هنوز این جمله را به خاطر دارم، «دنیا مزرعهٔ آخرت است» پس درواقع این هستی محل زراعتی همیشگی است برای بشر، فرقی نمیکند بشر دیروز یا امروز؛ مزرعهای با کشاورزانی بسیار که به دنبال هم میآیند، میکارند، درو میکنند و میروند؛ البته انسان به دو صورت کشاورز است، آشکار و پنهان، صور آشکار رزق و روزی مادیاش را فراهم میکند و صور پنهان رزق و روزی معنویاش را که قرار است بهواسطهٔ آن هم در این حیات با آرامش در بهشتی که میسازد، زندگی کند و هم در حیات بعدی و قرار است کولهبار سفرش به زمین گنج معنا باشد که بعد از عبور از مرگ با خود ببرد.
ما امروز در این مکتب حقیقت را میشناسیم، آن چیزی است که بوده، هست و خواهد بود، تمام قوانین هستی، فرمانهای قدرت مطلق، صور پنهان انسان و تمام موجودات، قوانین علم و دانش و خود خداوند همه حقیقتاند و آن چیزهایی که زوال میپذیرند و از بین میروند و در جهان ماده نمود پیدا میکنند و روزی از بین میروند واقعیتاند که واقع شدند و اتفاق افتادند.
راستی و خیر یک حقیقتاند و تمام ارزشها و ملکوت را خیر در برگرفته و عالم معناست، درواقع شر وجود ندارد و مجازی است و به خاطر شکاف انداختن در آسمان، شر همراه انسان به زمین میآید تا در مسیر تکامل انسان که قرار است که خود با تلاش و کوشش و بهکارگیری تمام اضداد و نیروهای مکمل و دو نگهبان روح و جن، راه رفتن به بهشت و یا همان آرامش و سلامتی را پیدا کند، وقتی خداوند توبهٔ انسان را پذیرفت او را به بهشت راه نداد و گفت برو و خود راه برگشتت را باعقل خودت بیاب. نسیان و فراموشی انسان به خاطر قرار گرفتن در جسم مادی و پنج حس درون او را غافل از این میکند که مراقب بذرهایی که میکارد باشد و با کاشتن بذرهای ضد ارزشی در ادامه به آشفتگی و بدبختی و سردرگمی میرسد باحال خراب، افکار منفی و عذاب و سختی، نه آنوقت صبر را میشناسد بهدرستی، نه استقامت و پایداری را، شناخت تمام زیر و بم انسان، بهشتی سبز و آرامشی گران را برای او به ارمغان میآورد و واقعاً خوش به حال انسانهایی که کنگره را نفس میکشند

کنگره علاوه بر اینکه انسان را به خود میشناساند، تمام واژهها و یا تمام کلماتی را که در روز گردهمایی به انسان آموخت را بهدرستی و کاربردی معنا میکند تا انسان بهراحتی از آنها برای سفر زندگی استفاده کند و حالش خوب شود زیرا تمام هستی ابزار راه تکامل است و هیچچیز در سکون نیست حتی قانون مجازات که هر انسان، خود، آن را به کار میاندازد تا اگر بدی کرد به خودش بازگردد و خوبی نیز همینطور.
تمام قوانین هستی راه حقیقت را میپیمایند و از راه خود تخطی نمیکنند زیرا عدالت و عمل سالم و معرفت جهان را فراگرفته ولی انسان به بیراهه رفته! اگر انسان به قانون بده بستان، کاشت و برداشت و عمل و عکسالعمل ایمان داشته باشد آنگاه به پندار، گفتار و کردارش بیشتر توجه میکند و ایکاش انسان میدانست که خودش همهچیز را خلق میکند، زیبایی و زشتی را، دروغ و راستی را، عشق و نفرت را، ترس و شجاعت را ولی افسوس که همیشه دوربین انسان در حال فرار و گریز از خویش است و به دنبال رسوایی دیگران و این یعنی خریدن عذاب، شکنجه، حال خراب و رنج و رنج.
امروز اگر اندکی به خود آمدیم و از چرخ فلک گیجکنندهٔ ضد ارزشها پیاده شدیم و ایستادیم تا بر خود مسلط شویم، فکر کنیم که ازاینپس چه کنیم تا رنجهایمان را به گنج تبدیل کنیم و جان کلام از بیراهه برگردیم و در صراط مستقیم قرار گیریم با کمک صبر و استقامت به دنبال آرامش برویم زیرا این دو بذر صبر و استقامت محصول باارزش آرامش را به بار میآورند. صبر یعنی پیمودن زمان، درک زمان همراه با تلاش و کوشش برای مطلوب، استقامت هم موقعی نیرومند میشود که انسان درراه وارد شود، حرکت کند، آن موقع بازدارندهها میآیند تا انسان را از ادامه بازدارند، پس هوشیار باشیم و با کسب آگاهی میخ آهنین را ممتد در دیوار بکوبیم؛ پس صبر و استقامت هم بذرهای نیکویی است برای من که امروز باید بکارم تا روزی آن هارا برداشت کنم و آرامش را بچشم.
به بذرهایم نور امید میتابانم، آبی به زلالی ایمان مینوشانم، از بذرهایم در مقابل سرما و گرما و آفتها محافظت میکنم، مشکلات را درک میکنم، جزعوفزع نمیکنم، مسئولیت تمام اعمالم را بر عهده میگیرم، بی توقع از همه از ضد ارزشها دوری میکنم با آگاهی به خود میپردازم، دست بر زانو یا علی میگویم و بلند میشوم تا درونم را پاککنم، مثل آینه تا خود از وجودم لذت ببرم و بعد دیگران، به گمانم این یعنی آرامش، همان حقیقتی که انسان تاوان عظیمی بابتش پرداخت کرد.
من بهشتم را میسازم با توکل به خدا و تلاش خود در سایهٔ صبر، استقامت و آرامش! درود بر انسان وارستهای که صبر و استقامت و آرامش را در زندگی ما جاری کرد.
نویسنده: همسفر مهری، لژیون خانم ربیعی
تنظیم: همسفر لیلا
- تعداد بازدید از این مطلب :
1854