در پیام یکی از کتابهای آقای مهندس دژاکام، استاد، شاگرد (آقای مهندس) را «فرماندهای دلیر با قلبی لطیف» مورد خطاب قرار میدهند و در این پیام، استاد به شاگرد میفرمایند: «تو در بُعدِ بَعدی، دیگر با شمشیر به جنگ پلیدیها و تاریکیها نخواهی رفت؛ بلکه سلاح تو در این جنگ، قلم تو و علم و دانش تو میباشد.» آقای مهندس دژاکام دانشمندی بودند که علم هندسه را در تمام ابعاد زندگی به ما آموختند. مهندس یعنی کسی که هندسه میداند و هندسه یعنی علم اندازهها و علم تعادل. آقای مهندس به ما آموختند و اثبات کردند که تعادل، لازمه تکامل و درمان قطعی دردهای جسمی و روانی است. تعادل، همان چیزی است که ظاهر و باطن، خویش و خویشتن را بر هم منطبق میسازد و حال خوش و بهشت جاری را به ارمغان میآورد. این علم از کجا نشأت گرفته و این چنین گسترش یافته و مرزهای جهان را طی کرده است؟ آقای مهندس میفرمایند: «از صورت مسئله اعتیاد.» علم آن چیزی است که پاسخ پرسشها را میدهد، انسان را از مجهولات به معلومات میرساند و علوم، همان دانشهای راستینی هستند که کشف میشوند و درد و رنج بشر را میکاهند. صورت مسئله اعتیاد یک علم و حقیقت کامل بوده هست و خواهد بود؛ یعنی همان علم تعادل. صورت مسئله اعتیاد مشخص کرد که ریشه اعتیاد به مواد مخدر، سیگار و ... از تعادل خارج شدن مخدرهای طبیعی بدن است، ریشه بیماریها از تعادل خارج شدن بیان ژنها و نیز ریشه و دلیل اضافه وزن فقط پرخوری نیست بلکه بینظمی و ندانستن همین تعادلها و اندازهها است. آقای مهندس دژاکام با استفاده از کشف صورت مسئله اعتیاد، مقالات و سخنرانیهای بینظیری را ارائه دادند.
ایشان در این مقالات و سخنرانیها با مثالها و بیانی هم علمی و هم ساده و قابل فهم، جهان علم را شگفت زده کردهاند؛ به همین دلیل است که ایشان به عضویت انجمن محققین سرطان آمریکا درآمدند و به عنوان بهترین سخنران در کنفرانسهای علمی انتخاب شدهاند و گواهینامههای ارزشمندی در این زمینه دریافت کردهاند. در اینجا این پیام در سیدی گردباد عظیم برایم تداعی میشود که استاد به شاگرد (آقای مهندس) میفرمایند: «پس قلم در دست بگیرید و مکتوباتی را بنویسید که آسمان و زمین از هیبت و شگفتی آن به لرزه درآید....» در جهان امروز، نیکوتین در اشکال مختلف به عنوان داروی درمان اعتیاد به سیگار تلقی میشود، در کنگره۶۰ هم سیگار با آدامس نیکوتین درمان میشود؛ اما تفاوت این دو چیست؟ چرا درمان قطعی سیگارفقط در کنگره۶۰ صورت پذیرفته است؟ آقای مهندس میفرمایند تفاوت در روش درمان است. روش کنگره روش DST و تدریجی است. اضافه وزن نیز در جهان، درد بیدرمانی است که درمان آن با روشهای دروغین تبدیل به منبع درآمدی پرسود برای سودجویان و نااهلان گردیده؛ روشهای دروغینی که به جز بیماری و نابودی، چیزی نصیب انسان نمیکنند؛ اما در کنگره۶۰ اضافه وزن با روشی آسان و خوشمزه قابل درمان است. در کنگره ۶۰ نکته بسیار مهمی در درمان سیگار و اضافه وزن مطرح میشود که در جهان هیچ توجهی به این نکته نمیگردد و آن مسئله نقطه اشباع یا نقطه تحمل است. همانطور که نقطهتحمل و نقطه اشباع انسان در مقابل مصرف سیگار ذره ذره و نخ به نخ بالا میرود در درمان هم نیاز است که نقطه تحمل، ذره ذره پایین بیاید.
در مورد اضافه وزن آقای مهندس در سیدی نامه ۱۱ میفرمایند: «کسانی که برای سیر شدن غذا میخورند به نقطه اشباع میرسند و این نقطه اشباع به مرور تغییر میکند، حجم معده ذره ذره بیشتر میشود و غذای بیشتری را طلب میکند؛ به همین دلیل است که گفته میشود چند لقمه قبل از سیر شدن، دست از غذا خوردن بکشید.» بنابراین در مورد اضافه وزن نیز با روش تدریجی، نقطه تحمل را پایین آورده و به وزن متعادل و سلامتی دست پیدا میکنیم. مطالب گفته شده ذرهای از دستاوردهای علمی آقای مهندس دژاکام بود؛ اما به قول آقای احسان رنجبر جهان، مهندس حسین دژاکام را با مقالات بینظیرش خواهد شناخت اما ما اعضای کنگره۶۰ آقای مهندس دژاکام را طور دیگری میشناسیم. مگر میشود از آقای مهندس دژاکام نوشت و از عشق نگفت! به قول خودشان اصلاً مگر دانشمند، کاشف، محقق و مربی بودن چیزی غیر از عشق است؟ به گواه این پیام که چه زیبا میفرماید:« مردن، عشق است و دوباره زنده شدن، عشق است و تمام آنچه در جهت رفتن و رفتن و یافتن در هر مقولهای و رساندن آن همه یافتنها به دیگران، عشق است و اگر عشق به همه اینها نبود، چه کسی یا چه چیزی ما را میتوانست مجبور کند که در زمین، آب، دریا و جنگلها را بپیمائیم و آن همه سختیها را به خودمان هموار سازیم، در راه ناخوش شویم و از تعلقات خود که همسر، فرزند و پدر و مادر است جدا شویم و ندیدن آنها را تحمل کنیم به جهت کشف و تحقیق، نه برای خودمان بلکه برای این که به تک تک انسانهایی که قبل و بعد ما پا به حیات میگذارند خدمت کنیم.»
روزی یکی از دوستان از من پرسید: (برای خدمت در سایت، نوشتن برداشت از سیدی به من محول شده، حال باید از کدام سیدی استفاده کنم؟) به ایشان پاسخ دادم میتوانید از هر سیدی که حسی خاص یا کلید و نکتهای خاص و کاربردی برای شما داشته است استفاده کنید، بعد ناخودآگاه به فکر فرو رفتم و از خود پرسیدم راستی اگر قرار باشد تو این خدمت را انجام بدهی کدام سیدی را انتخاب میکنی؟ هرچه فکر کردم نتوانستم بین سیدیهایی که تا به حال گوش کرده یا نوشته بودم تفاوتی قائل شوم. همه به یک اندازه برایم عزیز و دوست داشتنی بودند؛ تا اینکه سیدی گردباد عظیم منتشر شد. این سیدی یک ویژگی خاص برای من داشت. از همان ابتدای سیدی و مخصوصاً در آن ۱۴ ثانیه سکوت همیشگی، ترکیب سکوتِ حاکم بر فضای سیدی، صدای تیک تاک ساعت دیواری و صدای نفسهای استاد عزیزمان آقای مهندس دژاکام برایم تبدیل به یک ملودی بسیار زیبا، جذاب و دلنشین شده بود. گویی کنار ساحل دریا فارغ از زمان و مکان در صدای امواج آرامشبخش دریا غرق شده بودم. تمام وجودم لبریز از حس آرامش و محبت شده بود. اشکهایم بیاختیار سرازیر شده بودند و جمله همیشگی راهنمایم همسفر مهتاب در ذهنم تداعی شد: (نعمتها همیشگی نیستند؛ باید قدرشان را بدانیم وگرنه آنها را از دست خواهیم داد.) گاهی انسان ترس از دست دادن داراییهای ارزشمند خود را دارد و من همیشه در پس ذهنم ترس از دست دادن آقای مهندس را داشتم.
در آن لحظه، زیر لب زمزمه کردم خداوندا به اندازه این لذت و آرامشی که از شنیدن صدای آقای مهندس نصیبم میشود بابت وجود چنین استادی، حمد و شکر تو را بهجا میآورم و خواهش میکنم به نفسهای ایشان، برکت و قدرت عطا فرما. نمیدانم چرا ناخودآگاه یاد آن صحنهای افتادم که در یکی از جلسات لایو چهارشنبه، دیدهبانهای محترم، ردیف اول صندلیها و روبروی آقای مهندس نشسته بودند. آقای حکیمی دیدهبان محترم در حالی که داشتند مشارکت میکردند دستشان را روی سینه گذاشتند و با بغض و احساس به آقای مهندس گفتند: (آقا! شما نفس ما هستید....) نفس....! نفس یعنی آنچه حیات میبخشد و مرده را احیا میکند؛ چه تعبیر زیبایی برای جایگاه استاد به کار بردند! بعد از آن سکوت زیبا آقای مهندس شروع به صحبت کردند و طبق عادت همیشگیشان روز و ساعت را اعلام کردند: «امروز اول فروردین ۱۴۰۵ است، عید سعید باستانی را به همه عزیزان تبریک میگویم و همینطور عید ماه رمضان را....» چقدر عجیب! آقای مهندس حتی در روز اول فروردین که هم عید نوروز و هم عید فطر بود و در شرایط جنگی و بحرانی قرار داشتیم، در حال تلاش برای بالا بردن دانش و آموزش ما بودند تا به قول دکتر امین، دچار سوء تغذیه دانش نشویم و آفت نزنیم؛ زیرا همانطور که در کنگره آموختهایم آفت ما و بزرگترین دشمن ما جهل و نادانی خودمان است. آقای مهندس نگهبانی هستند که با علم کیمیاگری و اکسیر عشق، زهرها را برای ما تبدیل به پادزهر میکنند تا با تلاش و فرمانبرداری از قفلسازی به مرحله کلیدسازی برسیم.
آقای مهندس دژاکام، کنگره۶۰ را به یک درخت تشبیه کردهاند. اکنون که جسمشان در خاک و وجود ارزشمندشان در عالمی دیگر از دید ما نهان شده است معنای این تشبیه را بهتر درک میکنم. درست است که ریشه درخت پنهان است و کسی آن را نمیبیند اما همه کسانی که آن درخت را مینگرند یقین دارند که آن درخت، ریشهای دارد که از آن تغذیه میکند و بر آن استوار است. برای ریشه و بنیان درخت کنگره، مهمترین موضوع، شکوفهها و میوههای درخت یعنی تازهواردین و سفر اولیها هستند؛ باید با تمام توان مراقبشان باشیم تا به حال خوش برسند زیرا به قول آقای مهندس در سیدی گردباد عظیم که میفرمایند: «برای آنانی که حال خوشی ندارند، دو راه بیشتر وجود ندارد؛ یا به نیروهای راستین که خواستار حق و حقیقت هستند، ملحق شوند و یا صبر کنند که نیروهای مخرّب و بازدارنده آن ها را با گردباد عظیم به عمق ظلمات هدایت کنند.» خداوند بزرگ را بابت نعمت عظیم کنگره و وجود عزیز اساتید شکر میگویم. از آقای مهندس، خانواده محترمشان و تمام خدمتگزاران کنگره۶۰ سپاسگزارم و از راهنمای خودم همسفر مهتاب که حلقه اتصال من به این دایره الهی هستند تشکر میکنم. به امید بیداری و هوشیاری....
نویسنده: راهنما همسفر معصومه (لژیون دوم جونز)
رابط خبری: راهنما همسفر معصومه
ارسال: راهنمای تازهواردین همسفر زهرا رهجوی راهنما همسفر مهتاب (نگهبان سایت)
نمایندگی همسفران خمین
- تعداد بازدید از این مطلب :
193