در ادامه مبحث مهندسی اعتیاد به مثلث مهندسی اعتیاد اشاره شد است که شامل سه ضلع اشباع، سازگاری و تغذیه است در این سیدی ضلع تغذیه مورد بحث و بررسی قرار میگیرد. ابتدا آقای مهندس مطلبی را که به تاریخ ۲۴ تیرماه ۸۶ هست و مربوط میشود به زمانی که ایشان برای بازدید فنی به چند شهر از کشورهای آلمان و انگلیس سفر کرده بودند تا از وضعیت اعتیاد کلینیکها و NGO ها بازدید کنند و تحقیقاتی انجام دهند، آقای مهندس میفرمایند، در این بازدید فهمیدم که هیچچیز راجع به اعتیاد و درمان نمیدانند و دستشان خالیخالی هست! گویی با اعتیاد غریبهاند و دلیلش هم این هست که راهحل را پیدا نکردهاند و صورتمسئله را نشکافتهاند، عین همین مؤسسات ترک اعتیاد کشور خودمان. آقای مهندس در مورد سازگاری در بیماری اعتیاد میفرمایند، در ابتدای شروع درمان با داروی جایگزین اگر داروی فرد را افزايش دهیم به دلیل پدیده سازگاری، فرد مصرفکننده را در نقطه مخرب اشباع قرار میدهیم و اثر ثمربخش دیگری نخواهد داشت و کسانی هم که این کار را میکنند، چون علمی در این مورد ندارند و تنها توهم علم را دارند، مثلاً میگویند؛ آنقدر به فرد متادون میدهیم تا نشئه شود، حتی تا دوزهای بالای ۱۵۰ سیسی هم متادون داده میشود. این مسئولیت راهنمای تازه واردین هست که بایستی در مورد سازگاری در اول درمان با مصرفکننده صحبت کنند و آگاهشان کنند که در اول و بلافاصله به جواب نخواهند رسید و یک مدتزمانی را باید تحمل کنند تا جواب بگیرند و بدن با ماده جدید سازگار شود، مثلاً فردی که هروئین میکشد، به او OT میدهیم، آنقدر میدهیم که نشئه بشود نهتنها نشئه نمیشود در عوض یبوست میگیرد، شکم و رودههایش قفل میکند، هزارتا مرض دیگر هم میگیرد و به نشئگی هم نمیرسد. باید اینها را با فرد مصرفکننده در میان بگذاریم و آگاهشان کنیم از شرایطی که در مدت سازگاری ممکن هست، با آن مواجه شوند.
کارهایی که انسانها انجام میدهند از روی آگاهی و عدم آگاهیشان هست ما دودسته انسان داریم؛ انسانهای آگاه، انسانهای ناآگاهانسان بد نداریم، انسانهای بد انسانهایی هستند که ناآگاه هستند، فلسفه خلقت را نمیدانند، نتیجه خوبی کردن را نمیدانند، عاقبت بدی کردن را نمیدانند و گرنه بدی نمیکنند. امکان ندارد، شما یکذره خوبی یا بدی کنید و نتیجهاش را نبیند و من این موضوع را به همان وضوحی که شما را میبینم به همان روشنی میبینم. خیال نکنید، حقی و ناحق کردید، ظلم کردید و خوردید و رفت و تمام شد از پشت پاشنه پایت ذرهذره میکشند، بیرون! خیال نکنید، مردیم و تمام شد، بمیری هم خلاص نمیشوید. در ادامه سازگاری، باید شخص مصرفکننده را آگاه کنیم از روش درمان از مشکلی که دارد از اینکه چرا باز برمیگردد به اعتیاد، چرا خوب نمیشود؟ به فرد بگویید که تو سیستم ایکس داری، سیستم شبه افیونی داری که طی مدتها مصرف اینها تخریبشده و ازکارافتاده، در طول درمان اینها بهتدریج درمان میشوند، بازسازی میشوند، ترمیم میشوند. اگر بروی رو شربت OT این حالتها را خواهی داشت نمیخواهد، بیخودی شیرش کنید باید تحمل کند تا به درمان برسد. باید موضوع سازگاری را با فرد در میان بگذاریم تا درخواست داروی اضافی نکند و مقداری از سختیهای درمان را تحمل کند و این حالت تا ابد که نخواهد بود، دو هفته یا سه هفته هست و تمام خواهد شد.

علت بالا بودن، مقدار تجویز داروی تجویزی در سطح جهانی آگاهی نداشتن در مورد پدیده سازگاری هست. تغذیه در مهندسی اعتیاد؛ تغذیه، یعنی سوخت رساندن، شارژ شدن، شامل شارژ شکم، شارژ لذت، شارژ سوخت و... هست. تغذیه، یعنی اینکه ما چگونه این خوراک را بدهیم؟ دارویی که میدهیم، چگونه بدهیم؟ روزی چند بار؟ ما تغذیه را در خیلی موارد داریم، فقط در دارو نیست. بهترین الگوی تغذیه معمولاً خوردن در سه وعده هست و برای اینکه اهمیت موضوع تغذیه و سلامتی برایمان مشخص شود، به روزه گرفتن نگاه میکنیم، روزه گرفتن، یعنی تبدیل سه وعده غذایی به دو وعده بهشرط اینکه در میان دو وعده چیزی خورده و یا آشامیده نشود. افرادی که روزه گرفتهاند، میدانند که چهکار سختی هست، بهطوریکه عبادت خاص و یا ریاضت و تزکیه ویژه به شمار میآید. بنابراین ما چگونه انتظار داریم، کسی که در طول شبانهروز چندین بار مصرف میکرده حالا یک وعده شربت OT یا متادون بخورد؟ به عقیده من اگر این کار غیرممکن هم نباشد، بسیار طاقتفرسا و سخت هست. با توجه به اینکه عمر مفید OT یا متادون برای یک مصرفکننده هفت یا هشت ساعت هست، بنابراین بهترین نوع تغذیه دارو سه مرتبه در شبانهروز یا همان tds باید باشد و آنهم به فاصله زمانی حداقل هفت و حداکثر نه ساعت باشد. ممکن هست، بگویید عمر مفید یا مؤثر متادون زیاد هست، نه آنقدر زیاد نیست و شاید عمرش زیاد باشد، ولی عمر مفیدش زیاد نیست، یعنی آن زمانی که باعث میشود، شخص در حالت تعادل باشد، زیاد نیست، برد نهایی متادون شاید در بدن ۴٨ ساعت باشد، ولی برد مؤثر آن شش تا هفت ساعت هست.
شاید بگویید که بهجای سه وعده شش سیسی میتوانیم، هیجده سیسی یکجا بدهیم، نه! این هم نمیشود، چراکه مثل این هست که شما بگویید در وعده صبحانه، نهار و شام هم خورده شود که این باعث مشکل و دلدرد میشود و اگر هم نشود، باز بعد ده ساعت فرد احساس گرسنگی خواهد کرد، پس بهترین نوع برای ما tds است. مسئله دیگری که در تغذیه مطرح هست، استفاده از D_sap هست، چون دارای پتاسیم هست برای یبوست ممکن هست، استفاده کنند، ولی باید نیم ساعت قبل از OT بخورند، مثلاً اگر OT ساعت هفت خورده میشود، دیسپ در ساعت ششونیم استفاده شود. تغذیه فقط در OT نیست، بلکه در غذا هم هست. یکی از مشکلاتی که ما داریم، بلد نبودن غذا خوردن هست، یعنی نمیدانیم چه حجمی از غذا را بخوریم. غذا باید آهسته خورده شود و خوب جویده شود. افرادی که تندتند غذا میخورند، اکثراً آدمهای چاقی هستند. علت خوردن غذا یکی رساندن، سوخت به بدن و دیگری لذت بردن از طعم و مزه مواد غذایی هست، یعنی صرف پر کردن شکم نیست، وقتی غذا خوب و بهآرامی جویده میشود با بزاق دهان ترکیب میشود و قورت دادن و هضم آن در معده آسانتر خواهد شد. غذایی که بدون جویدن بلعیده شود، آنقدر باید اسید در معده ترشح شود تا بتواند آن را نرم کند و این باعث میشود، بافت داخلی معده آسیب ببیند، هرچند که این بافت لایهای چند مدت یکبار عوض میشود. بچههایی که در کنگره هستند، وقتی اضافهوزن دارند، انواع بیماریها را دارند، ولی وقتی کاهش وزن انجام میگیرد، فشارخون درست میشود، زانودرد و... درمان میشود. بعضیها میگویند، اضافهوزن ما به خاطر کمکاری تیروئید هست، ولی من قبول ندارم این به خاطر این هست که ما غذا خوردن را بلد نیستیم. ما در کنگره اصلاً چیزی به نام رژیم غذایی نداریم، این هم یکی از انحرافات هست. یکی از انحرافات کاهش وزن همان رژیم غذایی است، پس چیزی که در کاهش وزن نقش بسیار سازندهای دارد، غذا خوردن به آرامی و با متانت است، اینکه میگوییم، نیم ساعت قبل از غذا سالاد بخورید به خاطر این هست که معده کمی پر شود و آن پیامهایی که به مغز فرستاده میشود که سیر شدم، زودتر برسد و شخص بدون فشار غذای کمتری بخورد.
بعضی بیماریها که به آنها امل امراض گفته میشود، مثل یبوست و بیخوابی و اضافهوزن، یعنی اینها انواع و اقسام بیماریها را میآوردند. طول عمر ما بستگی به تغذیه ما دارد. جسم ما مانند ماشینی هست که باید از هر لحاظ به آن برسیم، تغذیه، آب، مواد غذایی و استراحت و... هست. تغذیه در سخن گفتن هم هست، اینکه چه بگوییم؟ کجا بگوییم؟ به که بگوییم؟ بزرگترین و خطرناکترین دشمن انسان گاهی اوقات زبان اوست! بهطوری که قدیم میگفتند؛ زبان سرخ، سر سبز را میدهد بر باد! پس باید در سخن گفتن دقت کنیم که چه میگوییم؟ به چه کسی میگوییم؟ به چه کسی باید اعتماد کنیم؟ سخنی که از زبان ما خارج میشود ما دیگر حاکمش نخواهیم بود و دیگر اختیاردارش نخواهیم بود. تغذیه در دوستی هم هست، تو با دوستی که داری، چگونه روابط دوستی را حفظ کنی؟ چگونه تعادل را نگهداری؟ زیادی محبت کنی، دلش را میزند، کم محبت کنی دلگیر میشود، محبت زیادی ممکن است، جواب معکوس بدهد به همسرت، رفیقت، خواهرت، برادرت، همکارت، همکلاسیت اگر تغذیه دوستی را درست انجام ندهید، نتیجه معکوس میگیرید. در روابط فیمابین مسئله تغذیه باید خیلی مشخص باشد و طبق برنامهریزی باشد.

تغذیه محبت هم هست، هدیه دادن، کادو دادن، در چه حدی کادو بدهی؟ چقدر بدهی؟ به یکی تند تند کادو بدهی، حالش دیگر از هدیه به هم میخورد، اصلاً هم هدیه ندهی، آنهم مشکل دیگری خواهد داشت، پس آمدیم، تغذیه را در مواد مخدر گفتیم، ولی در تمام سطوح ما تغذیه را داریم. تغذيه در خوابیدن اینکه کی بخوابیم؟ چند ساعت بخوابیم؟ الآن مردم ساعت دو شب میخوابند تا ده صبح که این مشکل ایجاد میکند. بهترین و بالاترین ساعت انرژی تغذیه خواب از ساعت ده شب شروع میشود تا ساعت اذان صبح، یعنی بهترین زمان دریافت انرژی از انرژیهای کیهانی است. در پی سفر آقای مهندس به کشورهای دیگر و دیدن جاهایی دیگر و تحقیق و اینکه دانشگاه اعتیاد بایستی برپا کنند، چراکه اعتیاد خود علم هست، علم کامل که باید رشتههای پزشکی و روانشناسی و روانپزشکی و فلسفه و. در خدمت این علم باشند و به کمک علم اعتیاد بیایند. کنگره خرسند هست که تئوری ایکس و متدد dst روش درمانی کنگره علم جدید و بیمانندی هست که همانطور که بارها گفته شده، هم سهل و هم دشوار است. بههرحال یک پیروزی بزرگی هست که بعدها بیشتر نمایان خواهد شد، چراکه ما میبینم که در کنگره ۶۰، انسانها تغییر میکنند، تغییر، تبدیل ترخيص؛ در چه چیز تغییر میکنند؟ در رفتار، اخلاق، کردار، اندیشه و فیزیولوژی. از یک انسان پرمدعای بیمسئولیت که در ظلمت است، میآید و استاد پرورش میدهد. علم کنگره، تئوری ایکس درختی هست، چند محصوله که یکی از میوههای آن درمان اعتیاد هست. عملی که بدون علم باشد، میشود تقلید که ما از این نوع علم بسیار دیدهایم. برای انجام فرمانهای یزدان و یا خداوند بایستی از گفتار به کردار برسیم و در ادامه به تکامل برسیم و این ممکن نیست، مگر اینکه علم آن را در اختیار بگیریم که اگر در حد گفتار باشد، انحراف هست. پس ما میتوانیم به جایگاه خود برگردیم، یعنی جایی که از آنجا انشعاب یافتهایم و بهگونهای که خداوند میخواهد، برای یک فردوس واقعی باید سخت کوشید.
در پایان در مسئله مهندسی اعتیاد خواندیم که مسئله سازگاری، اشباع و تغذیه را مطرح کردیم که بایستی باهم هماهنگ به انجام برسانیم و بیشترین مشکل بشر به علت عدم آگاهی هست.
نویسنده: همسفر مهدیه لژیون پنجم
ارسال مطلب: همسفر کبری
- تعداد بازدید از این مطلب :
9962