English Version
This Site Is Available In English

برای شناخت هر موضوعی نیاز به شکافتن آن است

برای شناخت هر موضوعی نیاز به شکافتن آن است

"به‌نام قدرت مطلق الله"

گزارش لژیون، در روز دوشنبه با کمک راهنمایی همسفر" مهناز" و حضور پرشور همسفران با دستور جلسه‌ی (بی‌عقلی) دایر گردید.

کمک راهنما همسفر مهناز: در سی‌دی بی‌عقلی، نکته بسیار بسیار زیاد است و من به چند مورد اشاره می‌کنم. برای درک هر چیزی باید در ابتدا آن چیز شکافته شود و نیاز به یک تعریف درست و دقیق از آن داریم و در مورد صورت مسأله اعتیاد نیز همین‌طور است. مهندس مثالی می‌زنند و می‌فرمایند دزد با دزد فرق دارد، یکی سارق عادی است نان میدزدد، یکی کیف میدزدد و یک نفر هم سارق مسلح است و دقیقا مصرف کنندگان را نیز به سه دسته تقسیم می‌کنند: معتادان خواهان اعتیاد، معتادان خواهان رهایی و نامزدهای اعتیاد و تقسیم‌بندی دیگر به این صورت می‌باشد: شاغلین، بیکارها و آخر خطی‌ها (کارتن خواب‌ها که کمتر از یک درصد هستند) و تمام افرادی که در این دسته‌بندی‌ها قرار می‌گیرند از سلامت عقل برخوردار هستند و وجود افراد مختلف مصرف کننده در جامعه که هر یک دارای حرفه و شغل خاصی هستند به روشنی بیانگر همین مسأله است اما مشکل اصلی اینجاست که به‌دلیل وجود بیماری اعتیاد، تفکر و اندیشه‌ی درستی ندارند و به‌دلیل این‌که حس آن‌ها، به آن‌ها اطلاعاتی غلطی را می‌دهد، از نظر به‌کار‌گیری درست عقل دچار مشکل می‌شوند.

پس در اینجا نیز بایستی شکافته گردد تا راهکارها مشخص شود. برای مثال اگر بخواهیم وارد کار آهنگری شویم و واقعا از یک آهنگر ماهر بپرسیم و در مورد این شغل بررسی کنیم می‌بینیم که آهنگری آن‌طور که انسان فکر می‌کند کار ساده‌ای نیست. این‌که در مورد مصرف‌کنندگان این طرز تفکر وجود دارد که به‌خاطر عشقی که به خانواده و فرزند خود دارند بایستی به‌راحتی مواد مخدر را کنار بگذارند، نمایان‌گر این است که این موضوع مهم آن‌طور که باید شکافته نشده و در مورد آن بررسی لازم صورت نگرفته است و اگر تفکر و مطالعه و تمرکز لازم صورت گیرد، موضوع فرق می‌کند. همچنین اشاره می‌شود به وادی دوم که (هیچ موجودی جهت بیهودگی پا به حیات نمی‌نهد) و در این‌جا نیز باید گفت هیچ انسانی هم جهت بیهودگی مواد مخدر مصرف نمی‌کند.

این استدلال شاید برای برخی تعجب‌آور باشد اما این موضوع ربطی به وسوسه شدن ندارد و یک نوع نیاز است. آیا کسی که تشنه است و آب مینوشد وسوسه شده است؟ پس نیاز به تفکر و بررسی در این زمینه است. شاید فرد مصرف کننده در ابتدا به ماده مخدر با دید یک ماده‌ی انرژی‌زا و قدرت دهنده بنگرد و حتی این نیرو نیز در ابتدا برای فرد ایجاد شود اما در نهایت منشأ نابودی انسان خواهد بود. یعنی در ابتدا فرد احساس می‌کند مواد مخدر به او کمک می‌کند اما در انتها می‌بینیم که سیستم‌های متعدد بدن شخص را به نابودی می‌رود.

بنابراین اگر در این زمینه به افراد اطلاعات درستی داده شود و آگاهی لازم در این زمینه ایجاد گردد فرد هرگز به سمت استفاده از آن نخواهد رفت و به این دانایی خواهد رسید که تمام آن‌چه که برای قدرت و انرژی نیاز دارد، در بدن خود او تولید می‌شود. به عبارتی : "خرج کز کیسه‌ی مهمان بود حاتم طاعی شدن آسان بود" پس هر چه که مصرف مواد مخدر بیشتر می‌شود، چشمه‌های مواد مخدر طبیعی بدن بیشتر از بین می‌روند و شخص دچار مشکلات جسمی بسیاری می‌شود. پس لازم است که مخدرهای درونی و طبیعی دوباره راه اندازی شوند و سه پارامتر مهم زمان مناسب، میزان مناسب و داروی مناسب برای احیای دوباره لازم و ضروری است. پس با مشخص شدن موضوع، راه درمان نیز روشن می‌گردد. پر واضح است که هیچ دارویی به اندازه‌ی داروی "اوپیوم تینچر"برای درمان بیماری اعتیاد و نوسازی سیستم‌های تخریب شده مفید و موثر نیست.

 

در آموزش‌های کنگره ما دائما با مثلث‌ها و اضلاع آن مواجه هستیم مانند مثلث عقل، عشق و ايمان و نبود یک یا دو ضلع از هر مثلث منجر خواهد شد که انسان نتواند به مقصد لازم برسد. در پایان، جناب مهندس فرمودند: که سه محور اصلی و مهم باید در دستور کار قرار بگیرد و آن درک کلام خدا، گسترش علم و اهمیت به اصوات (موسیقی) است و باید در این سه زمینه هر کدام از ما به پیشرفت‌های لازم برسیم. همسفر سارا: درجامعه و رسانه‌ها و یا حتی از زبان خود بیماران معتاد خیلی شنیده می‌شود که معتادان عقل ندارند و یا از سلامت عقلی برخوردار نیستند. اما باید گفت معتادان هم مثل همه انسان‌ها از سلامت عقلی کامل برخوردارند و همه یک شکل و یک فرم نیستند! ابتدا باید بدانیم اعتیاد چیست؟ مواد مخدر کدام است؟ همان‌طور که انسان را تقسیم‌بندی کردیم به صور آشکار(دست، سر، پاو...) و صور پنهان (حس، نفس، عقل، ذهن و...) افراد مصرف کننده نیز تقسیم‌بندی می‌شوند. ما نباید به همه بیماران معتاد به یک چشم نگاه کنیم و بگوییم همه مانند هم هستند.

مثلا ما مصرف‌کنندگان دکتر، مهندس، قاضی، وکیل... داریم که زحمت‌های زیادی برای کشورشان می‌کشند و خدمات بسیاری ارائه داده‌اند اما مصرف کننده مواد مخدر هم هستند و همه خواهان رهایی می‌باشند و به دنبال راه صحیح و درست هستند. مثلا یک شخص مهندس که تریاک هم مصرف می‌کند مانند یک شخص کارتن خواب نیست و نباید رفتاری که با یک شخص هروئینی کارتن خواب داریم همان رفتار را با شخص مهندس مصرف کننده داشته باشیم چرا که برای خودش شأن و شخصیتی دارد، حتی داروی درمان شخص کارتن خواب با داروی درمان آن مهندس فرق می‌کند. حالا باید مواد مخدر را بشکافیم تا بدانیم مواد مخدر چیست؟ چه تأثیری روی جسم و روان دارد که شخص مصرف کننده نمی‌تواند از چنگال مواد مخدر رهایی یابد؟ هر مواد مخدری که در بیرون داریم ( مانند تریاک، حشیش، هروئین، شیشه و...) در بدن هم به صورت طبیعی ( به شکل دوپامین‌ها، انکفالین‌ها، مورفین‌ها و... ) تولید می‌شود که این‌ها "چشمه‌های خمر" نام دارند.

اما باید دانست که مواد مخدر از سد خونی مغز عبور می‌کند و در کار مغز مداخله می‌کند. این مواد در ابتدا بصورت ماده دوپینگ کننده عمل می‌کنند و انرژی و توان شخص را بالا می‌برند. شخصی که شیشه مصرف می‌کند در واقع شیشه به کمک دوپامین بدن می‌رود و انرژی را بالا می‌برد اما کم‌کم تولید دوپامین در بدن کم شده و در نهایت به صفر می‌رسد و شخص برای شارژ شدن و کسب انرژی لازم و انجام کارهای روزمره مجبور است شیشه را مصرف کند. پس به‌راحتی نمی‌توان گفت مصرف‌کنندگان تنها برای خوشگذرانی مواد مصرف می‌کنند و نمی‌توان به سادگی گفت بدون یافتن راه حلی درست، مصرف مواد را کنار بگذارند چرا که بدن آن‌ها نیازمند به آن ماده مخدر شده است. حال که مساله اعتیاد را شکافتیم راه حل درمانش هم راحت می‌شود و متوجه می‌شویم که معتادان بی‌عقل نیستند. بنابراین، این ما هستیم که برای شناخت هر موضوعی نیاز به شکافتن آن موضوع و تفکر و تحقیق در آن زمینه داریم.

همسفر آسیه: آقای مهندس می‌فرمایند: من می‌توانم خیلی ساده بگویم که معتادان عقل دارند و اشکال کار جای دیگری است. همچنین ایشان برای این‌که بدانند فایده D. Sap چیست یا اعتیاد چیست یا برای شناخت هر موضوعی، ابتدا صورت مساله‌اش را پیدا کرده و سپس ذکر می‌کنند که به چه دردی می‌خورد؟ منظور آقای مهندس این است که ما باید راجع به هر چیزی که درمورد آن آگاهی و دانایی لازم نداریم، تحقیق و کنکاش کنیم مانند عقل، عشق، نفس و حس که جزء صور پنهان آدمی ست و ما نسبت به آن‌ها اطلاعات کافی نداریم.

همسفر معصومه: یک معتاد معتقد است که نیروی خاصی می‌تواند عقل را به او برگرداند. شاید به قول مهندس:(آنچه باور است محبت است) و شاید این پیوند محبت است که همه را در یک جا نگاه می‌دارد. پیام وادی چهاردهم است که می‌گوید" بشکافید آن‌چه که شکافتنی نیست" یعنی بفهمیم چرا یک شخص گرایش به مواد مخدر پیدا می‌کند وعلت ادامه آن چیست؟چند نوع معتاد وجود دارد؟ و چرا مواد مخدر مصرف می‌کنند؟ مخدر، چه اثری روی جسم و روان فرد دارد؟ در جواب باید گفت کسی که مواد مصرف می‌کند شاید شروع آن دست خودش باشد اما ادامه آن دیگر دست خودش نیست. چون دیگر بدن قادر نیست مواد نشاط‌آور تولید کند، تا جایی که چشمه‌های خمر طبیعی در بدن از بین رفته و مجبور است از بیرون تهیه کند.

البته کسی که ۱۵ سال مواد مخدر مصرف کرده واقعا تمایل دارد ترک کند و این درصورتی است که راه عقلانی و منطقی را پیدا کند. مثلا برای یک کارتن خواب، "متادون" گزینه خوبی‌ است اما برای یک مهندس گزینه مناسبی نیست. در‌ آخر تعمق در کلام الهی؛گسترش علم و بها دادن به موسیقی می‌تواند بیداری کامل و رسیدن به جهان‌بینی را به ارمغان آورد.

همسفر هانیه: من از سی‌دی بی‌عقلی این را متوجه شدم که کسانی که مصرف کننده مواد مخدر هستند نه تنها بی‌عقل نیستند بلکه از خیلی‌ها عاقل‌تر و مهربان‌تر هستند فقط نمی‌دانند که اگر مصرف کنند چه بلایی بر سر خود و دنیای درونشان می‌آورند و چه تخریبی در جسم و روان خود ایجاد می‌کنند. آقای مهندس در سی دی" بی عقلی" می‌فرمایند: ((باید بشکافیم آنچه شکافتنی نیست!)) یعنی باید باز کنیم مساله را و این شامل هر مسأله‌ای می‌شود که ما با آن مواجه می‌شویم.

مانند بیماری کرونا. آقای مهندس می‌فرمایند در این بیماری به دلیل این‌که ریه درگیر می‌شود، باید سرکه بخورید و بوخور سرکه را از راه بینی به سینوس‌ها برسانید. همچنین ذکر می‌کنند موادی در سرکه است که برای مقابله با ویروس کرونا بسیار مفید می‌باشد.

تهیه:همسفر فرشته

ارسال:همسفر سونیا

همسفران نمایندگی ابن‌سینا

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .