برداشت من از دستور جلسه این هفته این است که گاهی ارزشمندترین اتفاقات زندگی انسان، از دل سختترین تجربههای او به وجود میآیند.
اگر کمی عمیقتر به مسیر مهندس حسین دژاکام نگاه کنیم، چیزی که برای من جالب است، تنها دستاوردهایی نیست که امروز در «جمعیت احیای انسانی کنگره ۶۰» شاهد آن هستیم، بلکه نوع نگاه ایشان به مسائل و مشکلات است.
به نظر من تفاوت اصلی در اینجاست که برخی انسانها وقتی با مشکلی روبهرو میشوند، تمام تلاششان را میکنند تا صرفاً از آن شرایط خارج شوند؛ اما برخی دیگر تلاش میکنند بفهمند چرا آن مشکل به وجود آمده و چه درسی باید از آن بگیرند.
من فکر میکنم یکی از ویژگیهای مهم تفکر آقای مهندس همین بوده است؛ اینکه بهجای پذیرفتن راهحلهای سطحی، به دنبال ریشهیابی و شناخت عمیق مسئله رفتند. موضوع اعتیاد سالها از زوایای مختلف بررسی شده بود، اما نگاه متفاوت ایشان باعث شد مسئله درمان به شکلی نوین مطرح شود. این نکته که برای درمان باید به جسم فرصت بازسازی و روان را مورد توجه و جهانبینی را تغییر داد، نگاهی بسیار عمیق است.
برای من جالب است که این تفکر در همان نقطه متوقف نمانده و در موضوعاتی همچون درمان سیگار و کاهش وزن نیز بهکار گرفته شده است. در اینجا سؤالی برای من پیش میآید: چرا برخی از تغییرات در زندگی ما ماندگار نیستند؟
شاید یکی از پاسخها این باشد که ما گاهی فقط میخواهیم نتیجه را تغییر دهیم، بدون آنکه علتها و ساختارهای بهوجودآورنده آن نتیجه را بشناسیم. مثلاً ممکن است فردی بخواهد سیگار را کنار بگذارد، اما هنوز شناختی از ماهیت وابستگی خود نداشته باشد؛ یا کسی بخواهد وزنش را کاهش دهد، همچنان همان عادتها و نگرشهای قبلی را حفظ کند. در چنین شرایطی شاید برای مدتی نتیجهای حاصل شود، اما تغییر عمیق و ماندگار اتفاق نمیافتد.
به نظر من پیام مهم این دستور جلسه این است که برای تغییر واقعی، باید از سطح رفتار عبور کنیم و به شناخت برسیم. موضوع مقالات تخصصی مهندس دژاکام نیز از همین جهت برای من اهمیت دارد؛ چرا که علم تنها جمعآوری اطلاعات نیست، بلکه علم یعنی بتوانیم از طریق مشاهده، تجربه، تفکر و بررسی، به شناخت دقیقتری از یک موضوع برسیم و آن شناخت را در اختیار دیگران قرار دهیم.
نکته دیگری که برای من ارزشمند است این که یک دستاورد علمی زمانی اهمیت بیشتری پیدا میکند که بتواند در زندگی انسانها اثر واقعی بگذارد؛ یعنی دانشی که در حد نوشته و نظریه باقی نماند و بتواند به تغییر واقعی شرایط زندگی انسان کمک کند.
من بهعنوان یک همسفر، از این دستور جلسه برداشتی شخصی نیز دارم. گاهی تصور میکنیم نقش همسفر تنها همراهی کردن مسافر است، اما به نظر من همسفر نیز باید در مسیر شناخت و آموزش حرکت کند؛ زیرا اگر قرار باشد فقط منتظر تغییر دیگران باشیم، ممکن است خودمان از مسیر رشد جا بمانیم. من باید یاد بگیرم که چگونه نگاه خود را تغییر دهم، چگونه از آموزشها بهره گرفته و در برخورد با مسائل زندگی، بهجای واکنشهای عجولانه، با تفکر و آگاهی عمل کنم.
به نظر من یکی از زیباترین ویژگیهای این مسیر این است که به انسان میآموزد هیچ جایگاهی پایان حرکت نیست و همیشه میتوان چیزهای تازهای آموخت؛ حتی کسی که امروز در جایگاه آموزش است، روزی در جایگاه یادگیری بوده است.
شاید ارزش واقعی بزرگداشت مهندس حسین دژاکام در همین باشد که ما فقط به گذشته و دستاوردهای ایشان نگاه نکنیم، بلکه ببینیم این تفکر چه مسئولیتی برای امروز ما ایجاد میکند: اینکه هرکدام از ما چقدر از آموزشها را وارد زندگی خود کردهایم و توانستهایم از دانستههایمان برای بهتر زندگی کردن استفاده کرده و در انتقال این آگاهی به دیگران سهم داشته باشیم؟
در نهایت، فکر میکنم بزرگترین احترام به یک اندیشه، زنده نگه داشتن آن در رفتار و عملکرد است. امیدوارم بتوانیم بهجای آنکه تنها شنونده آموزشها باشیم، به انسانهایی تبدیل شویم که این آموزشها در زندگیشان قابل مشاهده باشد.
نویسنده:همسفر ام البنین رهجوی راهنما همسفر زهره (لژیون دوم)
رابط خبری:همسفر محبوبه رهجوی راهنما همسفر زهره (لژیون دوم)
ارسال:همسفر زهرا (خ)رهجوی راهنما همسفر زهره (لژیون دوم)نگهبان سایت
نمایندگی همسفران زاهدان
- تعداد بازدید از این مطلب :
36