English Version
This Site Is Available In English

مصاحبه با دیده بان خانمهای مسافر سرکار خانم راد

مصاحبه با دیده بان خانمهای مسافر سرکار خانم راد

   چه شد که به فکر درمان اعتیاد خود افتادید ؟ چه راه هایی را امتحام کردید؟

از خود راضی نبودم و با اینکه همیشه مواد در کنارم داشتم و هیچ مشکلی برای تهیه مواد نداشتم ولی خودم ناراحت بودم چون می دیدم که هرچقدر میگذرد توانائی هایم تحلیل می رود و به یک موجود بی مصرف تبدیل می شوم .هیچ راهی را امتحان نکردم زیرا به نظرم هیچ راهی عاقلانه و منطقی نمی آید.

چگونه با کنگره 60 آشنا شدید ؟

فیلم مسافر بر روی من خیلی تاثیر گذاشت و زمان پخش این فیلم من در بدترین وضعیت روحی ، جسمی ، اجتماعی و در دوزخ کامل خودم قرار داشتم و بعد از آن کتاب عبور از منطقه 60 درجه به دستم رسید و علاقه مند شدم از نزدیک نویسنده کتاب را ببینم و با او صحبت کنم .

آیا سفر اول سختی داشتید ؟ سخت ترین آزمایش در سفر اول شما چه بود ؟

من هم مانند اکثر خانم های مسافر بدون همسفر بودم و با داشتن مشکلات فراوان سفر کردم و آزمایشات سختی را گذراندم. سخت ترین آزمایش در سفر اول دور شدن نزدیکترین اعضای خانواده مثل مادر ، برادر و نداشتن هیچ گونه حامی از نظر مالی و روحی بودم زیرا مجبور بودم خودم و پسرم را اداره نمایم و همینطور سفر هم داشته باشم .به یاد دارم در همان سفر اول ماشین لباسشویی و آسانسور خراب شد و مجبور بودم همه کارها را خودم انجام بدهم و حتی چند روز آب هم نداشتیم و من مجبور بودم آب آشامیدنی و شستشو را پنج طبقه بالا ببرم تا زندگیم بچرخد و به همین علت دچار گرفتگی عضلات خیلی بدی میشدم و بخاطر کار سنگین هنگام خواب شب تشنج زیادی داشتم . ولی اینها همه آزمایش است تا معلوم شود آیا واقعا خواستار درمان و رهایی هستیم یا نه ؟!

زمانی که برای درمان به کنگره آمدید فکر این را میکردید که چندین سال در کنگره بمانید و خدمت کنید ؟

خیر فکر این را نمی کردم که ماندگار شوم اینقدر حالم بد بود که فقط می خواستم حالم خوب شود و بروم .

بدترین خصوصیت رفتاری شما از نظر خودتان در زمان مصرف چه بود ؟

بدترین خصوصیت رفتاری من عصبانیت و خشم و تنفر از خودم و از همه اطرافیانم بود و همینطور ناامیدی و غم و اندوه فراوان طوری که همیشه بغض گلویم را می فشرد و نمی توانستم یک کلمه مشارکت کنم و به محض مشارکت تمام بدنم میلرزید و گریه میکردم .

احساستان را نسبت به راهنمایتان بیان کنید ؟

احساسم نسبت به راهنما و استاد عزیزم مهندس دژاکام احساس یک ره گم کرده و فناشده نسبت فرشته نجات خود را چگونه می توان بیان کرد . فقط قدردانی و شکر و احترام به رب واقعی خودم .

از میان 14 وادی کدامیک بیشترین تاثیر را به روی شما گذاشت و از نظر شما مهمترین اهمیت را دارد ؟

به نظر من وادی اول ، دوم و سوم بیشترین تاثیر را روی من و همینطور هر سفر اولی دارد و حاظرم قسم بخورم اگر یک رهجوی سفر اولی با حال خراب به کنگره بیاید و این سه وادی را بفهمد و درک نماید و به صورت کاربردی به عمل برساند بهترین سفر اولی کنگره خواهد بود .

چگونه آموزه های جهانبینی را در زندگی خود کاربردی می نمایید ؟

سعی میکنم که در زندگی از آنها استفاده نمایم مثلا در مورد ترس و یا منیت که همان مثلث جهالت است باید روی هر کدام وقت گذاشت با خودشناسی و واقع بینی . به نظر من اگر هر کس با خودش صادق باشد ایرادهای خودش را میبیند و قبول میکند ، بعضی اوقات من میترسم ولی میگویم نه من نترس هستم یا منیت دارم ولی میگویم نه ندارم اگر بتوانم خودم را بهتر بشناسم و به خودم نزدیکتر شوم می توانم بر روی ضعف های خود بهتر کار کنم .

