English Version
This Site Is Available In English

مشارکت مکتوب لژیون سردار

مشارکت مکتوب لژیون سردار

به نام قدرت مطلق الله

همسفر لیلا
آبان ماه هرسال در کنگره جشنی بر پا می‌شود به نام جشن گلریزان که به اعتقاد من برای اعضای کنگره یک یوم‌الحساب محسوب می‌شود؛ روزی هست که هر آنچه در طول یک سال آموزش گرفته‌ام را قرار است به اجرا درآورم و در این سنجش قرار نیست من باکسی مقایسه شوم. من خودم را با من سال قبل می‌سنجم تا ببینم در طول آموزش‌های یک سال اخیر چقدر از آموزش‌ها را جذب کرده‌ام و چه تغییراتی در خودم ایجاد کرده‌ام! یوم‌الحساب همیشه به معنای خروج از یک مرحله و ورود به مرحله دیگر است. وقتی در جشن گلریزان اعضای کنگره با هر توان مالی که دارند شرکت می‌کنند تا یاری‌رسان اهداف کنگره باشند، بعد از انجام این عمل خداپسندانه کمک می‌کنند تا سطح و جایگاه خود را در هستی تغییر بدهند؛ چراکه فرموده خداوند است در قرآن کریم که اعمال خیر انسان باعث ارتقا و ورود انسان به بهشت جاودان می‌شود و در کنگره آموختیم که بهشت یعنی نقطه‌ای و لحظه‌ای که انسان در تعادل و آرامش کامل باشد؛ یعنی درواقع درست‌کار کردن سیستم ایکس و سیستم شبه افیونی بدن!
زمانی که من به‌عنوان یک عضو از اعضای کنگره که از طرف خداوند اذن ورود به کنگره برایم صادرشده و برای رهایی من انسان‌های زیادی عاشقانه خدمت می‌کنند تا من از بند سیاه و تاریک اعتیاد آزاد شوم. دوست دارم ثابت کنم که من زحمات همه‌ی شمارا می‌بینم و برای آن ارزش قائل هستم. من برای بزرگ‌ترین و اولین استاد و راهنمای کنگره که آقای مهندس هستند احترام قائل هستم و سعی می‌کنم در این مسیر درست حرکت کنم تا آن‌قدر قوی شوم که روزی بتوانم دست دیگران را هم گرفته و از گودال سیاه، سرد و مخوف اعتیاد بیرون بکشم. حال می‌پرسم چه کمکی از دست من برمی‌آید تا انجام دهم؟!
در جواب می‌شنوی:
لا یکلف الله نفس الا وسعها
خداوند به هر نفسی (انسانی) به‌اندازه توانش تکلیف می‌دهد و بیش از توان انسان‌ها از آن‌ها انتظاری ندارد! در کنگره هم که یک نمونه کوچکی از جهان هستی است همین قوانین و فرمان‌های الهی اجرا می‌شود، بنابراین از هر شخص به‌اندازه توانش تکلیف و مشارکت خواسته می‌شود. در گلریزان هرکسی توان خودش را بهتر از هرکسی دیگر می‌داند؛ پس چه خوب است که با خودش روراست باشد و هراندازه که می‌تواند برای حال خوب خودش قدم بردارد چراکه ظلمی بدتر از این نیست که در یک موقعیتی که قرار داده‌شده تا بتوانم جسم و جانم را شست‌وشو داده و به آرامش برسانم، شرکت نکنم. جهان خاکی جهان ماده است و هر چه که برای بقا نیاز داریم به ماده ختم می‌شود بنابراین گذشتن از آن (پول) که از جنس ماده است خیلی دشوار است؛ اما در همین جهان ماده انسان‌های زیادی را دیده‌ایم و یا می‌بینیم که خیلی راحت از داشته‌های خود گذشتند تا آرام‌بخش زندگی انسان‌های دیگر باشند و حتی بعضی از این انسان‌ها تا پای جان هم رفته و آن را بخشیدند! وقتی به‌نظام هستی نگاه می‌کنیم همه‌ی آفریده‌ها و مخلوقات خداوند در حال بخشیدن هستند، خورشید تابناک نور و گرمایش را! پرندگان صوت زیبای خود را! آسمان برف و باران حیات بخشش را! دریا موج‌های زیبا و پرصلابتش را! گل‌ها عطر خوششان را! دشت و جنگل و سبزه‌زارها سبزی و خرمی خود را! حال من انسان که ادعا دارم اشرف مخلوقات بر روی زمین هستم چه چیزی برای بخشیدن دارم؟
چگونه می‌توانم خودم را با تمام مخلوقات که چیزی برای بخشیدن و خدمت کردن دارند همسو و هم‌نوا کنم!
