مشارکت همسفران لژیون یازدهم در برداشت از سی دی قیاس:
همسفر مهتاب:
تسخیر در سفر دوم یک امر اجتنابناپذیر است و سخت بودن سفر به خاطر غیرقابل رؤیت بودن تسخیر است. مسئله مهمی که باید بشناسیم تا بتوانیم از موانع و مشکلات در طی سفر دوم عبور کنیم، مسئله شناخت سنتهای الهی است. در کلامالله شریف سنتها، غیرقابل تغییر هستند و همانطور که در کلامالله بیانشده است، خداوند، پیامبران الهی را با توجه به تواناییهایی که داشتهاند، مورد آزمایش قرار داده است و آنان چراغ راه ما شدهاند. وقتی خداوند حضرت ایوب را با صبرش مورد آزمایش قرار میدهد، به این معنا نیست که مخاطبش فقط حضرت ایوب است.
ما انسانها وقتی به زندگی خودمان نگاه میکنیم، متوجه میشویم که تمام اتفاقات زندگیمان با توجه به ظرفیت و تواناییهای ما رقم خورده است. وقتی در مسیر زندگی به ناهمواریها و مشکلات برمیخوریم، این خود ما هستیم که چه طور میتوانیم از پس آنها برآییم. در سفر دوم باید بتوانیم، آموزشها را کاربردی کنیم و چون سفر اول را به اتمام رساندهایم، دلیل بر این نمیشود که مسیر کاملاً باز و بدون مشکل باشد. در این مرحله نمیتوانیم مسیر را بهآسانی ادامه بدهیم و به مراحل بالا برسیم. در سفر دوم با توجه به تواناییهایی که به دست آوردهایم، مورد آزمایش قرار میگیریم؛ باید از سنتهای الهی پیروی کنیم تا مسیر هموار شود. در این سفر ممکن است خیلی دشواریها باشد و مدتزمان طولانی صرف شود، یکی از سنتها صبور بودن است که ادامهی سفر را با توجه به سختیهایش لذتبخش میکند و درنهایت مراحل و جایگاههای بالاتر را در طول زمان طی خواهیم کرد.

سمیه همسفر مهدی:
وقتی خودمان را با دیگران مقایسه میکنیم، معمولاً فقط نقاط ضعف خودمان را در برابر نقاط قوت دیگران قرار میدهیم. سیب و پرتقال از یک خانواده هستند؛ ولی باهم تفاوت دارند. هرکدام خاصیت خود رادارند و قابل قیاس نیستند. همهی ما باهم تفاوت داریم و میل زیادی به مقایسه کردن داریم. قیاس کردن در طبیعت و ذات انسانها است. یادگیری از دیگران میتواند در تصمیمات زندگی ما تأثیرگذار باشد؛ اما میتواند مخرب و باعث نابودی انسان هم بشود. تخریبها در انسان باعث به وجود آمدن کارهای ضد ارزشی میشود و میتواند انسان را از آموزش و دانایی مؤثر دور کند. با تفکر و اندیشه، میتوانیم بهجای مقایسه کردن به درجات بالایی از سطح آگاهی و دانش برسیم.

همسفر نسرین:
وقتیکه انسان در مرحله قیاس قرار میگیرد، به نتیجه متناقض میرسد. نیروهای تخریبی و خواستههای غیرمعقول به سمت انسان میروند. نیروهای منفی خیلی قدرتمند هستند و ما را به انجام کارهای غیرمعقول هدایت میکنند. با انسانها ارتباط برقرار میکنند و میگویند: این کار را انجام بده و اطلاعات را ناخودآگاه جلوی آنها میگذارند. انسانها با نیروهای منفی پیوند برقرار میکنند و این پیوند به خاطر انجام خواستههای نامعقول در ابتدا خیلی خوشایند است؛ ولی در انتها که کار انجام شد، ما میمانیم و وجدان درد و زمانی را که ازدستدادهایم. وقتیکه انسانها بتوانند به نفس اعتقاد پیدا کنند و بتوانند هر سه نفس را به مرحله اجرا دربیاورند، میتوانند به مرحله دانایی برسند.
من درگذشته خیلی مسافرم را با دیگران قیاس میکردم. با خود میگفتم که هیچکس بهاندازه او نسبت به زندگی بیخیال نیست. در حال حاضر وقتی پای صحبت کسانی مینشینم که آنها را با خود، مسافرم وزندگیام مقایسه میکردم، خدا را سپاس میگویم؛ زیرا آنها دردها و مشکلاتی دارند که بهسختی قابلحل است. مسافر من تنها عیبش اعتیاد به مواد بود که خدا را شکر در حال درمان است. وقتی من بدون آگاهی و دانایی به زندگی دیگران نگاه میکنم، در اصل آنها را قضاوت کردهام. با چشمانی که آنقدر خطای دید دارد؛ نباید دیگران را قضاوت کرد. من در چه مرحلهای هستم که بخواهم حتی دیگران را قضاوت کنم. وقتی آموزشهای کنگره را کاربردی کنم، میتوانم به مرحله نفس مطمئنه برسم. یکی از نوشتارهای کنگره مربوط به جهانبینی است که زمان مشخصی برای جهانبینی وجود ندارد. تزکیه و پالایش را اول باید از خودمان شروع کنیم.
یاد داستانی افتادم که بیان آن خالی از لطف نیست. روزی پسری دو سیب سرخ در دست داشت، مادرش گفت: یکی از سیبهایت را به من میدهی؟ پسر یک گازبر این سیب زد و گازی به آن سیب دیگر، لبخند روی لبان مادر خشکید. سیمایش داد میزد که چه قدر از پسرش ناامید شده است؛ اما پسر یکی از سیبهای گاز زده را بهطرف مادر گرفت و گفت: بیا مادر اینیکی سیب شیرینتر است. مادر خشکش زد، چه اندیشهای در ذهن خودکرده بود. هر چه قدر هم که باتجربه باشیم، قضاوت خود را نسبت به دیگران به تأخیر بیندازیم و بگذاریم طرف مقابل فرصتی برای توضیح داشته باشد.

همسفر ملاحت:
انسان در هر جایگاهی باید دانایی خود را با آگاهی، تفکر و اندیشه بالا ببرد. نعمتهایی که خداوند به همه انسانها داده، یکسان و مشترک است. انسان زمانی که خواستههای خود را معقول میکند، به قدرت میرسد و نباید خود را با دیگران قیاس کند. همهی انسانها، عقل، نفس و حس دارند. انسان باید بداند نفسش در چه مرتبهای است و قدرت تفکر و عقلش در چه سطحی قرار دارد. قیاس کردن باعث ایجاد اطلاعات غلط میشود؛ باید به شروع و پایان زمان، دقت کنیم. قیاس کردن حسادت را به وجود میآورد و جزو ابزارهای اصلی نفس اماره است که انسان را از مسیر اصلی خود گمراه میکند. اگر بتوانیم حس انساندوستی، عاطفه و احترام را در خود تقویت کنیم، بافرمان الهی پیش میرویم و هیچوقت قیاس نمیکنیم.
برای مثال رهجویی یک ماه، دیگری شش ماه و دیگری یک سال است که در لژیون حضور دارد. همهچیز به پشتکار، تلاش و تفکر بستگی دارد و اینکه خود را با دیگران مقایسه نکند. هیچکس از مشکلات دیگری خبر ندارد و مشکلات انسانها به خودشان مربوط میشود. اگر انسان احساس ترس و ناامیدی کند، نمیتواند آموزشها را دریافت کند و درنهایت کسی که قیاس میکند، از زمین و زمان طلبکار میشود و خواستههای نامعقول به سراغش میآیند.

همسفر نصیبه:
عقل، حکم فرمانروا را در شهر وجودی انسان ایفا میکند و همیشه ما در حال قیاس و مقایسه کردن هستیم. وقتی تلاش و زحمتهای خودمان را با تلاش و زحمتهای دیگران مقایسه میکنیم، اگر تلاش ما بیشتر باشد؛ ولی بقیه موفقتر باشند، دچار قیاس میشویم. بهطور مثال من وقت بیشتری برای کنگره میگذارم؛ اما فلان شخص برای کنگره کمتر وقت میگذارد و پیشرفت بیشتری داشته است، شاید آن شخص فرمانبردار خوبی بوده است. زمانی که نفس اماره وارد عمل میشود، درون ما بذر حسادت، کینه و نفرت میکارد و کمکم بذرها درون ما جوانه میزنند، رشد میکنند و ما را به تاریکیها میکشانند و رابطهی ما را با خود، دیگران و خداوند خراب میکنند.
ما نباید با اطلاعات ناقص و غلط خود، در مورد دیگران قضاوت کنیم. هرکسی که در زندگی خود به جایگاه و مقامی رسیده است، نتیجه زحمت و تلاش خودش بوده و حتماً بهایش را پرداخت کرده است؛ باید مراقب هر اطلاعاتی که به عقل میدهیم، باشیم. نیروهای منفی در ذهن ما اختلال به وجود میآورند، حس ما را خراب میکنند و اجازه بالا بردن دانایی و آگاهی را از ما سلب میکنند. ما انسانها باید حواسمان به قیاس کردن باشد؛ زیرا قیاس کردن اجازه ورود نیروهای منفی را به درون انسان میدهد.

فاطمه همسفر میثم:
در سیدی قیاس، استاد امین در مورد مقایسه کردن صحبت میکنند. زمانی که در مورد موضوعی تلاش میکنیم و یک نفر دیگر که از دید ما کمتر در آن زمینه تلاش کرده است، از ما موفقتر میشود، باعث حس حسادت درون ما میشود و با خود میگوییم: این انصاف نیست. برای خود من هم اتفاق افتاده که خودم را با دیگران مقایسه کنم و حس حسادت به من دست بدهد. این عمل کاملاً اشتباه است و در آن نیروهای منفی و نفس اماره نقش دارند؛ چون من تمام تلاش آن فرد را ندیدهام و نباید در مورد این موضوع قضاوت کنم در مورد یک مصرفکننده هم همینطور است.
یک نفر باده ماه سفر به رهایی میرسد و وارد سفر دوم میشود و سفر خوبی دارد؛ ولی یک نفر دیگر چند سال به کنگره میآید و همچنان مصرفکننده است و با خود میگوید: این انصاف نیست. درصورتیکه خودش تلاش نکرده و تلاش آن فرد را هم نمیبیند. با شنیدن این سیدی به این نتیجه رسیدم که نباید خودم را در شرایط مختلف و با افراد دیگر مقایسه کنم، اگر موفقتر از من بودند؛ نباید حسادت کنم؛ چون تلاش آنان بیشتر از من بوده یا اینکه این بستر برای موفقیت آنها مهیا بوده و برای من هنوز مهیا نشده است.
منبع: سی دی قیاس
تایپ: همسفر نسرین لژیون کمک راهنما همسفر فاطیما (لژیون یازدهم)
ویرایش: همسفر راحیل لژیون کمک راهنما همسفر فاطیما (لژیون یازدهم)
ویراستاری: همسفر فریبا لژیون کمک راهنما همسفر نسرین (لژیون اول)
ارسال: کمک راهنما همسفر فاطمه (لژیون چهارم)
همسفران نمایندگی شهرری
- تعداد بازدید از این مطلب :
378