جلسه ششم از دوره سیام کارگاههای آموزشی خصوصی همسفران کنگره۶۰ نمایندگی رودهن به استادی اسیستانت پارکها همسفر نرگس، نگهبانی همسفر فریبا و دبیری همسفر مریم با دستور جلسه «بزرگداشت آقای مهندس و دستاوردهای علمی ایشان (مقالات تخصصی، درمان سیگار و کاهش وزن)» روز سهشنبه ۱۲ آبان ماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۶:۰۰ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:
با احترام و سپاس از آقای مهندس به پاس سالها تلاش، تحقیقات و مقالات ایشان که همیشه تا ابد ماندگار است. از همه خدمتگزاران نمایندگی رودهن و ایجنت همسفر نازنین برای این فرصت و دعوت تشکر میکنم. خب شرایط، شرایط خاصی است و در این شرایط هم در جایگاه استادی صحبت کردن یک مقدار سنگین و سخت است؛ ولی این باید بشود. با هر شرایطی ما باید قوی باشیم و حرکت کنیم. آقای مهندس محقق، پژوهشگر و دانشمند این عرصه بودند و باید همیشه از دستاوردها، سخنان و مقالات ایشان صحبت کنیم. خب اگر بخواهم خیلی کوتاه در رابطه با دستور جلسه صحبت کنم که خیلی سخت است.
واقعاً در رابطه با کشفیات آقای مهندس حسین دژاکام، تحقیقات ایشان، مقالاتی که تایید شده است خیلی میشود صحبت کرد. من به واسطه خدمتی که در کنگره دارم هر هفته آن بزرگوار را میدیدم و از آموزشهایی که در جلسه اسیستانتها داشتیم واقعاً کمال استفاده را میکردم که انشاءالله بتوانم انجام بدهم. من به این باور رسیدهام و این آموزش را گرفتهام که ایشان رسالتی در این بعد از حیات داشتند و رسالت ایشان به پایان رسیده است؛ ولی این رسالت در بعدهای دیگر ادامه دارد. یادم میآید وقتی که برادر آقای مهندس فوت کرده بودند، ایشان پیامی به بازماندگانشان داده بودند و این بود که سفرت به سلامت. سفر دیگری آقای مهندس در بعد دیگری شروع کرده است که انشاءالله در آرامش و سلامتی باشد و مطمئنم که همینطور است.
خب ایشان استاد همه ما بودند، هستند و تا ابد هم خواهند بود و این وظیفه من است که به عنوان خدمتگزار باشم. ایشان همیشه میفرمودند: «شما سربازان کنگره هستید.» این رسالت را ما در حد توان خودمان ادامه بدهیم، سختی بیشتر، پر تلاشتر و گامهای بزرگتری برداریم. انشاءالله خدا توان و تحمل بدهد به خانم آنی بزرگ، خانم آنی کماندار، آقای دکتر امین و خانم شانی. صبری عطا کند که این دوران را به خوبی طی کنند. سخت است ولی این عزیزان آنقدر قوی هستند که به خوبی این دوران را انشاءالله طی میکنند و من به عنوان مسئول و خدمتگزار باید در کنار این عزیزان باشم و تسلیمتر و فرمانبردارتر حضور داشته باشم. دانش و علم در نهایت به آنجایی که باید برسد میرسد. همیشه گفته شده است که حکم قاضی در زمان حیات خودش، باعث افتخار نمیشود؛ بلکه بعد از آن است که باعث افتخار میشود.
واقعاً از این به بعد است که به شگفتی و کار عظیمی که آقای مهندس انجام داده است و دستاوردهای ایشان پی خواهیم برد. دستاوردهای بزرگی داشتند از جمله و مهمترین دستاوردشان به تعادل رساندن سیستم ایکس، روش DST و تغییر نگاه در انسانها است این خیلی مهم است. یک همسفر در طول سفری که دارد چه قدر تغییر کرده است؟ در آموزشها وجود دارد که انسانها را نباید قضاوت کنیم، انسانها را نباید با گذشته خودشان در نظر بگیریم و قضاوت کنیم، انسان قابل تغییر است و این را آقای مهندس خیلی خوب به ما درس دادند که تغییرات باعث تبدیلات و ترخیصها میشود. در سیدی عالم غیب مهمترین چیز یا کلیدیترین مورد این بود که من سپاسگزاری را یاد بگیرم، سپاسگزار داشتهها باشم و اینجا از شما میخواهم که سپاسگزار آن چیزی باشید که آقای مهندس بر سر راه ما قرار داد. این یک چیزی است که من هیچ وقت یادم نمیرود.
آقای مهندس مقالاتی که ارائه دادند و تحقیقاتی که انجام دادند به عنوان بهترین سخنران همایشی شدند که در سئول کره جنوبی برگزار شده بود. من مقاله را که داشتم میخواندم واقعاً به این پی بردم که چه قدر ایشان به طور خالصانه و عاشقانه خدمت میکنند، چه قدر به فکر همنوعان و انسانهای دیگر هستند، چه قدر استادها به ایشان احترام میگذارند و چه قدر خودشان احترام گذاشتند. نکات کلیدی را عرض کردند که واقعاً برای من شگفتی داشت. این که نکات کلیدی چه قدر میتواند تاثیر بگذارد روی تغییر نگاه انسانها. آقای مهندس و خانواده ایشان، تمام نگرانی آنها این بود که برای آرامش انسانها شبانه روز تلاش کنند. من شاهد و ناظر تلاشهایشان بودم و این را سرلوحه زندگی خودم قرار دادم اگر یک چیزی میخواهم، اگر خواستهای دارم باید در راهش تلاش کنم به آن خواسته برسم.
خب خواسته آقای مهندس چه بود؟ خواسته آقای مهندس تغییرات، اکتشافات، درمان خیلی از بیماریها، درمان انسانها و رسیدن به تعادل بود که سیستم ایکس به تعادل برسد و روش DST که خیلی روش بزرگ و مهم است. انسان ها وقتی در این دوره یک مسئولیتی را دارند فراموش نکنند که نسبت به آن مسئولیت متعهدند و پیمانی بستهاند که در برابر این مسئولیت باید صد خودشان را بگذارند. آقای مهندس در هر زمینهای انسانها را راهنمایی میکرد. من نرگس اگر بخواهم خودم را قبل از کنگره و بعد از کنگره مقایسه کنم میتوانم بگویم که 180 درجه تغییر کردهام با آرامش و آسایشی که به من داده است. به نوعی آقای مهندس پدر معنوی همه ما بوده است خب حالا من چه وظیفهای دارم؟ وظیفه من در درجه اول این است که تلاشم را چندین برابر کنم. خدا به ما توان میدهد، آقای مهندس یکی از راهکارهایی که داد این بود که تواناییهای درونمان را بشناسیم، قدرتمندیم، تواناییم، بشناسیم و استفاده کنیم. برای من که اینطوری بوده است.
یکی دیگر از راههایی که بتوانیم یک ذره از زحمات ایشان را جبران کنیم، جشن گلریزان است که در پیش داریم انشاءالله بتوانیم عضو لژیون سردار شویم، به نظر من باید پرداختیهای ما نسبت به قبل دو چندان باشد؛ چون سهیم هستیم در رهایی یک نفر که در 150 یا 160 نمایندگی که در ایران داریم. در هر شهری که یک نفر رها میشود باید سهیم باشیم من در عضویت لژیون سردار این را میخرم که در رهایی و به آرامش رسیدن یک نفر سهیم باشم، در تحقق خواستههای مهندس سهیم باشم. دیگر اینکه من دوست دارم و حس من این است که تزکیه و پالایش را که شروع کردم، بیشتر روی خودم کار کنم تا بتوانم انسان بخشنده، با آرامش، متعادل و قدرتمندی برای رسیدن به خواستههایم باشم.
درست است جسم فیزیکی آقای مهندس در کنار ما نیست؛ ولی ما را احساس میکند، ما را میبیند، عملکرد ما، حس ما و تغییرات ما را میداند، همانطور که با غم افراد غمگین میشدند، با خوشحالی ما هم خوشحال میشوند؛ پس عملکرد ما در نبود ایشان خیلی مهم است. دستاوردها، کتاب، مقاله و نوشتارهای زیادی را ارائه دادهاند و این حقیقت است. حقیقت چه است؟ آن چیزی است که باورهای من را، خواسته من را به تحقق میرساند؛ یعنی اهمیت دادن به باورها، به عقایدم میشود حقیقت. حقیقت هم بوده و هست و هم خواهد بود.
آقای مهندس حقیقتی بود که ما از دستش دادیم؛ ولی این لطفی که به ما داشته و این نعمتهایی که به ما داده که در مورد هر کدام از دستاوردها در این هفته تا چهلم هر هفته صحبت میشود و این تا ابد میماند. اینها حقیقتی هستند علمی کاربردی و نتیجه آن را هم تکتک میتوانید اول از درون خودتان ببینید بعد درون دیگران، قرار است که ما قوی شویم، دردها و رنجها یا انسان را به قهقرا میبرد یا به درجه بالاتری صعود میکند؛ پس ما که در کنگره هستیم به عنوان همسفر آموزش میگیریم؛ باید این درد و رنجها ما را قوی کند و بالا ببرد. آقای دکتر امین در صحبتهایی که داشتند انسانها را هدایت میکردند، به صبر، هدایت میکردند به اینکه در هر زمینه ما باید کوشا باشیم و توانمند باشیم.
در لایو فکر کنم دو هفته پیش بود صحبت کردند که از هر 10 هزار فقط نفر یک نفر وارد کنگره میشود؛ پس09999 هزار نفر مصرف کننده هستند که مسیر را پیدا نکردهاند و راه کنگره را پیدا نکردهاند، این ما هستیم که کمک کنیم و قویتر قدم را برداریم تا عزیزان بیشتری به کنگره بیایند. در آخر هم میخواهم بگویم پایان هر نقطه سرآغاز خط دیگریست. اگر من این را بدانم که وارد یک مجموعهای شدم که این مجموعه کمک کرده است که من رشد پیدا کنم، ارتقاء پیدا کنم، در مسیری که شروع کردم، در مسیری که قرار دارم میتوانم هم آموزشهای کافی را ببینم هم بهترین آموزشها را بدهم.
یک نکته از کتاب «عبور از منطقه ۶۰ درجه زیر صفر» را میخواهم بخوانم که در این چند روز بارها و بارها خواندهام و هم کتابهای دیگر ایشان را. آقای مهندس در بخشی از کتاب نوشتهاند، امروز، ۱۷ روز از فصل زایش میگذرد. تصمیم گرفتم برای حسن ختام کتاب و خداحافظی از همسفران، دوستان، کنگره و همچنین از بقیه استادانی که در این مهم، راهگشایی ما بودند، بخواهم هر کدام سخنی یا خطابهای برای همسفران آینده ایراد بفرمایند؛ البته مثل اینکه گفتم خداحافظی؛ اما در حقیقت، هیچ خداحافظی نمیتواند تا ابد باشد؛ چون پایان هر نقطه، سرآغاز خط دیگری است. اگر شما به امید خداوند و اراده راسخ خود، این سفر را با موفقیت به پایان برسانید، دیگر هیچ وقت بین ما و شما خداحافظی وجود ندارد و پیوند محبت، ما و شما را به هم وصل مینماید، خواه ما در این حلقه از آفرینش باشیم و خواه هر کجای دیگر، وقتی ما را صدا بزنید نزد شما هستیم و این در فکر نمیگنجد؛ باید تعمق بنمایید.
انشاءالله خداوند به همه ما قدرت بدهد که بتوانیم به آنجایی برسیم که که انشعاب یافتهایم و در مسیر کنگره با تزکیه و پالایش بمانیم. میشود گفت ما تقریباً پیشگامانیم که داریم راه آقای مهندس را ادامه میدهیم و این که در ادامه برداشته میشود، پوشش و حقیقت برملا میشود. من از دستاوردهای آقای مهندس که هدفشان بوده است و تا درصد بالایی هم موفق شدند و به انجام رسیده است در ادامه بیان میکنم و ما هم در ادامه مسیر حتما باید تلاش خودمان را بکنیم این را در نظر داشته باشیم که در چه زمینههایی کنگره فعالیت داشته که ماهم باید باشیم و فعالیت کنیم.
اهداف کنگره۶۰ تنها اهداف آقای مهندس است. گسترش فعالیتهای علمی و تحقیقاتی پزشکی، درمان خیلی از بیماریها، سرطانها، روی نمونههای جانوری جواب گرفته شد و مقالاتش هم تایید شده است. امیدوارم در ادامه در آینده که آرزوی آقای مهندس بود است روی انسانها هم این عمل انجام بگیرد که قبلا این پایلوت روی انسانها انجام گرفته. بعد مرحله جانوری و بعد اجازهاش را بگیرند که در ادامه انشاءالله با این روش انسانها به سلامتی برسند. این مقالات در سطح جهانی ارائه و تایید شده و علمی است. راه اندازی آزمایشگاه و تکوین پروژه ساختمانی دانشگاه، همینطور که میدانید سال ۱۳۹۹ کلنگ دانشگاه زده شد و مسافر من مجری ساخت دانشگاه بوده و هست. ما واقعاً تا ۷۲ ساعت باور نمیکردیم و امید به برگشت داشتیم و من باور نمیکردم تا این که به آرامگاه ایشان رفتم؛ اما بعد از چندین بار که در این مدت به آرامگاه رفتم کمی آرامش پیدا کردم و خودم را آماده میکنم که بپذیرم. خب مسافر من هم وقتی متوجه شدند هقهق گریه میکردند و برای همه ما سخت است.
ولی من و ایشان معتقدیم که رسالت آقای مهندس در بعد فیزیک به پایان رسیده است و رسالت دیگری دارند؛ حتی در جهانهای دیگر. این عشق ورزیدن به انسانها، این آرامش و به تعادل رسیدن را ادامه بدهند و این رسالتشان در بعدهای دیگر است. موضوع به تعادل رسیدن اعضاء کنگره۶۰ در رأس، بعد متد DST، بعد اضافه وزن مطرح کردهاند که خیلی جواب داده است. قدیمیهای کنگره۶۰ که اضافه وزن داشتند برای آقای مهندس مهم بود و انجام شد و خیلی نتیجهای خوبی داشت. عزیزانی بودند که اضافه وزن داشتند و خدمتگزار بودند؛ باید لژیون آنها بسته میشد یا از خدمت معلق میشدند. وقتی خدمت آقای مهندس اعلام میکردیم که این افراد خدمتگزار هستند، آقای مهندس میفرمودند: «اگر سیستم را دوست دارید برای بقای سیستم و نظم سیستم این کار را انجام بدهید.» من دوستشان دارم که به آنها میگویم اضافه وزن دارید؛ باید خدمتتان را بگذارید بروید، دوستشان دارم که میگویم وزنشان را کم کنند. ببینید چه قدر بزرگوار بودند و این باعث شد که من وقتی توضیح میدادم به عزیزان آنها قبول کنند و بپذیرند. آقای مهندس حرکت میکردند و قانون را میگذاشتند.
ارسال گزارش آمارها و عملکردهای کنگره به مسئول سازمانهای مربوطه هست. نمیدانم همایش دانش اعتیاد را شرکت کردید یا نه. در روز دوم اختتامیه چه قدر از یاد و خاطره آقای مهندس گفتند. مدیر مددکار اجتماعی و چندی از مدیران دیگر در این همایش از خاطرات آقای مهندس کلیپی آماده کردند و اجرا کردند. یادم است با آقای مهندس جلسهای که داشتیم تشویق میکردند ما را که هم خودمان و هم نمایندگیهای که مربوط به ما هستند در این همایش شرکت کنیم. خانم کماندار میگفتند آقای مهندس روزی که در بیمارستان بودند گفتند من خوب میشوم و در این همایش شرکت میکنم؟ خیلی برای ایشان مهم بود.
خانم کماندار گفتند چون یک هفته از این ماجرا گذشته بود و خیلی سخت بود که در این همایش شرکت کنند به دکتر امین گفتم که من نمیتوانم شرکت کنم من را کنسل کنید خب مقالهای بود باید ارائه میکردند. دکتر امین گفتند مگر حال من خوب است؟ حال من هم خوب نیست؛ ولی مگر پدر این را نخواسته بود تا لحظه آخر میگفت حالم خوب شود که در این همایش شرکت کنم. جهانی شدن کنگره خیلی برایشان مهم بود. خب پروژه دانشگاه هم که تقریباً ۷۰ درصد آن تمام شده است و در ادامه هم تکمیل میشود همیشه دوست داشتند دانشگاه افتتاح شود و علم کنگره با آکادمی شدن کنگره جهانی بشود. حتماً که خیلی موثر خواهد بود.

مرزبانان کشیک: همسفر لیلا و مسافر مجتبی
تایپیست: همسفر الهام رهجوی راهنما همسفر نسیم (لژیون هفتم)
عکاس: همسفر زهره رهجوی راهنما همسفر نسیم (لژیون هفتم)
ویرایش و ارسال: مرزبان خبری همسفر لیلا
همسفران نمایندگی رودهن
- تعداد بازدید از این مطلب :
274