به نام قدرت مطلق الله
سلام دوستان سمانه هستم همسفر.
میخواهیم در مورد دستور جلسه ازدواج که یکی از مهمترین و حیاتیترین مسئلهها در زندگی هر فرد در جامعه است صحبت کنیم.
همانطور که میدانید در کلام الله و روایات زیادی، به امر ازدواج سفارش کردهاند.
ازدواج نیازهای جسمی، عاطفی و جنسی زن و مرد را تا حد زیادی برآورده میکند و زن و مرد مکمل و کامل کننده یکدیگر هستند.
به قول جناب آقای مهندس: «خداوند حب ذات و حب بقاء را در وجود هر فرد به طور طبیعی نهادینه کرده است تا ازدواج کنند و نسل بقاء داشته باشد.»
آقای مهندس نیز میفرمایند:
همیشه ازدواج یک ریسکی دارد و اینطور نیست که کسی که شما میخواهید کاملاً ایده آل و باب میل شما باشد چون انسان کمال جو و ایدهآل گراست و همیشه به دنبال بهترین است.
اگر بخواهیم برای مسئله ازدواج مثلثی ترسیم کنیم یک ضلع آن جنس مونث، یک ضلع آن جنس مذکر و یک ضلع آن ارتباط است و به اعتقاد آقای مهندس اگر ارتباط به صورت سنتی و خانوادگی و با صلاح دید بزرگترها صورت بگیرد موفقتر و پایدارتر است.
کسی که در کنگره آموزش میبیند و آن را در زندگی کاربردی میکند به راحتی میتواند با مشکلات بجنگد و آنها را حل کند و در نهایت همیشه در زندگی آرامش کافی را دارد.
مسافرانی که در کنگره درمان میشوند با آموزش گرفتن و بالا بردن جهانبینی میتوانند به تعادل برسند و ازدواج کنند و با یک انتخاب درست زندگی موفقی را برای خود رقم بزنند.
در آخر امیدوارم که همه ما با کمک خداوند بزرگ و انتخاب راه درست در مسیر زندگی حرکت کنیم و مشکلات را با همکاری و همدلی یکدیگر حل کنیم که قطعا با کمک گرفتن از آموزشهای کنگره و عملی کردن آن در زندگی به هدفهای خود و به آرامش همیشگی میرسیم.
سلام دوستان زهرا هستم یک همسفر.
اولین دلیل ازدواج مستقل شدن و روی پای خود ایستادن است و دومین دلیل ثمره عشق و محبت بین زن و مرد و ادامه نسل است.
هر کس بر مبنای آداب و رسوم و فرهنگ خود این امر مهم را انجام میدهد.
ازدواج من و مسافرم کاملاً سنتی و طبق آداب و رسوم شهر خود انجام شد و خانوادهها تصمیم گرفتند که ما باهم ازدواج کنیم. اینامر با وجود مخالفتهای من صورت گرفت.
در اوایل ازدواجم در خانه پدری مسافرم زندگی میکردیم و سپس با کمک خانواده مسافرم و پدرم صاحب خانه شدیم و مشکلات ما از همان موقع شروع شد. مسافرم دیر به خانه میآمد، وقتی دلیل آن را میپرسیدم بهانه میآورد. پس از مدتی متوجه شدم که او یک مصرف کننده است اما با این حال در کنارش ماندم، چون آرامش عجیبی داشتم و این استقلالی که برای خودم داشتم با هیچ چیز عوض نمیکردم. مشکلات مالی زیادی سر راه ما بود اما مابا قالی بافتن و پس انداز کردن توانستیم که کمبودهایمان را جبران کنیم.
عشق به فرزندانم و احساس مسئولیت نسبت به آینده آنها من را بر آن داشت که در کنار مسافرم زندگی را ادامه دهم.
مسافر من نیز هرچه تلاش کرد که از مواد دوری کند و درمان شود، نشد اما وقتی وارد کنگره شدیم انگار آن گوهر نایاب زندگیمان را که سالها در جستجوی آن بودیم پیدا کردیم و آن گوهر چیزی جز، امید، عشق و محبت نبود.
خدا را هزاران بار شکر که با دستان پرتوان آقای مهندس مسافر من هم به درمان رسید و خود من نیز با رهنمودها و آموزشهای راهنمای خوبم آن تنفر و کینه و احساس یخ زدهام، بیدار شده و تبدیل به مهر، محبت، عشق و علاقه به خدمت شد و تازه فهمیدم که چگونه باید به مسافرم و دیگران علاقه و محبت داشته باشم.
سلام دوستان اعظم هستم همسفر.
ازدواج علاوه بر آرامشی که برای طرفین ایجاد میکند، پایه و بنیان جامعه را محکمتر میکند. در قرآن کریم سوره روم آیه ۲۱ آمده است:
«و از آیات خداوندی است که برای شما از جنس خودتان جفتی بیافرید، که در کنار او آرامش یابید و میان شما عشق، محبت و مهربانی قرار داد که در این حقیقت نشانههایی از خداست برای مردمی که در گردونه اندیشه و فکر نسبت به حقایق به سر می برند. »
طبق این آیه ازدواج یکی از مهمترین تصمیمات زندگی یک انسان است و باید در مورد آن بیشتر تفکر کنیم زیرا میتواند آینده فرد را رقم بزند. امروزه ازدواجها به صورت شتابزده انجام میشود و چون انسانها در برخوردهای اول رفتار و واقعیت وجودی خود را بروز نمیدهند. پس از ازدواج، رفتارهای نمایشی هم چون پردهای کنار میرود و رفتارها و چهره واقعی دو زوج نمایان میشود و در آن شرایط است که دو جوان احساس میکنند از یکدیگر فاصله دارند و راه حلی برای این مسئله نیاموختهاند، بنابراین به پاک کردن صورت مسئله میپردازند و تقاضای طلاق میدهند. این مسئله بزرگ مصداق بسیاری از مسافران و همسفران کنگره ۶۰ است. همانند من و مسافرم که وقتی در تاریکی کامل فرو رفتیم و به آخر کار رسیدیم، شکر خدا روزنه نوری در درونمان به وجود آمده وخداوند کنگره را سر راهمان قرار داد و بدین واسطه در کنگره یاد میگیریم که (من) وجود ندارد و هرچه هست، (ما) هستیم و این ما شدنها یک پایه محکم و قوی میخواهد به نام (عشق) و عشق در بخشیدن است که اوج میگیرد.
گاهی خداوند کسی را که میخواهید به شما نمیدهد و کسی را در زندگی شما قرار میدهد که شدیداً آنرا نیاز دارید تا آنچه درشما باید ساخته شود، به انجام برسد.
سلام دوستان مهشید هستم یک همسفر.
ازدواج یعنی علاقهمندی، کشش جسمی، روانی، جنسی و فراهمسازی شرایط اقتصادی، اجتماعی، شغلی، خانوادگی و فرهنگی دو جنس مخالف برای ایجاد یک زندگی مشترک که با تفاهم و محبت و رشد دو طرف همراه باشد.
خداوند انسان را به گونهای آفریده که بدون همسر ناقص است. انسان هرچه از نظر علم و ایمان و فضائل اخلاقی بالا برود، تا همسر اختیار نکند، به کمال مطلوب نمیرسد. هیچ چیز دیگر جای ازدواج و تشکیل خانواده را نمیگیرد. جنس مؤنث و مذکر به یکدیگر نیازمندند، هم از نظر روحی و هم از نظر جسمی، و هر کدام به تنهایی ناقص هستند و هنگامی که در کنار هم قرار گرفتند، همدیگر را کامل میکنند. در ازدواج باید دو طرف قبول مسئولیت کنند و این زمانی ممکن است که دو طرف به بلوغ فکری و اجتماعی رسیده باشند. ازدواج جنسی مطلق مخصوص حیوانات، ازدواج روانی مختص عشاق و ازدواج اخلاقی مخصوص عرفا است. ولی زمانی که همه این اتصالات باهم برقرار شود همهچیز در مسیر درست قرار میگیرد و زن و مرد سعی میکنند در مسیر تکامل یکدیگر قدم بردارند و مکمل هم باشند. مثل سفر کردن مسافر و همسفر در کنگره.
همه ما با نگاه کردن به طبیعت و بررسی الگوهای موجود در آن در مییابیم که رشد و زایش و رسیدن به کمال در سایه تجربه امکانپذیر نیست و خداوند همه چیز را به صورت زوج آفریده است و انسان هم جدا از این الگو نیست و برای اینکه بتواند مسیر خود را به سوی کمال طی کند به همراه و همسفر نیاز دارد. جناب آقای مهندس دژاکام برای استحکام خانواده ارزش زیادی قائل هستند و همواره سفارش میکنند برای اینکه زندگی موفق و خوبی داشته باشید باید به امر ازدواج و تشکیل خانواده اهمیت بدهید و به همسر خود احترام بگذارید. زن و مرد مکمل یکدیگرند.
سلام دوستان محبوبه هستم یک همسفر.
در مورد ازدواج میتوان گفت: ازدواج یک امر الهی است و انسانها با ازدواج یکدیگر را کامل میکنند. در سیدی ازدواج جناب مهندس میفرمایند :
انسانها در مقابل ازدواج به سه گروه تقسیم می شوند:
1ـ آنهایی که ازدواج کردهاند
2ـ آنهایی که ازدواج کردهاند ولی جدا شدهاند ،حالا یا همسر فوت شده یا متارکه کردند.
3ـ آنهایی که ازدواج نکردند و در شرف ازدواج هستند.
اما در مسئله ازدواج چند نکته ضروری وجود دارد که باید رعایت شوند تا زندگی خوبی داشته باشیم. هیچ انسانی پیدا نمیشود که کاملا شبیه انسان دیگر باشد، بنابراین در ازدواج هم نمیتوان دو شخص را پیدا کرد که کاملا شبیه هم باشند ولی دو نفر میتوانند در یک سطح باشند. نکته دیگر احترام گذاشتن است. زن و مرد باید به هم احترام بگذارند چون با بیادبی و بیاحترامی، زندگی پایداری نخواهند داشت و نکته دیگر، رعایت بهداشت است که زن و مرد باید آن را رعایت کنند چون عدم رعایت بهداشت باعث دور شدن آنها از هم میشود. مسئله بعدی مشارکت کردن است، زیرا زندگی شراکتی است و وظایف هر فرد متفاوت است. در زندگی یک سری کارها را مرد انجام میدهد و یک سری کارها را زن، و این دو مکمل هم هستند.
جمع آوری مطالب: کمک راهنما خانم فاطمه
ویرایش و ارسال: همسفر مرضیه از لژیون دوم کمک راهنما خانم اعظم
با سپاس همسفران نمایندگی نجف آباد
- تعداد بازدید از این مطلب :
497