English Version
This Site Is Available In English

گروه خانواده- از ترک اعتیاد تا درمان و احیاء زندگی

گروه خانواده- از ترک اعتیاد تا درمان و احیاء زندگی

بیماری اعتیاد یکی از مسائلی است که انسان‌ها برای رهایی از آن به روش‌های مختلفی پناه می‌برند. بعضی از این روش‌ها ممکن است به قطع مصرف منجر شوند؛ اما این به‌معنای درمان پایدار اعتیاد نیست. زمانی‌که هنوز با کنگره۶۰ آشنا نشده بودیم مسافرم می‌خواست به روش سقوط آزاد اعتیادش را ترک کند؛ بنابراین تصمیم گرفت در خانه مصرف خود را قطع کرده و چند روزی استراحت کند. در ساعت‌های اولیه این کار ساده به‌نظر می‌رسید؛ اما پس از حدود ۱۰ساعت، علائم آشکار ترک شروع شد. بدن‌درد و آبریزش بینی داشت و حالش بسیار آشفته بود که از او درخواست کردم به پزشک مراجعه کند؛ اما او گفت: این اتفاقات کاملاً طبیعی است و باید تحمل کنم تا حالم بهتر شود. نگران او بودم زیرا از شدت درد به خود می‌پیچید. این علائم تا 3 روز ادامه داشت و بعد از آن کمتر شد. من هم خوشحال بودم که مسافرم تصمیم خود را گرفته و با اراده‌اش می‌تواند زندگی را از نو بسازد؛ اما متأسفانه پس از گذشت یک‌ هفته احساس می‌کردم او اصلاً در این دنیا نیست. حال روحی بسیار بدی داشت، مدام می‌خوابید و حوصله هیچ‌کاری را نداشت. زندگی برایش بی‌معنا شده و بسیار بدخلق و نامهربان شده بود. مدتی را در NGO دیگری با راهنمایی یکی از دوستانش گذراند؛ اما این مسیر ادامه‌دار نبود و دوباره به مصرف بازگشت.

روش‌هایی مثل داروهای گیاهی، قرص B2 و متادون را نیز امتحان کرد؛ ولی نتوانست از هیچ‌ کدام از این روش‌ها نتیجه‌ای بگیرد؛ زیرا پروتکل درمانی مشخصی برای کاهش یا قطع مصرف هیچ‌ کدام از این داروها وجود ندارد و قطع ناگهانی آن‌ها همان عوارضی را نشان می‌دهد که در ترک تریاک وجود دارد. من آن زمان به‌دلیل نداشتن آگاهی فکر می‌کردم مسافرم از سر لذت‌جویی دوباره به مصرف مواد روی آورده است. روش‌های متعددی برای ترک اعتیاد وجود دارد که تاکنون هیچ‌کدام به درمان قطعی اعتیاد منجر نشده‌اند و برخی از این روش‌ها آسیب‌های جبران‌ناپذیری به‌همراه دارند. خوشبختانه پس از ورود به کنگره۶۰ و آشنایی با صورت‌مسئله اعتیاد، متوجه شدم که برای درمان با روش DST باید سه‌ مقوله را به‌درستی بشناسیم: انسان، مواد مخدر و اعتیاد.

انسان از دو بخش تشکیل شده است: صور آشکار و صور پنهان. صور آشکار بخش‌هایی از وجود انسان هستند که آشکارا دیده می‌شوند و قابل لمس‌ هستند مانند جسم و فیزیولوژی. صور پنهان نیز بخش‌هایی از وجود انسان هستند که پنهان‌ بوده و قابل لمس نیستند؛ مانند عقل، نفس، روح و آرشیو. در بدن انسان سیستمی وجود دارد که به‌دلیل ناشناخته‌‌ بودن بخش‌های زیادی از آن سیستم ایکس نامیده می‌شود. نوروترانسمیترها، غدد درون‌ریز و برون‌ریز و مدیاتورها بخشی از این سیستم هستند. این سیستم مواد شبه‌افیونی را ترشح می‌کند که باعث برقراری تعادل در بدن ما می‌شوند. هر عاملی که این سیستم را از تعادل طبیعی خارج کند، آنتی‌ایکس نامیده می‌شود. خارج‌شدن این سیستم از تعادل کارکرد تمامی بخش‌های دیگر بدن را نیز با اختلال مواجه می‌کند.

مغز انسان توسط تعدادی از سلول‌ها محافظت می‌شود که اجازه ورود هر ماده‌ای را نمی‌دهند. به مجموعه این سلول‌ها «سد خونی مغز» گفته می‌شود. متأسفانه مواد مخدر نوعی آنتی‌ایکس هستند که می‌توانند از سد خونی مغز عبور کنند و باعث اختلال در سیستم ایکس شوند. شناخت انسان به من کمک کرد تا بتوانم مسافرم را درک کرده و متوجه شوم چرا با سقوط آزاد نتوانست ادامه دهد و دوباره به مصرف مواد بازگشت. مصرف‌کننده مواد مخدر، بیماری است که به هر دلیلی به مصرف مواد روی آورده و باعث جایگزینی مخدرهای بیرونی به‌جای مواد شبه‌افیونی طبیعی بدن شده و در جسم خود تخریب به‌وجود آورده است.

برای درمان اعتیاد باید سه مولفه جسم، روان و جهان‌بینی به تعادل برسند. در روش DST، فرد مصرف‌کننده می‌تواند به‌صورت تدریجی با ضریب ۰/۸ و در پله‌های ۲۱ روزه با میزان مشخصی از داروی OT و در 3 وعده با زمان مشخص‌شده توسط راهنمای خود، درمان جسمش را آغاز کند. بدن انسان تنها ماشینی است که می‌تواند خودش را ترمیم و بازسازی کند. با روش DST به بدن اجازه می‌دهیم عملیات معکوس را انجام دهد و سیستم شبه‌افیونی بدن را که از تعادل خارج شده بود به چرخه طبیعی بازگرداند. به این ترتیب فرد مصرف‌کننده، جسم خود را با دارو، زمان و مقدار مناسب درمان می‌کند.

خلق‌وخوی انسان رابطه مستقیمی با جسم و جهان‌بینی او دارد تا زمانی‌که دردی در جسم من وجود دارد نمی‌توانم به تغییر نگرش خود توجه داشته باشم؛ بنابراین با درمان جسم، بخش زیادی از روان نیز به تعادل می‌رسد و بخش دیگر آن به دیدگاه من نسبت به جهان و محیط اطرافم مربوط می‌شود. تفکرات، نگرش، رفتار و کردار افیونی و ضد ارزشی با آموزش‌ها و به‌کارگیری متون جهان‌بینی و تبدیل آن‌ها به رفتارهای درست و صحیح اجتماعی، اصلاح می‌شوند و روان و خلق‌وخوی فرد به تعادل می‌رسد؛ در نهایت این فرآیند به درمان اعتیاد منجر می‌شود. مهم‌تر از درمان، به‌ تعادل‌ رسیدن فرد در تمام سطوح و امور زندگی است. علمی که تجربه شده باشد سندی است بدون نقص. مهندس دژاکام با روش DST زندگی بسیاری از انسان‌های ازیادرفته را دگرگون کردند و به آن‌ها حیاتی دوباره بخشیدند.

روش DST همراه با آموزش‌های جهان‌بینی به افراد کمک می‌کند تا با بالابردن آگاهی درباره جسم و نیازهای آن و به‌کارگیری این آموزش‌ها، سبک زندگی خود را تغییر دهند. در این مسیر قبل از هر کاری ابتدا باید تفکر کرد؛ تفکری که راه به عقب نداشته باشد، همچنین لازم است از کسانی‌که در این مسیر به‌درستی حرکت کرده‌اند، آموزش بگیریم. مثلث دانایی که همان تفکر، آموزش و تجربه است نقش مهمی در تغییر مسیر بسیاری از انسان‌های دربند داشته است. در روش DST، هدف تنها پایان‌دادن به مصرف نیست؛ بلکه بستن پرونده اعتیاد در زندگی افراد مصرف‌کننده برای همیشه و زندگی‌کردن با حال خوش و سرشار از انرژی است.

تجربه ترک‌های ناموفق اگرچه سخت و طاقت‌فرسا بود و بازگشت دوباره به عقب را به‌همراه داشت؛ اما توانست نقطه تفکری برای ابداع روش DST توسط مهندس دژاکام ایجاد کند. به‌ گفته این بزرگ‌مرد، اتفاقات بد زندگی، لعنت خداوند نیستند؛ بلکه رحمتی هستند که اگر با دید درست به آن‌ها نگاه شود، باعث ایجاد نقطه تفکر در انسان، پیشرفت او و رسیدن به مقام والای انسانی می‌شوند. آموزش‌های ناب کنگره به من کمک کرد تا یاد بگیرم از مشکلاتم کوه نسازم که نتوانم آن‌ها را جابه‌جا کنم؛ بلکه از مشکلات پلی بسازم تا از آن‌ها عبور کنم. هر انسانی در این دنیا رسالتی برعهده دارد که باید آن را به‌پایان برساند. اگر ارزش و گوهر وجودی خودش را پیدا کند و خود را هیچ‌ و‌ ناچیز نپندارد، می‌تواند به قله‌های رفیع انسانیت و آزادگی دست پیدا کند. ما گوهر وجودی خود را در جایی گم کرده‌ایم و باید آن را بیابیم. تفاوت زیادی بین قطع مصرف مواد و فرآیند درمان اعتیاد وجود دارد. در کنگره۶۰ این امکان برای مصرف‌کنندگان وجود دارد که به درمان قطعی اعتیاد برسند.

در پایان خداوند را هزاران هزار بار شکر می‌کنم که اذن ورود به کنگره را به من عطا کرد تا بتوانم واقعیت‌های زندگی‌ام را بهتر ببینم و در این بعد از جهان خاکی، بهشت را تجربه کرده و در صلح و آرامش با خود، زندگی جدیدی را با سبک درست آغاز کنم. کنگره۶۰ همان‌گونه که آقای مهندس این نام زیبا را برای آن انتخاب کرده‌اند، جمعیت احیای انسانی است. انسان مرده وارد کنگره می‌شود و احیاء شده، روش درست زندگی‌کردن، سبک درست غذاخوردن برای سلامتی و هر آن‌چه را که یک انسان برای زیستن لازم دارد، می‌آموزد.

نویسنده: ایجنت همسفر زینب
رابط خبری: راهنمای تازه‌واردین همسفر افضل
عکاس: همسفر الهه رهجوی راهنما همسفر فهیمه (لژیون دوم)
ارسال: همسفر فرزانه رهجوی راهنما همسفر فهیمه (لژیون دوم) دبیر سایت
همسفران نمایندگی یزد

ویژه ها

دیدگاه شما





۰ دیدگاه

در حال بارگذاری دیدگاه‌ها...