثر دلپذیر و خوب و سازنده دارد و به وجود آورنده انرژی در انسان است و هم ممکن است اثر مخرب داشته باشد و انرژی را از شخص میگیرد. صوت شامل موسیقی و کلام مثبت، منفی و خنثی است یعنی گاهی یک آهنگ انسان را به شادی و هیجان دعوت میکند و او را امیدوار میکند. این صوت مثبت و سازنده است و گاهی انسان را به اوج ناامیدی و ناآرامی سوق میدهد که آن صوت مخرب و منفی است. بعضی از اصوات و موسیقیها همانند ظرف یکبار مصرف زود کنار میروند که آنها اصوات خنثی هستند و جهان هستی پر از اصوات متعددی که در روحیه انسان اثر شگرفی میگذارد باید آنها را در زمین و سماء بیابیم. آوای کنگره هم یکی از همین اصوات مثبت است. اگر صوتی در انسان انرژی و توان حرکت به وجود آورد و باعث امید در دلش گردد، جزء اصوات مثبت و سازنده است. باید از اصوات در جهت مثبت استفاده کنیم. اگر امروز کلام من باعث امید، انرژی، قدرت و توان حرکت در دیگران میشود این ارزشمند است.
حضور در جشن گلریزان نشاندهنده تغییر صفت است یا راهی میشود برای تغییر صفت گذشته؟
هر دو مورد. هم تغییر صفات، سبب شرکت در گلریزان میشود و هم کسانی که در گلریزان شرکت میکنند، صفاتشان تغییر میکنند. هر دو مورد، اثبات شده است. از نمونهها بارز تغییر در صفات، حضور در گلریزان است. وقتی اعضاء از تجربه خود قبل از ورود به کنگره بیان میکنند که باصفت بخشندگی آشنا نبوده و آن را در وجود خود نشناخته بودند، زیرا دیدگاه آنان نسبت به موضوع بخشش بسیار متفاوت بوده است اما زمانی که در وادی عشق و محبت قرارگرفته است، خالصانه، با تمام وجود و عشق در این امر سهیم میشوند آنگاه صفت بخشندگی را بهخوبی از خداوند آموخته و به اجرا میگذارند.
از ابتدای ورودتان به کنگره، چه جایگاههای خدمتی را تجربه کردهاید؟
سال ۸۴، وارد کنگره شدیم و در سال 85، رها شدیم. اولین مسافری که در اصفهان، رها شد آقای محمد فنایی بود و ایشان همسفر نداشتند و دومین مسافر، مسافر من بود و من شدم، اولین همسفر اصفهان. هنوز در سفر اول بودم، که آقای خدامی به من گفتند مرزبان شوم و یک دوره مرزبان انتصابی را طی کردم و دو دوره مرزبان انتخابی یعنی سه دوره به لطف خدا در جایگاه مرزبانی خدمت کردم. چهارسال، راهنما بودم، و در سه شعبه سلمان فارسی، شیخبهایی و میرداماد، ایجنت بودم و پنج سال ایجنت پارک شهدای شهرداری اصفهان بودم و الان هم بیش از دوسال است که اسیستانت سیزده شعبه هستم و خداراشکر میکنم که این توفیق نصیبم شد که بتوانم خدمتگزار همسفران باشم. با اینکه اولین همسفر بودم هیݘوقت، دوست نداشتم بگویم پیشکسوت هستم چون فکر میکنم، پیشکسوت خانم آنی بزرگ هستند. خانم آنی، هیچوقت نگفتند من اولین همسفر کنگره ۶۰ هستم. وقتی ایشان نگفتند، من چطور میتوانم بگویم؟! من فقط همیشه دعا میکنم که بتوانم خدمتگزار کوچکی برای کنگره باشم.
انشالله هرکسی که عشق خدمت دارد و در هر جایگاهی که دوست دارد، خدمتگزار خوبی برای کنگره، باشد.
باتوجه به جایگاههای خدمتی مختلف، کدام جایگاه را بیشتر دوست داشتید؟
جایگاه راهنمایی. من چهار سال راهنما بودم، البته چهار سال کامل هم نشد. تقریباً دوماه قبل از اتمام چهار سال، خانم آنی دستور دادند، لژیون را تحویل بدهم و ایجنت شوم. در آن دوره راهنمایی، بیشترین اوقات را داشتم و برایم بسیار لذتبخش بود. خداراشکر اکثر رهجوهایم، راهنما شدند، جایگاه خدمتی گرفتند و این بالاترین لذت را داشت و راهنماها باید قدر جایگاهشان را بدانند.
تغییرات شعبه دنا قسمت همسفران را چگونه ارزیابی میکنید؟
همسفران شعبه دنا خیلی پیشرفت کردهاند یعنی از اول جای پیشرفت داشت. شعبه دنا یکی از آن شعبههایی است که واقعاً خوب عمل کرده و عملکرد آنها رو به جلو بوده است. بعضی وقتها میگویم شعبهای که از همان اول پایههایش محکم گذاشته شود، خیلی خوب، بالا میرود. در این شعبه نیز این اتفاق افتاده است چون پایهریزی خیلی خوبی داشت. ایجنت، مرزبانها و راهنماها واقعا پیشرفت کرده است و جای پیشرفت هم دارد و این واقعا جای خوشحالی دارد که این شعبه اینطور ارتقا پیدا کرده است. الحمدالله پهلوان، دنور و تعداد زیادی در لژیون سردار فعالیت میکنند.
سخن پایانی...
فقط میتوانم تشکر کنم و بگویم که خیلی خوشحال هستم، چون شعبه شهرضا؛ یکی از شعبههایی بود که هم شعبه و هم افراد آن را خیلی دوست دارم. شعبهای است که خالصانه خدمت میکنند، این موضوع را در چشمهای خدمتگزاران آن میتوان دید و اینکه از ته دلشان میخواهند یک کاری کنند که شعبه ارتقاء پیدا کند و وسیعتر شود. به تمام اعضا تبریک، خداقوت و دست مریزاد میگویم که اینقدر خوب پیش میروند. از آقای مهندس و خانم آنی و خانم کماندار عزیز که به من فرصت خدمتگزاری دادند، سپاسگزارم و از مسافر عزیزم تشکر میکنم که اگر ایشان نبودند من هم توفیق فراگرفتن این آموزشهای ناب و خدمت کردن را نداشتم.
طراح سوالات: گروه مصاحبه
تایپ: گروه تایپ
عکاس: راهنما همسفر فاطمه (ک)
ویرایش و ارسال: همسفر لیلا (ک) رهجوی راهنما همسفر لیلا (لژیون یکم)
همسفران نمایندگی دنا
- تعداد بازدید از این مطلب :
1092