در کل بسیاری از انسانها در زندگی براثر عدم آگاهی وارد یک سری مسائل حاشیهای میشوند که ثمرهای ندارد و اتلاف زمان و انرژی حاصل آن است. اکثر قریب بهاتفاق مردم، دچار چنین وضعیتی شده و آلودگیهایی از قبیل کینه، خشم، غضب حسادت، قضاوت و... را بهطرف خود جذب میکنند که، پیری زودرس و بیماریهای گوناگون را به همراه دارد. انسان زمانی وارد حاشیه میشود که از خودش دور شده باشد و ما هنگامیکه از خودمان دور شویم قدر مسلم از خداوند نیز دور خواهیم شد.
هر انسانی باید تلاش و کوشش نماید تا بهجای «ما» شدن «من» بشود و خودش را دریابد. خود مراقبتی را بیاموزد و به دنبال مطالب خودشناسی باشد تا خودش را پیداکرده و بداند، اول باید حسابش را با خودش صفر نماید. در ابتدا باید بپذیریم که غرق نقص و عیب هستیم، اما متأسفانه آگاهی لازم نسبت به آن نداریم و در بیخبری بسر میبریم.
درواقع باید راهی بسیار طولانی را بپیماییم، برای کسب آگاهی و رسیدن به دانایی مؤثر یعنی علمی که بتواند گرههای وجودی مرا بازکرده و مرا به آرامش و آسایش حقیقی رسانده و از این راه بتوانیم ظاهر و باطن خود را نیز یکی کنیم. باید من شد و تنها به خودپرداخت تا تغییر صورت بپذیرد تا زمانی که میخواهیم ما باشیم و دیگران را اصلاح نماییم اوضاع بدتر و بدتر میشود.

وادی اول تفکر صحیح را یادآور شده و اینکه باید بسیار آهسته و بااحتیاط هر قدمی برداشته بشود. چراکه با تفکر و تعمق راجع به مسائل به وجود آمده انسان میتواند تصمیمهای درست و سازندهای را داشته باشد. مسافر و همسفر تنها زمانی میتوانند بهسلامت سفرکرده و به درمان برسند که کاملاً گوشبهفرمان و روی برنامه باشند و برای تغییر و تبدیلشدن خود تلاش لازم را به عملآورند.
پشتوانه یک سرباز نظام و ارتش است و پشتوانه یک سفر اولی سیستم کنگره 60 است و ازآنجاییکه درمان بهصورت گروهی هست رهجو باید با کنگره همراه و همسو باشد، مهم در کنگره بودن نیست بلکه با کنگره بودن است یعنی یکی شدن با آموزشها و یکی شدن با افراد و یکی شدن با سیستم ، دیگر اینکه خود را از آنها جدا ندانسته و کنگره را از آن خود بدانیم.
ازآنجاییکه تنها هدف اهریمن توقف دانایی در انسان است در سفر اول آموزشهایی در نظر گرفتهشده است که رهجو با در دست داشتن آنها قادر است خود را از بند اعتیاد برهاند. وصل بودن به کنگره و نظم درآمدن و رفتنها و بازیگر شدن نیز کمک بسیار زیادی در درمان و رهایی دارد و هرگونه فاصله و تأخیر و غیبت میتواند بههمریختگی، بیقراری و نابسامانی را در پی داشته باشد.
حتی در سفر دوم نیز ما نیاز به کسب علم و آگاهی داریم تا بتوانیم از طریق آنها با طوفانهای زندگی مواجه شده و با سکوت و تفکر و تعمق و با درایت، عاقلانه از کنار آنها گذر کرده و جان سالم بدر ببریم و از این طریق هر بار به قدرتهای درونی خود اضافه کرده و بیباکتر از قبل برای رودررویی با آنها همیشه آماده و همانند یک سرباز رزمیکار چابک به جنگ مشکلات رفته و اهداف پرفریب اهریمن را خنثی نماییم. تنها راه نجات انسان برای خلاصی از هرگونه حاشیه آموختن علم و بکار گیری آن است.
- تعداد بازدید از این مطلب :
2309