کنگره به من این فرصت را در سه نوبت و سه گلریزان می‌دهد: ۱-گلریزان مالی که در آبان ما هرسال برگزار می‌شود و به من این فرصت را می‌دهد تا اگر در این زمینه توان و قدرت دارم وارد عمل شوم.
۲- گلریزان علمی که تقریباً هر یک سال و نیم برگزار می‌شود (آزمون راهنمایی)
۳- گل‌ریزان خدمت انسانی که هرسال اسفندماه برگزار می‌شود (خانه‌تکانی و نظافت کنگره) حال باید توان خودم را بسنجم تا ببینم در کدام‌یک از این گل‌ریزان‌ها می‌توانم حضور پررنگ‌تری داشته باشم و آموزش‌های خود را در آن زمینه به مرحله ظهور برسانم و تا جایی که می‌توانم از کمک کردن دریغ نکنم! امیدوارم امسال در تمام شعب کنگره ۶۰ گلریزان باشکوهی را شاهد باشیم.
همسفر خدیجه
«اگر بنایی آباد باشد اما ساکنین آن خراب باشند بنا هم کم‌کم رو به خرابی و نابودی می‌رود؛ اما ساکنین آباد بناهای خراب و یا ویرانه‌ها را هم می‌توانند آباد کنند.»
کنگره یک سازمان مردم‌نهاد است و هیچ کمکی از هیچ ارگانی دریافت نمی‌کند چراکه آقای مهندس معتقد هستند گاوی که نان گدایی بخورد شخم نمی‌زند. افراد کنگره ۶۰ ابتدا با حمایت کردن از سبد قانون یازدهم و بعد هم کمک‌های داوطلبانه‌‌ی خود کمک به رشد و توسعه‌ی این مکان مقدس کردند. ما هرساله جشنی به نام گلریزان داریم که بسیار باشکوه است، جشنی که افراد با بخشیدن قسمتی از دارایی خود به حال خوش می‌رسند. طبق صحبت‌های جناب آقای مهندس اگر به این افراد پول بدهی آن‌قدر خوشحالشان نمی‌کند که از خود پول می‌بخشند. این بخشش بستگی به توان مالی آن‌ها دارد. یکسری با پرداخت شش میلیون وارد لژیون سردار می‌شوند. بعضی از افراد با پرداختن پنجاه میلیون تومان دنور می‌شوند و بعضی‌ها با پرداخت پانصد میلیون تومان پهلوان کنگره ۶۰ می‌شوند. بدون هیچ چشم‌داشتی این بخشش رادارند و به این بخشش خود ایمان‌دارند. اینکه وعده خداوند دروغ نیست. اینکه ما با بخشش‌هایی که داریم می‌توانیم سهمی داشته باشیم برای دانشگاه کنگره ۶۰ که آرزوی قلبی جناب آقای مهندس هست. وقتی‌که من خدیجه وارد کنگره شدم ساختمان‌، صندلی، راهنما و غیره تمام امکانات رایگان در اختیار من قرار داده شد بدون اینکه در قبال آن هزینه‌ای از من بگیرند. حالا وظیفه‌دارم در قبالش پرداختی داشته باشم. یادم نرود قبلاً کجا بودم و الآن کجا هستم. همچنین الگوی خوبی باشم برای دیگران. برای بخشش مال هم نیاز به بالا بردن دانایی است. باید آموزش گرفته شود تا بتوانی از مال خودت بگذری. همیشه شرط بخشش و گذشت مال پول داشتن نیست. خیلی‌ها ثروتمند هستند؛ ولی نمی‌توانند از مالشان بگذرند و درراه خدا انفاق کنند و دست کسی را بگیرند. من به‌عنوان عضوی از لژیون سردار باید این پیام رهایی را به همه‌ی افراد نیازمند برسانم و تلاش و کوشش خود را انجام بدهم برای پیشرفت هر چه‌بهتر تا این مسیر را ادامه بدهم.
