گزارش لژیون هفتم/ شعبه شمس/ شنبه مورخ 11/04/1401
دستور جلسه لژیون: کتاب عبور از منطقه 60 درجه/ و سی دی ((تکرار تاریخ))
((خلاصه سخنان استاد)):
در مورد دستور جلسۀ اصلی کنگره، یعنی رعایت حُرمتها؛ باید بدونیم که اصلاً چرا ما باید حرمتها را رعایت کنیم. در واقع ما در هستی، یک سری قوانین ثابت داریم که غیرقابل تغییر است. مانند جاذبه زمین و قوانینی از این دست. و نیز قوانینی داریم که متغیّر هستند و توسط دولت ها برای کشورشون وضع می شوند. مانند قوانین راهنمایی و رانندگی و قوانین جزایی.
قوانین هرچقدر هم که بد باشند، باز بهتر از این است که اصلاً قانونی وجود نداشته باشد. بزرگترِ بد، بهتر از اینست که اصلاً بزرگتری نداشته باشیم. در هر حال اجرای قوانین برای تمام افراد جامعه لازم الاجراست و این به نفع احاد جامعه است که به قوانین پایبند باشند؛ در غیر اینصورت، خیلی زود جامعۀ آنها دچار فروپاشی می شود. انسان هم به همین شکل؛ اگر پایبند قوانین هستی و جامعه باشد، زندگی آرام تری را تجربه خواهد کرد؛ ولی اگر نخواهد به قوانین احترام بگذارد، دچار آسیب های فراوانی خواهد شد.
در واقع اگر انسان بخواهد امورِ خود را رها کند، در نهایت به پایین ترین جایگاه در هستی تنزل پیدا می کند و تمام صفاتِ بد حیوانات را کسب می کند. اعتیاد این ویژگی را دارد که انسان را به چنین جایگاهی سوق دهد. ما اگر بخواهیم سفری را با کمترین چالش به انجام برسانیم، باید خودمان را مُلزم به اجرای قوانین کنیم.
قوانین، در هر زمینه ای، به تدریج شکل گرفته اند و بر اثر تجربیات انسان، به آنها افزوده شده و تکمیل شده اند و در نهایت به شکل مُدوّن، در قالب کتابی درآمده اند. مثلاً در جاده ها، در زمانهای گذشته، به دلیل نبودن تابلو و علائم هشدار دهنده، بسیاری از انسانها آسیب دیدند و یا از بین رفتند تا در نهایت، تابلو و علائمی بر اساس قوانین راهنمایی و رانندگی، در جاده ها نصب گردید. و ما اگر در جایی از جاده، بر سرِ یک پیچِ تُند که سرعت مُجاز را چهل کیلومتر بر ساعت، تعیین کرده اند، بخواهیم بدون توجه به تابلوی هشدار، با سرعت هشتاد کیلومتر بپیچیم، قطعاً با خطر مواجه خواهیم شد. زیرا انسانهای زیادی در آن نقطه جان خود را از دست داده اند تا به این نتیجه رسیده اند که در آن نقطه، با چه میزان سرعت باید از پیچ عبور کرد.
مسیر درمان اعتیاد هم در اوایلِ کار هیچ تابلو و علائمی نداشت و انسانهای زیادی در این مسیر از بین رفتند و خانواده های زیادی از هم پاشیده شد، تا در نهایت، ((کنگره 60))، علائم و قوانین مشخصی را برای درمان اعتیاد در این مسیر وضع نمود. و هر کس که بخواهد اعتیاد خود را درمان کند، ملزم به رعایت این قوانین و حرمتهایی است که در کنگره 60 وجود دارد. در هر جلسه، دو مرتبه، این حُرمتها را می خوانند که نشان از اهمیت رعایت کردن آن دارد. و هرکس که بخواهد بدون توجه به این حرمتها و قوانین از این مسیر عبور کند، هرگز به نتیجه نخواهد رسید و چه بسا که سر از ناکجا آباد نیز درآورد.
