English Version
This Site Is Available In English

تعیین حدود مسئولیت

تعیین حدود مسئولیت

با ورود به کنگره تصمیم گرفتیم که از جهان تاریکی‌ها جدا شویم و سفر خود را به‌سوی جهان روشنایی‌ها از وادی یا سرزمین تفکر آغاز کردیم. در این وادی شروع به تفکر کردیم که اکنون در کجای کار قرار داریم و می‌خواهیم به کجا برویم. در این تفکر دریافتیم که مشکلات زیادی به وجود آورده‌ایم و درگیر ناامیدی شدیم و تصور کردیم که نمی‌توانیم مشکلات را حل کنیم. در سرزمین بعدی یعنی وادی امید دریافتیم که به هیچ نیستیم و می‌توانیم مشکلات را حل کنیم. در سرزمین بعدی پذیرفتیم که هیچکس به‌جز من نمی‌تواند مشکلاتم را حل کند و اکنون در سرزمین مسئولیت قرار داریم که بر دروازه آن تابلویی نصب شده که روی آن نوشته است: در مسائل حیاتی به خداوند مسئولیت دادن، سلب مسئولیت از خویش است. به‌این‌ترتیب به‌اصطلاح آب پاکی روی دست ما ریخته شد که به‌هیچ‌عنوان نمی‌توانیم مسئولیت زندگی را به دیگران حتی خداوند واگذار کنیم. این وادی حد و حدود مسئولیت را بین ما و دیگران و خداوند مشخص می‌کند. در این وادی برای اینکه روشن شود که چرا مسئولیت زندگی به عهده خودمان است بحث صور پنهان انسان مطرح می‌شود تا بدانیم که ایراد کار از کجاست. همانطور که برای عیب‌یابی و تعمیر یک ماشین باید تمام اجزا و طرز کار قطعات آن را بشناسیم در مورد انسان هم به همین شکل است. باید بدانیم نفس چیست و چه کاری انجام می‌دهد. از چه نیروهایی تأثیر می‌پذیرد و بر چه چیزهایی اثر می‌گذارد. بسیاری از بیماریهای روانی و حتی جسمی وجود دارند که در اثر اختلال در عملکرد صور پنهان به وجود می‌آیند که در جهان پزشکی با نام سایکوزوماتیک یا روان‌تنی شناخته می‌شوند. یعنی اختلال در ذهن و تفکر می‌تواند باعث بروز بیماری در جسم انسان شود. همه‌چیز در کنگره برای ما دارای بار آموزشی است و آقای مهندس در این وادی به بهانه تعیین حد و حدود مسئولیت بین ما و دیگران به تشریح صور پنهان انسان از جمله نفس، روح، جن، ذهن و غیره می‌پردازند. تنه اصلی هر موجود، نفس است و طبق برنامه‌ای که برایش تعریف شده عمل می‌کند و در جهان خاکی جسمی را تعیین موجودیت می‌کند که در واقع ماشین اوست. در انسان که تکامل‌یافته‌ترین موجودات است یک ویژگی به نام اختیار وجود دارد و برای اینکه بتواند از این ویژگی استفاده کند دو مشاور دارد. یکی روح که انسان را به خیر و نیکی دعوت می‌کند و دیگری جن که به‌سوی شر و بدی دعوت می‌کند. توجه داشته باشید که این دو فقط انسان را دعوت می‌کنند و اجازه دخالت در اختیار انسان را ندارند.

بنابراین جسم را می‌توان به یک اتومبیل تشبیه کرد که نفس راننده آن است و دو سرنشین دیگر نیز به نامهای روح و جن در اتومبیل هستند. از آنجا که خداوند می‌فرماید ما به هیچ نفسی ظلم نمی‌کنیم پس نفس می‌تواند تکامل پیدا کند. مثلاً نفس در یک سنگ فقط می‌تواند سنگ را تعیین موجودیت یا به عبارتی رانندگی و هدایت کند و اگر مسیر تکامل را طی کند می‌تواند ماشین خود را عوض کند و هدایت خاک و بعد از آن هدایت گیاه و بعد حیوان را بر عهده بگیرد. گفتیم که نفس مراتبی دارد. اولین مرتبه نفس، نفس جمادی است. مرتبه بالاتر آن نفس نباتی یا گیاهی و مرتبه بالاتر نفس حیوانی است. بالاترین مرتبه نفس حیوانی نفس اماره است که پایین‌ترین مرتبه نفس در انسان است. نفس در انسان سه مرتبه دارد به نام نفس اماره، نفس لوامه و نفس مطمئنه. انسانی که در مرحله نفس اماره یا امر کننده است هر کاری که دلش بخواهد انجام می‌دهد و با خوب و بد آن کاری ندارد. اما انسان در مرحله نفس لوامه یا سرزنش کننده اگر کار بدی انجام دهد پشیمان می‌شود. بحث وجدان در این مرحله است که مطرح می‌شود. اما در مرتبه نفس مطمئنه انسان هیچ کار بدی انجام نمی‌دهد. در این مرحله است که انسان به تکامل می‌رسد و به تعبیر قرآن در جرگه بندگان یا خدمتگزاران درآمده و وارد بهشت خاص خداوند می‌شود که در آن هر چیزی که بخواهد برایش فراهم می‌شود.
با آگاهی از این مطالب است که می‌توانیم خط و خطوط مسئولیت را مشخص کنیم و بدانیم که مسئولیت تمام امور زندگی بر عهده خودمان است. در کلام‌الله شریف هم این قضیه در آیات متعددی مطرح شده است. مثلاً می‌فرماید برای انسان هیچ‌چیز نیست مگر آنکه خودش تلاش کند یا می‌فرماید هیچ نفسی بار نفس دیگر را به دوش نمی‌کشد. در ادبیات خودمان نیز ضرب‌المثلی هست که می‌گوید هر کسی را در قبر خودش می‌گذارند! بنابراین مسئولیت تمام امور زندگی بر عهده خودمان است. این‌که من شبانه‌روز عبادت کنم و نماز بخوانم و نسبت به مخارج خانواده و مسئولیت‌هایم در قبال همسر و فرزندانم بی‌توجه باشم در هیچ دین و فرهنگی پذیرفته نیست. دعا و نیایش برای تزکیه انسان بسیار مفید است به شرطی که من تمام مسئولیت‌هایم را بپذیرم و وظایف خود را انجام دهم و آنگاه در انتظار لطف خداوند باشم. همیشه باید ضرب‌المثل از تو حرکت از خدا برکت را در نظر داشته باشیم و بدانیم که در سکون هیچ‌چیز به وجود نمی‌آید و زایشی نیست؛ همه‌چیز در حرکت شکل می‌گیرد و سپس ساختارها پدیدار و موجودات خلق و سفر در حلقه‌های آفرینش آغاز و ادامه‌دار می‌گردد.
امیدوارم همه ما بتوانیم از این وادی با موفقیت عبور کنیم و آماده ورود به سرزمین رفتن و رسیدن شده و ساختارهای ذهنی خود را به ساختارهای عملی تبدیل کنیم.

نگارنده: مسافر محمود لژیون هجدهم
تنظیم: مسافر پرویز
نمایندگی کاسپین

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .