جلسه هشتم از دوره ششم جلسات لژیون سردار همسفران نمایندگی صالحی به استادی دستیار اسیستانت همسفر نرگس، نگهبانی راهنما همسفر فروغ و دبیری راهنمای تازهواردین همسفر سارا با دستور جلسه «بزرگداشت آقای مهندس و دستاوردهای علمی ایشان (مقالات تخصصی، درمان سیگار و کاهش وزن)» روز سهشنبه ۱۲ آبانماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۴:۴۵ آغاز به کار کرد.
.jpg)
خلاصه سخنان استاد:
خداوند را سپاسگزارم که توفیق داد در جمع شما حضور داشته باشم و خدمت کنم. از بنیان کنگره ۶۰، آقای مهندس دژاکام، که این جلسات نیز یکی از دستاوردهای ایشان است، سپاسگزارم. برگزاری این جلسات، همسفر را با جهانبینی بخشش که یکی از قوانین مهم زندگی است، آشنا میکند.
ای عاشقان، ای عاشقان، من خاک را گوهر کنم
وی مطربان، ای مطربان، دف شما پر زر کنم
ای تشنگان، ای تشنگان، امروز سقایی کنم
وین خاندان تشنه را جنت کنم، کوثر کنم
ای بیکسان، ای بیکسان، جاء الفرج، جاء الفرج
هر خسته غمدیده را سلطان کنم، سنجر کنم
این روزها این ابیات را در ذهن خودم مرور میکنم و دستاوردهای آقای مهندس چنین حسوحالی را برای من به همراه دارد. این دستور جلسات، یعنی بزرگداشت آقای مهندس و دستاوردهای علمی ایشان، من را به سالهایی برد که هنوز وارد کنگره نشده بودم. زمانی که وارد کنگره شدم، این دوران را با دوران قبل از کنگره مقایسه میکردم. مسافر من هم مانند بسیاری از مسافرانی که وارد کنگره شدند و به درمان رسیدند، راههای مختلفی را برای ترک تجربه کرده بود که هیچکدام موفقیتآمیز نبود. هر بار این تجربهها به شکست میانجامید تا اینکه در اردیبهشتماه سال ۱۳۸۷، با دیدن یک بریده روزنامه که روی آن نوشته شده بود: «درباره اعتیاد از ما بپرسید»، اذن ورودش به کنگره صادر شد.
من اطلاع نداشتم که ایشان به کنگره میآیند، اما میدیدم که چقدر حسوحالش تغییر میکند و دیگر اصلاً شبیه فردی نیست که پیش از آن، به روشهای مختلف مصرف مواد خود را قطع میکرد. چقدر با آن شخص متفاوت شده بود و گویا فرد دیگری شده بود. هر روز تعادل و آرامش بیشتری داشت. میدانستم اتفاقاتی در حال رخ دادن است تا اینکه به توصیه راهنمایشان، موضوع ورود به کنگره را با من در میان گذاشتند و از من خواستند که در جایگاه همسفر همراهشان باشم.
از آنجا که قبل از ورودم به کنگره، کتاب عبور از منطقه ۶۰ درجه زیر صفر را مطالعه کرده بودم، کنجکاو بودم بدانم فعالیت کنگره به چه صورت است. من در مهرماه سال ۱۳۸۷ وارد کنگره شدم و آموزشهایم آغاز شد. در آنجا برای من تازه مبحث اعتیاد شکافته شد و صورت مسئله اعتیاد را بهتر درک کردم. من تا قبل از آن، اعتیاد را یک ناهنجاری رفتاری میدانستم و با خودم میگفتم همسر من مصرف مواد را دوست دارد و من، زندگی و فرزندش را دوست ندارد او فقط به دنبال مصرف مواد و خواستههای خودش است.
من نمیدانستم بیماری اعتیاد چه تخریبی در ساختار جسم و نوع نگاه فرد ایجاد میکند و اینکه با وجود تمایل به کنار گذاشتن مواد، قدرت انجام این کار را ندارد. زمانی که وارد کنگره شدم، این موضوع برای من کاملاً روشن شد. اعتیاد یک جایگزینی مزمن است به این صورت که مخدرهای بیرونی جایگزین مخدرهای طبیعی جسم میشوند. مخدرهای طبیعی موادی هستند که در بدن تولید میشوند و حیات ما کاملاً به ترشح و تعادل این مواد بستگی دارد. در فرد مصرفکننده مواد مخدر، این سیستم از کار میافتد. آقای مهندس نگاه من را نسبت به مقوله سیگار نیز تغییر دادند. من تصور میکردم سیگار یک وابستگی رفتاری است و اگر فرد بخواهد، میتواند سیگار نکشد؛ اما بعداً آقای مهندس این موضوع را برای ما باز کردند که در اعتیاد به سیگار نیز، نیکوتین موجود در سیگار جایگزین نیکوتین طبیعی بدن شده است و ما نمیتوانیم این جایگزینی را بهیکباره حذف کنیم.
