English Version
This Site Is Available In English

آقای مهندس ابتدا جسم را به ما شناساندند. (نمایندگی لاله کرج)

آقای مهندس ابتدا جسم را به ما شناساندند. (نمایندگی لاله کرج)

ششمین جلسه از دوره پنجم سری کارگاه‌های آموزشی_ خصوصی خانم‌های مسافر و همسفر نمایندگی لاله کرج، به استادی راهنما مسافر ستاره، نگهبانی مسافر فاطمه و دبیری مسافر سارا، با دستور جلسه «بزرگداشت آقای مهندس و دستاوردهای علمی ایشان (مقالات تخصصی، درمان سیگار و کاهش وزن)»، روز چهارشنبه، ۱۳ آبان‌ماه ۱۴۰۵، رأس ساعت ۱۱:۳۰ آغاز به کار نمود.

خلاصه سخنان استاد:

سلام دوستان، ستاره هستم، یک مسافر.

امروز هم طبق هفته‌های گذشته، دستور جلسه در مورد دستاوردهای جناب مهندس است. ان‌شاءالله سفر آقای مهندس، هم برای خودشان و هم برای کنگره، به خیر باشد.

می‌دانید که مسئله تغذیه سالم و مشکلات ناشی از اضافه‌وزن، چقدر در سراسر کره زمین گریبان‌گیر افراد، به‌خصوص خانم‌ها، بوده است؛ البته تفاوتی ندارد و آقایان هم به همین شکل با این مشکلات درگیر هستند. ببینید افراد چه بلاهایی بر سر خودشان می‌آورند؛ بالن در معده‌شان قرار می‌دهند، بخشی از معده‌شان را می‌دوزند، قسمتی از روده‌شان را برمی‌دارند و دور می‌اندازند و آمپول‌های وحشتناکی تزریق می‌کنند که اخیراً هم بسیار رایج شده‌اند. فکر می‌کنم در میان نزدیکان هر فردی، شاید یک نفر باشد که یکی از این روش‌ها را انجام داده باشد.

آقای مهندس می‌گفتند: «اگر می‌خواهید غذا نخورید و لاغر شوید، خودتان را بیمار کنید!» این همان شگردی است که در بیرون از کنگره به کار می‌برند. متأسفانه این روش‌ها مشکلات زیادی برای افراد ایجاد می‌کنند. با تزریق این آمپول‌ها، حالت تهوع به وجود می‌آید، اشتها کاملاً از بین می‌رود و اگر فرد چیزی بخورد، ممکن است آن را بالا بیاورد. حتی ممکن است دچار انسداد روده و مشکلات متعدد دیگری شود. وقتی به چهره این افراد نگاه می‌کنید، بسیاری از آن‌ها رنگ‌پریده و زرد هستند.

آقای مهندس مطرح کردند که خب، چه کاری باید انجام بدهیم؟ کلید این راه چیست؟ می‌خواهم به یکی از تفاوت‌های اساسی تحقیقات آقای مهندس با سایر پژوهشگران اشاره کنم. تفاوت این است که در کنار آزمایش‌هایی که پژوهشگران روی موش‌های صحرایی انجام می‌دهند، در تحقیقات آقای مهندس در زمینه درمان بیماری‌های لاعلاج، هزاران تجربه و نمونه‌های انسانی وجود دارد.

من یکی از نمونه‌های بارز تحقیقات جناب آقای مهندس در زمینه تغذیه سالم هستم که اکنون در مقابل شما ایستاده‌ام. به من گفتند که ۲۳ کیلوگرم اضافه‌وزن دارم. حالا می‌خواهم برایتان مثالی بزنم تا بهتر متوجه شوید این اضافه‌وزن چه معنایی دارد و چگونه می‌توانید آن را تصور کنید.

فرض کنید یک کیسه پنج‌کیلویی در این دستتان، یک کیسه پنج‌کیلویی در دست دیگرتان، یک کیسه پنج‌کیلویی روی این کتف و یک کیسه پنج‌کیلویی روی کتف دیگر و یک کیسه سه‌کیلویی هم روی سرتان قرار دارد. حالا تصور کنید با این بار اضافه راه بروید، بخوابید، بدوید، غذا بخورید و فعالیت‌های روزانه‌تان را انجام دهید.

به‌مرورزمان چه اتفاقی برای من می‌افتد؟ دچار کتف‌درد، کمردرد، زانودرد و پادرد می‌شوم. بخشی از فعالیت‌های روزانه‌ام را از دست می‌دهم و از نظر روحی و روانی هم با مشکلات زیادی روبه‌رو می‌شوم. آقای مهندس گفتند که ما باید آرام‌آرام این بارهای اضافه را کنار بگذاریم. اما چگونه می‌توانیم این کار را انجام دهیم؟

برای مثال، فرض کنید به من بگویند که قرار است از کرج به سمت قزوین بروی؛ چه چیزهایی با خودت برمی‌داری؟ من احتمالاً یک کوله‌پشتی هفتادلیتری برمی‌دارم، چون قرار است پیاده بروم. دیگر به چه چیزهایی نیاز دارم؟ آب لازم دارم، مواد قندی نیاز دارم و تازه ممکن است هوا هم گرم باشد و به آب بیشتری احتیاج پیدا کنم. بنابراین، همه این وسایل را با خودم می‌برم. فرض کنید به من بگویند: از اینجا که حرکت می‌کنی، در طول مسیر چهار یا پنج ایستگاه وجود دارد. در اولین ایستگاه، آب و غذا در اختیارت قرار می‌گیرد. به هر شهری در طول مسیر که می‌رسی، باز هم همه‌چیز فراهم است. در ابتدای قزوین هم همین‌طور و وقتی به خود قزوین برسی، باز هم امکانات لازم وجود دارد.

من دیگر چرا باید یک کوله‌پشتی با آن حجم و وزن را با خودم حمل کنم؟ کمی راه می‌روم و اگر خسته شدم یا انرژی‌ام تمام شد، به یکی از این ایستگاه‌ها می‌رسم. آنجا برایم غذا و آب فراهم است. پس آیا باز هم چیزی با خودم می‌برم؟ خیر. بدن ما هم دقیقاً به همین شکل عمل می‌کند.

آقای مهندس در کتاب «کاهش وزن و ساختمان جسم» و در توضیحات و تحقیقاتشان بیان می‌کنند که اگر مواد غذایی در زمان مناسب و به‌اندازه کافی به بدن برسد، بدن نیازی نمی‌بیند که بار اضافه‌ای با خودش حمل کند و چربی اضافی ذخیره کند. اما من چه‌کار می‌کنم؟ از اول صبح رژیم می‌گیرم و چیزی نمی‌خورم. همین‌طور ادامه می‌دهم تا ساعت چهار بعدازظهر. بعد تصور می‌کنم اگر در این مدت حتی آب هم بخورم، بدنم آن را به چربی تبدیل و ذخیره می‌کند!

گاهی افراد می‌گویند: «به خدا، من حتی آب هم بخورم، چاق می‌شوم!» در واقع، وقتی بدن برای مدت طولانی از دریافت مواد غذایی محروم می‌شود، سازوکارهای دفاعی و تنظیمی آن تغییر می‌کند. بدن تلاش می‌کند از مواد غذایی دریافتی، بیشترین استفاده را داشته باشد و انرژی مورد نیاز خود را تأمین کند.

پس آقای مهندس ابتدا آمدند و جسم را به ما شناساندند. گفتند: این جسمی که می‌خواهید آن را لاغر کنید، چیست؟ از چه چیزی ساخته شده است؟ چه موادی لازم دارد و چه نیازهایی دارد؟ من با این وزن، به چه موادی نیاز دارم؟ بدنم چقدر آب، پروتئین، کربوهیدرات و فیبر نیاز دارد؟ چگونه باید این مواد را به بدنم برسانم تا بدنم بتواند نیازهایش را تأمین کند و مجبور نباشد انرژی اضافی را ذخیره کند؟

فکر می‌کنید به دست آوردن این اطلاعات کار ساده‌ای است؟ اگر کتاب «کاهش وزن و ساختمان جسم» را مطالعه کنید و حتی سی‌دی‌های ساختمان جسم را گوش بدهید، متوجه می‌شوید که چقدر مطالب ارزشمند و آموزنده‌ای در این زمینه مطرح شده است.

برای من هم توفیقی بود که سال‌ها پیش، در آن دوره، دبیر آقای مهندس بودم و از آموزش‌های ایشان بهره‌مند شدم. ایشان به ما یاد دادند که چگونه غذا بخوریم. حتی در قرآن هم آمده است: «انسان باید به غذای خود بنگرد.» منظور فقط نگاه کردن ظاهری به غذا نیست؛ بلکه باید بدانیم چه چیزی می‌خوریم، چه موادی وارد بدنمان می‌کنیم و این مواد چه تأثیری بر جسم ما دارند.

آقای مهندس آمدند و از روش DST برای درمان سیگار و جونز نیز استفاده کردند، در زمینه تغذیه سالم هم این روش بسیار کارساز است و ما خوشبختانه از این اطلاعات بهره‌مند هستیم. از اینکه به صحبت‌های من گوش کردید، متشکرم.

تایپ: مسافر مریم ـ لژیون چهارم ـ نمایندگی لاله کرج
عکس: مرزبان خبری، مسافر نرگس
بازبینی و ارسال: همسفر سولماز

ویژه ها

دیدگاه شما





۰ دیدگاه

در حال بارگذاری دیدگاه‌ها...