همسفر مهین و مسافرشان با آنتی ایکس شیره و تریاک با تخریب بیش از ۱۰ سال وارد کنگره شدند، با روش دیاس تی و داروی اوپیوم ۱۲ ماه و ۷ روز سفر کردند با راهنمایی کمک راهنمای مسافر آقای طاهری و راهنمایی خانم کبری. در حال حاضر ۱۲ سال و ۲ ماه است که رها هستند رشته ورزشی هر دو عزیز هم دارت است.
به بهانه هفته دیدهبان مصاحبهای با خانم مهین که یکی از پیشکسوتان خدمتگزار کنگره۶۰ است ترتیب دادهایم که تقدیم نگاه پر مهرتان خواهیم کرد.
بالاترین مرجع تصمیم گیری کنگره۶۰ بعد از نگهبان کنگره۶۰ ،کنگره دیدبانان هستند در مورد اهمیت این موضوع برایمان توضیح دهید.
اهمیت این موضوع این است که به هر حال هر سیستمی برای ادارۀ خود یک چارت اداری ویک ساختار اداری دارد که بر پایهی آن ساختار اداره شود تا نظم و انضباطی درون آن باشد. البته کنگره۶۰ به خاطر این که یک NGO مردم نهاد است و از پایه ،به قول آقای مهندس بنیان آن خود آقای مهندس هستند از هیچ ارگانی کپی برداری نکردهاند و یک سیستم خیلی نو وخلاقانه ای است به همین خاطر از اهمیت خاصی برخوردار است و شاید شناخت این سیستم جدید برای بسیاری از افراد ناآشنا باشد سیستم های بیرون از کنگره بر مبنای هرمی اداره می شود یعنی در رأس هرم، رئیس آن و در کنار آن معاون رئیس و هیئت مدیره و کادر اجرایی هستند تا به انتهای هرم که آبدارچی و مستخدمین هستند برسد . ولی در کنگره این طور نیست و کنگره به حالت سیستم درختی اداره می شود و ریشه و بنیان دارد، بعد تنهی درخت می باشد و به دنبال آن شاخه ها وگل ها ومیوه ها هستند و اینها بر مبنای سیستم اداره می شوند و اهمیت زیادی دارد وبرای اینکه این نظم اجر شود و این سیستم به خوبی چیدمان شود و شرح وظایف آن مشخص باشد و بر اساس آن هر کسی کارش را انجام بدهد. باتوجه به تفاوتی که این سیستم با سیستم های دیگر دارد شناخت می خواهد و فرد باید خودش از پایه در کنگره حضور داشته باشد و سفر کند و در جایگاههای خدمتی ،خدمتگزار باشد تا بتواند وارد سیستم ساختاری و اداری کنگره۶۰ شود. وقتی این سیستم را شناخت وظایف برای او مشخص می شود و حالا این وظایف و قوانین ومسئولیت ها را چه کسی برنامه ریزی می کند؟ خوب این مطلب بر می گردد به بنیان کنگره و دیدهبانان که در ابتدا خود آقای مهندس بودن و بعد یک نفر دیگر را انتخاب کردن و نفر سوم را با مشورت همدیگر انتخاب کردند و همین طور تا چهاردهمین نفر انتخاب شد. تمام تصمیمات و قوانین و کارهای اجرایی و اهدافی که برای پیشبرد کنگره موجود است توسط کنگره 14 نفره دیدبانان انجام میشود. سیستم کنگره یک NGO مردم نهاد است و به قول آقای مهندس افرادی در این سیستم وارد می شوند که به اصطلاح شرور ترین افراد هستند که حتی نیروی انتظامی هم نمی تواند آنها را کنترل کند و کنگره باید نظم و انضباط دقیقی داشته باشد تا بتواند این افراد را کنترل کند و به درمان برساند به همین خاطر وظیفه دیدهبانان بسیار مهم است و تماماً نظم کنگره و پیشرفت امروز کنگره بر مبنای تصمیمات درست و به موقع این 14نفراست که همه مشکلات را می بینند و تصمیم می گیرند.
با توجه به جایگاه های خدمتی و جلساتی که تشکیل می شود نشست دیدهبانان به چه صورت است و آیا در این جلسات موضوع خاصی مطرح می شود؟
این سوال شما کاملاً اختصاصی است و باید دیدهبان باشید و در جلسات شرکت کرده باشید تا بدانید که این جلسات چطور بر گزار میشود. آن رونمایی که به ما نشان داده اند ،حضور خود آقای مهندس و دبیر و نگهبان جلسات است و دیدهبانان هم حضور پیدا می کنند و هر کدام مشکلات مربوط به حوزه خدمتی خود رابیان می کنند و با همدیگر مشورت میکنند و قوانین جدید و دستور العمل ها را در مواقع خاص پایه گزاری می کنند وبه نتیجه می رسند. در پایان نتیجه و دستور العملهای لازم را به عوامل اجرایی مثل ایجنت و مرزبانان وکمک راهنمایان ابلاغ می کنند تا انجام شود و کنگره به مسیر خود ادامه بدهد.
چرا جایگاه خدمتی اعضای کنگره 14نفره (کنگره ۱۴نفر دیدهبان)نهاده شد واین نام تا چه میزان در جایگاه دیدهبانها تاثیر گزار است؟
من دقیقا این سوال شما را نمی توانم جواب بدهم که چرا عدد۱۴ انتخاب شده است وچرا آقای مهندس عدد ۶۰ را انتخاب کردهاند این ها یک نماد هستند و دلیل اینکه چه تاثیری دارد را هم باید از خود دیدهبانان سوال کرد که آیا تاثیری بر آنها داشته است یا خیر
باتوجه به زیاد شدن نمایندگیها ایجنت در جایگاه خدمتی خود چگونه میتواند رابط دیدهبانها باشد و تا چه میزان میتواند در پیشبرد اهداف کنگره و انتقال درست مطالب به دیدهبانها تاثیر گزار باشد؟
دیدهبانها در تهران هستند و خیلی از مسائل نمایندگیها را نمیبینند و از آنها اطلاع ندارند ولی نماینده آنها ایجنتها در شعب مختلف هستند. این خیلی مهم است که ایجنت دید دقیق داشته باشد، درست دیدن و به جا دیدن را هم بلد باشد یعنی تمام اتفاقات شعبه را رصد کند، بتواند آنها را تحلیل و بررسی کند و تشخیص بدهد که آیا من باید موضوع پیش آمده را حتما باید به دیده بان منتقل کنم؟ پس نقش ایجنت خیلی مهم است کسی که در این جایگاه قرار میگیرد دیدش نسبت به مرزبان و کمک راهنما متفاوت باشد. در دورانی که ایجنت بودم و در جلسات تهران شرکت میکردم همیشه خانم کماندار میفرمودند: شما در شعب گوش و چشم ما هستید باید دقیق نگاه و بررسی کنید، شاید امروز موضوع کوچک باشد و یک درگیری لفظی کوچک بین اعضا وجود دارد ولی اگر به آن رسیدگی نشود و به جزئیات آن پرداخته نشود ممکن است در ادامه به جاهای باریک کشیده شود و مشکلات بزرگی را برای کنگره به وجود آورد. یک ایجنت باید کار مرزبان، کمک راهنما و اعضا را رصد کند و آنها را تحلیل کند و به موقع مواردی که نیاز است به دیدهبان اطلاع بدهد تا آنها هم برای حل مشکلات راه حل بدهند.
از نظر شما آیا جایگاه، انسان را انتخاب یا انسان، جایگاه را انتخاب میکند و تفاوت جایگاهها در کنگره یا خارج از آن چیست؟
ما در کنگره یاد گرفتیم که جایگاه انسان را انتخاب میکند یعنی انسان باید به ظرفیت و لیاقت برسد تا جایگاه او را انتخاب کند. آقای مهندس همیشه این مثال را میزنند اگر دو زمین کنار هم را در نظر بگیرید یکی از آنها پر از زباله است هر کس هم از آنجا رد شود باز هم در آن زمین زباله میریزد چون پایه و بیس زمین اینگونه است و مشخص کرده که من چه جایگاهی دارم ولی اگر یک زمین دیگر خیلی تمیز باشد انسانهایی که به آنجا وارد میشوند حاضر نیستند یک کاغذ در آن بیاندازند چون کوچکترین زباله در آن مشخص میشود. هر انسانی بنابر ظرفیت، تفکر و انجام عملی که دارد مشخص میکند که در چه جایگاهی قرار دارد آیا جایگاه او زباله است یا باغ و بستان؟ پس این مهم است که دقت کنیم جایگاهها ما را انتخاب میکنند نه اینکه ما بخواهیم جایگاه را انتخاب کنیم. آقای مهندس فرمودند: میخواستند دیدهبان انتخاب کنند شخصی خیلی فعال بوده و خودش را هم در حد جایگاه دیدهبانی میدانسته یک روز به آقای مهندس میگویند پس من چه موقع دیدهبان میشوم همان موقع با شنیدن این صحبت آقای مهندس متوجه شدند که ایشان هنوز ظرفیت حضور در این جایگاه را ندارد چون به دنبال انتخاب جایگاه است. انسان باید به آن رشد برسد تا بتواند در یک جایگاه قرار بگیرد مثل این است که از درختی که نهال است انتظار داشته باشیم میوه بدهد ولی این درخت هنوز احتیاج دارد که رشد کند. در کنگره همیشه به کمک راهنما میگویند که باعث دیده شدن رهجو نباشد و برای رسیدن او به جایگاه تلاش نکند بلکه به او کمک کنند تا رشد کند، درختی که بزرگ شود از دیوار باغ بالا میآید، مشخص میشود و همه آن را میبینند رهجویی هم که رشد کند قطعا همه او را میبینند، جایگاه او را انتخاب میکند و در آن جایگاه قرار میگیرد ولی اگر راهنما بخواهد به طور مصنوعی او را در جایگاه قرار بدهد مثل قطعه پازلی است که در جای درست خود قرار نگرفته است و ما میخواهیم آن را حتما آنجا بگذاریم اینگونه هم خود خراب میشود و هم جایگاه را خراب میکند و هم سیستم را بهم میریزد. در بیرون از کنگره خیلی از مواقع میبینیم که آن فرد شایسته خدمت و مسئولیت نیست ولی با پارتی در آن جایگاه قرار میگیرد با این کار به خود و جامعه آسیب میرساند و سیستم را از بین میبرد.
انسانهای بیدار چگونه انسانهایی هستند و بیداری در کنگره تا چه اندازه در جایگاهها موثر است؟
به نظر من انسان های بیدار کسانی هستند که تاریکی ها را تجربه کرده و به روشنایی ها رسیده اند و قدر آن روشنایی را می دانند. مثلاً ما همه تاریکی های اعتیاد را تجربه کرده بودیم و وقتی به کنگره آمدیم ۱۴ وادی پیش روی ما گذاشتند که اولین آن وادی تفکر است و به ما آموزش می دهد که چگونه تفکر کنیم، به چه چیزهایی فکر کنیم و مسیر خود را با تفکر انتخاب کنیم و وادی به وادی ما را پیش می برد تا به وادی عشق و محبت برساند. آقای مهندس همیشه می فرمایند: می توان انسانی را که خواب است، بیدار کرد اما انسانی را که خود را به خواب زده است، خیر.
انسانی که تاریکی ها را تجربه کرده است، وقتی وارد روشنایی شد قدر آن را می داند و این بیداری نقش مهمی در جایگاه فرد دارد. انسان هایی که بیدار هستند با تفکر مسیر خود را انتخاب می کنند. از روی شعور و شناخت راه خود را انتخاب می کنند نه از روی شور و هیجان. انسان های بیدار در کنگره۶۰ بر اساس آگاهی و شناخت در جایگاه ها قرار می گیرند در این صورت است که بهترین و ماندگارترین خدمت را انجام می دهند. افرادی که با بیداری و آگاهی خدمت های کمک راهنمایی، مرزبانی، دنوری، پهلوانی و سرداری را انجام می دهند، هم حال خودشان خوب است و در صلح و آرامش درونی هستند و هم دیگران از بودن در کنار آن ها آرامش و آسایش دارند. جناب مهندس می فرمایند: از بیداری تا هوشیاری یک فاصله وجود دارد و این فاصله برای هر شخصی با شخص دیگر متفاوت است. بعضی افراد بیدار هستند اما هوشیار نیستند که چرا در این جایگاه قرار گرفته اند. هر چه جایگاه بالاتر باشد، امتحانات دشوارتر است و باید به جزئیات بیشتری پرداخته شود. پس انسان های بیدار با تفکر ساختارها را آغاز می کنند و پیش می روند و لحظه لحظه زندگی خود را با انتخاب های درست رقم می زنند و در آخر در وادی عشق و محبت، به هوشیاری می رسند و حساب، حساب دیگری می شود که دیگر حساب دو دو تا چهارتا مطرح نیست.
این ها همه مربوط به افرادی است که سال ها درگیر اعتیاد بوده اند اما حالا رشد کرده اند و فهمیده اند و بیدار شده اند و از وقت و انرژی و پول خود برای خدمت به دیگران می گذرند. انسانی که به بیداری نرسیده باشد و به جایگاهی برسد، مشکلات در برابر آنها چون کوه قد علم میکند و تا گره های خود را باز نکنند نمیتوانند از آن مشکلات عبور کنند. زمان بیدار شدن و هوشیار شدن برای هرشخصی متفاوت است. به قول جناب مهندس برای بعضی مطالب باید یک ساعت تفکر کرد اما برای بعضی مسائل باید سی سال زمان گذاشت تا به آن هوشیاری و بیداری رسید. ان شاالله که همه ما بتوانیم به بیداری و هوشیاری و روشنایی برسیم و قدر جایگاه های خود و لحظاتی را که در کنگره در حال خدمت به دیگران هستیم بدانیم.
خداوند در قرآن میفرمایند: "تجلی من در مخلوق است" آیا این جمله مصداق خدمتگزاران کنگره ۶۰ میشود؟
به نظر من قطعاً همین است. یعنی انسانی که خدمتگزار است حتما تجلی نور خداوند در اوست. در تعریف ایمان می گوییم تجلی نور خدا در انسان. یعنی اگر صفات خداوند در انسان متجلی شود و بتواند همان صفاتی را که خداوند دارد، داشته باشد، یعنی بی منت ببخشد و بتواند گذشت کند، بتواند درد همنوع خود را درد خود بداند و برای بهبود دیگران تلاش کند، آن گاه تجلی نور خداوند در انسان است که مصداق کامل افراد خدمتگزار در کنگره است که بدون منت خدمت میکنند. میبینیم که دیدهبانها، کمک راهنماها، ساعت ها از وقت خود را که باید صرف خانواده خود کنند، برای کنگره می گذارند بدون اینکه هیچ دستمزدی دریافت کنند و به بهترین شکل عمل می کنند تا دردمندان را به رهایی برسانند. با این ایمان که اگر بتوانند به فردی کمک کنند خودشان آرامش بیشتری دریافت می کنند. انسان هایی می توانند در کنگره بمانند و خدمت کنند که معنی عشق و از خودگذشتگی را فهمیده باشند. از دید مردم عادی این کارها عاقلانه نیست، اما از نظر افراد کنگره۶۰ چنین افرادی تجلی نور خداوند درون آن ها صورت گرفته و به ایمان و عشق رسیده اند و افراد متعادلی هستند که عاشقانه و صادقانه به همنوع خود خدمت می کنند.
کلام آخر:
از شما عزیزان بسیار ممنونم. خدا را هزاران بار شکر می کنم که به من توفیق داده است در کنگره حضور داشته باشم و عضو کوچکی از این اقیانوس بیکران باشم. بسیار خوشحال هستم که به شعبه چرمهین آمدم و رشد و توسعه کنگره را در اینجا هم دیدم و بسیار خوشحالم که کنگره به واسطه انسان هایی که سرلوحه کارهایشان عدالت معرفت و عمل سالم است، پیش می رود و پرچم دار این راه جناب مهندس است و جلودار واقعی خداوند است. انشاالله با ایمانی که داریم این تفکر و آموزش های کنگره جهانی خواهد شد. امیدوارم که بتوانیم همگی در کنگره حضور داشته باشیم و قدردان این آموزش ها باشیم. از خانم نگین عزیز ایجنت محترم شعبه چرمهین سپاسگزارم که به من فرصت این خدمت را دادند. از مرزبانان و کمک راهنمایان عزیز و خانم هاجر عزیز بسبار ممنونم و از نگهبان جلسه هم که استادی جلسه را به من سپردند بسیار تشکر می کنم. انشاالله همگی در صراط مستقیم و در مسیر کنگره قدم برداریم. از همه شما ممنونم و هفته دیده بان را خدمت آقای مهندس و تمامی دیده بان های عزیز و همگی شما تبریک عرض مینمایم . مخصوصاً به دیده بان خانم های همسفر خانم آنی بزرگ و خانم آنی کماندار و همچنین دیده بان رابط شعبه چرمهین آقای صدیقی تبریک ویژه می گویم. امیدوارم بتوانیم در این هفته قدردان زحمات این عزیزان باشیم.
تایپ: کمکراهنما همسفر هاجر
ویراستار: مرزبان خبری همسفر محدثه
عکس: مرزبان خبری همسفر محدثه
تنظیم و ارسال: مرزبان خبری همسفر محدثه
همسفران نمایندگی چرمهین
- تعداد بازدید از این مطلب :
1018