عمر گران میگذرد خواهی نخواهی
سعی در آن کن نرود رو به تباهی
شاهراههای رسیدن به خود یا به عبارتی خودشناسی یکی از بزرگترین موهبتهایی است که برای بیداری و هوشیاری انسان در مسیرش قرار میگیرد. از دیرباز عرفای بسیاری راههایی را به جهت نزدیک شدن نسل بشر به ماهیت وجودی خودش و تقرب به خداوند بیان کردهاند و این مهم ممکن نیست مگر اینکه انسان بهعنوان موجودی که اکثر صفات خداوندی در وجودش نهادینهشده؛ طبق آنچه نظام خداوندی شایسته مقام او دانسته و بهایی که بابت آن پرداختنموده، عمل نماید تا تزکیه و پالایش را در صور آشکار و پنهان انجام دهد و خلوصش را بیشتر کند.
فرصت دوباره حیات در کره خاکی یکی از بزرگترین نعمات در جهت رسیدن به «آدمی را آدمیت لازم است.» است و به فرموده استاد: «معجزه حیات، خود حیات است.» و از طرفی تشکیلات الهی بیانتهاست اما بانظم و قانون مخصوص به خود. سازمانی است که همهچیز در آن با نهایت دقت برنامهریزیشده تا این چرخش با ادامه به تسویه خود ادامه دهد و این کار عملاً از یک منبع نمیتواند انجام پذیرد؛ بدینجهت که انسانها تزکیه شوند و باراهنمایی و هدایت نیروهای الهی بتوانند به مراحل بالاتر دست یابند؛ البته دستهای آسمانی، فقط کار القاء افکار را انجام میدهند.
سازمان احیای انسانی کنگره ۶۰ نیز وادیهایی کاربردی، سنجیده و طبقهبندیشده توسط بنیان آن جناب مهندس دژاکام در کتاب عشق؛ ۱۴ وادی برای رسیدن به خود که از تألیفات ایشان است؛ در اختیار اعضاء قرار داده است. در این سیستم عظیم، افراد مصرفکننده به لطف کشف روش درمان اعتیاد توسط ایشان طبق روش DST، با داروی شفابخش OT در مدت ۱۰ الی ۱۱ ماه تحت درمان در سه مقوله جسم، روان و جهانبینی قرار میگیرند و ضمن به تعادل رساندن سیستم ایکس بدنشان، خلقوخو و نوع نگاهشان به جهان درون و برونشان منطقیتر میگردد و با دیدی بازتر به مسائل نگریسته و تصمیمگیری میکنند. این موارد اساسی در ادامه کسب دانایی با آموزشهای بینظیر و بهروز کنگره محقق میگردد که چون قوانین الهی از کتاب شریف برگرفتهشدهاند تا هدف عظیم این سیستم که همانا «درمان فوق ترک و تعادل فوق درمان است.» محقق شود.
اولین وادی آنکه تحت عنوان قانون اول در مکتوب اول ایشان یعنی کتاب عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر بیانشده، مربوط به تفکر است. اینکه به چه چیزهایی بیندیشیم و چه افکاری، تفکر بیمارگونهاند و ما را از اصل موضوع دور میسازند. استاد میفرمایند: «از مواردی که باعث میشود انسان، به انسان بد تبدیل شود جهل، ترس و منافع است. تعلیم مانند شجرهای است که دانه و بذر را در درون خود دارد و در ادامه آن تبدیلات خودبهخود انجام میگیرد.» چون ترس تفکر را میخورد؛ آدمها باید بهجایی برسند که بتوانند بدون ترس تغییرات را ایجاد نمایند و منفعتطلبی باعث میشود که فرامین را به سود خود تحریف نماییم و از منطق فاصله بگیریم.
ازاینرو یافتن پاسخ سؤالات اساسی که ذهن قریب بهاتفاق انسانها را به خود مشغول کرده، بسیار مهم است؛ اینکه من که هستم؟ از آفرینش من چه هدفی در بین بوده، چه مسئولیتی بر عهده دارم و برای محقق شدن آنچه باید بکنم؟ مطمئناً آنچه خداوند توسط پیامبران خود برای هدایت، رستگاری و آرامش انسان تحت عنوان فرامین در اختیارش قرار داده، میتواند او را به درجات عالیتر و به حال خوش که واقعاً به قول شاعر «سیری چند؟» رهنمون سازد.
در این وادی عنوانشده است که: «خلقت؛ سازمان و تشکیلاتی است که همهچیز در آن با نهایت دقت، برنامهریزیشده و در هرلحظه کنترل میشود و یک نیروی مافوق بر آن نظارت دارد که بهصورت خودکار اگر انسان بهطرف فسق و فجور برود؛ او را در فرورفتن به اعماق تاریکیها یاری میدهد و اگر انسان بهطرف تقوا و ارزشها حرکت کند او را در جهت روشناییها موردحمایت و یاری قرار خواهد داد.»
از طرفی به موجودیت انسان که نگاه کنیم انسان موجودی بسیار شگفتانگیز است با دستگاههای پیچیده و حسابشده که در جهان خاکی بهمنظور رسیدن به خواسته درونیاش فرصت حیاتی دوباره پیداکرده تا آرزوهای خود را محقق سازد. در این رابطه استاد امین میفرمایند: «اگر ماهیت خواستهها، مشکل پیدا کند تاریکی اتفاق میافتد.» از طرفی در کمال احترام، قدرت انتخاب به او تفویض شده و دو ملک و فرشته او را در جهت مسائلی که خواستهاش را دارد، با نیروهای القا و الهام همراهی میکنند ولی عملکرد؛ مربوط به خود انسان، با محوریت عقل و بر اساس داناییای که کسب کرده و ایمانی که در خودش به وجود آورده به انجام میرسد.
.jpg)
با نگاهی اجمالی به همین دو موضوع متوجه میشویم که نه انسان موجود اضافی است و نه خلقت بر این اساس نهادینهشده و خداوند بههیچعنوان کار عبث و بیهوده انجام نمیدهد. حال اینکه بخشی از بههمریختگی ما ناشی از این است که خواستههایمان را نمیشناسیم و دستخوش یکی از بزرگترین حربههای نیروی بازدارنده میشویم که پیامدش مسکوت ماندن، عقبافتادگی، پایین آمدن سطح انرژی و درنتیجه آسیبپذیر شدنمان است. البته یکی از بزرگترین دردهای بشر هم همین است که به دلایل متعدد دائماً میل به زیستن را از دست میدهد؛ غافل از اینکه یکچیزهایی در درون ماست که هیچکس، جز خودمان نمیتواند آنها را از ما بگیرد؛ مانند امید که موجب تازگی زندگی میشود حتی باوجود سختیهایی که جزء لاینفک حیات ماست و در این دنیای اضداد برای تکامل بشر و بر اساس ظرفیتش تعبیه شدند. بایستی بتوانیم از آنها بهعنوان پلی برای پرواز بهره بجوییم.
پیرو این جمله عظیم که: «بالها در جهت مخالف باد است که به پرواز درمیآیند.» و چون «بزرگترین گنج، گنج درون انسانهاست.» باید خودمان، کاوشگر مسائل زندگی خودمان باشیم و یاد بگیریم چگونه کلید حل مشکلات را بیابیم. دانایی و معرفت کسب کنیم، اطلاعاتمان را بهروز و کامل کنیم، از مشورت و یاری صاحبان خرد بهره ببریم، نگاهی واقعبینانه به موضوع داشته باشیم و در شرایط نرمال و عادلانه در موردشان قضاوت کنیم.
گاهی مشکل، تقدیری است که بذرش براثر نادانی خودمان در گذشته کاشته شده چون ما هرروز در حال کاشتن بذری هستیم که نتیجهاش وابسته به نیت قلبی ما و تلاش در جهتی است که انجام عمل نمودیم. چه پرمعناست فرموده استاد که: «دنیا مزرعه آخرت است و آخرت هم مزرعه دنیاست.» مهم نیست که تاریکی بهواسطه چه عملی و از چه زمانی در رزومه زندگی ما ثبتشده؛ مربوط به ابعاد قبلی است یا پیرو خواسته ما برای رشدمان و یا اشتباهمان در اثر بیتوجهی، ناآگاهی، قضاوتهای ناعادلانه، بیصبری، عدم درایت و سیاست و ... است؛ مهم این است که بدانیم: «بهشت را به بها دهند، به بهانه ندهند.»
مسئولیت تمام مسائل ما، متوجه خود ماست پس دیگران را مقصر ناکامیهای خود قلمداد نکنیم و به جهت کسب اعتمادبهنفس و عزتنفس باید خودمان درصدد رفعورجوع مشکلات خود باشیم. به فرموده خواجه عبدالله انصاری: «برای یافتن راهحل به درون خود رجوع کنید زیرا همه مشکلات از درون شما نشأت میگیرد.» اینجاست که وادی سوم خودنمایی میکند که: «باید دانست که هیچ موجودی به میزان خود انسان به خویشتن خویش فکر نمیکند.» تکیهبر قطعیت آن با واژه «باید» بسیار حائز اهمیت است و بیان میدارد که همهکاره زندگی، خودت هستی و مختاری که کشور وجودیات را به سمت آبادانی و مرغزار، یا ویرانی و پرتگاه هدایت کنی.
حضرت علی علیهالسلام میفرمایند: «عاقل لحظهای را بیهوده سپری نمیکند.» بنابراین اتلاف وقت بهوسیله معرکهگیری و عدم پذیرش را جایز نیست و توجه ما را به تربیت نفس معطوف میدارد. استاد امین بیان میکنند که نفس در سه حالت از تعادل خارج میگردد:
1- اجرای خواستههای نامعقول (شرک)
2- عدم اجرای خواستههای معقول (کفر)
3- فراموش کردن خواستههای معقول (نفاق، نسیان)
در کنگره ۶۰ نیز مسافر باید مصرفکننده بودن خود را بپذیرد و بداند که از تعادل خارج شدن بدنش، بهواسطه جایگزینی مواد مخدر بیرونی بهجای مواد شبه افیونی درونش است. باید با تفکر به ماهیت خودش، ایمان به روش و دیدن خروجیهای سیستم، به باوری درونی برسد و با تکیه بر متد DST، طبق پروتکل حرکت کند و در تلاش برای کسب دانش جهانبینی، خروج از جهان تاریک اعتیاد را ممکن سازد و طبق کلام خداوند بداند که «هیچ نفسی، بار نفس دیگر را به دوش نمیکشد و انسان چیزی نیست جز آنچه تلاش میکند.»
علاوه بر تاریکی اعتیاد، موارد متعدد دیگری با درصدهایی متفاوت در نهاد تکتک ما انسانها وجود دارد که امیدوارم حجابهای آنها از حسهای ما برداشته شود تا ضمن دیدن آنها به لطف خداوند دانایی مواجهه و توانایی مرتفع کردن آنها را پیدا کنیم. چه خوشبختیم که در کنگره علاوه بر روش درمان اعتیاد به انواع مواد مخدر، مشروبات الکلی و قرصها و پیرو آن درمان سیستم ایکس، روش درمان سیگار، رسیدن به وزن متعادل با تغذیه صحیح، درمان کرونا و مشکلات مربوطه کشف گردیده است.
باید بدانیم که رفع همه آلام جسم و جان ما، منحصر به مراقبت ما از خودمان است و انشاءالله با درایت و تدبیر «یا راهی خواهیم یافت، یا راهی خواهیم ساخت.»
نویسنده: مرزبان همسفر فریده، دنور
رابط خبری: همسفر بهار رهجوی کمک راهنما همسفر خندان، عضو لژیون سردار
تصویرگر، ویراستاری و ارسال: کمک راهنما همسفر معصومه، دنور
همسفران نمایندگی لویی پاستور
- تعداد بازدید از این مطلب :
408