English Version
This Site Is Available In English

مقاله- حرمت کنگره ۶۰

مقاله- حرمت کنگره ۶۰

«کنگره» مکان مقدس و امنی می‌باشد که هر شخصی با ورود در این مکان باید حرمت آن را حفظ نماید. دروغ گفتن، علیه شخصی سرزنش کردن، حرف یکدیگر را قطع نمودن، الفاظ ناشایست بیان کردن، در جلسه بدون اجازه سخن گفتن، بحث سیاسی نمودن، بدون اطلاع و هماهنگی هر گونه پولی را دریافت و پرداخت کردن، هر گونه وجهی را در قالب قرض یا وام به هر شخصیت حقیقی و حقوقی پرداخت کردن، از لباس و پوشش نامناسب استفاده کردن، بدون مجوز راهنما تلفن دادن یا تلفن گرفتن و یا هر گونه ارتباطی بیرون از کنگره برقرار نمودن، از موارد ضدارزشی و ضداخلاقی می‌باشد.
بر تمام اعضا فرض است که حریم فوق‌الذکر را محترم شمارند و بر مسئولین واجب است که از وقوع این اعمال جلوگیری نمایند. در ضمن خواهشمند است با سهل‌انگاری و عدم مراقبت از لوازم شخصی خود، فضای امن کنگره را ناامن و مسموم نفرمایید. حال این سؤال پیش می‌آید، کسانی که حتی قادر نیستند از لوازم، کیف یا موبایل شخصی خودشان مراقبت کنند چگونه می‌توانند از زندگی خود مراقبت نمایند. «نگهبان کنگره ۶۰»

کلید واژه: حریم؛ حرمت
حریم به معنای پیرامون، قلمرو و مرز شناخته می‌شود و حرمت به معنای آبرو و ارجمندی است.

حرمت کنگره ۶۰ از اهمیت بالایی برخوردار است زیرا در ابتدا و انتهای جلسه خوانده می‌شود و هر یک از اعضا موظف می‌باشند به حرمت و قوانین وضع‌ شده احترام بگذارند. هر شخص بایستی برای خودش ارزش قائل شود و از حریم و چهارچوب کنگره خارج نشود. با احترام گذاشتن به حرمت‌ و قوانین کنگره، اعضای این سیستم می‌توانند با آرامش و امنیت هر چه بیشتر کنار هم قرار بگیرند و از آموزش‌های نابی که کنگره ارائه می‌دهد بهره لازم و کافی را ببرند تا فرصتی برای رسیدن به خواسته‌ها و اهداف‌شان به‌دست آورند. اگر ما مورد حمایت قرار گرفته‌ایم و کسی به ما نگفته بالای چشم‌تان اَبروست به دلیل اجرای حرمت کنگره ۶۰ است. در حرمت آمده از الفاظ ناشایست استفاده نکنید و حرف‌های زشت و رکیک به کار نبرید. حرف کسی را قطع نکنید این فقط مختص کنگره نیست هر جا که باشید نیاز است که این قانون را رعایت کنید و مورد احترام دیگران قرار بگیرید. پوشش مناسب هم برای آقایان است و هم برای خانم‌ها، آقایان گاهی اوقات با زیرپوش به کنگره می‌آیند که فقط آن را رنگ کرده و یک سری حروف روی آن چسبانده‌اند طبق ضرب‌المثل معروف خر همان خر است فقط پالانش عوض شده است. چرا می‌گوییم پیراهن یا مقنعه سفید بپوشید؟ زیرا پیراهن یا مقنعه سفید با کوچک‌ترین لکه یا کثیفی خودش را نشان می‌دهد. شما یک پیراهن سفید را نمی‌توانید ۱۰ روز بپوشید ولی پیراهن قرمز یا رنگی را حتی بیشتر از ۱۰ روز هم می‌توانید استفاده کنید، کثیفی آن مشخص نمی‌شود.

