در آخر امر، امر اول اجرا میشود.
هر خواسته و یا هدفی که داریم ابتدا در ذهن ما تصویرسازی میشود و وقتیکه حرکت میکنیم جهت ساختن تصاویر مقدمات کار هم فراهم میشود، البته تصویر نهایی فقط با گذشت زمان خلق میشود؛ بایستی یکسری آیتمها را هم در نظر گرفت، روی هدف و خواسته بایستی تفکر و تعقل لازم را انجام دهیم، این اصل در تمام ابعاد هستی جاری است؛ بهترین مثال برای درک این مسئله طبیعت است هر بذری که در خاک قرار میدهیم هر چقدر از نظر منابع آب و خاک کاملاً در یک وضعیت مناسبی باشد اما بایستی زمان لازم سپری شود تا محصول نهایی که همان آخر امر است به بار بنشیند.
در کنگره 60 وقتی یک رهجو وارد میشود هدفش رهایی از جهان اعتیاد و تاریکی است، رهجو تصاویر رهایی را بلافاصله در ذهن خویش میسازد ولی این استارت کار هست برای رسیدن به هدف باید حرکت کند و تلاش بدون وقفه لازم است در حین اینکه آموزش میبیند میداند که تنها با طی زمان میتوان محصولی خوب را برداشت کرد.
برای رهایی از دام اعتیاد 11 ماه زمان لازم است در طی این مدت است که سیستم عصبی و سایر سیستمها که از تعادل خارج شدهاند دوباره به چرخه حیات باز میگردند و مثال دیگر اینکه نوزاد بایستی 9 ماه در شکم مادر بماند تا تکامل لازم صورت بگیرد و خارج از این قاعده اگر باشد نوزاد 7 و یا 8 ماهه نوزادی کامل نخواهد بود.
هر چیزی در هستی تابع پارامتر زمان است، هم خلقت و هم هر فردی برای رسیدن به نتیجه مطلوب بایستی زمان را با موفقیت سپری کند و هیچ راهی برای حذف زمان وجود ندارد و برای رسیدن به آخر امر، بایستی از مراحل تغییر و تبدیل عبور کنیم تا به مرحله نتیجه یا ترخیص برسیم که البته سه نیروی القاء، احیاء و تحرک نیز وجود دارد که ما را به آخر امر هدایت میکند.
یک مسئله که بایستی همواره آن را باید مدنظر داشته باشیم این است که من همسفر که اکنون وارد کنگره شدهام با تخریبی شاید به مراتب بیشتر از مسافرم داشتم و نمیتوان روی افکار پوسیده گذشته بنایی مستحکم ساخت باید این افکار کاملاً ویران شوند تا بنایی کاملاً نو ساخته شود آنهم باگذشت زمان.
اکثر صفات قدرت مطلق در مقیاسی کوچکتر در انسانها تعبیه شده ما بایستی با آموزش و تجربه آنها را از درون خود پیدا کنیم و اختیار کامل داریم که سرنوشت خودمان را رقم بزنیم ما اختیار کامل داریم که تغییر وضعیت دهیم چونکه هیچچیزی در جهان مادی در حال سکون نیست میتوانیم وارد هر گروهی شویم چه روشنایی و چه تاریکی؛ قطعاً بایستی بهایش را پرداخت کنیم.
وادی دوازدهم و تاثیرآن بر من
نوشتهی بتول همسفر محمدرضا
ویراستار مسافر محمد بیشکی
- تعداد بازدید از این مطلب :
2432