یکی دیگر از دستاوردهای آقای مهندس، مبحث تغذیه است. ایشان به ما آموزش میدهند که تغذیه تا چه اندازه برای جسم اهمیت دارد. جسم ما مانند یک ماشین به سوخت نیاز دارد و ما برای ادامه حیات به انرژی حاصل از آن احتیاج داریم. اما اینکه این سوخت چه چیزی باشد، به غذایی که مصرف میکنیم توجه داشته باشیم، غذایمان از کیفیت لازم برخوردار باشد و مواد موردنیاز جسم را به بدن برسانیم، نگاه جدیدی بود که من از آموزشهای آقای مهندس در کنگره فرا گرفتم.
مقالات آقای مهندس، چه در خصوص بیماری اعتیاد و چه در زمینههای دیگر، با این هدف ارائه شدهاند که ایشان میخواستند علم و دانش خود را در سراسر گیتی منتقل کنند و آن را در قالب مقالات به چاپ برسانند؛ زیرا زبان علم پزشکی از طریق مقالات، گزارشهای موردی (کیس ریپورت)، آزمایشها و تحقیقات است که میتواند به دیگران منتقل شود. به همین دلیل، آقای مهندس با تأسیس دانشگاه تلاش کردند این حقیقت را در قالب زبان علمی به جهانیان انتقال دهند. بیشتر مقالات ایشان نیز در خصوص بیماریهایی مانند سرطان، صرع، اماس، کولیت اولستراتیو و سایر بیماریها است.
در مورد بیماری صرع و مقالاتی که در خصوص بازسازی غشای میانی ارائه کردهاند، همه این موارد با صورت مسئله اعتیاد نقطه اشتراک دارند. به یاد دارم در بدو ورودم به کنگره، روزهای چهارشنبه افراد از تجربههای خود میگفتند و بیان میکردند که بعضی از بیماریهایشان در پروسه درمان رو به بهبودی رفته است و آزمایشها و مدارک پزشکی نیز برای ارائه داشتند. این موضوع نقطهای شد که آقای مهندس فرضیه ایکس را مطرح کردند؛ اینکه نقطه اشتراک بیماری اعتیاد و بسیاری از بیماریها، مانند سرطان و صرع این است که به واسطه خارج شدن سیستم ایکس از تعادل، این بیماریها در جسم انسان به وجود میآیند.
اکنون در تحقیقاتی که انجام میدهند، به این نقطه رسیدهاند و تعریف جدیدی ارائه کردهاند اینکه این بیماریها به واسطه تغییر در بیان ژن در بدن اتفاق میافتند. چه در بیماری اعتیاد و چه در بیماریهای صعبالعلاج دیگر، تغییر بیان ژن است که باعث به وجود آمدن این بیماریها میشود. خداوند را شاکرم که این لطف و رحمت شامل حال ما شده است که در کنگره حضور داریم و میتوانیم از آموزشها استفاده کنیم. انشاءالله این مقالات بهزودی جهانی شوند تا انسانهایی که در اقصی نقاط جهان از بیماری اعتیاد و سایر بیماریها رنج میبرند، بتوانند از این علم استفاده کنند، به حال خوش و سلامتی برسند و بهبودی کامل پیدا کنند.
من بهعنوان رهجوی کنگره فکر میکنم این وظیفه را بر عهده دارم که از خودم بپرسم: کنگره برای من چه کرد و من برای کنگره چه کردم؟ دستاوردهای آقای مهندس چه تغییری در زندگی من ایجاد کرده است؟ من در قبال حفظ و نگهداری این امانت و انتقال آن به سایر انسانها چه قدمی برداشتهام؟ برای انتقال این دستاورد عظیم علمی باید تمام تلاشم را به کار بگیرم و سعی کنم با خدمت مادی و معنوی، سهم خودم را در این مسیر ادا کنم. ممنونم که به صحبتهای من توجه کردید.
تقدیر دبیر دوم از دبیر اول لژیون سردار



عکاس: همسفر اکرم رهجوی راهنما همسفر لیلا (لژیون چهارم) دبیر سایت
تایپ: همسفر مرضیه رهجوی راهنما همسفر الهه (لژیون هشتم) و همسفر زهرا رهجوی راهنما همسفر مریم (لژیون نهم)
ویرایش و ارسال: همسفر زهرا رهجوی راهنما همسفر مریم (لژیون نهم) دبیر سایت
همسفران نمایندگی صالحی
- تعداد بازدید از این مطلب :
282