انسان بی‌ادب، فردی بی‌تعادل است و انسان باادب، فردی است که تعادل دارد؛ انسان موجودی است الگوپذیر، تمام موجودات الگوپذیر هستند، باید چیزی را یاد بگیرند، ما خیلی چیزها را از پدر و مادر خود یاد می‌گیریم، ادب و بی‌ادبی را هم از پدر و مادر، از بزرگان‌مان مثل اساتید، معلمان و قهرمانان جامعه یاد می‌گیریم چون همه چیز ما الگوپذیر است. ادب و بی‌ادبی مسئله بسیار حائز اهمیتی است. 
آقای مهندس می‌گویند من بارها در کنگره گفته‌ام که یک انسان مصرف‌کننده تزریقی و هروئینی را برتر از یک انسان بی‌ادب سرمایه‌دار و تحصیل‌کرده می‌دانم، شخص هروئینی را می‌توانم تحمل کنم ولی یک انسان بی‌ادب اصلاً قابل تحمل نیست. 
متأسفانه موضوع ادب و بی‌ادبی در جامعه ما شیوع پیدا کرده است البته ما ملتی هستیم که محسنات زیادی داریم ولی در یک موضوعی از آن‌ طرف بام افتاده‌ایم. ما در قوه قضاییه ۱۵ میلیون پرونده قضایی داریم هر پرونده قضایی یک نفر شاکی دارد و یک نفر متشاکی یعنی ۳۰ میلیون نفر با هم دعوا دارند، در بعضی از موضوعات هم هر طرف چندین نفر هستند چون در وهله اول تعارضاتی که ریشه و پایه ندارند بین افراد دیده می‌شود و وقتی پای حساب و کتاب می‌رسد همه چیز به‌هم می‌ریزد. متأسفانه ما ادب و بی‌ادبی را در جوامع بزرگ می‌بینیم مخصوصاً در جوامع غربی و اروپایی، می‌بینیم که در مسائل انتخاباتی یک رئیس‌جمهور که یکی از بالاترین مقامات کشور است مستقیماً اهانت می‌کند، با حقه‌بازی و دروغ طرف مقابل را مورد خطاب قرار می‌دهد، این‌ها از مراتب بارز بی‌ادبی است. وقتی چنین چیزی در رأس باشد همین‌طور به مراتب پایین‌تر انتقال پیدا خواهد کرد.
منظورم این است که ما باید برای ادب و بی‌ادبی در جامعه خودمان به بزرگان توجه و دقت کنیم، بزرگان ما هم باید حواس‌شان جمع باشد چون حرف‌هایی که می‌زنند الگو است و دیگران اجرا می‌کنند. وقتی تلفن زنگ می‌خورد پدر و مادر به بچه می‌گویند که بگو نیست، این رفتار را به فرزند خود یاد می‌دهند. در قدیم بچه‌ها جلوی پدر و مادر پای خود را دراز نمی‌کردند، معلم را می‌دیدند سلام می‌کردند و احترام می‌گذاشتند، مقصر خود ما هستیم اگر معلم به بچه ما بگوید که بالای چشمت ابرو است، با معلم برخورد کرده و شکایت می‌کنیم. مسئله ادب و بی‌ادبی را از روز اول اجرا کردیم و در حرمت کنگره همه این‌ها را یادآوری می‌کنیم.

گفتیم در کنگره همه با هم برابر نیستند، آیا آن‌هایی که فساد می‌کنند با آن‌هایی که خدمت می‌کنند با هم برابرند، آیا نابینایان با بینایان با هم برابرند؟ نه، اصلاً برابر نیستند.‌ وقتی ما پشت سر کسی صحبت می‌کنیم یا حرف کسی را قطع می‌کنیم یعنی بی‌ادبی می‌کنیم، وقتی دیگران را با ضمیر تو خطاب می‌کنیم این بی‌ادبی است. در کنگره از اول رسم شده که کوچک‌تر به بزرگ‌تر احترام می‌گذارد، سن یکی از علائم بزرگ‌تری و کوچک‌تری است، شغل، جایگاه، فهم و شعور علائم دیگر آن است. ممکن است یک نفر ۸۰ سال داشته باشد، هروئین بکشد، چرت بزند و طلب‌کار باشد و یک نفر هم ۲۲ سال سن داشته باشد و چندین نفر را به رهایی رسانده باشد کدام یک احترامش بیشتر است؟ رهجو باید به راهنمایش احترام بگذارد، وقتی راهنما می‌آید شاگرد باید جلوی استادش بایستد. ما هفته معلم گذاشته‌ایم ولی یاد نداده‌ایم که هفته معلم یعنی چه؟ فقط خیال کردیم که باید تبریک بگوییم، یاد نداده‌ایم که باید روز معلم گل بگیریم، پلاکارد بزنیم، صحبت کنیم و قدردانی کنیم. آدم‌ها مشکل ندارند، به آن‌ها یاد نداده‌اند، ما در کنگره این موضوع را به همه یاد داده‌ایم. شخص مصرف‌کننده بعد از آموزش‌های لازم به تعادل می‌رسد، همه او را دوست دارند و به او احترام می‌گذارند.

متناسب به مکان، زمان و سن، افراد باید پوشش مناسب داشته باشند؛ رنگ لباس، پوشش و ظاهر نشان‌دهنده شخصیت درونی ماست که به صورت بیرونی خودش را نشان می‌دهد، پوشش و لباس اوضاع درونی را بازگو می‌کند، رنگ لباس می‌گوید من چه تفکر و اندیشه‌ای دارم به‌هم ریخته هستم یا نه؟ رنگ تیره یا رنگ‌های مایل به سیاه روی درون انسان‌ها اثر می‌گذارد. هر مکان و هر موقعیت یک نوع پوشش را می‌طلبد این‌ها جز آداب معاشرت هستند با این تفاوت که جایی نوشته نشده‌اند، در هر حال هر لباس و پوششی که استفاده می‌کنیم باید تمیز و مرتب باشد. آمدن به گنگره هم پوشش خاص خودش را می‌طلبد از پوشش مناسب استفاده کنید، پوششی داشته باشید که با موقعیت آن مکان جور باشد، وقتی وارد آن مکان شدید حرمت آن‌جا را نگه دارید و سعی کنید پوشش‌تان با سن جور در بیاید شرایط سنی هم در پوشش ما بسیار مهم است.

تمام این موارد که در حرمت آمده می‌بایست اجرا گردد تا یک فرد به درمان برسد. افرادی که به کنگره می‌آیند هر کدام با تخریب زیاد و تفکرات مختلف وارد می‌شوند، این افراد برای رسیدن به درمان نباید ارتباطی خارج از کنگره با هم برقرار نمایند حتی به‌صورت تلفنی، می‌توانند از تجربیات هم استفاده کنند اما با برقرار کردن ارتباط از تخریب هم مطلع می‌شوند و باعث می‌شود که به هم آسیب بزنند و از پروسه درمان خارج بشوند. مواد مخدر اول شادابی دارد. هر فردی اوایل مصرفش سرحال و سرخوش می‌شود و به همه کارهایش می‌رسد ولی بعد سر از کجا درمی‌آورد؟ انسان باید یک چشمه خودجوش باشد، از درون چشمه وجود انسان آرامش و آسایش بیرون بیاید و ‌افسرده نباشد. وقتی بخواهی با مواد این سرحالی را به‌دست بیاوری چشمه وجودی‌ات خشک می‌شود پس از مدتی مواد هم آن اثر اولی را ندارد. اگر می‌خواهید زندگی کنید باید بگذارید دیگران هم زندگی کنند، باید یک‌سری قوانین را رعایت کنید.

معمولاً هر ساختاری چه مثبت و چه منفی ۳ هدف عمده را دنبال می‌کند «حفظ بقا، رشد و توسعه» برای رسیدن به هدف تعیین شده ابتدا باید پایه‌های مستحکمی را بنا کرد که با بزرگ‌ترین زلزله‌ها آوار نشوند در این راه لازم است در منطقه‌ای زلزله‌خیز بنای خود را آغاز نکنیم زیرا اگر با بهترین متد و مواد هم خانه‌ای مستحکم در منطقه‌ای زلزله‌خیز بسازیم مطمئناً بر سر ما آوار و تمامی تلاش‌های ما بر باد می‌رود. نکاتی که در حرمت کنگره ۶۰ ذکر می‌شود حائز اهمیت فراوانی است به همین دلیل در جلسات دو مرتبه خوانده می‌شود و تمامی این‌ها حاصل تجربیات چندین ساله آقای مهندس است پس لازم است ما به تک‌تک این قوانین جامه‌ عمل بپوشانیم.
جمعیت احیای انسانی در تاریخ سی‌ام شهریور ماه ۱۳۷۸ توسط آقای مهندس حسین دژاکام پایه‌گذاری شد. حرمت کنگره ۶۰ برای ما محدودکننده نیست بلکه نگهدارنده و محافظت‌کننده ما در برابر آسیب‌هاست. اگر ما حرمت را رعایت نکنیم کاسه کوزه‌ ما را جمع می‌کنند. اگر می‌گوییم خانه همدیگر نروید به این دلیل است که کلی شر و مکافات درست می‌کند، همه چیز خوب است ولی به مرور زمان از آن حرف در می‌آید و مشکل ایجاد می‌شود، وقتی رابطه‌ کاری پیدا کردید و پول به یکدیگر قرض دادید مشکل پیدا می‌شود پس تمام این‌ها به خاطر این است که مشکل ایجاد نشود، این‌جا که می‌آییم با کسی بده بستان نداشته باشیم، ترشی و لباس نفروشیم و کاسبی نکنیم.
تمام ادیان گفته‌اند اگر می‌خواهید از زندگی برخوردار و بهره‌مند شوید صراط مستقیم را انتخاب کنید، آن‌ها که راه درست را انتخاب می‌کنند دارای آسایش و آرامش هستند امکان ندارد شما یک تبهکار و یا یک دروغ‌گو را پیدا کنید که در آسایش باشد. ممکن است در زندگی دیگران تجسس کنیم ولی اگر کسی در زندگی ما تجسس کند ناراحت می‌شویم و بدمان می‌آید. اگر می‌خواهید آرامش و آسایش داشته باشید در زندگی دیگران سرک نکشید، به دیگران اسم و لقب بد نسبت ندهید مثل رضا خال‌کوب، محمد گربه این اسامی زشت را روی یکدیگر نگذارید. با یک طنز اقوام مختلف را مسخره نکنید شاید آن قومی که مسخره می‌کنید خیلی بهتر از ما باشند ما نمی‌توانیم اقوام را مسخره کنیم و برچسب به آن‌ها بزنیم، این کار خوبی نیست و نباید این کار را انجام بدهیم. ما اجازه گمان بد بردن به دیگران را نداریم.