همسفر فاطمه اصغری
در مورد دستور جلسه گلریزان که درواقع جشن شکرگزاری است. من اول باید ببینم کنگره چه خدمتی به من کرده است. خیلی با خودم فکر کردم و متوجه شدم که هر خدمتی که من به کنگره می‌کنم در آخر حال خوش نصیب خودم خواهد شد؛ حتی به‌عنوان یک راهنما زمانی به رهجو آموزش می‌دهم و به رهایی می‌رسد باز آن حس خوب و حال خوش به خودم بر‌می‌گردد.
ازنظر کنگره کسی پهلوان است که دل‌بزرگی داشته باشد و نگهبان پول خودش نباشد، مثلاً اگر حد توانم دویست هزار تومان است و من آن مبلغ را به کنگره پرداخت کنم آن‌وقت می‌توانم یک پهلوان باشم؛ ولی اگر قدرت توانم سه میلیون تومان باشد و من حساب‌وکتاب کنم و سیصد هزار تومان به کنگره پرداخت کنم آن حال بد به خودم برمی‌گردد. من اگر به زندگی گذشته خودم قبل از کنگره برگردم می‌بینم دعا می‌کردم همه زندگی خودم را بدهم تا مسافرم انسان سالمی شود؛ اما الآن که راه برای من باز شد چرا نباید از این فرصت استفاده کنم؟ دیگرانی آمدند و این فضا و مکان را آماده کردند تا من و امثال من که در دنیای تاریک بودیم، آموزش گرفتیم. حالا که من به حال خوش رسیدم دیگر نوبت من هست که با تمام توانم کمک کنم تا دیگرانی که در دنیای تاریک قرار دارند و با اعتیاد دست‌وپنجه نرم می‌کنند به رهایی برسند؛ چون همان‌طور که می‌دانیم کنگره یک سازمان مردم‌نهاد هست و از هیچ ارگان یا نهادی کمک نمی‌گیرد؛ پس هزینه این مکان، آب، برق و گاز را چه کسی باید تقبل کند. خوب معلوم است اعضای آن شعبه باید پرداخت کنند. در جشن گلریزان می‌توانم بخشندگی را یاد بگیرم و ثابت کنم من هم می‌توانم ببخشم؛ البته ذره‌ذره. ابتدا از سبد قانون یازدهم حمایت کنم تا در این جشن بتوانم سربلند بیرون بیایم و ببینم چند مرده حلاجم و شکر و قدردانی آن رهایی و آرامشی که در زندگی‌مان به دست آوردم را به نمایش بگذارم. هر کس در حد توانش باید در این جشن شرکت کند و هر کس عضو لژیون سردار می‌شود درواقع توانایی خودش را می‌سنجد و با استفاده از عقل خودش تصمیم می‌گیرد که چه مقدار پرداخت کند و اجازه ندهیم نیروهای منفی برای ما تعیین تکلیف کند. امیدوارم باقدرت در جشن گلریزان شرکت کنیم، چون بازهم حال خوش به ما برمی‌گردد و گره‌هایی در زندگی ما باز می‌شود که فکرش را هم نمی‌توانیم، بکنیم. پس بستگی به نوع دیدگاه من دارد که با چه حس و حالی در این جشن شرکت کنم.
