نفس این واژه 346 بار در قرآن به شکل مفرد و جمع و... آمده است و معناهای مختلفی مثل روان یا نفس انسانی، به معنای جان یاحیات حیوانی، به معنای شخصیت شکل گرفته و متعادل، یا اصل ثابت انسانی و خودآگاه و... به کار رفته است علامه طبا طبایی در تفسیر المیزان سه معنا را بیان مینمایند 1. به معنای مضافالیهای مثل خود سنگ خود انسان 2. به معنای جسم و روح 3. به معنای روح است؛ اما کنگره میگوید نفس آنچه تعیین موجودیت میکند و نشانه آن خواسته است و خواستهها دو صورت دارند یکی خواستههای معقول و دیگری خواستههای نامعقول که اگر انسان تحت خواستههای نامعقول که همان حرص، طمع، فساد، تباهی و... باشد شهر وجودی خود را به سوی نابودی میکشاند شهر وجودی اولین بار مهندس دژاکام در کتاب عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر فرمودند و منظور از آن همان جهان درون و برون جسم ما میباشد؛ اما اگر خواستههای انسان معقول باشد مثل مهربانی، بخشش، درستی، عمل سالم و...
شهر وجودی خود را همیشه زنده و سالم نگه میدارد حال وقتی با دقت در شهر وجودی خودمان مینگریم رنگهای مختلفی از خواستههای معقول و نامعقول را مییابیم؛ اما نفس خود دارای مراتبی است وقتی که نفس انسان در این مرحله است فقط فرمان بردار است و خواستهها اغلب نامعقول هستند که به این نفس، نفس اماره (نفس امر کننده) گفته میشود اما زمانی که نفس انسان کمی آگاهی پیدا میکند پا را فراتر گذاشته و وارد نفس لوامه (نفس سرزنش کننده) میشود در این مرحله انسان درحال آزمون وخطا میباشد و باهر عمل ضد ارزشی نفس لوامه انسان را سرزنش مینماید تا اینکه انسان تلاش نماید و به آگاهی کامل برسد که نفس در این مرحله وارد نفس مطمئنه میشود در این مرحله تنها به خواستههای معقول پاسخ داده میشود و انتخاب با آگاهی و اطمینان است و خواستهها باحکم عقل و تصفیه و تزکیه نفس انتخاب و اجرا میشود این مرحله شامل اندکی از انسانها میشود که پالایش خویش را کامل انجام داده باشند.

راه اصلی غلبه بر نفس اماره داشتن عقل و ایمان قوی است. اگر کسی عقیدهاش این باشد که دنیا محل خوش گذرانی است، قطعاً با نفس اماره نمیتواند مبارزه کند اما اگر عقیدهاش این باشد که دنیا محل گذر است و سرانجام بازگشت انسان به سوی خداست و انسان برای این آفریده شده است که به تکامل برسد و برای انجام هر کاری باید در محضر خداوند جوابگو باشد، آنوقت توان مبارزه با شیطان و نفس در او پیدا میشود. برای رسیدن به کمال دو راه وجود دارد: 1- توجه به مبدأ و مقصد و مشخص بودن هدف 2- مبارزه با نفس اماره
نفس اماره منشأ کارهای غیر اخلاقی و غیر ارادی است. در عرفان سنتی، نفس را با سرکوب و ضعیف کردن جسم و محرومیت دادن به خود از بین میبردند ولی در روش معنوی به جای سرکوب و ضعیف کردن جسم باید آنرا تقویت کرد و با نیروی اراده قوی که توسط عقل هدایت میشود برخواسته های نامشروع نفس میتوان غلبه کرد. نفس تمام قدرت خود را با انواع خواستههای نفسانی کار میبرد و گاهی هم با دغل بازی لباس عقل میپوشد و با صدای آن سخن میگوید و اگر شخص هوشیار نباشد به خواستههای آن جواب مثبت میدهد و با دلیل تراشیهای مختلف آن کارها را درست و منطقی جلوه میدهد، مثلاً شخصی در رانندگی دچار خلاف میشود و با خود میگوید همه این کار را میکنند چرا من نکنم.
یکی دیگر از حیلههای نفس این است که وانمود میکند که عقب نشینی کرده است و شخص را فریب میدهد که تسلیم شده است؛ اما این یک ترفند بیشتر نیست، حیله ای است که میتواند شخص را از حالت آماده باش خارج کند تا بعداً بتواند به طور غیر منتظره به او حمله کند. نفس اگرچه دشمن اصلی روح انسان است اما وجودش برای مبارزه و رشد آن ضروری است زیرا همانطور که میدانیم جهان بر پایه اضداد بنا شده است و وجود اضداد برای رشد و تکامل ما انسانهاست.
خواسته روح رسیدن به خداوند است ولی نفس برعکس آن خواستهاش دور شدن از خداوند است. برای مبارزه با نفس فقط کافیست انسان خودش را بشناسد و به عیبها و ضعفهای خود پی ببرد و شروع به افزایش دانایی و تبدیل آن دانایی به دانایی مؤثر کند و به فرمان عقل نزدیک و نزدیکتر شود، به این ترتیب میتوان نفس را شناخت و حملهها و حیلههای آنرا خنثی کرد.
یکی دیگر از روشهای مقابله با نفس اماره اینست که با خواستههای آن مخالفت کرد و عکس خواستههای آن عمل کرد و از انجام یکسری کارها خودداری کرد. به این ترتیب اگر این کارها را به مرور زمان تکرار کنیم، میتوان آن احساس منفی را به تدریج در خود از بین برد. مبارزه با نفس یک امر طولانی است و نیاز به تلاش و پشتکار زیاد دارد و این شدنی است.
کمک راهنما: خانم لیلا
همسفر زهره
لژیون شانزدهم
- تعداد بازدید از این مطلب :
4459