English Version
This Site Is Available In English

گزارش لژیون‌های آموزشی روز دوشنبه 15 فروردین‌ماه 1401

گزارش لژیون‌های آموزشی روز دوشنبه 15 فروردین‌ماه 1401

گزارش لژیون یکم همسفران نمایندگی شیخ بهایی با استادی کمک راهنما همسفر نرگس و دبیری همسفر فاطمه در روز دوشنبه 15 فروردین‌ماه ۱۴۰۱ با دستور جلسه «سی دی حلقه‌های مفقوده 1» برگزار شد.
خلاصه سخنان استاد:
قبل از اینکه آقای مهندس کنگره را تأسیس کنند چند جلسه‌ای به (ان ای) رفته بودند و تعریفی که ازآنجا داشتند این بود: فردی که سی سال است مواد مصرف نکرده مانند یک مصرف‌کننده است. در وادی دهم گفته می‌شود صفت گذشته در انسان صادق نیست بلکه جاری است و آن‌ها این را در (ان ای) نداشتند.
در کنگره همه ما تلاش می‌کنیم که به یک هدف مشخصی برسیم و این هدف یَدهِ واحِدهِ است. در سی دی بازتاب آقای امین فرمودند: وقتی یک نفر خیلی بالا باشد و یک نفر پایین مثل یک رشته کوه می‌مانند که کنار هم هستند، مثلاً وقتی در لژیون یکی از بچه‌ها اطلاعات بیشتر ویکی اطلاعات کمتر دارد اما همین‌که هدف مشخصی دارند آن‌ها از اطلاعات یکدیگر استفاده می‌کنند و همدیگر را به سمت جلو هدایت می‌کنند. آقای مهندس فرمودند: با یکی از متخصصین در مورد تفاوت کنگره و دیگر روش‌ها صحبت می‌کردم به ایشان گفتم مثل این است که یک نفر بالای چاه ایستاده طناب بیندازد و بخواهد یک نفر را از چاه نجات بدهد موفقیت کمی دارد، اما در کنگره داخل یک لژیون ده یا پانزده نفر هستند که وقتی یک تازه‌وارد، وارد لژیون می‌شود هرکدام از افراد لژیون یک الگو برای او هستند و هرکدام به‌اندازه‌ مدت‌زمانی که در لژیون آموزش‌دیده‌اند و تجربه‌دارند به او کمک می‌کنند مثلاً یکی به‌اندازه‌ سه ماه و یکی به‌اندازه‌ یک سال، خیلی راحت است که ده نفر یک نفر را بالا بکشد. تا اینکه یک نفر بخواهد دست یک نفر را بگیرد و به بالا بکشد. این تفاوت کنگره با دیگر روش‌ها است.
آقای مهندس می‌فرمایند: خاصیت‌ گروه است که باعث می‌شود درمان اتفاق بیفتد مثلاً اگر داخل زندان یک اکیپی دورهم جمع شوند و یا عده‌ای از بیماران سرطانی در بیمارستان دورهم جمع شوند آیا درمان انجام می‌شود؟ این‌که راحت دورهم جمع‌شویم و بخواهیم درمان اتفاق بیفتد یک مثلث می‌شود که یک ضلع آن گروه، ضلع دوم افکار و اندیشه و ضلع سوم انجام عملیات است.
خلاصه مشارکت اعضاء:
یَدِ واحدهِ یعنی دستِ واحد و آن موقع است که انسان‌ها به همدیگر کمک می‌کنند مثلاً کنگره جایی است که وقتی وارد می‌شویم می‌بینیم که جهانبینی را کشف کردند و این همان حلقه مفقوده‌ای است که به آن جهانبینی می‌گویند.
همان‌طور که آقای مهندس می‌فرمایند: حلقه‌های حیات یک حلقه مفقوده دارند که در این بُعد گم‌شده است و نام آن جهانبینی می باشد. همه در دنیا برای تکامل درمان جهانبینی را گم‌کرده‌اند برای همین به درمان نمی‌رسند.
یَدهِ واحدهِ یعنی دستِ واحد که امروز ما در لژیون یک یَدهِ واحدهِ هستیم و تک‌تک ما به هم کمک می‌کنیم تا به درمان برسیم. لژیون خودش یک یَدهِ واحدهِ است چون هدف همه ما یک‌چیز است و یک مقصد داریم.
موضوع دیگر اینکه وقتی درمان گروهی باشد ممکن است که یکی از افراد آن گروه دید منفی داشته باشد و روی همه افراد گروه تأثیر بگذارد اما در کنگره این‌طور نیست. وقتی نگهبان، ایجنت و راهنماها هستند و طبق دستور آقای مهندس عمل می‌کنند و راهکار می‌گیرند برای همین است که موفق می‌شوند.
با احترام همسفر فاطمه رابط خبری لژیون یکم

گزارش لژیون دوم همسفران نمایندگی شیخ بهایی با استادی کمک راهنما همسفر زهره و دبیری همسفر زهرا در روز دوشنبه ۱5 فروردین‌ماه ۱۴01 با دستور جلسه «سی دی یین و یانگ 1» برگزار شد.

خلاصه سخنان استاد:
در این سی دی آقای امین به چرخه یین و یانگ اشاره می‌کنند که به معنای هستی و همان زندگی است که یک بخش آن تاریکی و بخش دیگر روشنایی است. یین به معنای جوانی و خامی و یانگ به معنای خردمندی و پختگی می‌باشد. این چرخه هیچ‌وقت دریکی از بخش‌ها نمی‌ماند مرتب در حال درگیری هستند گاهی منفی و گاهی به‌طرف مثبت‌ رشد می‌کند. این درگیری بین این دونیرو در شخص ایجاد کشش و قدرت می‌کند و عامل حرکت می‌باشد.
در زمان حضرت محمد این چرخش کاملاً واضح می‌باشد، در آن زمان که عربستان واقعاً عقب‌افتاده و از همه نظر در پایین‌ترین نقطه قرار داشت حضرت محمد مثل لکه سفید در تاریکی شروع به رشد کرند و باعث رشد جامعه عربستان شدند، این چرخه در زمان معاویه تغییر جهت داد و دوباره تاریکی‌ها به قدرت رسید. نکته جالب و مهمی که در مورد حضرت محمد وجود دارد بخشندگی ایشان است باوجوداینکه به قدرت رسیدند ولی افرادی که ایشان را مورد ظلم قرار داده بودند را اذیت نکردند و بخشیدند. در مورد خارج شدن از این چرخه باید بگوییم زمانی می‌توانیم از این چرخه خارج بشویم که روشنایی کاملاً احاطه پیدا کند و جهش و دانایی شکل بگیرد و این در مورد یک مصرف‌کننده هم صدق می‌کند زمانی می‌تواند اعتیاد را کنار بگذارد که شناخت کاملی نسبت به اعتیاد پیدا کند و وقتی شناختش کامل شد و خواسته در او به وجود آمد می‌تواند به تاریکی غلبه کند و نکته دیگر این‌که با حس منفی باخشم و کینه، حسادت نمی‌توانیم نیروی منفی را از بین ببریم.
خلاصه سخنان اعضاء:
یین و یانگ علامت دایره شکلی است که به دو بخش تقسیم‌شده یک بخش آن روشنایی که یک نقطه سیاه‌درون آن است و بخش دیگر تاریکی می‌باشد که یک نقطه سفید درونش هست. کل این دایره موجودیت و چرخه هستی را نشان می‌دهد. بخش تاریک قسمت منفی و بخش روشن قسمت مثبت را نشان می‌دهد یین در زبان چینی به معنی جوانی، خامی و تاریکی و یانگ به معنی پختگی، خرد و پیری است که هر موجودی این دو بخش را در درون خود دارد.
هر چیزی از دو بخش صور آشکار و پنهان تشکیل می‌شود که این نیز به دو قسمت تقسیم می‌شود یک قسمت مربوط به اهریمن یا تاریکی و یک قسمت روشنایی یا الهی آن موجود هست که نسبت یکسانی ندارد و این خصوصیات در انسان کم یا زیاد می‌شود و همیشه در حال کش‌وواکش هستند گاهی اوقات قسمت روشنایی رشد و غلبه پیدا می‌کند. دیدگاه یین و یانگ می‌گوید موقعی که یکی از این بخش‌ها شروع به رشد و تقویت بکند قسمت دیگر را به عقب هل می‌دهد و کوچک می‌کند اما کامل از بین نمی‌رود و به یک نقطه کوچک می‌رسد، برای مثال همه‌جا را سیاهی می‌گیرد ولی یک بخش کوچک روشنایی از بین نمی‌رود اما اگر یکی از این قسمت‌ها کاملاً غلبه پیدا کند کلاً ساختار و ماهیت موجود را از بین می‌برد و یک ساختار دیگر به وجود می‌آورد. اگر این غلبه روشنایی باشد یک مرحله بالاتر می‌رود و اگر این غلبه تاریکی باشد ساختاری با یک درجه پایین‌تر به وجود می‌آید.
هنگامی‌که حضرت محمد (ص) متولد شدند سرزمین عربستان در تاریکی مطلق قرار داشت و آن منطقه ازنظر فرهنگی و دانایی در رده خیلی پایینی بود هنگامی‌که اسلام ظهور پیدا کرد این تاریکی‌ها از بین رفت و روشنایی غالب شد که این همان رشد یانگ در یین است. هر چه قدر تاریکی و قسمت یین قدرتمندتر باشد آن روشنایی یا یانگ که می‌خواهد در دل یین به وجود بیاید باید از پتانسیل و قدرت بیشتری برخوردار باشد. در درون انسان هم همین‌طور است اگر انسانی در جست‌وجوی روشنایی و یانگ باشد باید یین و تاریکی را تجربه کند البته به‌صورت عمدی نباید باشد چون نشانه جهل و ناآگاهی است. زمان و میزان به وجود آمدن یانگ در انسان بستگی به خواسته انسان دارد هر چه قدر بخواهیم روشنایی یا یانگ عمیق‌تر و کامل‌تر باشد زمان تاریکی و شدتش بیشتر می‌شود درواقع این سی دی به ما این مفهوم را می‌رساند که هر روشنایی یا تاریکی علت و حکمتی دارد و پشت هر سختی آسانی و بعد از هر آسانی سختی می‌باشد همان‌طور که خداوند در کتاب مقدس می‌فرمایند: اِنّ مَعَ العُسْرِ یسْراً

گزارش لژیون چهارم همسفران نمایندگی شیخ بهایی با استادی کمک راهنما همسفر عفت و دبیری همسفر فاطمه در روز دوشنبه ۱5 فروردین‌ماه ۱۴01 با دستور جلسه «الهام از رمضان و سی دی توفی» برگزار شد.
خلاصه سخنان استاد:
به نام خدا آنچه باور است محبت است و آنچه نیست ظروف تهی است سلام دوستان عفت هستم همسفر امیدوارم حال همگی خوب باشد، از تعطیلات نوروز لذت برده باشید. از خیروبرکت ماه بندگی و بهار قرآن که همراه شده با بهار طبیعت و نویددهنده سال بسیار خوبی است هم بهره کافی را ببرید. این مطلب را بدانید که سال جدید هم مثل یک صفحه سفید نقاشی است که به دست من و شما داده‌شده، این‌که من چگونه آن را نقاشی کنم بستگی دارد به نوع تفکر و اندیشه من و برنامه‌ریزی که انجام می‌دهم. گاهی تفکر و اندیشه درست است و برنامه‌ریزی هم دقیق می‌باشد، اما مشکلاتی بر سر راه من سبز می‌شود که آن‌هم حکمتی دارد و من باید با همان تفکر درست و سالم مشکلات را حل کرده و به راه خود ادامه دهم، زیرا انسان با تفکر درست به گنج درونی خودش پی می‌برد. انسان هر چه هست زاییده افکار، اندیشه و خواسته‌های خود می‌باشد و با همان تفکر است که صعود و یا سقوط می‌کند و هر اتفاقی بیفتد نمی‌تواند دیگران رامقصر بداند.
در مورد دستور جلسه الهام از رمضان، ماه رمضان هم دارای صور آشکار و هم صور پنهان است. صور آشکار آن مثل سحری خوردن، خواندن نماز و دعا، از طلوع فجر تا غروب آفتاب امساک کردن از خوردن و آشامیدن است و صور پنهان آن سحرخیزی، نظم و ترتیب، به فکر نیازمندان و مستمندان افتادن، ارتباط باخدا و فعال شدن پدیده اتوفاژی و بالاتر از همه این‌ها لیله‌القدری است که قرار است با تزکیه و پالایش برای من اتفاق بیفتد. به‌عنوان‌مثال پیامبر عظیم‌الشأن اسلام بعد از ۴۰ سال تزکیه و پالایش، قدر و منزلت ایشان معلوم گردید و به پیامبری مبعوث شدند و به معراج رفتند و قرآن بر قلب نازنین ایشان نازل گردید. در عصر و زمان ما آقای مهندس که با خواست قوی برای رهایی از دام اعتیاد و تلاش و کوششی که در این زمینه انجام دادند، با تزکیه و پالایش و نیت خالص برای روزه گرفتن محرم علم درمان اعتیاد با روش دی اس تی شدند. پس متوجه باشیم که نابرده رنج گنج میسر نمی‌شود. من انسان به‌عنوان اشرف مخلوقات باید صراط مستقیم را بشناسم و در جهت آن حرکت کنم زیرا هدف خداوند از خلقت من آموزش و خدمت بوده است و به قول شاعر: عبادت به‌جز خدمت خلق نیست. امیدوارم بتوانیم از آموزش‌های ناب کنگره ۶۰ که رایگان در اختیار ما قرارگرفته بهترین استفاده را ببریم.
خلاصه مشارکت اعضاء:
در ابتدای سی دی توفی به این مطلب اشاره‌شده که هر مشکلی برای انسان‌ها پیش می‌آید در اثر جهل و نادانی خودشان است، حتی بدترین انسان‌ها هم از روی جهل خود بدی می‌کنند.
یکی از مسائلی که در کنگره ۶۰ مطرح‌شده اضافه‌وزن است که آن‌هم در اثر نادانی و عدم آگاهی و بلد نبودن غذا خوردن است. ما در کنگره آموزش می‌گیریم تا به آن بیداری و آگاهی لازم برسیم.
بعضی‌ها بر این باورند که انسان دو بخش جسم و روح است. بعضی‌ها هم می‌گویند انسان فقط جسم فیزیکی است که با مرگ از بین می‌رود و مرگ پایان همه‌چیز است...
اما پایان هر نقطه سرآغاز خط دیگری است و ما با مرگ وارد جهان دیگری می‌شویم. ازنظر پزشکی برای مرگ سه دلیل آورده‌اند: ازکارافتادن قلب، ازکارافتادن ساقه مغز و قطع تنفس؛ اما در طی سال‌ها افرادی بودند که بعد از تائید پزشک دستور دفن آن‌ها صادرشده، اما بعد از مدتی زنده شدند، گاهی اوقات نجات یافتند وعده‌ای هم در قبر زنده‌به‌گور شدند.
در قرآن مرگ به مفهوم توفی و به معنی تحویل گرفتن است. موقع مرگ فرشتگان الهی انسان را با تمام شخصیت واقعی‌اش تحویل می‌گیرند. هنگام مرگ جسم از کار می‌افتد و آنچه باقی می‌ماند شامل عقل، روح، نفس، ذهن و... هست که همان قالب مثالی است که تحویل گرفته می‌شود و در برزخ به زندگی خود ادامه می‌دهد. جسم انسان در این جهان مادی تن‌پوشی بیش نیست. خواب هم یک نوع مرگ موقت است، انسان وقتی می‌خوابد روحش به یک جهان دیگر می‌رود و بین جسم انسان و روح یک‌بند سیمین یا نقره‌ای است که انسان بعد از بیدار شدن روح در جسم قرار می‌گیرد و اگر این بند نباشد دیگر روح به جسم بر‌نمی‌گردد.
انسان‌هایی که خودکشی می‌کنند نمی‌توانند بند سیمین را پاره کنند و فقط جسم فیزیکی خود را نابود می‌کنند و به همین دلیل سال‌ها دچار مشکلات وحشتناکی می‌شوند و این مسئله ادامه دارد تا وقتی که زمان مرگ واقعی آن‌ها فرابرسد و فرشتگان مرگ بیایند و این ارتباط را قطع کنند. بعد از مرگ تمام خصوصیات واقعی انسان با او همراه است و اعتیاد هم چون جزء خواسته‌های نفس است که در انسان باقی می‌ماند. انسان‌ها در سه جهان زندگی می‌کنند: جهان خاکی، جهان خواب و جهان ذهن
بعضی انسان‌ها همیشه در خیال و توهم زندگی می‌کنند و دچار بیماری‌های روحی و روانی هستند. ما اگر در این جهان انسانی ناامید و افسرده‌ای باشیم در آن جهان هم به همین صورت هستیم، اگر انسان عاشق و بامحبتی باشیم آنجا هم همین صورت یک انسان کامل خواهیم بود.
با احترام همسفر سپیده رابط خبری لژیون 4


گزارش لژیون پنجم همسفران نمایندگی شیخ بهایی با استادی کمک راهنمای محترم همسفر فرزانه و دبیری همسفر زینب در روز دوشنبه ۱۵ فروردین‌ماه ۱۴۰۱ با دستور جلسه «سی دی توفی» برگزار شد.
خلاصه سخنان اعضاء:
توفی به معنای تحویل دادن کالبد و یا قالب مثالی است. حب بقا در همه انسان‌ها و موجودات وجود دارد.
مرگ دروازه‌ای برای ورود به جهان بعدی و طی کردن حلقه‌های حیاتمان است. هیچ‌چیز با مرگ تمام نمی‌شود با دانستن این موضوع ما در اعمال، گفتار و کردار خود تجدیدنظر و به‌گونه‌ای دیگر عمل می‌کنیم.
فرشته یا فرشتگان مرگ در زمان مرگ انسان را با تمام شخصیت واقعی اش تحویل می‌گیرند یعنی از جهانی به جهان دیگر خواهیم رفت.
با کنار گذاشتن جسم مرده، فرشتگان مرگ قالب مثالی ما را دریافت می‌کنند که شامل ذهن، عقل نفس، روح و آرشیو است؛ خیلی مهم است که از ذهن ما چه چیزی عبور کرده و چه سخنی بر زبان می‌آوریم، از قلبمان چه چیزی عبور و بر زبانمان جاری کرده‌ایم، ما با تمام اطلاعاتی که داریم تحویل داده می‌شویم پس باید مراقب گفتار، اعمال، ذهن و حسمان باشیم. انسان‌هایی که بدی می‌کنند از جهل و عدم دانایی آنان است. پزشک قانونی بر اساس فیزیولوژی بدن انسان مرگ را مشخص می‌کند که شامل سه مؤلفه ازکارافتادن، قلب، ساقه مغز و قطع شدن تنفس است ولی بازهم به خطا می‌روند، زیرا تنها آن چیزی که مربوط به جسم است در نظر می‌گیرند به آنچه مربوط به صور پنهان است توجه نمی‌کنند.
بند سیمین یا نقره‌ای مانند کابل مخابراتی بین صور پنهان و آشکار انسان ارتباط برقرار می‌کند. کسانی که خودکشی می‌کنند به دلیل قطع نشدن این ارتباط باوجود از بین بردن جسم خود دچار گناه کبیره شده و روحشان سرگردان خواهد بود و صور پنهانشان هم آنجا زندانی خواهد شد تا زمان قطع شدن ارتباط که به‌فرمان الهی است. اعتیاد نیز با مرگ از بین نخواهد رفت. ما انسان‌ها در سه جهان زندگی می‌کنیم جهان ذهنی که با ذهن وارد بعد دیگر می‌شویم، جهان خواب؛ که ما با صور پنهان سیر و با کالبد دوموارد این جهان می شویم و سوم جهان فیزیکی یا خاکی که در آن زندگی می‌کنیم. انسان‌ها همگی فطرت و طینت خوبی دارند چون همه قطرهای از وجود خود خداوند هستند.

گزارش لژیون ششم همسفران شعبه شیخ بهایی با استادی کمک راهنما همسفر زهرا و دبیری همسفر مهسا در روز دوشنبه 15 فروردین 1401 با دستور جلسه «سی دی حس 1 و 2» برگزار شد.
خلاصه سخنان استاد:
در جهان درون و برون ما همه‌چیز بر مبنای خواست و فرمان اجرا می‌شود و همه‌چیز به خود ما بازمی‌گردد و چیزی اتفاق نمی‌افتد مگر اینکه ما خواست آن را داشته باشیم و بایستی این خواسته در وجود ما باشد و فرمان نیز صادر شود. خواسته‌های افراد دودسته هستند:1 -خواسته‌های معقول 2-خواسته‌های نامعقول که هر شخص با توجه به آموزش‌هایی که دریافت کرده، خرد، دانایی و آگاهی را در خود نهادینه می‌کند.
زمانی که یک خواسته در ما به وجود می‌آید در ادامه شرایط آن خواسته هم به وجود می‌آید و ما در برابر تمام مسائل زندگی‌مان تصور می‌کنیم همه و همه علت بیرونی دارند درصورتی‌که بعد از آمدن به کنگره و دریافت آموزش‌ها متوجه می‌شویم که مسائل دو سردارند و یکسر در درون ما و سر دیگر در برون ما است. مسائلی که به برون ما ربط دارند با توجه به اجتماع، محیط و بسترهای بیرونی فراهم‌شده و شکل می‌گیرند و مسائلی که از درون ما نشأت می‌گیرند به خواسته و حس و...درونی ما برمی‌گردند. اگر خواسته‌ای نباشد حس هم وجود نخواهد داشت و درنهایت هیچ نیروی بیرونی‌ای قادر نخواهد بود که شرایط را برای آن مسئله به وجود بیاورد مثلاً من تا نخواهم و خواسته مصرف مواد را نداشته باشم هیچ‌کس حتی خانواده یا بهترین دوستان من نمی‌توانند من را مصرف‌کننده کنند یا همسفر اگر خواسته درمان و رهایی نداشته باشد هرگز کسی حتی راهنمایش نمی‌تواند به او کمک کند تا رها شود باید این خواسته در درون شخص موجود باشد تا در ادامه حس و نیروهای بیرونی کمک کنند و به رهایی و حال خوش‌دست بیابد.
خواسته‌های نامعقول مانند براده‌های آهن هستند و زمانی که تحت تأثیر نیروهای منفی (آهن‌ربا) قرار بگیرند نیروی کشش و جاذبه پدید می‌آید و حس لازم برای انجام دادن یا ندادن آن کار در ما به وجود می‌آید. برای اینکه بتوان نیروی کشش و جاذبه منفی را کنترل و مهار کرد باید انسان به مرحله تزکیه و پالایش برسد و اینجاست که می‌گوییم در کنگره براده‌های آهن با آن تزکیه و پالایش تبدیل به مس می‌شوند درنهایت مسافر نیاز به مواد ندارد و درمان می‌شود.
زمانی که یک شخص مصرف‌کننده از مواد مخدر به قمار پناه می‌برد به خاطر وجود ذرات ناخالصی و آگاهی این ذرات چون از یک جنس هستند در کنار هم قرار می‌گیرند و درنهایت تشکیل یک ساختار می‌دهند و یک سیستم تشکیل می‌شود که باگذشت زمان و انجام یکسری کارها این ساختار نیرومند می‌شود و درنهایت از یک سری حقه‌ها استفاده می‌کند و به عقل رسوخ کرده و فرماندهی عقل را تصرف می‌کنند، اینجا عقل به خاطر داده‌های غلط فرمان اشتباه صادر می‌کند و دائم تکرار و تکرار می‌شود و این ساختار قوی و قوی‌تر می‌گردد چون به خواسته مدنظر خود رسیده است. نتیجه چه می‌شود؟ ساختار باقدرت زیادی در درون ما قرار می‌گیرد و در تمام قسمت‌های بیرونی ما شعبه دارد.
چرا یک فرد مصرف‌کننده دچار ترس و ناامیدی می‌شود؟ چون متوجه این می‌شود که اعتیاد خوب نیست و او وارث یک دنیای خراب است و اینجا ساختارهای درونی شخص که منفی هستند قدرتمند می‌شوند و شخص دچار ناامیدی و ترس می‌شود. زمانی که یک رهجو وارد کنگره می‌شود ابتدا ساختار او را جدی نمی‌گیرد اما کم‌کم اتفاقی رخ می‌دهد و زمانی که ساختار متوجه تغییر خواسته مسافر یا همسفر شد شروع می‌کند به جدی گرفتن مسئله و ساختار از تمام قدرتش استفاده می‌کند تا جلوی این پیشرفت را بگیرد؛ مخصوصاً زمانی که مسافر به خط پایان نزدیک می‌شود. پس باید متوجه ساختارها و قدرت آن‌ها باشیم و با آگاهی و تزکیه و پالایش ساختارهای منفی را تبدیل به ساختارهای مثبت کنیم و این نیاز به زمان دارد.
خلاصه مشارکت اعضاء:
در کنگره بستر مناسب با نیروهای مثبتی وجود دارند که کمک می‌کنند تا یک همسفر یا مسافر وارد نیروهای منفی نشوند و این نیروها بر ما تسلط پیدا نکنند و اگر هم این امر اتفاق افتد سریع بتوانیم تغییر خواسته بدهیم و دربند نیروهای منفی نمانیم.
همیشه فکر می‌کردیم اگر مسافر ما مصرف‌کننده شده به خاطر این است که با فلان شخص مصرف‌کننده در ارتباط است ولی بعد از گوش دادن به این سی دی متوجه شدیم این‌طور نیست و این خواسته خود مسافر بوده است مانند الآن که کسی از ما نمی‌خواهد به کنگره نیاییم و یا سی دی بنویسیم ولی باید به‌عنوان همسفر خواسته رهایی داشته باشم و به صحبت‌های کمک راهنمایم گوش دهم و سی دی بنویسم تا ساختار مثبت در من شکل بگیرد و رهایی را تجربه کنم.
در کنگره به خاطر حس‌های مثبت ما به هم وصل می‌شویم و در کنار یکدیگر قرار می‌گیریم و درنتیجه یک ساختار محکم مانند لژیون یا شعبه به وجود می‌آید که همه بازمی‌گردد به حس‌های مشترک افراد که با هم دارند.
با احترام همسفر سایه رابط خبری لژیون 6

با تشکر از رابطین خبری لژیون های 6،5،4،2،1

تنظیم و ویراستار: همسفر وجیهه لژیون 23 کمک راهنما همسفر زهرا بیگلری

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .