عنوان مطلب «قایق نجات» است و مربوط به تاریخ ۷۷/۵/۷ میباشد، سردار با نگهبان صحبت میکند. سردار میگوید: ما به مکانها رفتیم و با رؤسای قبایل و اشخاصی که در این باب (موادمخدر) بسیار پیشرفته بودند و از هر کدام از این گیاهان به طریقی استفاده مینمایند سوال نمودیم، ابتدا فکر میکردند که ما به جهت این سؤال میکنیم که خود مصرف میکنیم اما ما در این باب (مواد مخدر) به دنبال مقدار و نوع مصرفِ آن بودهایم.
مصرف مواد مخدر سابقه بسیار کهنی دارد. قبایل مختلف که از مواد مخدر استفادههای گوناگون داشتند مثلاً سرخپوستها از کوکائین در جنگها استفاده میکردند چون در کوتاهمدت به نظر میرسید که نیروزا است اما به نظر من هیچ نوع ماده مخدری نداریم که نیروزا باشد. موادمخدر باعث میشود انرژیهای درون بدن به سرعت مورداستفاده و بهرهبرداری قرارگیرد. دقیقاً مثل فردی که اول ماه حقوق میگیرد و این حقوق را تا یکماه باید مصرف کند اما بلافاصله همان اوایل ماه تمام حقوق خود را خرج میکند. اگر موادمخدر انرژیزا بود و انرژی میداد چرا مصرفکنندگان اینقدر ضعیف، آسیبپذیر و پریشان هستند؟ هروئین از کلمه هیرو یعنی قهرمان میآید پس چرا مصرفکنندگان هروئین و حتی کوکائین اینقدر چُرتیاند؟!
اعتیاد با مداخله انسان بدتر شد مثلاً برای درمان تریاک، هروئین را درست کردند که تخریب وحشتناکی را به وجودآورد.
همان قبایلی که کوکائین استفاده میکردند برگها را میجویدند، درست نیست که بگوییم به صورت پودر بود چون موادمخدر را نمیشناختند و الان هم موادمخدر را نمیشناسند، همین موضوع باعث شده تخریب بیشتری به وجود بیاید. وقتی گوینده نمیداند چه میگوید، شنونده چه میفهمد؟! مثلاً در مورد افرادی که ترک کردهاند چون تابهحال درمان صورت نگرفتهاست شخص با دیدن موادمخدر دوباره به سمت مصرف مواد میرود زیرا آنها ترککردهاند نه درمان ولی برای کسی که درمان شدهباشد چنین چیزی اتفاق نمیافتد.
نام تریاک در قدیم تریاق بود.
همچو نی زهری و تریاقی که دید / همچو نی دَمساز و مشتاقی که دید
وقتی زهر میآید پادزهر آن تریاک میشود. بیماریهای بسیار زیادی در قدیم با تریاک درمان میشد و تریاک را به عنوان بهترین دارو مورداستفاده قرار میدادند. اعتیاد یک فرهنگ است و کوچکترین خطر اعتیاد مصرف مواد میباشد، چیزی که باعث شده متخصصین و مسئولین تصمیم اشتباه بگیرند و خطرآفرین شود فرهنگِ اعتیاد است، خود مواد نیست. مثلاً شخص هروئین مصرف میکند ولی چون نشئگی هروئین مثل سیگار خیلی کوتاه است و مانند تریاک نیست، اثر مرفین آن مثل روزنامه و بنزین است یک دفعه گُر میگیرد و خاموش میشود پس شخص باید مرتب مثل سیگار، مصرف کند.
با یکی از متخصصین صحبت میکردم گفتم: شما داروی مزالازین را برای جلوگیری از خونریزی بیماری کولیت السروز (کولیت اولسراتیو) تجویز میکنید، روزی ۸عدد قرص باید بخورد پس این هم یک نوع اعتیاد است. مثلاً چند نفر که این دارو را مصرف میکنند باهم بروند صحرا، دورهم بنشینند، چای بخورند، حرف بزنند و باهم مزالازین بزنند! از این کارها که نمیکنند، اگر آنها هم از این کارها میکردند باز از کار و زندگی میافتادند. بههمیندلیل فرهنگ مصرفکردن قرص به عنوان دارو، فرهنگ دیگری است. ما الان داریم شربتOT را مصرف میکنیم ولی فرهنگ مصرف آن این طور نیست که بچهها با هم دستجمعی بروند صحرا آنجا مصرف کنند. سر ساعت مثل یک دارو مصرف میکنند بنابراین فرهنگِ اعتیاد، اعتیاد را خراب کرد. اعتیاد با تبلیغ منفی و با مطرحشدن در سراسر دنیا بزرگ و بزرگتر گردید اما اعتیاد در سیستم کنگره با سادهکردن، درمان شد.
استاد: البته حتماً شما آگاه هستید که قدمت این دارو خصوصاً تریاک به زمانهای بسیار قدیمی میرسید که معمولیترین بوده و بعد از آن انشعاباتی صورت پذیرفت و به طریق گوناگون مصرف میشد.
شیره، قرص تریاک، هروئین، مرفین و کدئین از خود تریاک درست میشود و مورد استفاده قرار میگیرد. در این خصوص بایستی بگوییم شاید در آینده بیدارشوندگان از خوابرفتگان بیشتر باشند. زیرا فقط در خصوص خود به کار نمیبردند بلکه بعضی حیوانات هم در کنار آنها مبتلا هستند.
الان اکثر انسانها همه از خوابرفتگاناند و مقدار کمی از این انسانها بیدارند و این موضوع فقط مختص حوزه موادمخدر نیست، در تمام حوزهها به عناوین مختلف خودش را نشانمیدهد. دخترم شانی میگفت: مصرف علف، گرس و یا در اصطلاح گل که به آن چیزهای دیگر هم میگویند دربین خانمها و دخترهای جوان خیلی شیوع پیداکردهاست. شیطان به زیباترین شکل وارد افکار و اندیشه انسان میشود. حشیش یک ماده بسیار بسیار خطرناک است، به اعتقاد شخص من حشیش ۱۰۰برابر خطرناکتر از تریاک است. برخلاف اینکه مطرح میشود حشیش اعتیاد ندارد حتی علما این موضوع را درک میکردند و میگفتند خانهای که در آن حشیش کشیدهشود سقف خانه باید خراب شود. حشیش بسیار مخرب و تخریبکننده است چون وقتی حشیش را با تریاک مقایسه میکنم هر دو در حد اعتیاد ۲ماده بد هستند؛ فردی که تریاک مصرف میکند مشاعرش کار میکند، اما فرد مصرفکننده حشیش تمام مشاعرش از بین میرود. حشیش باعث مرگ سلولهای مغزی میشود و حافظه را از بینمیبرد. فقط تنها کاری که حشیش با انسان انجام میدهد این است که انسان را روی یک چیز متمرکز میکند یا به اصطلاح میخ میکند. حتی ناگزیرم بگویم در حین مسائل جنسی فکرش جای دیگری متمرکز میشود.
چشمم به تو و دلم هوای دگر است...
یک فرد حشیشی نمیتواند فکرش را متمرکز کند و دائماً پرش افکار دارد شاید در ابتدا بتواند کمی فکرش را متمرکز کند، ولی در بعضی افراد باعث دیوانگی محض میشود. در این چند سال اتفاق نیفتاده که یک فرد تریاکی یا هروئینی ادعای نبوت و رسالت کند اما فرد حشیشی زیاد دیدم که ادعای نبوت و رسالت میکرد و میخواست اعلام جهاد کند. مثلاً حدود ۸سال پیش فردی نزد من آمد و ادعای رسالت کرد گفت: کسی که میخواهد ادعای رسالت کند باید هفت نشانه داشته باشد، مثلاً شمشیر ذوالفقار، عصای موسی و عبای رسول و... داشتهباشد. من هم پذیرفتم و مخالفت نکردم که شر درست نشود. از این نمونهها زیاد است حالا اوضاع و احوال تغییر کرده ولی خر همان خر است و پالانش عوض شده. میگویند کسی که حشیش میفروشد ساقی نیست مهندس است رژیم غذایی میدهد یک کاتالوگ دارد. این بلا بین مردم، جوانها، دخترها و پسرها که سنشان بسیار کم است و نمیدانند در چه بلایی گیر کردند رواج پیداکرده، حشیش همان بنگِ قدیم است.
شاهدانه یک درخت نر و یک درخت ماده دارد. درختهای نر بلند و نازک و درختهای ماده کوتاه و پهن هستند و برای اینکه گل تبدیل به میوه شاهدانه شود باید عمل گردهافشانی انجامگیرد در غیر اینصورت گل باقی میماند که از آن گل، عصاره حشیش میگیرند و با انجام کارهای دیگر تبدیل به حشیش میشود. در مزارع درختهای نر را از ریشه در میآورند تا عمل گردهافشانی انجام نگیرد. حشیش با خالص کردن و انجام کارهای دیگر با نامهای خارجی MA ،MO ،MH ،FG وارد بازار میشود. بنگ و حشیش تحت عنوان کاتالوگ، فاز و سیدی، رژیمغذایی مورداستفاده قرار میگیرد، غافل از اینکه همه موادمخدر همینطور است. دفعه اول که میخواهند هروئین مصرف کنی به تو اصرار و به خانهشان دعوت میکنند، بهترین غذا... دو کام هروئین به تو میدهند و خیلی تحویلت میگیرند تا اینکه مصرف کننده بشوی و بعد برای تهیه مواد به بدبختی میافتی و خمار میشوی. همیشه ابتدای مصرف موادمخدر سلطنت، قشنگی، مهمانی، باکلاسی و با نزاکتی است تا مصرفکننده شوید. گروه همسفرها حتماً باید توجه کنند، مسافرها هم برای خانوادهشان بگویند که شاید بعضی همسفرها دختر ۱۹ساله یا ۲۰ساله آنها درگیر این موضوع شدهباشد و آنها خبر نداشتهباشند، جند، حشیش و وید اسامی مختلفی است که روی آن گذاشتهاند و باید آگاه باشند که چطوری مغزشان را به فسیل تبدیل و از بین میبرند، پس خوابرفتگان از بیدارشوندگان بیشترند. بعضی با الکل، پول، مقام و هر کدام با یک چیزی به خواب رفتهاند. یک نفر برای من یادداشت زیبایی نوشته بود: درد اعتیاد درد بیخدایی است. واقعا هم درد خوابرفتگان درد بیخدایی است. آنچنان که باید خدا را نمیپرستیم و اصلاً خدا را باور نداریم یا به صورت افراطی یا به صورت تفریطی خدا را عبادت میکنیم.
استاد: در این خصوص باید بگوییم بیدارشوندگان از خوابرفتگان بیشتر خواهندشد زیرا فقط در خصوص خود به کار نمیبردند بلکه بعضی از حیوانات هم در کنار آنها به آن مبتلا هستند.
صحبت استاد نشان میدهد مصرف مواد اینقدر بود که حیوانات را هم تبدیل به معتاد میکردند، خصوصاً حیوانات اهلی که برای باربری استفاده میکردند. آنها که باربری نمیکردند را با موادمخدر دوپینگ میکردند.
استاد: شما در این باب به کسانی که هرگز آنها را ندیدهاید یاری خواهیدنمود. این مکتوب یک تاریخ است که از نو نوشته میشود با عقل و فکر جدید بسیار تا بسیار واقعی.
کتاب ۶۰درجه یک تاریخ جدید است که از نو نوشته میشود. کتاب ۶۰درجه وضعیت اعتیاد، همچنین صورت مسئله و روش درمان اعتیاد و وقایع را برای ما مشخص کرد. اصلاً اعتیاد درمان نداشت. این حرف و شعار نیست ما الان بالای دههزار درمانشده داریم که با یک درمان هم موافق نیستند و میگویند اصلاً درمان ندارد.
استاد: ما برای هرکتابی ارزش قائل باشیم اما کتابی که بتواند جسم و جان و نفس و روح رو به موت آدمی را به حرکت درآورد و ظلمت را به نور تبدیل بنماید، بهای دیگری دارد که خود اکنون با تماسهای تکراری مشاهده مینمایید. این آب شاید نتواند همه را سیراب کند، اما از غرقشدن عدهای که میخواهند به نقطه ای از هستی وجود خویش برسند، گمشدگانی که میخواهند خودشان را پیدا کنند، جواب چراهای خود را بیابند کمک خواهد نمود و آنها زنجیری خواهند شد مانند یک قایق نجات که از دیدن غرقشدن انسانها به دوستان خود خبر بدهند که قایقهایی برای نجات ارسال نمایند. راهی تازه و قدمی تازه برای انسانهای فکور و اندیشمندی که به بنبست حیات رسیدهاند، باز خواهدنمود.
کتاب خیلی باارزش است ولی کتابی که بتواند یک انسان رو به موت را احیا کند و بتواند انسان را از ظلمت و تاریکی خارج کند و به طرف نور ببرد ارزش دیگری دارد. کلام خداست که اگر یک نفس را احیاء کنی همه نفسها را احیاء کردی و اگر نفسی را بکشی انگار همه نفسها را کشتهای. البته این کار به کمک همه ما انجام گرفتهاست. ما جواب خیلی از چراهایمان را پیدا کردیم. چرا وسوسه داریم؟ چرا موادمخدر در رأس همه چیز قرار دارد؟ در مقوله اعتیاد شخص به بنبست اعتیاد رسیده، ۱۰سال ترک کرده ولی همیشه خمار است. تمام روشهای درماناعتیاد در سطح جهانی همه بنبست است و یکجا متوقف شدهاست، به همیندلیل میگوید من تا آخر عمرم معتاد هستم ولی درکنگره، ما بعد از ۲سال شما را به زور بیرون میکنیم. مرتب شعبه اضافه و راهنما فرستاده میشود. هر راهنما مساوی یک قایقنجات است که برای مکانهای دیگر گسیل میشود. از همه جا درخواست میشود قایق دیگری بفرستید و آن شعب مثل زنجیره درست میشوند. هر لژیون به مثابه یک قایق یا یک کشتی نجات است که راه و روش درمان اعتیاد را نشان میدهد و همه را از دنیای تاریک اعتیاد بیرون میکند.
استاد: یک قایق نجات که از دیدن غرقشدن انسانها به دوستان خود خبر بدهد که قایقهایی برای نجات ارسال نمایید، راهی تازه و قدمی تازه برای انسانهای فکور و اندیشمندانی که به بنبست حیات رسیدهاند بازخواهد نمود.
همیشه انسانهای جاهل و نادان نیستند که درگیر اعتیاد میشوند و تعداد انسانهای فکور، اندیشمند، فهمیده، آگاه و باسواد که درگیر اعتیاد شدهاند کم نیست، باید راهی برای آنها باز شود.
استاد: این کتاب، کتابی بسیار ساده از اعماق وجودی خود بیرون آمده و چون از وجود دل و قلب و جسم و جان رها شده، میتواند رهاییبخش بیشماری را فراهم آورد و ما بار دیگر پیروزی شما را تبریک میگوییم که قدمی در خواست الله برداشتهاید و سپاس و شکری که آفریده از بنده انتظار نداشت، اما شما به جا آوردید.
خداوند به تشکر و قدردانی ما نیاز ندارد اما اگر ما از خداوند قدردانی کنیم ارزش خودمان، والا میشود. انسانی که تشکر میکند ارزش خودش را بالا میبرد و انسانی که طلبکار است و تشکرکردن بلد نیست ارزش خودش را پایین میآورد و خودش را کوچک میکند.
استاد: انشاءالله دیگران هم به سوی او بروند که همه چیز در صراط مستقیم شکل میپذیرد.
همه چیز در راه درست و صحیح شکل میگیرد و هیچ بارکجی به منزل نمیرسد. اگر انسان دروغگو باشد، در زندگی دیگران تجسس کند و گمانبد ببرد به نتیجه نمیرسد. گمانبد از بدترین وخطرناکترین مرضها است. خداوند اگر بخواهد بندهای را مورد لعنت خود قرار بدهد کاری میکند که شخص بدگمان یا بدبین باشد.
استاد: همه چیز در صراط مستقیم شکل میپذیرد انشاءالله همان میشود که بایستی بشود.
هر چیزی در صراط مستقیم باشد شکل میگیرد اگر بار ما کج بود همان سال اول واژگون میشد به یکسال نمیرسید و به رهاییها نمیرسیدیم. ما تا زمانی که در صراط مستقیم هستیم نباید از هیچ چیز پروا داشته باشیم.
استاد: ماهم یک نگهبان بیش نیستیم و فرامین را طبق فرمان به آنانی که بایستی فرمان بگیرند میرسانیم، به همین سبب میگوییم یک بلم کوچک هم میتواند پس از ساخته شدن یک روزی به یک کشتی یا به قول شما یک ناوِ بسیار عظیم تبدیل شود زیرا آرامش جسم و جان و کل وجودهای متعدد که قابل باشند یا قابل نباشند، مهم میباشد.
یک ناو کوچک میتواند به یک کشتی بزرگ تبدیل شود و یک نقطه کوچک میتواند به دَوران در بیاید و شعاع اضافه کند و کل گیتی را بگیرد، همه چیز از یک نقطه کوچک به وجود میآید. هیچ چیز در جهان هستی نیست که یکمرتبه پدیدار شود پس انسانی که در صراط مستقیم باشد میتواند خیلی از کارها را انجام بدهد، حتی میتواند تبدیل به یک ناو بزرگ شود. انسان اگر بتواند به انسانها و موجوداتی که چه مهم باشند و چه نباشند یاری برساند و آنها را به آرامش برساند ارزشمند است.
استاد: شما در مسائل خود، در ابتدای ناآرامیهای درون و بیرون قرار گرفتهاید اگر به سفرهای خود زیاد بیندیشید در خصوص مسائل خود به نتایج درون و بیرون، مطلوب نخواهید رسید، بایستی به تعادل امر برسید و این که ما میگوییم صبر یک کلمه واحد است اما توضیح دادیم که بدانید سفر خواهیم داشت بایستی تطابق انجام پذیرد.
نگارش و ویرایش: رابط خبری همسفر هاجر لژیون راهنما همسفر فاطمه (لژیون یکم)
ارسال: همسفر زهرا لژیون راهنما همسفر زینب (لژیون دوم)
همسفران نمایندگی وکیلی
- تعداد بازدید از این مطلب :
1447