قبله گم کردن یک اصطلاح است و زمانی بکار میرود که فردی در موقعیت پایینی قرار دارد و همین که موقعیت بهتر و مقامی بالاتر یا ثروتی بیشتر به دست میآورد دچار غرور و منیت میشود و خدا و تمام کسانی که در رسیدن به هدف او را یاری بخشیدهاند را فراموش میکند.
ولی این قبله گم کردن شامل همه نمیشود بلکه انسانهایی را دربرمی گیرد که ظرف وجودیشان بسیار کوچکتر از مسئولیت جدیدشان هست.
همانطور که اگر در لیوان کوچکی به اندازه یک پارچ آب بریزیم لیوان که پر شد مابقی آبها سرریز و به هدر میرود.

انسانی که ظرف وجودی او به اندازه یک لیوان کوچک است، نمیتواند مسئولیتی به وسعت و اندازه یک پارچ را به عهده او گذاشت، اگر این گونه شود این فرد به مشکل برمیخورد و اطرافیان را نیز درگیر میکند، یا دچار منیّت و غرور میگردد یا درگیر ضد ارزشها و سوءاستفاده از موقعیت که آن هم به ظرفیت کوچک وجودی او نسبت به مسئولیت و مقام جدید برمیگردد.
همین ظرفیت و ظرف پهناور وجود رسول خدا بوده که ایشان را به این مقام رسانده، و سایر انبیا الهی و بزرگان ما که در هر مقام و منصبی قرار گرفتند جز نیکی و ارزش و به تعادل رفتار کردن دچار هیچ ضد ارزشی نشده و چه بسا که ظرف وجودیشان هنوز هم جای پذیرش مسئولیت سنگینتر داشته است.
پس این قبله گم کردنها برمیگردد به مسئولیت نپذیری ما و ظرف کوچک وجودمان.
حال سؤال پیش میآید که چگونه ظرفیت وجودمان را بالابرده و ارتقا بدهیم?!
انسان باید ذره ذره ظرفیت وجودش را بالا ببرد، این ظرفیت اگر به یک باره و مثلاً با طی کلاسها و مصرف مواد مخدر به دست بیایید به سرعت هم به اتمام رسیده و تخریبهای فراوانی را نیز با خود به یادگار میگذارد.
باید با کسب علم و افزودن بر آگاهی و دانش خویش و تزکیه و پالایش روح و نفسمان ذره ذره ظرفیت پذیرش را در وجودمان بالابرده و ارتقا ببخشیم تا بتوانیم مسئولیت داشته و فراموش نکنیم که هر مسئولی در هر مقامی باید پاسخگو باشد، حالا میتواند از آبدارچی تا وزیر کشور، اصلاً چرا راه دور برویم همین کنگره خودمان از رهجو گرفته تا دیده بان و تک تک مسئولان همه باید جواب گوی موقعیت و مسئولیت خویش باشند.
در پایان باید به این نکته اشاره کنم که ما انسانها تمام صفات نباتات و حیوانات از صفت خوب تا بد را در مسیر تکامل در خود به صورت بالقوه داریم و اگر مهربان و با عطوفت هستیم در مقابل صفت درندگی و قضاوت را نیز دارا هستیم و میشود روزی مهربان آدمی تبدیل به یک جنایتکار و جانی بشود، اینها همه برمیگردد به انتخاب درست و نادرست ما و اینکه آیا در مسیر الهی قدم برمیداریم و صفات بد را فقط به صورت بالقوه داریم یا نه میل و کشش ما به سمت ضد ارزشها و صفات بدمان است و در ظاهر خوب جلوه میکنیم.
پس اگر زمانی فردی را بسیار مهربان، خوب، حقطلب و درست کردار میدانیم اگر این شخص بر چهره درونی و صور پنهان خود نقاب زده باشد در گذر زمان هرچه پیش برویم ماهیت واقعی وجودش نمایان میشود، و فراموش نشود که این به این معنا نیست که تمام انسانهای خوب نقاب بر چهره دارند نه اشتباه نکنیم چرا که خوبی درونی انسانهای خوب نیز در گذر زمان نمایان و اثبات میگردد
و ما به علت سطح تفکر پایین خویش تشخیص این خوب و بدها و دوست و دشمنها برایمان دشوار است و زمانی که ظرفیت وجودیمان بالا برود و تفکر و دانش بالایی در دل خود جای دهیم میتوانیم نقاب را از چهره واقعی تشخیص دهیم.
ظرفیت و مسولیت
نگارش:همسفر آمنه
ویرایش و ثبت:همسفر صدیقه
- تعداد بازدید از این مطلب :
2127