در ابتدای سیدی جناب مهندس فرمودند: شاید در تصور نگنجد که یکی از بزرگترین شاهکارهای خلقت یا شاهکارهای خداوند که به وجود آورد و خیلی موضوع حائز اهمیت و ارزشمندی است و ما هیچ وقت مفهوم آن را درک نکردیم مرگ است.
اگر با این دیدگاه نگاه کنیم که مرگ پایان زندگی است قطعا چیز بسیار وحشتناک، زشت و کریهی است. ولی مرگ خیلی شبیه برنامهی سقوط آزاد است. همانگونه که یک رهجو وقتی مسیر خودش را درست طی نمیکند راهنما دو یا سه روز و یا یک هفته موادش را به کل قطع میکند و رهجو بسیار پریشان و ناراحت میشود، ولی بعد از سپری کردن موفقیت آمیز این دوران دومرتبه از یک مقطعی شروع میکند و برنامه هایش تنظیم میشود.
ایشان همچنین فرمودند: این موجود (انسان) که خداوند سیستمی برایش در نظر گرفته است که طی یک فرآیندی حرکت کند و آموزشهایی را ببیند و به یک نقاطی برسد، اگر میخواست این قضیه ادامهدار باشد از روز ازل و مرگ نداشته باشد تا موقعیکه بیاموزد و با
زشتیها و زیباییها درگیر شود تا به تشخیص برسد این پروسه قابل اجرا نبود. زیرا نمیتوانست موقعیتهای موجود را عوض کند. در نتیجه سیستم را اینگونه طراحی کرد که انسان وقتی به یک مرحلهای میرسد و مقداری آموزش میبیند، دومرتبه مثل یک سقوط آزاد از بین میرود که قضیهی مرگ هست.
در مورد موضوع اصلی که اعتیاد و مراسم آیینی بود جناب مهندس فرمودند: انسانها در شرایط عادی و معمولی حس و حواسی دارند که بر مبنای آن حس و حواسشان میتوانند ادامهی حیات دهند و وقتی از حوزهی حواس و ادراک خود عبور کردند وارد یک طیف و باند و فرکانس دیگری میشوند که در هستی وجود دارد. به همین دلیل است میبینیم اشخاصی که از قرصها استفاده میکنند یا شیشه مصرف میکنند دچار توهم میشوند که آن مادهی شیمیایی جایگاه حواس شخص را به مرور تخریب میکند.
مواد بیوشیمی بدن مثل دینورفین، اندروفین، انکفالین و ... که به طور طبیعی تولید میشوند تعیین کنندهی جایگاه حواس ما هستند و اگر جایگاه حواس تغییر کند برای ما زندگی کردن بسیار سخت و طاقت فرسا میشود.
بعضی از قبایل و سرخپوستها در مراسم آیینی خود از مواد مخدر استفاده میکردند، به این دلیل که نمیتوانستند به طور عادی و معمولی سیروسلوک خود را انجام دهند و چون مصرف مواد مخدر بالانس شیمیایی بدن را تغییر میدهد میتواند جایگاه حواس را نیز تغییر دهد.
بعضی مواقع اشخاصی که در مناسبت های بهخصوص از مواد مخدر استفاده میکردند تا جایی پیش میرفتند که دچار مصرف دائمی میشدند و راندمانشان نابود میشد و از بین میرفتند.
ایشان همچنین فرمودند: من به این باور کاملا واقعی رسیدم که گیاه خشخاش یک جادو است. جادویی که به نرمی انسان را در تار عنکبوت خودش فرو میبرد و از تعادل خارج میکند و ذرهذره به اسفلالسافلین سوق میدهد. انسان وقتی مواد مصرف میکند فقط جسم نیست که آلوده میشود، کالبد دوم یا پیکرهی دوم (روح،نفس) هم آلوده میشود. به همین دلیل گفته میشود اعتیاد بعد از مرگ هم از بین نمیرود.
استادهای جناب مهندس به ایشان میفرمایند: شما یک وکیلی هستید که پرونده ای را که هیچ کس قبول نکرده میخواهید قبول کنید که همان پروندهی مواد مخدر و به درمان رسیدن و به تعادل رسیدن بود.
هر رودی که از هر قسمت چشمه ای بیرون میآید تمام تلاش خود را میکند و خودش را به تخته سنگها و قلوه سنگها میزند تا راهش را هموار نماید. راه بسیار سخت ولی امکانپذیر است تا زمانیکه به دریا برسد و آن جا دیگر آرامش نسبی برقرار است.
هر چیزی در طبیعت و در کائنات باید بهایش پرداخته شود، هر چیزی که مفت به دست بیاید، مفت هم از دست میرود.
نویسنده و ویرایش : همسفر راضیه رهجوی کمک راهنما همسفر عفت( لژیون چهارم)
تنظیم و ارسال: کمک راهنما همسفر سمیه
همسفران نمایندگی نجف آباد
- تعداد بازدید از این مطلب :
967