با دقت در متن حرمت کنگره درمی‌یابیم که تک‌تک فرامینی که در حرمت کنگره بیان‌ شده همه اعمال سالمی هستند که اگر با تمام وجودمان آن‌ها را باور داشته باشیم و به انجام آن‌ها پایبند باشیم به مرکز این گردباد سبز و خوش‌آهنگ کنگره وصل خواهیم شد. آقای مهندس می‌گویند از روزی که کنگره ۶۰ تأسیس شد اول حرمت را نوشتم. در قرآن هم داریم گمان بد نبریم، در امور دیگران تجسس نکنیم، غیبت نکنیم و ... . من کاری را که نسبت به شماها انجام دادم در آموزش‌ها آدرس خودتان را به خودتان دادم چون ما گم‌شده‌ایم، در جهان اعتیاد چه‌کار می‌کردیم با آن افکار و اندیشه، راه را گم‌کرده بودیم باید اول خودمان را پیدا کنیم. به افراد آدرس‌های‌شان را می‌دهیم خودشان موظف هستند پیدا کنند حتی مسئولیت خودمان را به خداوند هم واگذار نمی‌کنیم.
حضرت مسیح گفته که قضاوت نکنید تا مورد قضاوت قرار نگیرید پس این‌کار را نکنید. وقتی گمان بد می‌بری، تجسس می‌کنی، برای دیگران اسم می‌گذاری و اقوام مختلف را مسخره می‌کنی آن‌ وقت می‌خواهی مسخره نشوی و هیچ بلایی سرت نیاید؟ حالا این کار‌ها را کردید غیبت و تجسس کردید، برای دیگران پرونده تشکیل دادید آیا دوست دارید که برای شما پرونده تشکیل بدهند وقتی که برای دیگران پرونده تشکیل دادید چه اتفاقی می‌افتد؟
در کتاب آسمانی آمده آیا دوست داری گوشت برادر مرده خود را بخوری یعنی تا این حد غیبت کردن و یا پشت سر دیگران سرزنش کردن یک ضدارزشی بد و زشتی است. گاهی اوقات مشکلات در زندگی باعث می‌شود همه چیز را زشت ببینیم. نگاه تحقیر‌آمیزی به مسافرمان نداشته باشیم شاید راهی را به اشتباه رفته‌ باشد ولی قرار نیست که تا آخر عمر او را تحقیر کنیم، مشکل در زندگی من به‌وجود آمده نباید نااُمید شوم مثل مورچه‌ای که آب داخل لانه‌اش رفت گفت دنیا را آب برد. از زنده بودن و زندگی کردن لذت ببرید، هیچ‌گاه ناامید نشوید، همیشه فرجی هست. گاهی مشکلی مثل اعتیاد را کسی نمی‌تواند از دوش تو بردارد باید خودت آن‌ را از دوشت برداری، باید خودت مشکل افسردگی را با حرکت کردن از دوش خودت برداری.
چند روزی می‌شود که سی‌دی رنگ لباس آقای مهندس را شنیده‌ام و کاش زودتر آن را گوش می‌کردم زیرا همیشه راهنمایان برای پوشیدن لباس سفید در جلسات تأکید می‌کردند اما من علت تأکید آن را نمی‌دانستم. رنگ سفید ارتباط مستقیم با ذهن انسان و حالات روحیه دارد. افراد بنا به روحیه‌ای که دارند رنگ لباس خود را انتخاب می‌کنند. کسانی که همیشه لباس‌های تیر می‌پوشند اغلب دچار افسردگی می‌شوند، بعضی‌ از افراد هم نمی‌دانند که این رنگ لباس می‌تواند آن‌ها را افسرده کند حتی پوشیدن لباس سیاه برای مدت طولانی می‌تواند عوارض خطرناکی برای فرد داشته باشد. آقای مهندس می‌گویند کسانی که لباس سیاه می‌پوشند ممکن است آن لباس را یک ماه نه اتو کرده باشند و نه شسته باشند چون معلوم نمی‌شود و همین در انسان رکود ایجاد می‌کند زیرا وقتی شما لباس سفید می‌پوشید تمیزی و اُتوی آن قابل رؤیت است و این باعث می‌شود که هیمشه لباس خود را تمیز و آراسته نگاه دارید و بپوشید. یکی از رنگ‌هایی که در مهمانی‌های مجلل ایران قدیم بر تن می‌کردند همین رنگ سفید بوده است.
رنگ لباس می‌تواند به کلی چهره انسان را تغییر دهد و کسانی که از لباس سفید استفاده می‌کنند چهره‌‌ای شاداب دارند. ما دیگر انسان‌های با افکار افیونی نیستیم، تا دیروز ظاهرمان  مثل باطن‌مان آشفته و سیاه بود حال باید حال خوش‌مان را در ظاهر برای خود به تصویر بکشیم تا از وجود خودمان لذت ببریم. من خودم اتو کردن لباس‌هایم را شروع کرده‌ام و چقدر کار لذت‌بخشی است این‌که می‌بینی ساختار لباس‌هایت آراسته و خط اتو دارد. سِت کردن لباس یعنی این‌که من رنگ‌هایی را با هم ست کنم که به هم بیایند این خود یک هنر است. در واقع  مجموعه لباس‌هایی که ما برای بیرون رفتن آن‌ها را می‌پوشیم یک ساختار هستند مثل پیراهن، کفش، شلوار.
در وادی اول می‌گوید با تفکر ساختارها آغاز می‌شود و بدون تفکر آنچه هست رو به زوال می‌رود یعنی اگر ما برای آن‌که چه بپوشیم تفکر کنیم که مثلاً برای امروز که می‌خواهم به جلسه بروم از چه رنگ‌هایی و مدل‌هایی که مناسب این جلسه باشد و زیبا هم باشد استفاده کنم، به ساختار وجودی خود بها داده‌ام نه برای این‌که کسی از دیدن ما لذت ببرد و یا برای کسی این‌کار را بکنم تنها برای شادی خودم به این ساختار مهم توجه می‌کنم که نه تنها در صُوَر آشکار بلکه در صور پنهان هم تأثیر زیادی دارد و از همه مهم‌تر اعتماد‌به‌نفس را افزایش می‌دهد که همیشه نبودنش در انسان مشکل ایجاد می‌کند. امیدوارم همیشه شاد، شیک‌پوش و سفید‌پوش باشید.

