English Version
This Site Is Available In English

وادی سوم و تاثیر آن روی من(جشن اولین سال رهایی)

وادی سوم و تاثیر آن روی من(جشن اولین سال رهایی)

جلسه چهاردهم از دوره پنجاه و دوم از سری کارگاه‌های آموزشی عمومی ویژه مسافران و همسفران نمایندگی بوشهر با استادی مسافر علیرضا، نگهبانی مسافر مهدی و دبیری مسافر فیروز با دستور جلسه «وادی سوم و تاثیر آن روی من» پنج‌شنبه 12 خردادماه ۱۴۰۱  رأس ساعت ۱۷ آغاز به کارکرد.

خلاصه سخنان استاد:

خدا را شکر می کنم بابت این که یک روز دیگر در یک جسم سالم بیدار شدم و اذن و اجازه بودن داریم و مهم تر از همه فرصت این را داریم که می توانیم خدمت کنیم.
بعضی واژه ها در ذهن انسان حک می شود مثل این واژه که خداوند اذن واجازه خدمت کردن به بندگانش را به هر شخصی نمی دهد.
دراین جلسه دو جشن داریم؛ یک سال رهایی مرزبان محترم مسافر ابراهیم و رهایی نمادین مسافر حسین.
پیام ها گاهی حکم زنجیر چرخ ها را دارند که قوت کافی برای عبور از مسیرهای سخت را برای ما تامین می کنند. شاید اولین بار که آنها را می خوانیم یا می شنویم برداشت و درک درستی از آنها نداشته باشیم و همان گونه که در کتاب شصت درجه گفته شده است که با رعایت حق تقدم از آنها عبورکنید ولی ذره ذره این قطعات پازل یک تصویر را در ذهن انسان می سازند که بسیار بسیار به ما کمک می کنند.
خود اسم کتاب شصت درجه برای من خیلی قوت قلب بود در آن دوران سختی ها و تاریک وقتی شرایط خیلی دشوار می شد و فشارها از لحاظ درونی و بیرونی به من وارد می شدند همین اسم کتاب شصت درجه برای من قوت قلبی می شد که بپذیرم قرار است من از شصت درجه زیر صفر و گذرگاه های سخت عبور کنم.
نگذشته است از گذرگاه سخت، چه چیز آگاه کرد تو را که چیست آن  گذرگاه سخت؛
همه ما به کمک هم می توانیم از این گذرگاه های سخت عبور کنیم در کنگره این بستر برای ما فراهم شده است؛ با آموزش دهنده، آموزش گیرنده، مکان آموزش، فضای آموزش، متون آموزشی و اپلیکیشن همه این ها جاده را هموار کرده که ما از این گذرگاه ها عبور کنیم و درمان بشویم ولی بیرون از کنگره همه سختی ها وجود دارد مخصوصاً در سفر اول  اهریمن از هرطریقی و به زیبا ترین شکل و با هر روشی  می خواهد در ذهن ما رسوخ کند چه مسافر باشیم چه همسفر.
در طول سال هایی که در کنگره بودم چیزهایی را نوشته و نانوشته درک کردم و یکی از آنها این بود که مصرف کنندگان مواد مخدر انسان های ضعیفی نیستند همانطور که در وادی سیزدهم گفته شده است؛ آخرین تیر اهریمن آن جادوی هفت رنگ که خمر ومواد مخدر بود رها شد، اهریمن نتوانست به کسانی که همواره خواستار رهایی از اعتیاد هستند و ریشه در نور دارند گرچه ساقه ای تاریک دارند به ریشه آنها رسوخ کند.
دو وادی قبل از وادی اول یکی خواست و دیگری تسلیم است آن فردی که تسلیم شده است در برابر اعتیاد و همواره خواهان رهایی بوده است وارد کنگره می شود، شرط و حکم ادب وارد شدن به اینجا همان تسلیم بودن است یعنی من تسلیم شده ام در برابر اعتیاد و دست یاری دراز می کنم به سوی انسان هایی که در نور هستند من در چاه ظلمت هستم و آنها در نور هستند انسانی که تسلیم است و خواست کافی را دارد در مقابل کسی که دست یاری به سمتش دراز کرده است فروتن است؛همانند کارگرانی در بالای چاه که زمانی خود درون آن چاه بوده اند.
آقای مهندس دژاکام سال ها تاریکی را تجربه کرد و شدند کاشف روش دی اس تی؛ از کنار آن درمان سرطان خون پیدا شد و همینطور درمان یک سری بیماری های دیگر.
نجات یک مصرف کننده نجات یک جامعه و خانواده است .
وقتی انسان به نقطه تسلیم می رسد احساس بدی دارد و حال خوبی ندارد یعنی کسی که تفکر کرده و می خواهد به خودش فکر کند و دنبال یک راه بوده و حرکت کرده است و به کنگره آمده و حال بدی دارد مثلاً وقتی یک نفر آلودگی روی لباسش دارد و اگر با آن لباس در یک جمع و مهمانی حاضر شود احساس خوبی ندارد و معذب است و حس و حال خوبی ندارد فردی هم که حس و حال خوبی ندارد حتی اگر مصرف کننده هم نباشد خود واقعیش نیست ما بعضی وقت ها خود واقعی مان را با اسم مان اشتباه می گیریم؛ خود واقعی من لباس تن من نیست چیزی که جامعه به من گفته است نیست خود واقعی من قدرتی است که در درون من است.
کسی که حال خرابی دارد و دراینجا حضور پیدا می کند باید به خود واقعیش فکر کند و با همه مشکلاتی که دارد باید بداند که این مشکلات حل می شود آن لباس شسته می شود و جایی هست که می تواند در آنجا لباس جدید بگیرد و یا آلودگی هایش را بشوید و انسانی که آلودگی ها را تمیز می کند به یک حس وحال خوبی می رسد که با هیچ چیز قابل وصف نیست.

من رهایی را به گنج تعبیر می کنم بعد از این که از تمام آن سختی ها عبور می کنید و این که خواست دارید تسلیم هستید تفکر می کنید می دانید که به هیچ نیستید و به خودتان فکر می کنید نه به لباستان، نه به وزنتان، نه به شرایط الان خودتان؛ بلکه به جسمتان و روحتان؛ مطمئناً قدرت کافی را در درون خودتان می بینید و بعد از این که کمی حس ها برمی گردند و این ارزشمندترین چیزی است که به ما برمی گردد و با هیچ چیزی قابل وصف نیست، رهایی که پیدا می کنیم مانند این است که یک الماسی را به شخصی می دهند ولی مدت ها بعد قدر و ارزش آن را می فهمد؛ مثل این است که یک تکه زمین را برای بچه ای می خرید ولی قدر آن را نمی فهمد اما سال ها که گذشت متوجه ارزش و قدر آن می شود؛ شش سال از رهایی من می گذرد ولی حالا متوجه شده ام که شش سال پیش چه کاری را انجام داده ام و چه اتفاقی برای من افتاده است و اینکه کنگره چه کاری برای من کرده است.
بزرگ ترین دارایی که ما در کنگره بدست می آوریم رهایی است هر چقدر ارزشمند باشد ولی وقتی آن را یک جایی می گذاریم و پنهان می کنیم از یادمان می رود اگر می خواهیم ارزش و قدر رهایی را بدانیم و از یادمان نرود باید هرروز آن را برداشت، سیقل داد، در موردش مشارکت کرد، به همه نشان داد وآن را گسترش داد؛ اما اگر این کارها را انجام ندهیم و به آن فکر نکنیم که این دارایی را داریم باهوش ترین و بهترین ذهن را هم اگر داشته باشیم این نعمت رهایی را فراموش خواهیم کرد.
پیام یک سال رهایی مرزبان ابراهیم:
«ابراهیم عزیز...
هرکس که به نور الله منور بشود در انجام کار خود بسیار کوشا می شود و در نهایت کارش را کامل انجام می دهد»
امروز ابراهیم یک مرزبان قدرتمند است و جایگاه دارد بنا بر تجربه من در طول این سال ها در کنگره، ماندن در کنگره و رسیدن به جایگاه خدمتی اصلا کار آسانی نیست و برای همین است که ما ارزش و احترام خیلی زیادی برای پیشکسوت هایمان قائل هستیم چون هر کسی که یک یا دو سال در جایگاه خدمتی باشد می داند آن کسی که ده یا بیست سال در جایگاه خدمتی بوده چه چالش هایی را پشت سر گذاشته است .
رهایی مسافر حسین را تبریک می گویم او خیلی زیاد تلاش کرد و قشنگ جنگید فرمانبردار بود و پاداش خود را نیز گرفت.
از خداوند سپاسگزارم که اذن و اجازه خدمت کردن را به من داد.

آرزوی مسافر ابراهیم:

امیدوارم تمامی سفر اولی ها به درمان و رهایی برسند..

تقدیر از اعضای لژیون سردار

تقدیر از خدمتگزاران بخش آشپزی ماه مبارک رمضان

رهایی مسافر حسین از لژیون ششم

لژیون تازه واردین

لژیون چهارم درمان سیگار(ویلیام ال.وایت)

نگارش مسافر مجید لژیون هشتم

عکس مسافر علیرضا

ثبت مسافر حسین

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .