مشارکت مکتوب لژیون یکم به کمک راهنمایی خانم لیلا

سلام دوستان فاطمه هستم همسفر محمد.
همه ما معلم هستیم، داستان خلقت از زمانی شروع شد که خداوند یک جفت از انسان را برای نمونه خلق کرد و شروع به تعلیم او کرد. علم دو قسمت دارد.
۱- مصرف ۲- تولید. کسی که کتاب بخواند ولی تولیدی نداشته، یعنی مصرف یا همان تعلیم را گرفته باشد اما به کسی آموزش ندهد مانند حماری است که بار حمل میکند ؛ اما چرا حمار؟ زیرا این افراد فقط داد میزنند که من میدانم، شأن و احترام مرا نگهدارید. انسان به دلیل نقض فرمان وارد تاریکی میشود و هرچقدر این نقض فرمان تداوم پیدا کند، انسان سقوط میکند و بیشتر در تاریکی فرو میرود. خود تاریکی چه مفهومی دارد؟ مثلاً کسی که در اوج اعتیاد است و در رنج هست و عذاب میکشد، در تاریکی است و روزبهروز در این تاریکی غرق میشود. روح، مظهر علم و دانش است. این دو مطلب در دل رب یا مربی هست.
سلام سمیه هستم یک همسفر
معلم اگر جایگاهی دارد، چه موردی است؟ نقطه ابتدا در داستان آدم و حوا آمده است. از خلقت انسان دو جفت آفریدهشدهاند. اگر از بهشت خارج شدند چون نقض فرمان کردند. انسان برای اینکه آموزش ببیند باید فرمانبردار باشد؛ یعنی اول فرمانبرداری یاد بگیرد. اگر یاد گرفت میتواند فرماندهی هم یاد بگیرد. اگر یاد نگیرد نمیتواند فرمانده خوبی باشد.
نکته مهم، ورود به تاریکی نقض فرامین الهی است.
مثلاً مواد مخدر جزو خمر است، دروغ، رشوه و اگر اینها را انجام دهیم، وارد تاریکی میشویم. برای خروج از تاریکی باید فرامین الهی اجرا کنیم. مثلاً اگر دروغ میگوییم، دیگر دروغ نگوییم. زمانی که خداوند روح در انسان دمید، این روح مظهر دانش و آگاهی بوده که به امر رب است. رب به معنی مُربی، استاد، معلم و از جهت دیگر ربالعالمین است. رب تمام عالمین است. انسان به دستور مربی، فرمانبردار میشود و اگر انسان فرمانبردار نباشد به نقطه موعود نمیرسد.
سلام دوستان مریم هستم همسفر اسماعیل.
ز گهواره تاگور دانش بجوی.
اگر آدم و حوا از بهشت رانده شدند به خاطر نقض فرمان خداوند بود. آدم و حوا نافرمانی کردند و وسوسهی شیطان آنها را از رحمت الهی دور کرد. آنها تلاش کردند نقصهای پنهان خود را با برگ درختان بپوشانند اما براثر نقض فرمان خداوند، پنهانیهای آنان آشکار شد. خداوند کریم آنها را به پایینترین جایگاه رساند. برای مثال فرد مصرفکنندهای که در حال مصرف هست کمکم پنهانیهای او آشکار میشود بهطوریکه در عمق تاریکیها فرو میرود و نیروهای درونی او را احاطه کرده و بهصورت مشروط در اختیار او قرار میگیرند. ازاینرو فرد مصرفکننده قدرت تفکر ندارد پس باید از خودفرمانی بهفرمان برداری برسد تا بتواند از بندها آزاد گردد. همانگونه که شرط سقوط، فرورفتن در تاریکیها و نقض فرمان خداوند است، شرط رسیدن به تفکر و خروج از تاریکیها فرمانبرداری میباشد. انسان برای اینکه فرماندهی خوبی باشد باید فرمانبرداری را یاد بگیرد و عملی کند. تاریکیها یعنی دروغ گفتن، رشوه گرفتن، غیبت، مال کسی را خوردن و ... . اینها نقض فرمان الهی و نقطهی ورود به تاریکی میباشند. باید از ضد ارزشها دوری کرد. همهی ما به نحوی معلم هستیم و علم خود را به دیگران انتقال میدهیم و نیز آموزش هم میگیریم. خداوند ما را برای کمک به همدیگر و انتقال علم و تفکر آفریده تا بتوانیم هم خدمتگزار و هم فرمانبردار خوبی باشیم.