وقتی‌ که حرمت کنگره را در نظر می‌گیریم  متوجه می‌شویم که ادبیاتش به‌صورت زیرکانه‌ای مطرح‌ شده است. حرمت در کنگره ۶۰ یعنی جایی که قرار است در انتهای کار، درمان صورت بگیرد و این را وقتی در جاهای دیگر بررسی می‌کنیم برای درمان شدن، یک سری قوانینی وجود دارد که هر فردی می‌بایست به آن پایبند باشد. در علم روانشناسی می‌گوییم درمانگر باید فردی قابل‌اعتماد باشد تا من به آن اعتماد کنم. در کنگره ۶۰، راهنما فردی قابل‌ اعتماد است و باید به حرف‌هایش گوش کنیم. یک پارامتری در روانشناسی وجود دارد که درمانگر را در جای کسی قرار می‌دهد که قرار است به من کمک کند ولی در کنگره افراد می‌گویند راهنما می‌تواند به ما کمک کند. وقتی‌ که این‌ها از همان اول به درمانگر ایمان پیدا کردند در واقع به این ایمان پیدا می‌کنند که می‌توانند درمان بشوند. پارامتری که در روانشناسی و درمان در نظر می‌گیریم موضوع دروغ است، وقتی‌ که ما در یک مجموعه‌ای دروغ بگوییم این کار باعث می‌شود اذهان درمانگر نسبت به ما عوض شود و نظم آن فضای درمان به‌هم می‌خورد. پارامتر بعدی انضباط است؛ اینکه وقتی من در یک گروه هستم نباید با آن‌ها رابطه مالی و غیر درمانی داشته باشم چون این کار باعث می‌شود از هدف اصلی که درمان است غافل شوم. همه این‌ها دقیقاً در کنگره توسط آقای مهندس به‌ عنوان حرمت مطرح گردیده و وقتی شخصی این را رعایت می‌کند بدون شک به درمان می‌رسد.
ما می‌دانیم یکی از چیزهایی که می‌تواند روابط انسان‌ها را به‌هم بزند روابط مالی و ارتباطات غیر کاری است که می‌تواند در روند درمان و یا خیلی کارها خلل ایجاد کند به‌ عنوان مثال در بعضی از کشورها بیمه همه کارها را بر عهده می‌گیرد و هیچ رابطه مالی بین پزشک و بیمار نیست بر همین مبنا‌ در حرمت‌های کنگره آقای مهندس قید کردند که هر مبلغی را تحت عنوان قرض یا وام به یکدیگر دادن و هر نوع ارتباطی خارج از روند درمانی در کنگره ممنوع است و این خیلی مهم است. شما فکر کنید اگر راهنما و یک رهجو بنا به وضعیت مالی و موقعیت شغلی خودشان بخواهند با یکدیگر ارتباط برقرار کنند، از هم پول دریافت کنند موضوع درمان به مراحل بعد موکول می‌شود و یواش‌یواش قِداست رابطه قشنگ درمان‌جویی و درمان‌گری از بین می‌رود.
در بحث حرمت، نکاتی که مطرح‌ شده حتماً باید رعایت شود تا یک جمع در کنار یکدیگر کاری را پیش ببرند یا یک کار مثبت انجام بدهند. در این رابطه شاید کلیدی‌ترین چیزی که ما با آن برخورد کردیم بحث مسائل مالی بوده، یکی از بیمارانی که برای درمان به مرکز ما مراجعه کرده بود اتفاقی صحبتی  را شنید که شخصی مقداری ارز نیاز داشت و این فرد به خاطر اعتمادی که به ما داشت داوطلب شد که این پول را تهیه کند، سریع و در مدت نیم ساعت این ارز را تهیه کرد و به فرد داد و این فرد نتوانست پول را پس بدهد و کار به‌ جایی کشید که از پروسه درمان دور شدند. رعایت کردن حریم یک مجموعه و نفراتی که در آن مجموعه حضور دارند چیزی است که باید رعایت گردد تا مجموعه بتواند کار عادی خودش را انجام دهد.
هر چیزی یک حریم و فاصله‌ای دارد حتی کره زمین که یک حریم و یک جَوّ دارد به‌نام «لایه ازون» که اگر کسی به آن نزدیک شود، پودر می‌شود. این حرمت از همان حریم و احترام می‌آید. رودخانه و جاده نیز یک حریم دارند و شما نباید وارد حریم آنها بشوید و بایستی فاصله خود را حفظ کنید. هستند کسانی که حریم رودخانه را رعایت نکردند و در آن، خانه درست کردند، سیل آمد و همه را برد. شما نمی‌توانید در فاصله ۵ متریِ جاده، خانه بسازید و گاهی تا ۱۰۰ متر حریم وجود دارد چون ممکن است تریلی بیاید و از روی سازه‌ای که شما ساخته‌اید رد بشود. در خانه و خانواده، یک‌سری از اعضا حرمت دارند و محارم محسوب می‌شوند و نباید به آن‌ها نزدیک شد. هر چیزی را نگاه می‌کنید، یک‌سری قوانین دارد تحت عنوان حرمت. ما هم در کنگره ۶۰ همین را می‌گوییم.

