English Version
This Site Is Available In English

تا رنج تحمل نکنی گنج نبینی

تا رنج تحمل نکنی گنج نبینی

وقتی به گذشته و مشکلاتم فکر می‌کنم، همیشه در ذهنم خودم را ملامت می‌کنم که کجای کارم اشکال داشته و دارد که باید با این مشکلات روبرو شوم؟ یا خداوند این چه امتحانی است که به‌پای من گذاشته است؟ در خلوت با خودم می‌گویم، حتماً جایی راه را اشتباه رفته‌ام و خداوند ترمز دستی را کشیده تا شاید من و امثال من راه درست را پیدا کنیم.
بعد به اینجا می‌رسم که زندگی جاری است و همه مشکلات می‌گذرند. دوست خوبم، بدان همین‌طور که همه با مشکلاتی بس کوچک و بزرگ دست‌وپا می‌زنند، هیچ‌گاه زندگی از جریان نمی‌افتد و دیگر اینکه همه مراحل زندگی را از نوزادی به کودکی و از کودکی به نوجوانی طی می‌کنیم تا به میان‌سالی برسیم.
در این میان خیلی از صفات و اخلاق در ما تغییر کرده، چه‌بسا از خیر به شر و بالعکس تبدیل می‌شود. خوشا به حال کسی که با علم، دانش و اخلاقی که از هرکجا آموزش گرفته است، در حال حاضر با علم کنگره، بتواند صفات زشت را در خودش کم‌رنگ کند و به‌مرور از بین ببرد‌، صفات خوب را در خودش بارور کند تا بتواند به کمال برسد.
وقتی انسان پا در راهی بنهد که راه تکامل است، در آن نقطه، خیلی از قصورات و مشکلات را به چشم یک غول بی‌شاخ‌ودم نمی‌بیند، بلکه مشکلات زندگی را با این‌چشم نگاه می‌کند که با گذر از این سختی‌ها قرار است، راهی بهتر جلوی پای او گذاشته شود تا به تکامل برسد که قطعاً همین‌طور است.
تا رنج تحمل نکنی، گنج نبینی         تا شب نرود صبح پدیدار نباشد


نویسنده: همسفر عاطفه رهجوی کمک راهنما همسفر رؤیا (لژیون چهارم)
ویرایش: همسفر افسانه رهجوی کمک راهنما همسفر رؤیا (لژیون چهارم)
ویراستاری و ارسال: همسفر نسیم رهجوی کمک راهنما همسفر نرگس (لژیون سوم)
همسفران نمایندگی ایمان

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .