شیشه ، مت آمفتامین ، آیس
مخدر های صنعتی ، روانگردان ها و یا محرک هایی که امروزه بسیاری را گرفتار نموده است و در حال پیشروی می باشد .
مصرف مت آمفتامین که به بهانه هایی مثل لاغری ، سرخوشی ، نداشتن وابستگی و حتی برای ترک اعتیاد مورد سوء استفاده قرار می گیرد همچون یک گردباد و یا به قول آقای مهندس دژاکام ( سونامی شیشه در راه است ) از راه رسیده و عوارضی مثل توهم ، نا امیدی ، یاس ، افسردگی ، بی خوابی ، تعریق بیش از حد ،اضطراب و استرس به سرعت رو به نیستی می برد و در نهایت نابود می کند .
بی مناسبت نیست اگر در بخش تالار گفتگوی اعتیاد و مواد مخدر سری به گفتگوی افراد بزنیم .
.................................................................
من دانشجوی 22ساله ای هستم که نابود شدم
به علت توجه بیش از حد خانواده همیشه تحت فشار عصبی بودم.
در 16 سالگی برای اولین بار خودکشی کردم و چندین بار در سالهای بعد.
17 سالگی سیگاری شدم. سر تا سر زندگیم تحت اجبار بودم(برو بیا بخواب پاشو نرو با این حرف نزن با اون حرف بزن...... حتا رشته ی تحصیلی دبیرستان و دانشگاه) .
در 18 سالگی دانشجوی تفرش شدم و به محض اینکه عطر ازادی به مشامم رسید تفریحی گرس مصرف می کردم و الکل مدتی بعد بر اثر جدال های من و پدرم و شکست عشقی(درک درستی از عواطف نداشتم) در ترم بهار به جای الکل بایو مادول و ترا مادول مصرف می کردم تا حدی که 24 ساعت در توهم کامل به سر می بردم(نصبت به اجبار حساسیت مرگباری پیدا کردم که در طول 3ترم و نیم 12 واحد پاس کردم)
برگشتم ترک کردم و به بدن سازی میرفتم و به تمرین موسقی و نوشتن مپرداختم ،اجبار اغاز شد مجبورم کردند کنکور بدم از درس و دانشگاه تنفر شدیدی داشتم.
مدتی قبل با خانمی در سایت کلوب اشنا شدم و دوست شدیم دوستی شدید و بسیار نزدیک شد اواخر تابستان 88 به شیشه پناه بردم فشار شدید عصبی و بحث و جدال های من پدرم کشنده بود از همه چیز متنفر بودم حاضر بودم کارتن خواب باشم اما نبینمش(بعدآ فهمیدم که پسر داییم از حسودی مرا در دام شیشه انداخته و خودش 1ماه بعد ترک کرده) مصرفم به صورت شبی 1صوت برای 3 شب متوالی و 2روز استراحت بود مدت 2 هفته ترک کردم اما دوام نیاوردم بعد از عید تحت فشار شدید و اعصاب خراب بودم که اواخر فروردین خانومم گوشیش را خاموش کرد کاملآ بی خبر و من تخریب شدم و مصرفم سه برابر شد.
و هر شب بعد از 2هفته دیگر جواب گو نبود یک شب کراک یک شب شیشه یک شب حشیش یک شب الکل و یک شب تریاک تا الان..............
گوشهی اتاق رو تخت افتادم یا بی دلیل گریه میکنم یا میخوابم غذا نمی خورم فقط اب یا قهوه هر لحظه به مرگ فکر می کنم اما حوصلهی خودکشی هم ندارم از همه چیز متنفرم
خسته ام دوستان از همه چیز خسته ام
نکنید خواهر من برادر من نکش بد بخت میشی
ادامه مطلب _ کلیک کنید
-
منبع:
- دوشنبه 3 خرداد 1389
- تعداد بازدید از این مطلب :
550