دل نوشته ائی برکعبه دل: در ابتدا شکر خداوند سبحان را بجای می آورم برای نعمت های بسیاری که به من اعطا فرمود که نعمت برای دنیای فانی است و شکر نعمت مطاعی است برای دنیای باقی؛ در قرآن کریم ذکر شده، قلب یا دل دارای آثار و ویژگیهای روانی، اخلاقی و معنوی بسیار است که نمونه هائی از آن اختصاراً عنوان می شود.
ایمان وتقوا، وحی و الهام، گناه، احساس باطنی، حسرت، شوق و میل، ترس، اضطراب، قساوت و رأفت و ...
در قرآن کریم آمده، آیا وقت آن نرسیده برای آنان که ایمان آورده اند تا دل هاشان به یاد خدا و آنچه از حق آمده خاشع گردد. عرفا و شعرای نامی با اشعار خود چه زیبا دنیای کهنه را به دنیای نو تبدیل می کنند و عالم معنی را می شکافند و آنرا به عالم آشکار و قابل فهم و درک تبدیل می نمایند، فرازی از این اشعار در رابطه با کعبه دل عنوان می شود.
شاعر و عارف نامدار بایزید بسطامی می فرماید، خدای حق تعالی در ظاهر کعبه ائی بناکرده که از سنگ و گل است و در باطن کعبه ائی ساخته که از جان و دل است، کعبه ظاهر ساخته ابراهیم خلیل است و کعبه باطن نظرگاه خداوند سبحان. در راه خدا دو کعبه آید حاصل، یک کعبه صورت است و یک کعبه دل و اضافه می کند برو طواف دل کن که کعبه خود سنگ است، که آن خلیل بنا کرده و دل را
خدای خلیل. جهان هستی مرکزی دارد بنام خالق مطلق که تمامی موجودات به خالق خود وصل و هدایت می شوند انسان هم دارای یک مرکز است که به آن دل یا قلب می گویند که در درون انسان قرار دارد و او را هدایت می کند که اگر سالم نفس بکشد جایگاه عشق است.
قلب که عضوی از بدن و صور آشکار وجود انسان است علاوه بر آثار روانی، اخلاقی و معنوی، جنبه مادی و جسمانی هم دارد ولی دل که صور پنهان وجود انسان است فاقد جنبه روانی، مادی و جسمانی است ولی در کلیه صفات و خصوصیات هر دو مشترک و یکسان می باشند. هرچند قلب از نظر فیزیکی و در ظاهر بسیار کوچک است ولی قلب یا دل در باطن دریائی از حقیقت ها و واقعیت های زندگی را درون خود دارد، واقعیتی که عمری کوتاه دارد و حقیقتی که عمرش از ازل تا ابد است.
در آیه ائی از قرآن شریف آمده، خداوند سبحان دل را ابزاری برای اندیشیدن، فهمیدن و درک کردن حقیقت ها و واقعیت ها در اختیار انسان قرار دارد، به عبارتی شأن قلب یا دل این است که اندیشه کند، بفهمد ودرک نماید پس اگر آیات خداوند و سخنان پیامبر را گوش می دهد ولی نمی فهمد و درک نمی کند بخاطر عدم سلامت و پرده و حجاب هائی است که روی آن کشیده شده است.
همچنین در آیه دیگری از قرآن کریم می فرماید، قلب یا دل همان روح و نفس است که میتواند هم منشأ و جایگاه همه صفات عالی و ویژگی های انسانی باشد و هم سرچشمه ی سقوط و رذائل اخلاقی، با این تفاوت که روح منشاء حیات زندگی مادی و یا جان انسان است و دل یا قلب منشاء حیات معنویت و انسانیت انسان.
حال اگر دلی به جهان بینی یا قوانین زندگی وصل باشد و به دانائی و آگاهی لازم برسد سرچشمه محبت و مهربانی، تواضع و سخاوت و هزاران نام نیک خواهد بود که سیستم جسم، عقل و ایمان هم به فرمان او حرکت می کنند و اگر دل با قوانین شیطانی هم نوا باشد سیستم عقل و جسم و ایمان به فرمان شیطان حرکت خواهند نمود.
دل سالم خانه خداوند است که جای پای خود را در آن خانه دارد خانه ائی به وسعت جهان خاکی که بسیار با ارزش و گران مایه است. شاعر می فرماید تا میتوانی زیارت دلها کن که افزون ز هزار باشد یک دل. برای انجام هر عمل و یا اقدامی اگر به زمزمه ها و الهامات دل گوش کرده و اصطلاحأ کار را از ته دل انجام دهیم به حقیقت موضوع می رسیم در غیر اینصورت ممکن است به ظاهر به هدف برسیم ولی در باطن محتوائی نخواهد داشت.
بقول شاعر: به کعبه گفتم تو از خاکی و من از خاک پس چرا باید به دور تو بگردم، ندا آمد تو با پا آمدی باید بگردی، برو با دل بیا تا من بگردم. دل منزلگاه عشق و مهر ومحبت است، محبتی که اسباب و نشانه عشق است، عشق فرزند محبت است و محبت زائیده عشق.
دل مرکز عواطف و احساس درونی است، کسی که غمگین است و یا کسی را دوست دارد، روی قلب خود دست می گذارد که اگر عشق خانه دل را نداشت سرگردان می شد و اگر عشق در خانه دل جایگاهی نداشته باشد خانه به ویرانه تبدیل می شود. دل جایگاه راستی و درستی و حق و حقیقت است.

شاعر و عارف نامی فخرالدین عراقی می فرماید:
دوستان آئینه ی دل چه مصفا بینند *** روی دلدار در آئینه پیدا بینند
دل چون آئینه صافی زخدا می گردد *** دیگر از تیرگی و کینه مبرا بینند
مؤمنان آئینه در آئینه یکدیگرند *** که به هر آئینه، آن چهره هویدا بینند
خداوند دل را آفرید که بسیار شگفت انگیز و با عظمت است دل مانند آئینه است، خداوند آئینه دل را به انسان داد تا بتواند نور حق و نور رحمت را که همیشه و در همه جا می تابد در خود بگیرد و در آنجائی که نور نیست و نمی تابد، محل قابلیت پذیرش آن را ندارد یعنی روی آئینه ی دل را زنگار گرفته و تیره و سیاه و تاریک کرده که اگر این آئینه مانند آئینه دل انسان های مؤمن و با تقوا پاک و صاف و صیقلی باشد آن وقت چهره ی دل آرا و حقیقی حضرت حق به نحو کمال در آن آئینه منعکس و متجلی می شود و حقایق نیز آشکار و راستی و درستی را در پندار، گفتار و کردار نمایان می گردد.
انسان با حقیقت عالم، صورت یا ظاهر عالم و معنی عالم نسبت دارد که اگر دل پاک باشد تمام آن ها در دل منعکس می شود و به خوبی آن ها را می بیند، می فهمد و درک می کند و لذا باید با دل آشنا شد، با زبان دل سخن گفت و دل را پاک کرد، آنگاه حقیقت خود پدیدار می شود چون حقیقت از آمدن در دل پاک دریغ ندارد.
حضرت مولوی چه زیبا فرموده: آئینه دل چون شود صافی و پاک *** نقش ها بینی برون از آب و خاک *** هم ببینی نقش را هم نقاش را *** فرش دولت را و هم فراش را
در قرآن کریم آمده، خداوند متعال قرآن کریم را برقلب پیامبر نازل فرمود تا او را کامل کند به همین ترتیب نور ایمان هم بر دل ظهور می کند که خود روشنگری می شود برای هدایت در راه ایمان، دل نظرگاه خداوند است که اگر دریچه قلب خود را بگشاییم، الهامات الهی مستقیماً بر دل می نشیند و بازتاب آن در انسان متجلی می شود. حال حق انتخاب داریم که به ندای دل که منشاء الهی دارد بدرستی گوش کنیم و بر آن اساس حرکت نمائیم و یا به نحو دیگر و در راه شیطانی قدم برداریم که هرکس با دل خود یار و همنشین و هم نوا باشد زندگی برایش عین بهشت می شود و چنانچه با دلش قهر باشد زندگی برایش عین جهنم می گردد.
دل گاهی شاد است و شادی می آفریند و گاهی هم غمگین است که می سوزد و می سازد تا روزی به شادی برسد، دل را دلبر جانان طلب می کند تا به شوق و امید رسیدن به وصال یار همیشه دل زنده، دل خوش و دلشاد باشد که اگر این دلبر جانان الله باشد زشتی و پلیدی از بین می رود و همه چیز و همه کس خوب و زیبا می شود و مفهوم راستین پیدا می کند که انگار در فردوس قرار دارد.
دل ذاتاً پاک و بی آلایش است ولی از زمانی که در جهان مادی که سرچشمه و منشأ ضد ارزشهاست، قرار گرفت دارای آمال و آرزوها و هوس های معقول و نامعقول بسیار شد که گاهی مادی و گاهی معنوی و گاهی هم مجموعه ای از این دو که نوع آن بستگی به مراحل نفسانی و سطح دانائی و آگاهی و معرفت دارد. دل های پاک و زلال در درون انسان های سالم و صالح قرار دارد و دل های انسان های پلید و شرور، امنیت، آرامش و نشاط خود را از دست داده آلوده و بیمار می شوندکه برای پاک کردن آلودگی و درمان بیماری شخص باید منطقی اندیشه کند و با تفکر و تدبر و تعقل عمل نماید تا با تذکیه و پالایش از رذائل اخلاقی و تمایلات نفسانی رها شده و امنیت، آرامش و نشاط را به دل بازگرداند که کاریست سخت ولی قابل اجرا.
شاعر می فرماید تا توانی دل بدست آور دل شکستن هنر نمی باشد، دل مانند شیشه صاف و شفاف است ولی شکننده و مانند گل لطیف و ظریف و زیباست که اگر به آن نرسی زود پژمرده می شود. توجه کنیم امروز زخمی را بر دل نزنیم چون فردا برای دلجوئی بسیار دیر است، گاهی زخم هائی در اثر نامهربانی ها و بی توجهی ها در دل پدیدار می شود که به شدت دل را می رنجاند و می شکند، دل شکسته را مرهمی می خواهد از جنس مهر و محبت تا خصومت ها، دشمنی ها و بدی ها بی معنا شده و به دوستی ها و خوبی ها تبدیل شود، در این رابطه عارف نامی خواجه عبدالله انصاری می فرماید: اگر به هوا پری مگسی باشی، اگر بر آب روی خسی باشی، دل بدست آر تا کسی باشی، حضرت مولوی می فرماید: هزار بار پیاده طواف کعبه کنی، قبول حق نشود اگر دلی بیازاری و می فرماید: طواف کعبه ی دل کن اگر دلی داری دل است کعبه معنی، تو خاک و گل چه پنداری.
یادمان باشد هیچوقت دلی را نشکنیم که شاید خدا در آن خانه کرده باشد که اگر چنین شود قهر الهی را در پی دارد که تاوانش بسیار سخت و سنگین است چون آهی که از درون دل شکسته برآید زندگی را تباه کرده و درهم می شکند و آهی که از درون دل سوخته برخیزد زندگی را به آتش کشیده و خاکستر نشینش می کند.
باید آگاه باشیم حق الناس همیشه پول نیست که گاهی هم دل است، دلی که باید به دست می آوردیم ولی نیاوردیم، دلی که باید می دادیم ولی ندادیم، دلهایی که سوزاندیم و شکستیم و رهایش کردیم، دل های غمگین و یتیمی را که می توانستیم آنها را به شادی تبدیل کنیم ولی بی تفاوت از کنارشان گذشتیم و... که شاید این دل ها دیگر دل نشد. خداوند از هرچه بگذرد از حق الناس نمی گذرد، حواسمان به دلهایمان باشد که هیچوقت آلوده اش نکنیم و همیشه آنرا پاک و سالم و با نشاط وسرزنده نگه داشته و امنیت و آرامش را به او هدیه دهیم چون دل حرم خداوند است و حرمت حرم هم واجب.
دل خوش از آنیم که به حج می رویم *** غافل از آنیم که کج می رویم
او که همین جاست کجا می رویم *** حج به خدا جز به دل پاک نیست
شستن غم از دل غمناک نیست
نویسنده: مسافر عباس انصاری
تایپ و تنظیم: مسافر احمد شریفیان
- تعداد بازدید از این مطلب :
1006