آیا تا به حال اشتباه کرده اید ؟ این اشتباه چه تاثیری بر روی شما داشته ؟

مسلما هر کسی اشتباهاتی دارد ولی سعی میکنم از آنها درس بگیرم و تکرارش نکنم و همیشه از راهنمای عزیزم خواسته ام که ایرادهای مرا به من بگوید تا بتوانم رفعش کنم .

می دانیم که شما مسئولیت های زیادی از ابتدا در کنگره و در گروه خانم های مسافر داشته اید از نظر خودتان کدامیک از آنها بار مسئولیتش بیشتر بوده ؟

من در هر زمینه ای تجربیات زیادی دارم از ابتدا که در قسمت مشاوره آقایان روزهای زوج فعایت داشتم تا قسمت مدیریتی و دفتری و . . . اما لذت بخش ترین قسمت برایم کار کردن مستقیم با بیمار است و به نظرم بار مسئولیتی راهنما بودن از همه بیشتر است زمانی که باید جواب سئوالات رهجو را به درستی و با حوصله بدهی و بدانی کجا از محبت استفاده نمایی، و ترکیب علم و عشق است که یک رهجو را به موفقیت و روحیه خوب می رساند .

به نظر شما یک مصرف کننده خانم با یک مصرف کننده آقا چه تفاوتی دارد ؟

به نظر من خانم ها خیلی حساس تر و آسیب پذیرترند و همینطور پیچیدگی های خاص خودشان را دارند و سخت تر و دیرتر اعتماد میکنند و می توان گفت نسبت به خانواده و درمان مسئولیت پذیرتر هستند .

چه زمانی از رهجویتان ( سفر اولی ، سفر دومی ) احساس رضایت می کنید ؟

برای سفر اولی ها همان زمان که به آموزشها اهمیت می دهند و غیبت ندارند و حالشان هر دفعه بهتر می شود.

برای سفر دومی ها وقتی هدفمند می شوند و سرشار از انرژی و امید هستند .

وقتی که یکی از رهجوهایتان به رهایی می رسد چه احساسی دارید ؟

احساس قشنگی است و قابل وصف نیست ، با هیچ حسی قابل مقایسه نیست . لذت آن از یک برج ساز که پروژه اش بعد از سالها به نتیجه رسیده هم بیشتر است زیرا برجهای کنگره 60 نگهبانان واقعی خودشان و بقیه می شوند و این برای من قابل وصف نیست .

هدف و انگیزه شما از خدمت در کنگره 60 چیست ؟ خدمت تا به کی ؟

هدف و انگیزه من از خدمت خود خدمت است . به نظر من هیچ چیز مقدس تر ، با ارزش تر و لذت بخش تر از خدمت به همنوع نیست .زمانی که در حال خدمت هستی دیگر گذر زمان را حس نمی کنی .

بهترین و بدترین خاطره شما از زمان خدمت در کنگره ؟

بهترین خاطره به رهایی رسیدن بنده ای از بند اعتیاد و در مورد بدترین خاطره باید بگویم خاطره بدی ندارم زیرا به نظر من هر مشکلی برای حل شدن و برای تکامل و ارتقاء قسمت خانم های مسافر است .

حرف آخر

یاد صحبت استادم افتادم و بهتر دیدم تا برای شما بگویم : این قطعه مربوط به تولد هشت سال رهایی من است :

وقتی به تلاش و عشق شما برای رهائی خانم های مسافر نگاه میکنم جملات بالا در ذهنم مفهوم پیدا میکند و آن این است که کار میکنیم ولی احساس خستگی نداریم ، منتظر هیچ اتفاق خاصی نیستیم زیرا این فرمان است برای همین است که دیگر ما نه شوق بهشت داریم و نه ترس دوزخ بلکه فقط کانالی از جنس نور شدن هستیم و جذب قدرت مطلق .

این قطعه را تقدیم به همه راهنمایان و کمک راهنمایانی میکنم که با تمام عشق و محبت و علمشان در خدمت مسافران هستند .

شادی مهرافزون

من هم از شما استاد گرامی و عزیزم کمال تشکر را دارم که با وجود مشغله های فراوان وقتتان را در اختیار من قرار دادید  

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .