همسفر الناز: سالها گمان میکردم، صداهای ذهنم روزی که خاموش شوند، من به آرامش خواهم رسید، ولی با خواندن کتاب ادموند و هلیا دریافتم که این صداها تا ابد همراه من هستند. انسان در جهان خاکی دارای یک شهر وجودی هست که مالک آن جسم و مستأجرهای آن روح و جن هستند. روح، جن و نفس مثلث واحده را تشکیل میدهند. کار روح القاء دانش و آگاهی، فرمانبرداری از حق و خدمت به انسانها و کارهای ارزشی هست و کار جن القاء زشتیها و کارهای ضد ارزشی هست. پروردگار جهانیان از قدرت خود، یعنی حق انتخاب و اختیار را در وجود انسان نهاده است. هر چه قدر علم و دانایی انسان رشد یافته و بالا رود به همان اندازه القائات روح تقویت میشود و انسان به صلح و آرامش میرسد. در مقابل اگر جهل و نادانی در انسان رشد کند، القائات جن افزایش مییابد و انسان را به اعماق تاریکی و بدبختی میبرد. نقطه مهمی که در خلقت انسان وجود دارد، حیات موجودات و آموزش آنها برای رسیدن به حیاتی بالاتر است. این حیات برمبنای اضداد بنا شدهاند، ساکنین پاک و منزه که بر پیمان خود استوار هستند، راستی و درستی را پاس داشته و ارزشها را توسعه میدهند که در کتاب ادموند و هلیا به شجره طیبه تشبیه شدهاند. گروهی هم که پیمانشکن هستند، فساد و کارهای ضد ارزشی را گسترش میدهند به شجره پلید یا خبیثه تشبیه شدهاند.
همسفر رباب: انسان قبل از اینکه به او اختیار داده شود بهصورت خودکار و برحسب فرمان خداوند را عبادت میکرد، بدون اینکه معنی و مفهوم خیلی از اسامی را بداند تا زمانی که خداوند از قدرت بیپایان و لایتناهی خویش ذرهای به انسان بخشید و روح و جن را در کالبد او ساکن کرد تا به کمک این دو مشاور، مفاهیم را درک کرده و به مرحلهی بالای انسانی صعود کند تا لایق قدرت اختیار شود و خداوند را از روی عشق عبادت کند. عشق بزرگترین سرمایه انسان است که اگر ببخشد در ژرفای محبت غوطهور میشود تا به مرحله توحید نائل شود. انسان جانشین خداوند در زمین است، اگر بهجا از قدرتی که به او تفویض شده، استفاده کند، صفات خداوند در او متجلی میشود و این مسیر ادامه پیدا میکند تا او به فرمان عقل نزدیک شود.
همسفر سودا: کتاب ادموند و هلیا تمثیلی از داستان آدم و حوا است. در وجود هر انسانی دو مأمور روح و جن تعبیه شده است و همیشه و در همه حال همراه انسان هستند. در هر مسئلهای که پیش میآید، هرکدام راههایی را برای ما پیشنهاد میکنند و این ما هستیم که میتوانیم با استفاده از قدرت اختیاری که خداوند در وجود ما نهاده، یکی از این دو راه را انتخاب کنیم. ما با قدرت اختیار و حق انتخابی که داریم، میتوانیم راه خود و سرنوشت خویش را رقم بزنیم.

همسفر سکینه: خداوند در آسمانها تصمیم گرفت از روح خود به انسان بدمد تا انسان بتواند، قدرت تصمیمگیری داشته باشد. طبق فرمان الهی انسان هم میتواند بهطرف ارزشها حرکت کند و هم میتواند، نقض فرمان کرده و از فرمان خداوند سرپیچی کند. دو مأمور روح و جن در وجود انسان نهاده شدهاند که هر دو از طریق القاء به انسان، میخواهند به هدف خود برسند. مأموریت جن دعوت انسان به زشتیها و پلیدیها است و مأموریت روح ترویج راستی و درستی است. انسان مختار است با انتخاب هر یک از این دو مأمور مسیر سرنوشت، خود را مشخص کند.
همسفر شبنم: کتاب ادموند و هلیا نمایشنامهی زیبا برای درک عمیق نظام آفرینش، قوانین و فرامین الهی است که در دوازده پرده به نگارش جناب آقای مهندس دژاکام در آمده است. هدف کتاب این است که ما بدانیم، ابلیس چه قدر تواناست و اینکه با زیباترین شکل ممکن، وارد فکر و اندیشهی انسان میشود، پس باید حواس انسان همیشه جمع باشد و شیطان را دستکم نگیرد. من خودم همیشه قبل از اینکه به کنگره بیایم، احساس میکردم در درونم دو شخص وجود دارد که مدام با من حرف میزنند؛ یکی مرا بهطرف بدیها رهنمون میکرد و دیگری خوبیها را برایم القاء میکرد، بعد از آمدن به کنگره موضوع کاملاً برایم جا افتاد که این دو شخص جن و روح هستند و هر یک بر مبنای مأموریتی که دارند، انجام وظیفه میکنند، اما در نهایت تصمیمگیرندهی اصلی خود من هستم که سرنوشت خودم را تعیین میکنم. این کتاب زیبا پر از آموزشهای ناب و نکتههای مهم درست زندگی کردن است و برای آگاهی و ارتقاء ما انسانها، کمک بزرگی میکند. اینکه بدانیم ما قبلاً بودهایم، هستیم و خواهیم بود، پس باید دو نیروی روح و جن را به خوبی بشناسیم تا به مرحلهی تشخیص برسیم و متعاقب آن سرنوشت خود را در بُعدهای بعدی مشخص کنیم.
همسفر شادی: زمانی که خداوند انسان را آفرید و انسان پا به عرصه هستی نهاد، خداوند دو راه در اختیارش قرار داد؛ یکی صراط مستقیم و دیگری مسیر ضد ارزشها. هر انسانی بنا بر آگاهی خودش با این مسئله روبهرو شد و به آن عمل کرد. انسانهایی که دانایی مؤثر دارند و با عقل سلیم حرکت میکنند، قدرت تشخیص خوب و بد را دارند و بیشتر در راه مستقیم قدم برمیدارند و تحت تأثیر نیروهای الهی در زمینه مثبت حرکت میکنند و اسیر نیروهای شیطانی نمیشوند؛ اما عدهای دیگر، پا در مسیر ضد ارزشها گذاشته و به گمراهی و ظلمت کشیده میشوند. در این گروه جن درون بر آنها احاطه پیدا میکند و تسلیم نیروهای منفی میشوند. تمام هستی بر روی این قانون استوار است که نیروهای مثبت همیشه خوبیها را به سمت خود جذب میکنند و نیروهای منفی زشتیها و پلیدیها را متبلور میکنند و این قانون اضداد است که در هستی بهصورت خودکار عمل میکند. از آنجایی که شیطان همیشه به بهترین شکل ممکن وارد روح و روان انسان میشود، بنابراین باید هوشیار باشیم؛ چراکه هیچ نیرویی نمیتواند، انسان را مجبور به کاری کند، مگر با خواست خود انسان باشد، یعنی تصمیمگیرنده نهایی خود انسان است، زیرا هیچکس به اندازه خود انسان، مسئول اعمال خود نیست. در نهایت نتیجهی که از این کتاب میگیریم، این است که تمام مشکلات انسان از نادانی و جهل او است، پس باید آگاهی و دانایی خود را افزایش دهد تا به سرمنزل مقصود برسد. اللهم اهدنا صراط المستقیم.
همسفر فریبا: من از خواندن کتاب ادموند و هلیا متوجه شدم که در درونم چه اتفاقاتی در جریان است، خودم را، نفسم را، شیطان درونم را و روحم را درک کردم. در مورد سیستم خلقت انسان و نظمی که بر آن حکم فرماست، در مورد قوه تشخیص و اختیاری که خداوند در انسان تعبیه کرده و در مورد حقههای شیطان که با زیباترین ترفندها، انسان را از راه به درمیکند، اطلاعاتی به دست آوردم که تاکنون نمیدانستم. شیطان شخصیتی زشت و کریه دارد، ولی در قسمتی از متن کتاب چه زیبا میگوید، اگر قیافه من زشت بود و ظاهرم بد و صدایم دلخراش کسی به من نزدیک نمیشد و کسی حرف مرا قبول نمیکرد و دعوتم را نمیپذیرفت و من تا ابد در دخمهها سرگردان بودم. نیروهای منفی ترفندی که دارند، فریبنده هست و با این سلاح انسانها را بهطرف نابودی و ظلمت میکشند، ولی در نهایت ما با آفرینندهی طرف هستیم که بسیار بخشنده و مهربان است و باایمان به او میتوانیم، تمام نقشههای شوم شیطان را نقش بر آب کنیم.
تهیه گزارش: همسفر لیلا
ارسال: همسفر کبری
- تعداد بازدید از این مطلب :
1220