به نام قدرت مطلق الله
سلام دوستان لیلا هستم یک همسفر
در سی دی (نور) آقای مهندس ابتدا در مورد حس صحبت می کنند ایشان می فرمایند : حس تعیین کننده همه چیز است ؛ یعنی خیلی چیزها را تعیین می کند و بعد اطلاعات را به یک سیستم دیگری می دهد و آن سیستم اطلاعات را ارزیابی می کند و باعث می شود حال ما خوب باشد و یا حال ما بد بشود. انسانها در تمامی ابعاد مشغول امتحان دادن هستند، یعنی ما در جهانی که هستیم باید تلاش کنیم، حتی اگر دربهشت هم برویم باید تلاش کنیم، چون بهشت هم طبقات بالاتر دارد. اگر در جهنم باشیم اگر پشیمان بشویم و بخواهیم از آن خارج شویم باز ممکن است خارج شویم، زیرا همه چیز در حال حرکت است و انسان نمی تواند ساکن باشد. چون انسان هر چقدر بالاتر می رود باز یک نقطه ایی هم در بالاتر وجود دارد همین طور بالعکس هر چه پایین می آید، باز یک نقطه پایین تر هم وجود دارد. نمی توانیم بگوییم انتهای کمال انسانیت کجاست یا انتهای رذالت انسان کجاست. انسان در هر مرحله در حال مبارزه است این جهان ذره ذره اش در حال جنگ و نبرد است اما جنگی که درآن ارمغانش صلح است و زندگی را می سازد، فقط این نیست که اسلحه بردارند و جنگ کنند بلکه جنگ افکار و اندیشه داریم.

آنچه که فکر می کنیم با آنچه که هست و وجود دارد فرق دارد. ما باید آنقدر آموزش ببینیم تا تطابق درون و بیرون ما یکسان شود و تبدیل به یک موجود واحد شویم و هر کدام قالب خودمان را بیابیم. هر کس قالبی دارد؛ یکی قالبش مهندس خوبی است، یکی قالبش نقاش خوبی است و.... وقتی انسان وظایفش را انجام بدهد و به مرحله لازم برسد؛ به مرحله ای می رسد که در کتاب ما همان بهشت برین است. در خصوص احساس و حس در این جهان و جهان آخرت حس یکی از مسائل کلیدی ماست که ما هنوز به ابعاد حس نرسیدیم. ما اطلاعات کمی از همین کره زمین و هستی داریم و هیچ چیز را از این عالم هستی ندیده ایم.
انسان دارای پنج حس ظاهری : بینایی، شنوایی، چشایی، بویایی و لامسه هستیم؛ وپنج حس باطنی، که آنها هم مانند حس ظاهری هستند، ولی عملکرد آنها مانند حس ظاهری نمی باشد. برای مثال :وقتی ما خواب هستیم و خواب می بینیم این یک کار غیر ارادی میباشد و خواب را با چشم ظاهر نمی بینیم. البته یک خواب هم داریم که ارادی می باشد (مکاشفه)، وقتی ما از حس های باطنی استفاده میکنیم حس های ظاهری ما از کار می افتد. البته ناگفته نماند حس های دیگری هم هست که باید راجع به آنها فکر کنیم مثل: احساس اندوه و غم، احساس شادی و خوشی، وکینه و نفرت. حالا اینها از چه مقوله ایی هستند نمی دانیم! در حیوانات نیز پنج حس ظاهری وجود دارد چون اگر حس نداشته باشد نمی تواند با جهان پیرامونش ارتباط برقرار کند. ما توسط "گیرنده ها" با جهان خودمان ارتباط برقرار می کنیم. حس اولین نیروی راه انداختن قوه عقل است.
حس: نام کتاب عقل: متن کتاب
تلخ: نام کتاب حالا خود تلخی چیست: متن کتاب
هر موضوعی یک عنوان دارد و یک متن یعنی هر چیزی که ما می بینیم در ذهن ما کلی ماجرا دارد. حالا وقتی حسی نسبت به چیزی به ما دست می دهد، بستگی به تفکر و اندیشه دارد و اینکه چگونه با این موضوع برخورد می کنیم؛ که سه نوع برخورد با آن داریم: یا از آن خوشمان میاد، یا از آن بدمان می آید، یا نسبت به آن خنثی هستیم. پس به خود ما بستگی دارد که با قضیه چه نوع برخوردی کنیم .
یک مثلث حیات داریم، مثلثی که ارتباط جهان هستی را برقرار می کند: صوت، نور و حس
صوت: مثل مخابرات است که اطلاعات را رد و بدل می کند.
نور: درسیستم فرمان می دهد.
حس: گیرنده این دو می باشد.
صوت و نور قوی هستند ولی حس به آنها قدرت می دهد. یعنی، اگر حس نباشد وجود نور و صوت مفهومی ندارد. در کائنات با مسائلی روبرو می شوید که حس مانند دو مرکز بین اصوات و انوار عمل می نماید که وجود سومی را با هیچ چیز نمی شود توضیح داد. راجع به صوت، حس و نور ما در کتاب شریف داریم: در قلب بعضی ها مرض است. مسائلی راجع به نور در کتاب برخورد می کنیم. همان طور که در کتاب شریف آمده است (الله نور السموات والارض) خداوند نور آسمان وزمین است. نور و روح به صورت مفرد آمده است و اینکه ظلمت به صورت جمع آمده است. نور به معنای روشنایی، آگاهی و علم می باشد و خداوند در کتاب هایی مثل تورات می فرماید تورات نور است،چون تورات هدایت کننده است.انجیل نور است، چرا؟ چون هدایت می کند. همچنین در کتاب آسمانی خودمان هم آمده است که این کتاب نور است.
همه ی اینها این مطلب را می خواهد بگوید که ما هر چه بیشتر به شناخت خودمان برسیم می توانیم انسان آرام تری باشیم . به گفته آقای مهندس رسیدن به صلح و آرامش و آسایش بدون شناخت و آگاهی امکان پذیر نیست. باید به آن مرحله از دانایی برسیم و باید خودمان را بشناسیم. برای هر کاری که انجام می دهیم باید دلیل داشته باشیم. همه چیز به خودمان بستگی دارد. به این دلیل است که ما روی جهان بینی کار می کنیم.
نور خدا در بعضی از انسانها متجلی شده است؛ رسول خدا (ص)، حضرت علی ابن ابیطالب(ع) و حضرت مسیح (ع) و... این انسانهای بزرگ مسیر را نشان می دهند. و در آخر اینکه نور به معنی آگاهی است که راه مستقیم را از غیر به همه انسانها نشان می دهد .
در مورد تجربه شخصی خودم در رابطه با این سی دی: مسافر من وقتی وارد کنگره شد من هیچ آشنایی با کنگره نداشتم و وقتی به من گفت یك جایی هست به نام کنگره که اعتیاد را درمان می کنند، از آنجا که من دیگر به هیچ NGO اعتماد نداشتم حس خوبی نسبت به کنگره نداشتم و در درون خودم کلی جنگ و نزاع داشتم. ولی باز هم به خودم قبولاندم که این بار هم فرصتی به خودم و زندگیم بدهم تا شاید معجزه ای رخ بدهد. بعد از گذشت دو ماه از ورود مسافرم متوجه تغییرات ایشان شدم. مسافرم به من پیشنهاد داد که بهتر است تو هم به کنگره بیایی، من فکر می کردم که دارای هیچ عیبی نیستم و همیشه من پای این زندگی ایستادم . با بی میلی به کنگره آمدم در صورتی که من هم تخریب های بسیاری داشتم. امروز که تقریبا یک سال از ورودم به کنگره می گذرد، آن نور را در کنگره یافتم و حس زیبای محبت که در کنگره وجود دارد را می توانم در قلبم حس کنم و این عشق را اول از خداوند متعال و بعد کنگره ۶۰ و آقای مهندس و مسافرم دارم و با تمام وجود از خداوند متعال سپاسگزارم.
نگارش: همسفر لیلا (لژیون چهارم)
رابط سایت: همسفر معصومه (لژیون چهارم)
ارسال: همسفر زينب (لژيون سوم)
- تعداد بازدید از این مطلب :
1104