سلام دوستان سمیه هستم همسفر
در سیدی استحکام پایههای مالی و علمی کنگره، آقای مهندس فرمودند: تکتک ما در سازندگی کنگره۶۰ نقش داریم. تمام افرادی که در کنگره کار میکنند بدون هیچ حقوق و دستمزدی به خدمت مشغول هستند، برای چه آنها این خدمات را انجام میدهند؟ پاسخ این است که یک روزی به ما کمک شد تا به درمان رسیدیم حالا ما کمک میکنیم تا دیگران به درمان برسند. این مطلب مصداق این حرف یا ضربالمثل است که میگویند: دیگران کاشتند و ما خوردیم حال ما میکاریم تا دیگران بخورند.
حال از خودم این سؤال را میپرسم که من چه کاری میتوانم برای استحکام پایههای مالی و علمی کنگره انجام دهم؟ کنگره به منِ همسفر و مسافرم کمک کرد تا از آن تاریکی و زندگیِ سخت و پر از درد و رنج خارج شویم، به آرامش و حال خوش برسیم در یک مکان امن و آرام، به رایگان آموزش بگیریم، آگاهی و دانایی خود را در مقوله زندگی سالم و شناخت خود، بالا ببریم. آیا میتوانم نسبت به این همه لطف و محبت کنگره، بیتفاوت باشم؟ آیا وجدانم میتواند راحت باشد؟ طبق قانون کائنات، باید بهای هر آنچه که به من داده شده است را بپردازم درغیراینصورت از من گرفته خواهد شد و اگر در جهت با پرداخت آن تلاش نمایم مطمئن هستم چند برابر آن به خودم باز میگردد.
در جهت استحکام پایههای مالی، همانطور که در نوشتارها میخوانیم و میدانیم کنگره۶۰ از نظر مالی به هیچ گروه و یا ارگانی وابسته نیست و تمام کمکهای مالی را خود اعضای کنگره میپردازند. بنابراین کوچکترین کاری که میتوانم انجام دهم، حمایت از قانون یازدهم و سبد پول در کنگره است و اگر توان مالی دارم، عضو لژیون سردار و در ادامه دنور و پهلوان شوم.
در مورد پایههای علمی، آقای مهندس خیلی تلاش و کوشش کردند و به حمدالله الان از نظر علمی با همکاری پزشکان حاذق، کنگره در جایگاه بسیار خوبی قرار دارد. من نیز به سهم خودم، میتوانم با مشارکتم در جلسات عمومی و خصوصی، با گذاشتن مطالب مفید در سایت کنگره، تهیه سیدیهای آموزشی، کتاب و جزوات مربوط به کنگره، فراگیری علم و دانش و آموزشها، اول اینها را برای خودم و زندگیم عملی و کاربردی کنم، سپس تلاش کنم حداقل در جایگاه یک رهجوی آموزشدیده و فرمانبردار، إنشاءالله در جایگاه کمکراهنمایی، علم و دانشی را که فراگرفتهام به دیگران انتقال دهم و خدمت کنم تا کمی از دِینی که کنگره برگردن من دارد، جبران کرده و در پیشرفت اهداف کنگره گامی برداشته باشم.
سلام دوستان فاطمه هستم همسفر
دستور جلسه این هفته برای من یک تلنگر است و مرا به فکر وامیدارد. برای استحکام پایههای مالی و علمی کنگره چه کردهام؟ وقتی من وارد کنگره شدم در اوج ناامیدی، آشوب و ناتوانی بودم، حتی یک لحظه هم به این فکر نمیکردم که مسافرم به رهایی برسد. حاضر بودم تمام زندگیام را بدهم تا مسافرم به درمان برسد. مرتب از خودم میپرسیدم آیا به زندگی من هم آرامش برمیگردد یا این اقبال من است که تا آخر عمر باید با آن سر کنم؟! ولی الان با گذشت ۱۱ماه از رهایی مسافرم، وقتی تغییر رفتار او و خودم، آرامشی که در زندگیم وجود دارد را میبینم، میفهمم من به کنگره خیلی مدیون هستم چه از نظر مالی و چه از نظر علمی.
من برای تمام مشکلاتی که در زندگی داشتم، برای تمام سؤالات و چراهایی که در ذهنم بود، آموزش گرفتم و متوجه شدم برای همه آنها راه حلی وجود دارد، انگار کسی در زندگی من بود و این مشکلات را میدید و آنها را تجربه کرده بود. تنها کاری که کردم استفاده از آموزشها بود برای درست زندگی کردن و رسیدن به حال خوش، سعی کردم فرمانبردار باشم ولی باز میبینم با گوش دادن و فرمانبردار بودن هم به خودم کمک کردم. هر روز وابستگی من به کنگره بیشتر میشود، آرامشی را که در اینجا دارم، هیچ مکانی به من نمیدهد در کنگره من هر کاری هم انجام بدهم باز برای آرامش خودم است.
خدا را شکر میکنم که یکی از اعضای کنگره۶٠ هستم و میتوانم آموزش ببینم. امیدوارم بتوانم تا حدی این همه تلاش و محبت را جبران کنم، هرچند میدانم هر کاری انجام بدهم برای خودم است و باز بدهکار کنگره هستم چون کنگره حیاتی دوباره به من داده است و هر چه فکر میکنم با هیچ چیز قابل جبران نیست ولی باید تمام توانم را برای انتقال آموزشها و خدمت در جهت مالی بهکار گیرم.
سلام دوستان زهرا هستم همسفر
از دستور جلسه این مطلب برداشت میشود که هرکس به سهم خودش و نسبت به جایگاهی که دارد، چگونه باید جوابگو باشد. بنابراین من به سهم خودم باید در قانون یازدهم، لژیون سردار و ... نهایت تلاشم را بکنم. هر کسی خودش میداند چه کمکی به کنگره کرده است.
آقای مهندس بارها گفتند: کنگره با کسی حسابی ندارد و حسابش با همه صفر است. ولی من باید همیشه این جمله را در ذهنم یادآوری کنم که دیگران کاشتند و ما خوردیم، حال ما بکاریم تا دیگران بخورند. من هم باید در حد توان مالی خودم، دِین خود را به کنگره ادا کنم. در استحکام پایههای مالی کنگره به این باور رسیدم که میتوانم کاری انجام دهم و یا کمکی داشته باشم و وظیفه خود میدانم چون این یک نوع خدمت است.
در مورد پایههای علمی کنگره نوشتارهای مختلفی مثل کتاب ۶۰درجه زیر صفر، جهانبینی، چهارده مقاله و... برای آموزش در اختیار ما قرار داده شده و من از همان ابتدای سفر با درست سفر کردن، سر ساعت در جلسات حضور داشتن، نوشتن سیدیها، کاربردی کردن این آموزشها در زندگی و همچنین فرمانبرداری، میتوانم به کنگره کمک کنم. همچنین میتوانم با خدمت کردن در جایگاه یک رهجوی سفر اولی گوشهایی از کار کنگره را بر دوش بگیرم و به بهترین شکل انجام دهم.
گردآوری: رابط خبری همسفر زهرا لژیون کمکراهنما همسفر زینب (لژیون دوم)
ارسال: همسفر وجیهه لژیون کمکراهنما همسفر زینب (لژیون دوم)
همسفران نمایندگی وکیلی
- تعداد بازدید از این مطلب :
12836