همسفر افسانه
جشن گلریزان را به بنیان کنگره ۶۰ آقای مهندس دژاکام و خانواده محترمشان و همه اعضای کنگره تبریک می‌گویم. گلریزان یکی از سنت‌های زیبا درگذشته‌های نه‌چندان دور بوده است. درگذشته‌ها وقتی قرار بود در محله، شهر یا روستایی پل یا مدرسه‌ای یا برای ازدواج به شخصی کمک کنند، بزرگان آن شهر یا محله یا کسانی که ازنظر مالی درآمد خوبی داشتند در کنار هم جمع می‌شدند و پول‌هایشان را جمع می‌کردند تا بتوانند آن کار خیر را انجام دهند. این سنت قشنگ و خوب در کنگره هم باتدبیر دوراندیشی آقای مهندس جای گرفت. وقتی آقای مهندس به درمان رسیدند و تصمیم گرفتند کنگره را تشکیل دهند با تعداد افراد اندک و شرایط مالی سخت و در پارک‌ها و یا پیاده‌روها شروع کردند و جلسات خود را برگزار می‌کردند. آقای مهندس همیشه باتدبیر و درایت مشکلات را حل کرده‌اند و جشن گلریزان یکی از بهترین و مهم‌ترین تصمیمات ایشان بوده؛ چون کنگره از هیچ سازمانی کمک مالی نمی‌گیرد. خودش تمام امورات مالی مربوط به خودش را انجام می‌دهد. در جشن گلریزان هرکسی به‌اندازه‌ای که توان مالی دارد، پرداخت می‌کند؛ البته هستند کسانی که قلب‌های بزرگ و آموزش‌های خوب دیده‌اند و تا آنجایی که بتوانند کمک‌های مالی انجام می‌دهند. کسانی که برای پرداخت به این فکر نمی‌کنند که من شاید به مشکل برسم وقتی این پول را پرداخت کنم به این فکر می‌کنند که من هرچه پرداخت کنم نمی‌توانم دین خودم را به کنگره بپردازم. نمی‌توانم این‌همه آرامشی که در زندگی من و خانواده‌ام به وجود آمده را جبران کنم. اگر همه‌کسانی که در کنگره به درمان رسیده‌اند به این فکر کنند که قبل از ورود به کنگره چگونه زندگی تلخ و بدی داشته‌اند و چه لحظات سختی را گذرانده‌اند و چه خدمت بزرگی کنگره در حق آن‌ها کرده است، همه مسافران یا همسفران قبل از ورود به کنگره حاضر بودند هزینه‌های زیادی پرداخت کنند تا بتوانند برای یک روز یا حتی یک ساعت راحت و با آرامش زندگی کنند. بدون فکر کردن به مصرف مواد. حال که به این حال خوش و رهایی ناب رسیده‌اند باید به این خدمت کنگره پاسخ چگونه بدهند؟ اگر این لبخند و این حال خوش را در خود و خانواده خود ببینند دیگر در جشن گلریزان به انتهای پرداخت کردن خود فکر نمی‌کنند. اگر ما بخواهیم حتی یک مقدار کوچک از این خدمتی که کنگره به ما کرده را جبران کنیم باز حال خوش آن خدمت به خودمان وزندگی‌مان برمی‌گردد. ما باید به این آموزش برسیم که در کنگره هر نوع خدمت فقط برای خودمان است. حضور در این جشن گلریزان نشان می‌دهد که ما این دستور جلسه را چه مقدار کاربردی کرده‌ایم.
همسفر فاطمه خشته
اگر بنایی آباد باشد اما ساکنین آن خراب باشند بنا هم کم‌کم رو به خرابی و نابودی می‌رود؛ اما ساکنین آباد بناهای خراب و یا ویرانه‌ها را هم می‌توانند آباد کنند.
گلریزان یک سنت در کشور ما هست که امروزه به دلایلی کمرنگ شده و ایرانیان از دیر و باز با این امر مهم به مردم یاری می‌رساندند و اگر فردی مشکل مالی و یا بیماری داشت با گلریزانی که برای شخص می‌گرفتند مشکل را برطرف می‌کردند. ما بنا به شرایط و لطفی که از خداوند شامل حال ما شد وارد کنگره شدیم و بدون اینکه هزینه‌ای پرداخت کنیم، شروع به سفر کردیم و بعد از گذراندن مدت‌زمان لازم به رهایی رسیدیم. کنگره یک سازمان مردم‌نهاد است و هیچ کمکی از هیچ ارگانی دریافت نمی‌کند. چرا؟ چون آقای مهندس معتقد هستند گاوی که نان گدایی بخورد دیگر زمین شخم نمی‌زند. ما هرساله در کنگره یک جشنی داریم به نام گلریزان که بسیار باشکوه است. جشنی که افراد با بخشیدن قسمتی از مال و دارایی خود به حال خوش می‌رسند و طبق صحبت‌های آقا مهندس اگر به این افراد پول بدهی آن‌قدر خوشحالشان نمی‌کند. در آیه‌ای از قرآن کریم آمده که پرهیزکاران انفاق کردن را غنیمت می‌شمارند؛ ولی کسانی که از معارف قرآن بهره‌ای ندارند و از سویی به دنیا علاقه‌مند هستند انفاق کردن را غرامت می‌دانند. خدا را شکر پس‌انداز کردن را در کنگره آموختیم و الآن می‌توانیم در حد توان خودمان صفت بخشندگی را تجربه کنیم و هم خدمت مالی و هم آرامش درونی داشته باشیم. خداوند بخشنده است پس ما هم می‌توانیم به‌اندازه توان خودمان این صفت را داشته باشیم. افرادی قبل از ما چراغی را برای ما روشن کردند و ما همه دور آن چراغ هستیم. برای اینکه این نور چراغ کم یا خاموش نشود، وظیفه تک‌تک ما این هست که به هر نوعی در انشعاب این نور و زیادشدن آن قدمی برداریم. دیگران کاشتند و ما خوردیم ما بکاریم و دیگران بخورند. وقتی من وارد کنگره شدم ساختمان، صندلی، راهنما و تمام امکانات به‌صورت رایگان در اختیار من قرار داده شد بدون اینکه هزینه‌ای از من بگیرند؛ پس وظیفه من این است در حد توانم برای قدردانی و تشکر از نعمت‌های خداوند بازپرداختی داشته باشم.
خیلی خوشحال هستم که در این مکان مقدس در حال آموزش هستم و از آقای مهندس و خانواده محترمشان تشکر می‌کنم. آرامش امروز را به اقیانوس الهی گره می‌زنم تا در طوفانی‌ترین ایام روزگار سوار امواج باشم، نه در مقابل آن.
همسفر صبح گل
جهانی که ما در آن زندگی می‌کنیم مزرعه‌ی آخرت ما است و هر چیزی را اینجا بکاریم در جهان آخرت برداشت می‌کنیم. همه می‌دانیم که در کنگره ۶۰ آقای مهندس از هیچ ارگان یا سازمانی کمک مالی دریافت نمی‌کند. همین اعضای کنگره هستند که کمک می‌کنند. اگر امروز شعبه‌ای راه‌اندازی می‌شود همه به خاطر این بخشش‌ها و کمک‌های اعضا هست و این راداریم به‌وضوح می‌بینیم که مبالغی که به کنگره داده می‌شود در کجا خرج می‌شود. بخشش یکی از صفات خداوند هست که در وجود آقای مهندس بود و ما هم آموزش گرفتیم که ببخشیم و به آرامش، حس و حال خوب برسیم؛ چون بخشیدن هم سهل است هم سخت. سختی‌اش به خاطر این هست که انسان با توجه به خواسته‌های زیادی که خودش دارد از آن می‌گذرد و سهل بودنش این است که زمانی که از خواسته‌ات گذشتی خیلی چیزهای دیگر عایدت می‌شود. کمک کردن به دیگران باعث می‌شود که حال خودمان خوب شود و انرژی بگیریم. ما هرروز باید با خودمان تکرار کنیم که برای چه به دنیا آمده‌ایم آیا آمده‌ایم فقط برای خوردن و خوابیدن یا فقط آمده‌ایم که مالی را جمع کنیم و بعد از دنیا برویم یا بتوانیم مشکلی از دیگران را حل کنیم و مثمر ثمر باشیم؟ هیچ‌کس باور نمی‌کند که یک مصرف‌کننده زمانی که به رهایی رسید به چنان سطحی از آگاهی برسد که بیاید مبلغ هنگفتی پول به کنگره کمک کند‌ این‌ها همه قدرت علم و دانش کنگره و روش DST است. این صفات بخشش در درون همه ما هست؛ ولی باید آن را رشد دهیم تا شکوفا شود.
ویرایش: همسفر محدثه (مرزبان گروه خانواده)
ارسال: همسفر فاطمه بابایی، راهنما همسفر لیلا (لژیون سوم)
همسفران نمایندگی قائم‌شهر

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .