سیزدهمین جلسه از دوره ششم کارگاههای آموزشی عمومی کنگره ۶۰ ویژه مسافران و همسفران نمایندگی غزالی مشهد با استادی راهنما مسافر ابوالفضل، نگهبانی مسافر جمال و دبیری مسافر جمال با دستور جلسه ("بزرگداشت آقای مهندس و دستاوردهای علمی ایشان ( مقالات تخصصی ، درمان سیگار و کاهش وزن ) روز پنج شنبه مورخ ۱۴۰۵/۰۸/۱۴ رأس ساعت ۱۷:۰۰ آغاز گردید.

خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان، ابوالفضل هستم، مسافر. خدا را شکر میکنم که ضمن فرصت حیات، فرصت حضور در بین شما عزیزان را دارم. از گروه مرزبانی، ایجنت محترم و دوستانی که اجازه دادند من در این جایگاه خدمت کنم، تشکر میکنم.
حقیقتاً با توجه به اینکه دستور جلسه این هفته در مورد دستاوردهای جناب مهندس است، در مورد مقالات احساس نمیکنم در جایگاهی باشم که بتوانم صحبت کنم. در مورد اضافهوزن هم، چون خودم اضافهوزن دارم، صحبتی نمیکنم؛ اما در مورد سیگار، امروز با پیشنهاد ایجنت محترم تصمیم گرفتیم که با شال راهنمای ویلیام در این جایگاه بنشینم و کمی در مورد سیگار صحبت کنیم تا بدانیم حقیقتاً دستاورد آقای مهندس چقدر عظیم بوده است.
الان افتخار این را دارم که در لژیون سردار صحبت کنم. چیزی که خودم میبینم، نیازی به تحقیق و بررسی ندارد. همین صد یا دویست نفری که در اطراف خودم میشناسم، کافی هستند. واقعاً افرادی را میبینم که برای سیگار نکشیدن به خودشان فشار میآورند و عذاب میکشند تا ناس مصرف نکنند. گاهی اوقات زندگی و رفتارشان بهخاطر این مسئله مختل میشود.
افرادی را میشناسم که به من میگویند: آقا، تو چطور سیگار را ترک کردی؟ من خودم روزی یک پاکت سیگار قرمز مصرف میکردم و این افراد شاهد بودند. حالا که میبینند سیگار نمیکشم، از من میپرسند: چطور شد؟ به ما هم بگو تا ما هم نکشیم.
هرچقدر فکر میکنم که چه چیزی باید به این افراد بگویم و چطور توضیح بدهم که چه مسیری طی شده تا این راه کشف شود و چه مسیری باید طی شود تا درمان اتفاق بیفتد، فقط سکوت میکنم. نهایتاً میگویم: «خب، نکش دیگر!» حتی به خودم اجازه نمیدهم که آنها را با آدامس نیکوتین درگیر کنم یا به آنها برنامه بدهم که مثلاً آدامس را به این شکل مصرف کنند. دخالت نمیکنم و میگویم هر طور که خودت صلاح میدانی، عمل کن.
چون حقیقتاً خارج از این محیط و خارج از لژیون درمان سیگار، این اتفاق نمیافتد. هرچقدر هم که فرد تبحر و خودکنترلی داشته باشد، این درمان فقط در لژیون سیگار اتفاق میافتد.
من وقت کمی دارم و میخواهم بهخصوص برای عزیزانی که اینجا حضور دارند و درگیر مصرف سیگار، ناس یا قلیان هستند و بهطور کلی به نیکوتین وابستگی دارند، چند نکته را مطرح کنم.
در سیدی «نیکوتین» که مرحوم دکتر حاج رسولی درباره آن صحبت کردهاند و همچنین در سیدی «سیگار و جایگزین» که آقای مهندس بهخوبی توضیح دادهاند، مطالب ارزشمندی وجود دارد. طبیعتاً تمام افرادی که در سفر اول هستند، این سیدی را نوشتهاند؛ اما میخواهم کمی درباره نیکوتین صحبت کنم.
نیکوتین مادهای است که در گیاه توتون وجود دارد و در گیاهان دیگر به این شکل وجود ندارد. مقادیر بسیار کمی از آن ممکن است در بعضی مواد غذایی وجود داشته باشد، اما منبع اصلی نیکوتین، گیاه توتون است.
وقتی ما به هر شکلی گیاه توتون را مصرف میکنیم، نیکوتین وارد جریان خون میشود، از سد خونی مغز عبور میکند و با جایگزین شدن در فرایندهای مرتبط با نیکو آمید، روی عملکرد بدن تأثیر میگذارد.
نیکوآمید یکی از ترکیبات مرتبط با گروه ویتامینهای B است. همانطور که میدانید، یکی از وظایف این ترکیبات در بدن، مشارکت در فرایندهای آزادسازی انرژی است. اگر بخواهم ساده توضیح بدهم، مثل حسابداری است که تنخواه در اختیار افراد قرار میدهد تا بتوانند کارهایشان را انجام دهند. همه حسابدار را دوست دارند؛ چون تنخواه در اختیارشان میگذارد!
نیکوتین هم با تأثیر بر سیستم پاداش مغز و آزادسازی موادی مانند دوپامین و اندورفین، احساس لذت و انرژی ایجاد میکند تا بدن بتواند فعالیتهای خود را انجام دهد.
وقتی نیکوتین مصرف میکنیم، فرایندهایی شبیه به آنچه در وابستگی به مواد مخدر ایجاد میشود، در بدن شکل میگیرد و ما به نیکوتین وابسته میشویم.
کسانی که تجربه مصرف نیکوتین را به هر شکلی دارند، میدانند که این ماده چقدر میتواند در رفتار انسان تغییر ایجاد کند. من خودم همیشه قبل از اینکه بخواهم به مسافرت بروم، یک طرف ماشین محل جاسازی مواد مخدر بود و طرف دیگر محل جاسازی سیگار و ناس و موادی که مصرف میکردیم.
به همین دلیل، از نظر من تفاوتی در اصل وابستگی بین ماده مخدری مثل هروئین و سیگار وجود ندارد. من همیشه این مثال را برای بچهها میزنم و میگویم: وقتی پای تو به جایی بسته باشد، اصلاً فرقی نمیکند که با چه چیزی بسته شده است؛ با زنجیر، طناب یا حتی یک نخ محکم. در هر صورت، پای تو بسته است.
برای رهایی از سیگار هم باید در لژیون درمان سیگار و با نظر راهنما، پروتکل مربوطه را انجام بدهیم تا به درمان برسیم.
وقت من هم دارد تمام میشود. فقط میخواهم دو نکته کوچک دیگر درباره نیکوتین بگویم تا عزیزان بدانند که این مسئله چقدر جدی است.
کسی که نیکوتین مصرف میکند، در فضایی بسیار ابری و مهآلود قرار دارد و گاهی متوجه نیست که با خودش چه میکند.
من همیشه از خدا میخواهم که اگر عیبی در وجود من هست، خودم به آن عیب آگاه باشم؛ چون گاهی اوقات عیبی در من وجود دارد، اما دیگران من را با همان عیب پذیرفتهاند. مثلاً من را بهعنوان یک آدم چاق، ناسی، سیگاری یا فردی که یک خصلت بد دارد، قبول کردهاند. همین مسئله باعث میشود که من تصور کنم همهچیز خوب است و هیچ مشکلی وجود ندارد.

نیکوتین، مانند مواد مخدر، برای مدتی در بدن باقی میماند و در بازه زمانی حدود دو تا سه هفته پس از مصرف، با آزمایشهای مربوطه قابل تشخیص است.
آقای مهندس، روحشان شاد، همیشه میگفتند اگر برای خدمت، یک سفر دومی سیگاری و یک سفر اولی دارید، ترجیح این است که به فردی که سفر اولش را بهدرستی انجام میدهد، خدمت واگذار شود، نه کسی که سفر دوم است اما همچنان سیگار مصرف میکند.
من خودم تقریباً دو سال و نیم تا سه سال راهنمای تازهواردین بودم. افرادی را که به دلایل انضباطی برمیگشتند و دوباره فرم جبران خسارتشان را پر میکردند، میدیدم. یکی از دلایل اصلی بازگشت آنها، عدم درمان سیگار بود.
بنابراین، خواهش میکنم حالا که به لطف خداوند و با بزرگمردی آقای مهندس این روش کشف شده است، قدر آن را بدانیم.
اینکه ما صحبت کنیم، تشکر کنیم و دعا کنیم، همه درست است؛ اما زمانی قدر این دستاورد را میدانیم که سفر کنیم و سفر سیگار خودمان را به پایان برسانیم.
برخلاف چیزی که خیلیها تصور میکنند، سفر سیگار سفر سختی نیست. این سفر فقط به نظم نیاز دارد. اگر بخواهم مثالی بزنم، در یک ماشین، چیزی که وظیفه اصلی هماهنگی ساختار را بر عهده دارد، تایمینگ است. در سفر سیگار هم اصل موضوع، نظم داشتن است.
وقتی شما در دسترس شیطان باشید، مدام شما را صدا میکند. وقتی همیشه دروغ میگویید، در دسترس هستید؛ وقتی همیشه سیگار میکشید، در دسترس هستید؛ وقتی بسته ناس در جیبتان است، همیشه در دسترس هستید.
به همین دلیل، ما باید این بندها را یکییکی قطع کنیم. یکی از اصلیترین بندهایی که واقعاً باعث رهایی ما میشود، همین وابستگی به نیکوتین است.
من خودم این موضوع را تجربه کردهام. بهعنوان فردی که در سفر دوم هم سیگاری بودم و در سفر اول هم سیگار مصرف میکردم، این تجربه را دارم. دوازده سال هم سیگار مصرف کردم و هم ناس. امروز که رهایی و آزادی از این بندها را تجربه میکنم، میگویم واقعاً حیف است که این مسیر در دسترس ما باشد و از آن استفاده نکنیم.
در پایان امیدوارم تمام کسانی که با این مسئله درگیر هستند، ترسها و شکهای خودشان را کنار بگذارند، چه در اینجا و چه در پارک نیلوفر آبی که لژیونها برقرار هستند، از همین هفته جدید سفر سیگار خودشان را شروع کنند. از اینکه به صحبتهای من گوش کردید سپاسگزارم.
مرزبان خبری: مسافر مهدی
عکس: مسافر محمد لژیون ششم
تایپ: مسافر مهدی لژیون یکم، مسافر محمد لژیون ششم، ویرایش و ارسال خبر: مسافر مهدی لژیون یکم
گروه سایت نمایندگی غزالی مشهد
- تعداد بازدید از این مطلب :
3