سلام به شما و همه خوانندگان عزیز من مسعود لطیفی ۳۲ ساله متولد تهران و متاهل که با تخریب کراک وارد کنگره 60 شدم.
مسعود جان از آشنائیت با مواد مخدر بگو.
اولین بار که با مواد آشنا شدم در سال ۷۹ در محل کارم بود، تا قبل از آن به دلایلی که هیچگاه نفهمیدم چه بود، دچار افسردگی شدید شده بودم و به تجویز پزشک قرص و داروهای روانی و ضد افسردگی مصرف می کردم اما هر روز حالم بدتر می شد و هر بار که به پزشک مراجعه می کردم قرصهای قویتر و بیشتری به من می داد.
آیا مصرف این قرصها تاثیری در روند بهبودیت داشت؟
نه، تا زمانی که قرصها را می خوردم گیج و منگ بودم و هیچ احساسی به زندگی نداشتم تا اینکه یکی از همکارانم به من پیشنهاد داد که بجای قرص، تریاک مصرف کنم من هم هفته ای یکی دو بار مصرف کردم و در ادامه تریاک را جایگزین قرصها کردم.
تریاک چطور؟ تاثیرش بر تو چه بود؟
مصرفم به حدود پنج گرم در روز رسید اما هر چه می گذشت تریاک هم دیگر جوابگو نبود و به سراغ ترک اعتیاد رفتم، اولین باری که ترک کردم به صورت سقوط آزاد بود اما بعد از ترک، مشکلات روانی به شکل بدتری برگشت، حتی مشکلات جسمی ناشی از ترک هم اضافه شده بود کارم شده بود گریه کردن وقتی به پزشک مراجعه کردم یک سری قرص برایم تجویز کرد که مقداری از آنها جهت جایگزینی تریاک بود، اما چون تحملم نسبت به قرص بالا رفته بود تریاک هم مصرف می کردم.
پس هم قرص مصرف می کردی هم تریاک؟
بله تا مدتی به همین روال گذشت و هر روز حالم بدتر می شد باز هم به پزشک مراجعه کردم که این سری برایم شوک درمانی یا همان ETC را تجویز کرد و هفت جلسه شوک درمانی شدم و بعد از آن مشکلاتم که کم نشد هیچ، دچار اختلال در حافظه هم شدم به طوری که نام خیابانها را هم به خاطر نمی آوردم اما بعد از آخرین جلسه شوک درمانی یک هفته بیشتر دوام نیاوردم و دوباره تریاک مصرف کردم و همان روند گذشته را در پیش گرفتم، در این بین هم چندین بار اقدام به ترک کردم، از داروهای گیاهی تا سقوط آزاد و غیره تا آخرین بار به هر سختی که بود توانستم شش ماه دوام بیاورم آنجا بود که پزشکم به من گفت برای اینکه برگشت نخوری ازدواج کن من هم قبول کردم و این کار را انجام دادم.
یعنی فکر می کردی با ازدواج مشکل اعتیادت حل می شود؟
بله قصد ازدواج داشتم، تاکید دکترم هم بی تاثیر نبود اما جالب اینکه تا یکی دو ماه اول ازدواج وضع روحی ام بهتر شده بود اما بعد از آن یکدفعه همه چیز بهم ریخت و باز هم مجبور به شوک درمانی شدم و برای بار دوم یک دوره شوک درمانی را تحمل کردم و باز هم تریاک را شروع کردم، هر چه می گذشت اوضاع بدتر می شد و دیگر تریاک جوابگو نبود تا اینکه کراک را شناختم و تنها کاری که توانستم انجام دهم این بود که قرصها را قطع کنم اما بعد از یکسال متوجه شدم تمام زندگی ام را از دست داده ام، از یک طرف طاقت ترکهای مختلف را نداشتم چون احساس می کردم تمام آن راهها اشتباه است و از طرف دیگر نمی خواستم مواد مصرف کنم.
و با کنگره آشنا شدی؟
بله، تا اینکه دخترم ارشین به دنیا آمد و من با دلی شکسته از خداوند طلب کمک کردم که راهی درست پیش رویم بگذارد بعد از چند روز از طریق خواهرم با سایت کنگره آشنا شدم و به نمایندگی انقلاب آن زمان مراجعه کردم، بعد از مشاوره متوجه شدم تمامی حرفهای آنها منطقی است، با خودم گفتم این راه را هم امتحان کن و از لحظه ورود و انتخاب راهنما عزمم را جزم کردم که درمان شوم و با خواستی قوی شروع به سفر کردم.
در طول سفر مشکلاتم به آرامی حل می شد و من تجربیات و آموزشهایی را کسب می کردم که در هیچ کجا ندیده بودم، آنقدر حالم خوب شده بود که با خودم عهد کردم کمک راهنما شوم و من هم به همنوعان خودم که درگیر اعتیادند با تمام وجود کمک کنم تا به این حال خوب برسند.
در طول این مسیر همسرم بسیار کمک کرد و برایم مانند یک بال پرواز بود، آن روزهای سفر اولمان را فراموش نمی کنم که ایشان با کودک یک ماهه، پا به پای من در جلسات حاضر می شد و آموزش می گرفت، از او و راهنمای عزیزم آقای حجازی و همچنین آقای مهندس دژاکام بسیار سپاسگزارم.
مسعود عزیز کلام آخر؟
ضمن تشکر از شما به امید اینکه تمام ره گم کردگان در مسیر کنگره 60 قرار بگیرند.
باتشکر از حضور شما.
تهیه گزارش: فرشید
منبع: وبلاگ نمایندگی شادآباد
-
منبع:
- دوشنبه 25 ارديبهشت 1391
- تعداد بازدید از این مطلب :
1329