سلام دوستان منصوره هستم همسفر
نقض فرمان نقطه آغاز سقوط هر انسانی است حالا هرچقدر این نقض فرمان بیشتر شود، انسان بیشتر سقوط میکند تا جایی که انسان به عمق تاریکی فرو میرود؛ یعنی تا جایی که نیروهای درونش بهصورت مشروط در اختیارش قرار میگیرد. برای مثال یک مصرفکنندهی مواد مخدر به شرطی میتواند راه برود که مواد مصرف کند یا زمانی که انسان بر تفکراتش کنترل ندارد و در ذهنش انواع تصاویر میآید، چون تفکراتش در اختیارش نیست؛ و یا گفتار یا کردار انسان در اختیارش نیست، حرفی میزند، عملی انجام میدهد که بعد پشیمان میشود. بهشت جایی است که انسان تمام نیروهایش تحت فرمانش است همانطور که شرط و نقطه آغاز ورود به تاریکی نقض فرمان است، شرط خروج از تاریکی هم فرمانبرداری است. کسی که برای خروج از تاریکی اعتیاد وارد کنگره میشود باید از خودفرمانی به فرماندهی برسد. فرمانبرداری سلسلهمراتب دارد و فقط به فرمانبرداری از خداوند اختصاص ندارد. برای خروج از هر تاریکی، انسان باید از شخصی که قبلاً آن تاریکی را تجربه کرده و از آن خارجشده است فرمانبرداری کند. این فرمانده هم قبلاً خودش فرمانبردار بوده است، ازآنجاکه درست مراحل فرمانبرداری را طی کرده، به او مجوز فرماندهی دادهشده است. شخص فرمانده یا راهنما دارای یک پشتوانهی عظیم است. راهنما تاریکی را کنار زده و به روشنایی رسیده و زمانی که رهجو میآید در تاریکیها قرار دارد. وقتی بین راهنما و رهجو پیوند برقرار شد، جدا از اینکه رهجو تحت الامر راهنما میشود تحتالحمایه او نیز قرار میگیرد. زمانی که تاریکی در رهجو طغیان میکند راهنما از روشنایی خود به او میدهد. اگر رهجو فرمان پذیر نباشد اتصال بین آنها قطع میشود و رهجو در تاریکیهایش میماند. اگر راهنما دچار منیت، تکبر و خودخواهی شود، تاریکیهای خودش از پشت و تاریکیهای رهجو از جلو به او فشار میآوردند. زمانی که راهنما رهجو را از تاریکیهای اعتیاد خارج کرد، داناییاش در مورد اعتیاد تبدیل به دانایی مؤثر شده و بهفرمان عقل در این مسئله نزدیک و نزدیکتر میشود. فرآیند علمآموزی توسط روح انجام میشود و تحت امر رب و مربی است. زمانی که مربی به روح اجازه داد، روح ماهیت چیزهایی را که بر ما پنهان است، روشن میکند. کسانی که سقوط آزاد، ترک میکنند چون آموزش نمیبینند، ماهیت اعتیاد برایشان روشن نمیشود و همیشه از اعتیاد میترسند. این خواسته نفس است که ماهیت تاریکی، پنهان شود.
سلام دوستان سمیه هستم همسفر محمود
نقض فرمان خداوند است که آدم و حوا از بهشت رانده شدند. انسان اگر بخواهد آموزش ببیند باید فرمانبردار باشد. علت خروج از تاریکیها، نقض فرامین الهی است. مثلاً فرامین الهی گفته که مواد مخدر، خمر است پس استفاده نکن یا دروغ نگو. اگر اینها را نقض کنیم وارد تاریکی میشویم و اگر کسی بخواهد نقض فرمان کند باید فرمان خداوند را اجرا نکند و وارد تاریکیها شود. علم این نیست که مدرکی بگیریم علم به معنی دانستن قوانین است. ممکن است که یک کوزهگر هم عالِم باشد آن موقع است که روح میآید و انسان را روشن میکند. کسی که سقوط آزاد میکند چون آموزش نمیبیند، ماهیت اعتیاد برایشان روشن نمیشود و همیشه از فرمان اعتیاد میترسد. اگر انسان بخواهد از تاریکیها خارج شود باید سلسلهمراتب را رعایت کند. انسان باید این ویژگی را داشته باشد یعنی خودش از تاریکی خارجشده باشد و فرمانبرداری را انجام داده باشد.
سلام دوستان معصومه هستم همسفر
ابتدای نقطهی سقوط انسان، نقض فرمان است. شرط فرورفتن در تاریکی هم نقض فرمان است که اگر تداوم پیدا کند سقوطش بیشتر و بیشتر میشود و بیشتر در تاریکی فرو میرود. مثلاً فردی که اعتیاد دارد در اوج رنج و سختی است و عذاب میکشد، ویژگی او این است که آن نیروهایی که تحت فرمان انسان هستند، تحت فرمان او نیستند. حالا هر چه تاریکی عمیقتر باشد نیروهای بیشتری تحت فرمانش نیستند. اگر نقطهی مقابلش را داشته باشیم یعنی بخواهیم از تاریکی بیرون بیاییم شرط اصلی که به انسان مجوز میدهد که از تاریکی بیرون بیاید فرمانبرداری است. از فرمان تا خودفرمانی خیلی فاصله است. برای فرمانبرداری و خروج از تاریکی باید سلسلهمراتب را رعایت کرد یعنی کسی که فرمانبرداری کرده به درجهای از فرماندهی هم میرسد.
اگر کسی ویژگی فرمانبرداری داشته باشد فرایند خارج شدن از تاریکی شروع میشود و خیلی از چیزها مانند تفکر، عشق و مسائل دیگر به کمکش میآید. اگر انسان میخواهد فرمانروای وجود خودش باشد، باید علم داشته باشد و این علم با کمک روح انجام میشود و روح هم تحت امر رب است. علم به معنی دانستن قوانین هستی است که روح انسان را روشن میکند.
سلام دوستان معصومه هستم همسفر حسین
شرط اصلی که مجوز ورود به تاریکیها را به انسان میدهد نقض فرمان است یعنی اینکه نیروهای انسان تحت فرمانش نیستند. حالا انسان با نقض فرمان وارد تاریکیها شده و برای اینکه از تاریکها خارج شود، یک شرط دارد و آنهم فرمانبرداری است. یک نفر به کنگره میآید کتاب میخواند، جزوه میخواند و حرف راهنما را گوش میدهد ولی درون خودش زیر بار نمیرود و آن چیزی که خودش فکر میکند را، انجام میدهد. اینجاست که میگویند از فرمان تا خودفرمانی، خیلی فاصله است. اگر انسانی بخواهد کسی را از تاریکی خارج کند باید این ویژگی را داشته باشد. خودش از تاریکی خارجشده و فرمانبرداری را تجربه کرده باشد و به درجهای از فرماندهی رسیده باشد.
سلام دوستان هدی هستم همسفر
جناب مهندس میفرمایند همهی ما معلم هستیم، داستان خلقت با بحث خدا و تعلیم انسان آغاز میشود. ملائک به خداوندمی گویند: میخواهید موجودی را خلق کنید که باعث فساد و خونریزی میشود؟ خداوند میگوید: چیزی هست که من میدانم ولی شما نمیدانید. علم دو قسمت دارد مصرف و تولید. خداوند میگوید: کسانی که مصرف میکنند ولی تولید نمیکنند مانند حماری هستند که کتاب حمل میکند؛ اما چرا حمار؟ خداوند میگوید: بهراستیکه بدترین صدا، صدای الاغ است؛ یعنی اگر کسی یاد بگیرد و یاد ندهد فقط فریاد میزند که من میدانم به من احترام بگذارید، من مدرک دارم و این صدا، صدای بدی است. ما زمانی نشان از آدمیت داریم که بتوانیم تعلیم بدهیم. نقطهی شروع انسان، داستان آدم و حوا است که با خلقت انسان شروع میشود؛ و به علت اهمیت زیاد بارها در کلامالله تکرار شده است. شیطان نقض فرمان میکند و در برابر پروردگار عصیان میکند و از سوی پروردگار رانده میشود؛ و به آدم و حوا میگوید که شما در بهشت هستید و همهی نعمتها برای شما فراهمشده است. منظور از بهشت، جا و مکان خاصی نیست بلکه جایگاهی است که چنانچه انسان از موهبتها، نعمتها و امکاناتی که خداوند به او داده بتواند درست استفاده کند، در بهشت قرار دارد. در غیر این صورت در جهنم و یا همان تاریکی قرارگرفته است. مصرفکنندگان مواد مخدر که به علت مصرف مواد سیستم ایکس خود را مختل کرده و اختیار خود را به نیروهای شیطانی داده و در تاریکی قرارگرفتهاند نوعی نقض فرمان است. نقض فرمان ابتدا و آغاز سقوط انسان است. اگر انسان بخواهد وارد تاریکی شود باید اول نقض فرمان انجام دهد؛ و اگر تداوم پیدا کند بیشتر در تاریکی فرو میرود، این اوج تاریکی است. در تمام قسمتهای بَدَن ازجمله فیزیولوژی بدن، نیروی ذهن، قسمت فیزیک بَدَن را در برمیگیرد. وقتیکه انسان نیروهایی که خداوند در خلقتش استفاده کرده است تحت فرمان انسان قرار بگیرند گویی در بهشت است. تاریکی یعنی اینکه نیروهای انسان تحت فرمانش نیستند. آغاز نقطهی تاریکی، نقض فرمان و آغاز نقطهی روشنایی فرمانبرداری است. وقتی فرمانبرداری انجام بدهیم به یک درجه از فرماندهی میرسیم. اگر انسان میخواهد فرمانروای وجود خودش باشد باید علم داشته باشد و این با کمک روح که تحت امر رب است، انجام میگیرد.
سلام دوستان صدیقه هستم همسفر
اگر آدم و حوا از بهشت رانده شدند، به خاطر اینکه نقص فرمان خداوند کردند. انسان برای اینکه آموزش ببیند باید فرمانبردار باشد یعنی اول فرمانبرداری را یاد بگیرد. اگر فرمانبرداری را یاد بگیرد میتواند فرماندهی را هم یاد بگیرد. علت ورود به تاریکیها نقص فرمانها الهی است. غیبت، دروغ، رشوه، گمان بد، حق و ناحق، ربا را انجام دهیم وارد تاریکیها میشویم. با دعا کردن و نذر دادن نمیتوانیم از تاریکی بیرون بیاییم باید فرامین الهی را اجرا کنیم. باید که دروغ نگوییم، ربا نخوریم، رشوه نگیریم، غیبت نکنیم تا از تاریکی خارج شویم. روح که مظهر دانش، علم و دانستن است، به امر رب است. رب یعنی مربی، استاد و معلم. انسان وقتی ارتقاء پیدا میکند که رب، معلم و استاد خوب داشته باشد. اگر فرمانبردار نباشد نمیتواند به نقطه موعود برسد.
سلام دوستان اکرم هستم یک همسفر
اگر آدم و حوا از بهشت رانده شدند به خاطر این بود که فرمان خداوند را نقض کردند. انسان برای اینکه آموزش ببیند باید فرمانبردار باشد یعنی باید اول فرمانبرداری را یاد بگیرد تا بتواند فرماندهی خوبی هم باشد. نقض فرمان الهی دروازهی ورود به تاریکیهاست. کسی که فرمانبردار خوبی نباشد و فرمان را نقض کند، وارد تاریکیها میشود. برای خروج از تاریکیها باید فرمانها را انجام داد و از ضد ارزشها دوری کرد. روح مظهر علم و دانش است که این علم در دل رب یا مربی است. نیاز دیگران در دل ماست و نیاز ما در دل دیگران؛ یعنی هر چه که یاد میگیریم به دیگران هم بیاموزیم و علم دیگران را نیز دریافت کنیم. پس همه ما به نحوی معلم هستیم. علم دو قسمت دارد: مصرف و تولید. اگر کسی میداند و به علت منیت، علم خود را نتواند به دیگران منتقل کند فقط ادعای آدمیت دارد. ما زمانی نشان آدمیت داریم که بتوانیم تعلیم دهیم. خداوند ما را برای خدمت و آموزش آفریده است.
سلام دوستان مریم هستم همسفر حسین
همه ما داستان حضرت آدم و حوا را شنیدهایم که خداوند به آنها گفت: از شجره خبیث استفاده نکنید. آنها نافرمانی کرده، به زمین برگشتند و از بهشت خارج شدند. بهشت یعنی جایی که در آن هرچه بخواهی و معقول باشد فراهم شود. حالا جایگاهی را که آن دو داشتند، با نقض فرمان از دست دادند و از روشنایی به تاریکی و پایین سقوط کردند تا آزمایش شوند. اینیک سنت کلی است برای همه انسانها که اگر نقض فرمان کنیم سقوط کرده و وارد تاریکی میشویم؛ یعنی اگر انسان بخواهد وارد تاریکی بشود، باید نقض فرمان کند یا یک فرمان دیگر را اجرا کند. حال اگر نقض فرمان تداوم پیدا کند سقوطش بیشتر و بیشتر میشود و میرسد به تاریکیها. تاریکی چه مفهومی دارد؟ نیروهایی که تحت الامر یا تحت فرمانش هستند دیگر از امرش اطاعت نمیکنند. به خاطر همین است که میخواهد بخوابد ولی نمیتواند. شرط اصلی که به انسان مجوزمی دهد که از تاریکی به روشنایی برود فرمانبرداری است.
ویرایش: همسفر منصور و همسفر سمیه
ارسال مطالب همسفر ساناز
همسفران لژیون های سبزوار
- تعداد بازدید از این مطلب :
7770