ما می‌گوییم کنگره مکان مقدس و امنی است؛ مقدس برای چیست؟ برای اینکه انسان‌ها را از مسائل ضد ارزشی به‌طرف ارزش‌ها می‌برد. امن است برای اینکه هرکسی که می‌آید، باید در آن احساس امنیت بکند. باور کنید بعد از ۲۰ سال به‌جز دیده‌بان‌ها، فامیلی خیلی‌ها و حتی بعضی از اعضا هیئت‌مدیره را نمی‌دانم چه برسد که بدانم منزلشان کجاست و یا به خانه آن‌ها رفته باشم. اصلاً این روابط در بین ما نیست که بخواهیم در مسائل سیاسی و اقتصادی باهم همکاری کنیم، فوراً همدیگر را به شام دعوت کنیم و رفت‌وآمد کنیم و بعد مشکلات ایجاد کنیم.
وقتی می‌گوییم امن یعنی نمی‌توانیم در کار یکدیگر تجسس کنیم. هیچ‌کس در کنگره نمی‌تواند بگوید خانه شما کجاست یا فامیلی‌ات چیست؟ تلفنت را بده، تجسس ممنوع است. کنگره مکان امن و مقدسی هست ولی دلیل نیست که انسان‌ها تقدس داشته باشند. ما هیچ تقدسی در کنگره نداریم. از یک سفر اولی گرفته تا برسد به من. ما هرچقدر می‌خواهیم این قضیه را درستش کنیم، خود آدم‌ها یک‌جور دیگر آن را می‌پیچانند. ما گفتیم در کنگره، القاب نداریم؛ «سیّد» و حتی «حاج‌آقا» و «دکتر» نداریم به این دلیل که وجهه خوبی ندارد که فردی بگوید: سلام دوستان سید حسین هستم مسافر یا حاج علی هستم مسافر، عرق می‌خوردم، حشیش می‌کشیدم، هروئین می‌کشیدم؛ خب آبروی خانواده پیغمبر را و آبروی هر چه حاجی هست را می‌بری. دکتر و مهندس هم همین‌طور.

البته لقب «مهندس» را فقط به من داده‌اند آن‌هم نه برای اینکه مهندس الکترونیک هستم بلکه به این دلیل که تئوریسیَن و مهندس کنگره هستم زیرا هندسه و ساختار کنگره را طراحی کرده و برنامه‌ریزی کارها را انجام داده‌ام پس به این دلیل به من می‌گویند مهندس وگرنه کنگره پر از مهندس است.
ما این القاب را جمع کردیم و دیدیم یواش‌یواش به من می‌گویند آقا! آقا آمده، آقا هست، آقا رفت. بعد دیدیم به قسمت‌های دیگر هم سرایت کرد. گفتم این مسخره‌بازی‌ها را جمع کنید. هیچ‌کدام از ما تقدس نداریم؛ به خاطر چی؟ به خاطر اینکه خود فرد را خراب می‌کنیم. مثلاً یکی مسئول شعبه است و به او آقا می‌گوییم، قبله‌اش را گم می‌کند، خودش را گم می‌کند و نمی‌داند چه‌کار کند؟! «دستتان را ببوسیم و پایتان را ببوسیم»؛ این‌ کارها را نکنید. کنگره مقدس است و حریم و حرمت دارد، به این دلیل است که بردن الفاظی مثل آقا، پیر، مرشد و ... نداریم. ما یک معلم هستیم و اینجا یک مرکز علمی است و کار عملی و کارهایی که باید مشخص باشد انجام می‌دهیم نه حاجی نباتی هستیم، نه صلواتی، ما هیچ‌کدام از این کارها را انجام نمی‌دهیم.

همان‌طور که یک جاده حریم و حرمت دارد، برای افراد هم همین‌طور است. در کنگره دروغ گفتن ممنوع است. اگر رهجو دروغ بگوید و مقدار مصرفش را به راهنما نگوید، راهنما چطور می‌تواند رهجو را درمان کند؟ تو داری شیره می‌کشی، هروئین هم می‌کشی اما به راهنما نمی‌گویی هروئین می‌کشی یا قرص می‌خوری، تریاک هم مصرف می‌کنی. پس دروغ گفتن ممنوع است.
پشت سر دیگران سرزنش کردن ممنوع است. اصلاً ما نباید پشت سر دیگران صحبت کنیم. این کار در کنگره ممنوع است. اوایل یکی می‌آمد می‌گفت که اکبر، فلان حرف را زد، گفتم اکبر را صدا کردند و آمد و به او گفتم حالا جلوی خود اکبر بگو! فوری رنگش عوض شد و معذرت‌خواهی کرد. گفتم آن چیزی که تو می‌توانی پشت سر دیگران بگویی، باید جگر داشته باشی پیش روی خودش بگویی، پشت سر دیگران زمزمه‌کردن کار درستی نیست. در سطح جامعه ما این بیماری‌ها هست و ما یاد نگرفتیم.
تلفن از مردم نگیرید و تلفن ندهید چون خطرآفرین است؛ تلفن می‌زنی می‌گویی مثلاً اکبر هست؟ جواب می‌دهد کدام اکبر؟ می‌گویی همان‌که هروئین می‌کشد و به کنگره ۶۰ می‌آید. حالا ممکن است در منزل هیچ‌کس خبر نداشته باشد که اکبر هروئین می‌کشد.
خانه همدیگر رفت‌وآمد نکنید. گروه‌های دیگر که خانه همدیگر رفت‌وآمد کردند هزاران فساد به وجود می‌آورند. بچه‌ها اوایل مصرف‌کننده هستند و علیه‌السلام نیستند. ممکن است در این رفت‌وآمدها مشکلات زیادی به وجود بیاید. این با آن دوست می‌شود، آن‌یکی با زن این دوست می‌شود و این در گروه‌های دیگر وجود دارد و خانواده‌ها ویران می‌شوند.
به همدیگر نمی‌توانید پول قرض بدهید؛ می‌گوید هرگونه پولی تحت هر شرایطی به هر شخصیت حقیقی و یا حقوقی پرداخت کردند ممنوع است. شخص، دو میلیون تومان قرض می‌گیرد اما نمی‌تواند پس بدهد، اختلاف و درگیری پیش می‌آید، چند نفر طرف‌دارِ این می‌شوند و چند نفر طرف‌دار آن‌یکی، به هم می‌ریزند و از درمان خارج می‌شوند.
در کنگره فقط درمان صورت می‌گیرد مثل بیمارستان. وقتی به بیمارستان می‌روی، برای آن مریض، کار پیدا می‌کنند؟ برایش زن می‌گیرند؟ به منزلش می‌روند؟ ما هم همین‌طور هستیم؛ ما به کنگره می‌آییم که فقط درمان شویم؛ بنگاه اقتصادی نیست. مثلاً خانم‌های مسافر می‌آیند و یکی از آن‌ها آرایشگر است؛ اجازه ندارد بقیه را برای آرایش کردن به خانه یا آرایشگاه خود ببرد. اولش می‌گوید خوب است و بگذاریم این‌ها باهم کار کنند و در کنار هم باشند ولی ما می‌گوییم: نه! ما کاملاً با این قضیه مخالفیم. دو سال پیش بهزیستی یکی از شهرستان‌ها آمد و گفت «ما کلی بُنِ عدالت می‌دهیم»، گفتم ما نمی‌خواهیم. گفت بن پولی می‌دهم، باز قبول نکردم. گفتم شما صد عدد بن مخصوص می‌دهی و ما به صد نفر می‌دهیم و به پانصد نفر نمی‌دهیم و بین این‌ها اختلاف می‌افتد که چرا به حسن دادی و به حسین نه؟
حریم بین شاگرد و استاد باید حفظ شود. ما همه را تجربه کردیم. قدیم من یک معلم سه‌تار داشتم که سنش بالا بود و به منزل ما می‌آمد و مشروب می‌خورد، من هم می‌خوردم. تا می‌آمد کلاس درس را شروع کند، ما سینی مشروب را می‌آوردیم و شروع می‌کردیم به عرق‌خوری و دیگر نمی‌گفت درس چه شد و مشق چه؟ یک سال می‌آمد و می‌رفت و من هیچ یاد نگرفتم. به خاطر اینکه با هم رفیق شده بودیم. راهنما هم که با رهجو رفیق بشود، همین می‌شود. مریض هم با دکترش رفیق بشود دیگر به حرفش گوش نمی‌دهد بنابراین باید این جایگاه‌ها حفظ شود.

اشخاصی هستند که از طرف دولت، در کشورهای دیگر کار می‌کنند. در مبحثِ ارتباط کشورها باهم، به رفتار آن‌ها می‌گویند «دیپلماسی» و به خود آن اشخاص می‌گویند «دیپلمات». در دیپلماسی هر کاری و یا هر صحبتی را نمی‌توان انجام داد. هر انسانی باید شدیداً مراقب رفتار، گفتار و کردار خود باشد مثل رابطه یک خریدار از مغازه یا سوار شدن در تاکسی, حتی ما بین دوستان  خود در کنگره دارای یک دیپلماسی هستیم. پدر و مادر، فرزند و والدین، رهجو و راهنما و حتی عشق هم دارای دیپلماسی است. دیپلماسیِ عشق خیلی حساس‌تر است. یک‌سری قوانین بازی دارد که اگر این قوانین حفظ نشود آن‌را از دست خواهیم داد مثل انواع خوراکی‌ها که اگر بخواهیم سالم بمانند باید در جای مناسب از آن‌ها نگهدای کنیم.
در رابطه‌ عشقی باید حد و حدود را رعایت کرد و باید جوری باشد که گاهی نزدیک و گاهی دور بشویم. رسیدن به عشق آسان است ولی نگهداری از آن سخت. به قله رسیدن سخت است ولی در قله ماندن سخت‌تر است.
برای حفظ هر چیز باید کلی فکر کرد و عمل سالم انجام داد. چگونه می‌توان برای حفظ روابط خود با دیگران تابع قوانین باشیم؟ آیا برای سالم ماندن آن رابطه فکر مناسب کرده‌ایم تا سالم بماند؟ خیلی از دوستی‌ها به علت عدم مراقبت از بین رفته است. اگر در دوستی از حریم خود تجاوز کرده و وارد حریم دیگران بشویم آن دوستی از بین می‌رود. هم افراط و هم تفریط باعث از بین‌رفتن می‌شود. باید در همه چیز حد را نگاه داشت. در روابط اجتماعی به خاطر یک رفتاری رابطه خراب می‌شود، اگر رابطه برقرار شد نگوییم خُب دیگر تمام شد بنابراین باید مواظب رفتار و کردار خود باشیم. آقای مهندس می‌گویند از زمانی‌که کنگره را تشکیل دادم ویژگی‌های خاصی را رعایت کردم مثلاً من به شما خیلی نزدیک نمی‌شوم و خیلی دور هم نمی‌شوم. اگر زیاد قاطی می‌شدم این کار نظام نمی‌گرفت و اگر زیاد دور می‌شدم هم همین‌طور. همان‌گونه که باید برای نگهداری مواد وقت صرف کنید تا خراب نشود، برای روابط خود با دیگران نیز باید یک‌سری قوانین را انجام داد تا خراب نشود. بعضی از انسان‌ها به‌گونه‌ای هستند که تا با کسی دوست می‌شوند بلافاصله هر چه در دل دارند را بازگو می‌کنند، و فردا حرف خودشان را از زبان دیگران می‌شنوند. در روابط نباید زود صمیمی بشوید. حرفی را که خودتان نمی‌توانید حفظ کنید چطور انتظار دارید که دیگران آن را حفظ کنند؟
انسان دارای حس‌های خیلی قوی است نمی‌شود جلوی او حرفی زد و در پشت سر حرفی دیگر زد، افراد این را متوجه می‌شوند و شما هم این را احساس می‌کنید. برای حفظ رابطه‌ها یک دیپلماسی لازم است. باید به‌گونه‌ای رفتار کنید تا دیگران از عشق و دوستی شما بهره‌مند شوند.
برای حفظ هر چیزی باید زحمت کشید. مراقب زبان، رفتار و کردار خود باشیم. زبان از هر چیزی بیشتر ضربه می‌زند، زبان از قلب فرمان می‌گیرد. قلبی که سیاه باشد زبان در جهت منفی چرخش پیدا می‌کند.
باید قلبِ سیاه را ذره‌ذره سفید کرد تا بتوانیم روابط خوبی داشته باشیم، با استفاده از عقل می‌توان این کار را انجام داد.
دیپلماسی آن است که بهترین و کم خطرترین حرف را بزنیم. یک دیپلمات هر چه بگوید انگار کشورش صحبت کرده و خیلی حساس است.چون هر چه می‌گوید تفسیر می‌شود. هر انسان در زندگی خودش یک دیپلمات است. در واقع دیپلماتِ شهر وجودی خودش است. یک دیپلمات ممکن است یک حرفی بزند که باعث جنگ بین دو کشور شود و یک نفر هم ممکن است حرفی بزند که باعث پیشرفت خودش و یا باعث تخریب خودش بشود.

نوشتار حرمت، تنها نوشته‌است که در تمام جلسات کنگره ۶۰، دو‌ مرتبه خوانده می‌شود. در این نوشتار، بایدها و نبایدهای لازم برای فردی که در جلسات شرکت می‌کند را مطرح کرده و گفته می‌شود که: کنگره مکان مقدس و امنی است که هر شخص با ورود به این مکان، باید حرمت آن را حفظ نماید. اینکه شخصی به کنگره آمده و می‌خواهد از شرایط و امکانات موجود در این مکان استفاده کند و خواستارِ درمان است باید این قوانین را رعایت کند. یک‌سری قواعد اخلاقی و بحث‌های جهان‌بینی که جزء سه ضلع مثلث درمان است هم به او گوش‌زد می‌کند که باید مورد توجه قرار بدهد. اگر من دروغ بگویم و یا به کسی تهمتی بزنم و یا قواعدی که تحت این عنوان مطرح می‌شود را رعایت نکنم به همه و از جمله خودم آسیب وارد می‌کنم. احترام گذاشتن به مافوق، حتی نگهداری از لوازم شخصی خودم در محیط کنگره بر عهده خودم است و اگر رعایت نکنم، کیان و سلامت کنگره را به نحوی زیر سوأل می‌برم. نکته‌ای که وجود دارد این است که رعایت حرمت و آموزش حریم‌گذاری در کنگره ۶۰، در کنار مِتُد درمان، یکی از وجوه تمایزی است که کنگره نسبت به NGOهای دیگر دارد.
 یکی از اعضاء لژیون پزشکان و از کارکنان کلینیک‌ این‌گونه شرح می‌دهد: در سال‌های قبل، گاهی پیش می‌آمد که داروی OT توزیع نمی‌شد. اگر از رهجوهای کنگره ۶۰ کسی می‌آمد و دارو می‌خواست و ما به او می‌گفتیم که دارو نیست، تشکر می‌کرد و خیلی آرام خداحافظی می‌کرد و می‌رفت ولی بعضی وقت‌ها در برخورد با رهجوهای خودمان (که از رهجویان کنگره نبودند)، حتی نوع شرکت تولیدکننده شربت که عوض می‌شد، مشکل داشتیم و خیلی چالش ایجاد می‌کرد. این همان حریمی بود که رهجوهای کنگره یاد گرفته بودند که مراعات می‌کردند و احترام می‌گذاشتند و واقعاً این ملموس بود.

منابع: وبلاگ همسفران آقا تاریخ ۱۳۹۸/۰۵/۰۱، وبلاگ لژیون آقای جعفری
کارگاه جهانبینی با استادی آقای مهندس تاریخ ۱۴۰۱/۰۴/۰۸، دستور جلسه لژیون پزشکان پارک طالقانی ۱۳۹۷/۰۴/۲۲،
سی‌دی‌ها: ساختار خویش، عشق و ایمان، فرق نگاه و رنگ لباس، دیپلماسی

تهیه و نگارش: رابط خبری همسفر حبیبه، کمک‌راهنما همسفر مهری (لژیون دوم)
ویرایش: همسفر فهیمه، کمک‌راهنما همسفر سلیمه (لژیون چهارم)
ارسال: کمک‌راهنما همسفر نجمه (لژیون سوم)
همسفران نمایندگی گنجعلی‌خان

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .