مبحثی که در سیدی ویلیام ۶ در مورد آن صحبت شده است، در مورد مصاحبه آقای ویلیام وایت با آقای مهندس دژاکام است، البته آقای ویلیام باز هم کتاب مشترکی در مورد ریکاوری و درمان اعتیاد با آقای حسین دژاکام مینویسند. آقای مهندس در این سیدی میفرمایند: در مورد چکیده تمام مصاحبهها و ایمیلهایی که با هم داشتیم، بعضی از افراد در تفکرات خود از درمانهای دارویی و گروه دیگری در تکاپوی درمانهای معنوی و روحانی هستند که در مورد جمعیت ریکاوری کنگره ۶۰، با درمان دارویی، درمان معنوی و درمان ورزشی و ... سروکار داریم که باید برای جهانیان مورد استفاده قرار بگیرد.
میخواهیم در مورد جهانبینی کمی صحبت کنیم؛ ترس یکی از مسائلی هست که نیروی منفی را افزایش میدهد، تفکر را میخورد و تفکر خورده شده مانند غذای فاسد غیرقابل استفاده است. اگر ما بترسیم، نیروهای منفی یا نیروهای جنی درون قوی میشوند و کار سختی هست که انسان نترسد، یعنی انسان باید یاد بگیرد که چگونه نترسد. ما وقتی که میترسیم، ذهن کار نمیکند، پس باید نترسیم که این مشکل بزرگی هست و انسان را اذیت میکند و ضرر دارد، اینکه انسان اصلاً نترسد، عاقلانه نیست. طبق صحبتهای گذشته، انسان یک صور آشکار و یک صور پنهان دارد که موضوع پنهانی آن، ناشناختهها و نادیدهها و به عبارتی مجهولات هستند که علت آن به قدرتهایی برمیگردد که فقط قدرت مطلق میداند و ما چندان نمیدانیم اما با آن قدرتهای پنهانی در درون خود، حیات خود را ادامه میدهیم و آنها تا زمان تکامل ما، با ما هستند.
آقای ویلیام سوال میکنند که آیا هدف از حضور در جامعه، تغییر دیدگاه مردم نسبت به اعتیاد و درمان است؟ آقای دژاکام پاسخ میدهند: بله، من و اعضای کنگره ۶۰، در تلویزیون و رادیو این کار را انجام میدهیم که اعضا بیایند و خودشان را درمان کنند، این کار باعث شد که بتوانیم، در تلویزیون هم در مورد آن صحبت کنیم و این موضوع باعث شد تا دیدگاه مردم نسبت به اعتیاد تغییر کند. ما نمیگوییم که اعتیاد چیز خوبی است ولی آن دیدگاهی که جامعه و افراد آن، به اعتیاد و مواد مخدر دارند، دیدگاه درستی نیست. ما برای جامعه فرصتهایی را فراهم میکنیم که روش کاملاً متفاوت درمان و رهایی از اعتیاد را از طریق تلویزیون، روزنامه، مجله، رادیو، سمینارها، مجامع و میادین ورزشی ببینند و ما سعی داریم، اطلاعات درستی بدهیم و این قضیه برداشت و دیدگاه بسته آنها را در مورد مصرف کنندگان تغییر میدهد. ما معتقد هستیم که خسارت ثانویه و جانبی، پیامد غیرقابل اجتناب هر جنگی است اما شجاعت و شهامت میتواند، قضاوتهای بدبینانه را تغییر دهد، البته در این جنگ صلاح ما عشق، ایمان و عقل است.
.jpg)
یازده سال پیش، من به عنوان مصرفکننده در یک برنامه تلویزیونی با شش کارشناس دیگر در این زمینه، شرکت کردم و بسیاری از تفکرات قالب در مورد اعتیاد و مواد مخدر را به چالش کشیدم که نتایج آن، غیر قابل باور بود و مسیر حرکت بعد از آن روشن شد. در اینجا هدفم از این قضایا را بیان میکنم؛ ۱) اگر ما برنامههای تلویزیونی درباره مصرف کنندگان را با یک دادگاه مقایسه کنیم، معمولا شرایط به نحوی است که قاضی و دادستان، حاضر هستند و حکم صادر میشود اما متاسفانه متهم که شخص مصرفکننده است، همیشه غایب است و قادر نیست که از خودش دفاعی داشته باشد. ما میخواهیم که زوایای تاریک زندگی مصرف کنندگان و ویژگیهای جهان اعتیاد و مواد مخدر را برای دادگاه و وسیله جمعی و هیئت منصفه با نور و شناخت به آگاهی روشن نماییم. ۲) بیشتر مردم تصور میکنند، مصرفکننده شخصی است که صلاحیت اخلاقی ندارد و فردی خودخواه و بیخیال است که نمیخواهد، درمان شود ولی ما میخواهیم، مفهومی را معرفی کنیم که میگوید؛ اعتیاد بیماری جسم، روان و جهانبینی است.
۳) هدف ما در عین حالی که مسیر علمی و واقعی برای تندرستی را میگشاییم، روشهای غلط اعتیاد را به چالش میکشیم. ۴) ما میگوییم که اعتیاد و مواد مخدر در هر مرحلهای قابل درمان است. ۵) ما معتقد هستیم که اعتیاد و مواد مخدر هیچ مرزی نمیشناسد و فرزند هیچ کس، از آتش ویرانگر آن در امان نیست. ما میخواهیم جامعه را از این مسئله آگاه کنیم که مصرف کنندگان تفریحی مواد مخدر امروز، نامزدهای اعتیاد هستند و بعد از مدتی مصرف کنندگان تمام عیار خواهند شد. ۶) ما همیشه به مصرف کنندگان یادآوری میکنیم که اشتباهی را مرتکب شدهاند و هم فرصت میدهیم، تا با ورود به عرصه درمان و سلامتی که عملی شجاعانه است، جبران مواد کنند. ۷) هدف ما آگاه نمودن قانون گذاران و مسئولین، از ماهیت واقعی اعتیاد و مواد مخدر میباشند.

آقای ویلیام میپرسند: آیا خدمات شما در کنگره ۶۰، به طیف وسیع و متنوعی از اعضا ارائه میشود؟ آقای دژاکام پاسخ میدهند: در کنگره ۶۰ بدون در نظر گرفتن جنس، سن، پیشینه مذهبی و اعتقادات شخصی به روی همه باز است و همه را به گرمی میپذیرد. آقای ویلیام میپرسند: آیا شما روند درمان و بهبودی را با یک سفر مقایسه کردید؟ آقای دژاکام پاسخ میدهند: اگر اعتیاد فقط یک بیماری جسمی یا فیزیولوژیک بود، لازم بود که فقط درمان انجام شود، اما ناحیه قابل توجه دیگری نیز وجود دارد که آن را جهانبینی مینامیم، چون میگوییم که اعتیاد در جسم، روان و جهانبینی فرد اختلال ایجاد کرده است و به تعادل رسیدن این سه مولفه، به سفر تشبیه شدهاند. در جهانبینی هر فرد به خود مینگرد و خود، خانواده، دوستان روابط و تعاملات اجتماعی و جامعهاش را درک میکند، بنابراین برای افزایش آگاهی و فراهم کردن دانش، بعضی از سازمانهای غیردولتی مثل NA به منظور تغییر و تبدیل جهانبینی فرد مصرفکننده، برنامه دوازده قدم را دارد.
من میتوانم با تجربه شخصی خود بگویم که دنیای یک فرد مصرفکننده، مثل یک زندان و تاریکی است و فرد احساس میکند، در میان هیجاناتی همچون ترس، اضطراب، خشم، حقارت و بیهویتی محبوس است؛ پس این شخص باید به سوی نور، سلامتی و آزادی حرکت کند و ما این حرکت را سفر مینامیم، سفر از ترس به شجاعت، از اضطراب به آسایش، از قهر به مهر، از حقارت به سرفزاری و از بیماری به سلامتی. آقای ویلیام سوال میپرسند: شما گفتید که سه سفر وجود دارد، آنها را توضیح میدهید؟ آقای دژاکام میفرمایند: هیچ فردی یک شبه مصرف کننده نمیشود، بنابراین ما نمیتوانیم یک شبه برای درمان او اقدام کنیم و او قادر نخواهد شد، از تاریکی خارج شود و عبور سریع به سوی نور میتواند، به چشمانش آسیب بزند. سفر اول به مدت زمان استفاده از مواد یا داروی جایگزین، تا قطع دائم دارو گفته میشود. در طول این سفر، سه مرحله مهار، درمان و تعادل هم زمان شروع میشود و بعد از یازده ماه به پایان میرسد. سفر دوم، دوره بدون مواد است که شامل خودشناسی استو برای این سفر نیز مدت زمان یک سال کافی است. مرحله سوم نیز مرحله پایانناپذیر در نظم و راز جهان آفرینش است و این مرحله، یک سفر معنوی فراتر از زمان و مکان است. البته در کنگره ۶۰، سفر اول و دوم کافی هستند و سفر سوم فقط یک آرمان ایده عالی است.
نویسنده: همسفر وجیهه رهجوی کمک راهنما همسفر نیره (لژیون چهارم)
ویراستاری و ارسال: همسفر محدثه رهجوی کمک راهنما همسفر منیره (لژیون ششم)
- تعداد بازدید از این مطلب :
2003