نهمین جلسه از دوره چهارم سری کارگاههای آموزشی خصوصی کنگره ۶۰، ویژه همسفران نمایندگی چرمهین به نگهبانی همسفر لیلا و دبیری همسفر زینب و استادی کمک راهنما همسفر نگین با دستور جلسه «کتاب ۶۰ درجه زیر صفر» در روز دوشنبه مورخ ۲۲ خرداد ماه ۱۴۰۲ راس ساعت ..:۱۵ آغاز به کار کرد.
خلاصه سخنان استاد:
ما با یک دستور جلسه مهمی روبرو هستیم، به خاطر اینکه در بدو ورود به کنگره زمانی که در جلسه تازهواردین مینشینیم و ایشان از ما میخواهند که پکیج کنگره را تهیه کنیم به عنوان یک منبع آموزشی و اینکه بدانیم در کنگره از چه مسیری حرکت کنیم و در چه مسیری قرار بگیریم و آموزش ببینیم؟ یکی از مهمترین منابع و ابزارهایی که وجود دارد و به ما کمک میکند کنگره را بهتر بشناسیم و در مسیر درمان از آن استفاده کنیم، کتاب عبور از منطقه ۶۰ درجه زیر صفر است.
در اول صحبت بگویم که این کتاب مخصوص مصرف کنندگان مواد مخدر نیست؛ زمانی که من به عنوان همسفر برادرم به کنگره ورود پیدا کردم؛ من نیز در منطقه ۶۰ درجه زیر صفر به سر میبردم، به این مفهوم که آنقدر افسرده بودم و ترس و ناامیدی در من بود که فکر میکنم تمام حسهای من یخ زده بود و هیچ مسیری را نمیتوانم پیدا کنم و درمانده بودم که چه مکانی را میتوانم پیدا کنم که این بلایی که خانواده من درگیر شدهاست بتواند از آن نجات پیدا کند؛ زمانی که شروع کردم به خواندن آن احساس کردم مخاطب این کتاب من هستم و من هستم که در منطقه ۶۰ درجه زیر صفر زندگی میکنم. من فکر میکنم تکتک ما همسفران در این منطقه قرار گرفتهایم به خاطر مشکلات فراوانی که در آن قرار گرفتهایم و اتفاقات که برای ما افتادهاست.
مهمترین و دردناکترین قسمت زندگی ما داشتن یک مصرفکننده مواد مخدر بوده است که ما نیز در کنار آن بسیار آسیب دیدهایم. این کتاب را زمانی که باز کنیم صفحه اول آن جملهای را آقای مهندس نوشتهاند که این جمله همیشه برای من بسیار اهمیت داشته است و چیزی که مرا مجذوب این کتاب کردهاست جمله: «این کتاب یک تحقیق مستند است» این جمله برای من بسیار مهم بود؛ زیرا مفهوم آن چنین است که زمانی که نوشته میشود یک تحقیق مستند است یعنی فردی آن را نوشتهاست که با تمام وجود خود درگیر موضوع بوده و درباره اتفاقی که برایش افتاده است شرح حال گزارش میکند؛ از چه مسیری درمان برای آن اتفاق افتاده است و نقل قول از فرد دیگری نبوده است. نویسنده این کتاب را با تمام وجود تمام لحظات را گذرانده بوده و دردها و رنجها را سپری کرده بوده و مسیر درمانی را پیدا کرده و در مورد آن صحبت میکرده است.
این کتاب شگفتی که برای من داشت این بود که از زبان شخصی بود که خود سالها مصرفکننده بود؛ از زبان یک پزشک یا محقق نبود که خود تجربه نکرده باشد؛ از زبان فرد جامعشناس یا حقوقدان نبود، از زبان مهندسی بود که سالهای بسیاری در مسیر مصرف مواد مخدر و در تاریکیها به سر میبرده است و در مورد اتفاقات و لحظاتی که برای آن گذشته است و در ادامه مسیر درمان خود گزارش داده است.
زمانی که میرسیدم به لحظاتی که آقای مهندس پله کم میکردند و میگفتند: «امروز مصرف من این مقدار کاهش پیدا کرد» من فقط گریه میکردم و انگار یک نفر به من امید تزریق میکرد؛ زیرا من زمانی که به کنگره آمدم سه ماه بعد مسافرم به کنگره آمد. برای شخص من که به تنهایی به کنگره ورود پیدا کرده بودم و به شدت ترس داشتم که قراره چه اتفاقی بیفتد و آیا این مسیر پاسخگو است و میتواند به ما کمک کند یا خیر؟ خواندن کتاب من را به عنوان یک همسفر زنده کرد. من تا کنون چیزی با این عناوین در مورد مواد مخدر یا مصرف کننده نخوانده بودم و نمیدانستم اعتیاد چه شرایطی را برای فرد مصرف کننده ایجاد میکند.
در صفحات بعدی ایشان مطرح میکنند که این کتاب مختص مصرف کنندگان مواد مخدر نیست؛ مخاطب آن مصرف کنندگان مواد مخدر و خانوادههای آنان و پزشکان و محققان و قضات است و این کتاب به اندازهای ساده و روان است که یک مصرفکننده که شاید از نظر تحصیلات در سطح پایین باشد، میتواند این کتاب را به عنوان خودآموز استفاده کند و طیف وسیعی از انسانها را شاید بتوانیم مخاطب آن کتاب باشند و از آن استفاده کنند.
این اولین باری بود که نگاه جدیدی را به مصرف کننده دریافت کردیم؛ زیرا قبل از آن هر زمان اسم مصرف کننده مواد مخدر میآمد مساوی بود با شخصی که بیاراده و بیلیاقت است و خانواده برای آن مهم نیست و مسئولیت پذیر نیست و کلی صفات منفی دیگر ... و این در ذهن من کاملا اشتباه از یک مصرف کننده مواد مخدر جا افتاده بود. این کتاب مصرف کننده را برای من تغییر داد و شخصیت برادر من را در ذهن من زیروزبر کرد؛ به من گفت یک شخص مصرف کننده چه اتفاقی برایش افتاده است که در این شرایط قرار گرفته است و برای درمان آن باید چه کارهایی را انجام داد.
این کتاب اتفاقاتی است که برای آقای مهندس دژاکام افتاده است و سخنانی که بین ایشان و استادان آن است؛ اما چیزی که بارها آقای مهندس و آقای امین روی آن تاکید میکنند و میگویند: «زمانی که شما کتاب شصت درجه را مطالعه میکنید خود را مخاطب این کتاب قرار دهید یعنی فکر کنید که این کتاب با شما صحبت میکند». ایشان گاهی اوقات در سیدیهایشان میفرمایند: «استاد این را به شما میگویند و مخاطب شما و همه ما هستیم» به این مفهوم که در صحبتهایشان اشاره نمیکنند به اینکه من مخاطب استادهایم هستم، میفرمایند: همه ما مخاطب صحبتهای اساتید آقای مهندس هستیم.
بنابراین این نکتهای است که بسیار میتواند در خواندن این کتاب به ما کمک کند و خواندن آن برای همه ما واجب، لازم و ضروی است؛ یعنی هر همسفری باید در طول سفر خود این کتاب را مورد مطالعه قرار دهد و خود را در تمام بخشهای این کتاب مخاطب قرار بدهد و فکر کند که اساتید آقای مهندس و ایشان درباره مسائل و مشکلات ما صحبت میکنند. من زمانی که کتاب را بارها و بارها میخوانم نگاه من به کتاب چنین است که در قسمتهایی که ایشان در مورد مواد مخدر صحبت میکنند من یکی از مشکلات خود را در آن جمله قرار میدهم و یکی از صفتها و مسائلی که دارم روی خود کار میکنم را در آن جمله قرار میدهم و به این توجه میکنم که مخاطب ایشان من هستم و قرار است که برای من این اتفاقات و تغییرات رخ دهد.
نکته بعدی که هنگام مطالعه این کتاب اهمیت دارد؛ شما برای دفعه اول یا در طول سفر اول، ممکن است متوجه بسیاری از مسائل این کتاب نشوید. تجربه شخصی من میباشد این است که اولین دفعه که کتاب را مطالعه کردم فقط و فقط قسمتهایی که آقای مهندس در مورد کم کردن پله، سفر و خودشان گزارش شخصی میدادند متوجه میشدم و قسمتهایی که ایشان در مورد پیامها صحبت میکردند یا در مورد صورپنهانی یا در مورد وادیها صحبت میکردند من اصلا متوجه نمیشدم یعنی دفعه اول کتاب را اینطور مطالعه کردم و اکنون بعد از سیزده سال هر زمان من این کتاب را مطالعه میکنم این کتاب برای من تازگی دارد یعنی هر بار و هر بخشش و جمله آن برای من یک برداشت تازه و نوین دارد چرا؟ به خاطر اینکه ایشان میفرمایند: «هر مقدار که میزان آموزش و دانایی فرد افزایش پیدا میکند آرام آرام بسیاری از مطالب کتاب را هم متوجه میشود» بنابراین فکر نکنید که اگر یک نفر کتاب را میخواند حتما همان لحظه باید تمام مطالب کتاب را متوجه شود، شاید سه سال بعد و شاید ده سال بعد لازم باشد که شما یک سری از مطالب کتاب را متوجه بشوید.
من به خاطر دارم کمک راهنمای من همسفر مرجان همیشه میگفتند: « در مورد کتاب خیلی سوال نپرسید خصوصا قسمتهایی که پیام اساتید است؛ بگذارید ببینیم چه هنگام زمان آن میرسد و خود شما چه برداشتهای میتوانید انجام دهید» و این برای من بسیار جالب بود. من دفعه اول هنگامی که پیام را میخواندم از روی کتاب هم به سختی میتوانستم بخوانم، اصلا نمیدانستم کجا باید مکث کنم یا متصل بخوانم و بعد آرام آرام متوجه شدم در هر سالی که میزان رهایی ما افزایش پیدا میکرد من میتوانستم کلمات و پیامهای بیشتری را از کتاب دریافت کنم که این بسیار به من کمک میکرد.
عبارتهایی که در کتاب وجود دارد برای من که همسفر هستم بسیار امید دهنده بود. قسمتهایی که در پیام میخواندم «جلودار واقعی خداوند هست»، «سفر هزار فرسنگی با قدمهای کوچک شروع میشود»، «خودت را به انجام کارهای نیک مشغول بدار» و جملات فراوانی در کتاب وجود دارد که واقعا منی که همسفر هستم را میتوانست زیر و زبر کند و از این دنیای تاریکی که در آن قرار گرفته بودم نجات دهد و یک مسیر جدیدی را برای من باز کند.
امیدوارم که تکتک شما از این کتاب نهایت لذت و استفاده را ببرید. همیشه شاکر خداوند باشیم بابت این اجازهای که در این بعد حیات به ما داده شد که از چنین منبع نوری استفاده کنیم. آقای مهندس در سیدی زنجیره ارتباط فرمودند: «جهان هستی پر از معجزه و پر از شگفتی است». کتاب خوب نوشتن برای من یکی از معجزات جهان هستی و یکی از آن شگفتیهای جهان هستی است هر زمان که خسته به نظر میرسم و در یک مشکلی گیر میکنم، یک لحظاتی فکر میکنم که باید به یک نیرویی متوسل بشوم میروم و کتاب را باز میکنم و یک جملهای به چشمم میخورد که آن جمله عین نیاز من است و در واقع چیزی است که من حتما باید انجام بدهم و کمک میکند به من که بتوانم قدرت پیدا کنم و آن مسائل را پشت سر بگذارم.
از تصاویر داخل کنگره ۶۰ تصویری که ماشینی در زمستان از آن جاده یخبندان باید عبور کند همیشه برای من بسیار جذاب بود به خاطر اینکه حرکت آن ماشین و آن جاده یخبندان به من میگفت: چقدر باید مراقب رفتار و حرکتهایم باشم؟ چه اندازه این مسیر با اینکه مسیر سختی است؛ اگر من درست حرکت کنم میتواند به من کمک کند؟
امیدوارم که تک تک شما عزیزان از کتابهای کنگره شصت، این نعمت الهی و منبع نوری که خداوند در اختیار ما قرار داده است به نحو احسنت استفاده کنید و از آن آموزش بگیرید.

مرزبانان کشیک: همسفر محدثه و مسافر علی
تایپ و ارسال: کمکراهنما همسفر آذر (لژیون چهارم)
عکس: همسفر محدثه (مرزبان خبری)
همسفران نمایندگی چرمهین
- تعداد بازدید از این مطلب :
477