دلیلی که باعث می شود انسانها اشتباهات خود را بارها تکرار نمایند، این است که به اشتباه گمان می کنند که خیر و صلاح اش در انجام آن کار است. ریشۀ واژۀ ((اشتباه)) از ((شَبَه)) می آید. به معنای مشابه و یا سایه. یعنی انسان شبیه کار درست را با خودِ کار درست اشتباه می گیرد و انجامش می دهد. مثلاً برای درمان اعتیاد خود به سراغ ((ابوالفضل درمانی)) و یا کمپ می رود؛ در حالی که آنها اصلاً مسیر درستِ درمان نیستند و فقط شبیه درمان هستند و فرد به اشتباه، آن را انتخاب می کند و با ادامه دادن به آن مسیر، در نهایت سقوط می کند. در تمام زمینه ها، این رفتار از انسان سر می زند و بالای هشتاد درصد انسان ها، بارها و بارها، اشتباهات خود را تکرار می کنند و نمی خواهند از تجربه دیگران استفاده نمایند و برای خودشان نسخه می پیچند...
برای همین است که ما در کنگره، کمک راهنما داریم و در انجام هر کاری، با او مشورت می کنیم تا از مسیر خود منحرف نشویم. حتی یک اشتباه کوچک که شاید در نظرتان بی اهمیت باشد، می تواند باعث انحراف شما از مسیر درست می گردد. گاهی ما با مشکلی مواجه هستیم و می خواهیم که آن را برطرف کنیم؛ ولی با انجامِ کار اشتباه، وضعیت بدتر هم میشود. می خواهیم اعتیادمان را درمان کنیم، ولی به سراغ راه اشتباه می رویم و کارمان به جای درمان، به مَسلخ می کشد. پس برای گذر کردن از هر مسیری در زندگی، لازم است که یک راهنما به ما کمک نماید و ما گوش به فرمان او باشیم تا بتوانیم سالم به مقصد برسیم؛ و هیچ راهی جُز عبور از فراز و نشیب های زندگی و کمک گرفتن از راهنمای مسیر، وجود ندارد که بتواند انسان را به سرمنزل مقصود برساند.
((مقدس ترین چیز در دنیا، رعایت کردن فاصله ها و اندازه هاست؛ در تمام زمینه ها و مراحل زندگی باید فاصله ها را رعایت کنیم و اندازه ها را بدانیم.))
((مشارکت اعضاء)):
مسافر امیر: تکرارها فاعل می خواهد و به خودی خود انجام نمی شوند. ما خودمان باعث تکرار تاریخ می شویم و اشتباهاتمان را تکرار می کنیم و از تجربه دیگران استفاده نمی کنیم. ما با گوش به فرمان بودن، در واقع، نفسِ خود را تربیت می کنیم.... در این مسیر، خواسته های نامعقول از بین نمی روند؛ بلکه با پرداختن به خواسته های معقول، آنها را به قسمتهای پایین و کم اهمیت خواسته ها هدایت می کنیم.
مسافر محمد: زندگی انسان، سراسر تکرار اشتباهات است ولی همین اشتباهات هستند که در نهایت به انسان می آموزند که راه درست زندگی را بیاموزد و از اشتباهاتش درس بگیرد و ترقی نماید. تکرارها باعث جا افتادن مطالب در ذهنمان نیز می شوند...
مسافر ایرج: انسان ها با تکرار کردن اشتباهاتشون، تجربه دیگران را از گردونه خارج می کنند و خودفرمان می شوند و فکر می کنند که بدون کمک دیگران نیز می توانند آن کار را انجام دهند و همین باعث می شود که دچار آسیب های جدی در زندگی شوند.
مسافر عمار: الگوبرداری در طبیعت، در تمام زمینه ها جریان دارد. گاهی یک انسان همان اشتباهی را مرتکب می شود که مردم یک کشور در مسیر تمدن خود مرتکب آن شده اند. انسان ها به دلیل طمع کردن و یا منافع خودشون، بارها و بارها یک اشتباه را تکرار می کنند، به این امید که این بار در رسیدن به هدفشون موفق شوند ولی باز هم همان آسیب قبلی را می بینند.
- تعداد بازدید از این مطلب :
1283