درابتدا آقای امین به توانایی و وظیفه اشاره میکند که میفرمایند: معنی توانایی، توان انجام دادن یا انجام ندادن کارها است. در کل توانایی، یک فرصت خدادادی است که باید در زمان خودش، بهاندازه و در چهارچوب مشخص انجام شود. هر انسانی در انجام دادن کاری استعداد دارد که وظیفه دارد در آن زمینه حرکت کند و به طبیعت و انسانها با حس مثبت خدمت کند؛ مانند مسافرین و همسفرانی که در کنگره ۶۰ خدمت میکنند. نتیجه حس مثبت را در کنگره میتوانیم تجربه کنیم که اگر عملی با حس مثبت انجام شود نتیجه آن باعث حال خوب دیگران و خود شخص میشود و رحمت از درگاه الهی به او خواهد رسید. درگاه رحمت خداوند همان بندگان و طبیعتی هستند که در کنار ما قرار دارند. برای مثال اگر مغازهدار هستی و شرط انصاف را رعایت کنی و به گونهای باشد که نه سیخ بسوزد و نه کباب، بعد از مدتی متوجه خواهی شد که مشتری شما بیشتر شده و سود بیشتری خواهی برد و قطعا دستهایی هم پشت پرده در کارند که آنها را نمیبینیم، ولی یاریدهنده انسان هستند.
نشانههای منیت و آسیبهای آن در روند وظیفه و عملکرد انسان خود را نشان میدهد که آقای دکتر امین آن را بیان کردند که بسیار نکات مهم و ارزشمندی هستند و میتوانیم خودمان را محک بزنیم که در چه مرحلهای قرار داریم؛ برای مثال وقتی آشغال را از ماشین به بیرون پرت میکنیم یعنی ماشین من تمیز باشد، ولی خیابان و طبیعت به من ربطی ندارد. وقتی میگوییم ماشین من، خانه من و کار من نشانهای از منیت است. فردی وارد کنگره میشود و نظرش این است که درمان بشود و برود، این هم نشانه ای از منیت است؛ چون فقط خودش مهم است و یا مغازهداری که سر دیگران را کلاه میگذارد نظرش این است فقط جیب خودش به قیمت تخریب دیگران پر شود، ولی درعوض آقای مهندس نظرشان برعکس بود که بعد از درمان ماند و خودش و خانوادهاش را وقف کنگره کرد تا امروز هزاران خانواده از حس و حال خوبی برخوردار باشند. الگوی هر فرد کنگرهای باید مهندس دژاکام، دانشمند بزرگ و عزیز باشد تا درب های رحمت الهی برایش باز شود.
ذرات بهوجود آورنده جسم انسان ذراتی هستند الهی که با ضدارزشها بیقرار و ناآرام میشود؛ مانند حس منیت، حس انتقامجویی و ... . حس منفی همنام خود را جذب میکند، پس میتواند جسم انسان را دچار بیماریهای گوناگون کند و حال انسان را خراب کند. انسانی که درونش حس منفی وجود داشته باشد تمام بدیهای دیگران را میبینید و نتیجه آن خراب شدن حال خودش است که حتما این حال بد را به دیگران هم منتقل میکند و چون خوبیها را نمیبیند، نمیتواند از نعمتهای الهی، مثل انسانها و طبیعت لذت ببرد و این موضوع، بزرگترین جهنمی است که در آن قرار دارد.
برای اینکه فرد بتواند از حسهای منفی برگشت کند ابتدا باید مربی و راهنما داشته باشد، راهنمایی که خودش این مسیر را طی کرده باشد و به آرامش و آسایش رسیده باشد: مانند راهنمایان کنگره ۶۰، چون هرچیزی را که میخواهیم به دیگران منتقل کنیم باید مثل عشق و محبت در وجود خودمان مهیا باشد.
هرچه کفه ترازوی ارزشها بیشتر بشود حس انسان سالمتر خواد شد و همیشه برای محک زدن خودمان باید ببینیم که به سمت ارزشها و یا ضدارزشها تمایل بیشتری داریم.
تهیه و تایپ: راهنما مسافر حسن
ویرایش متن: راهنما مسافر کریم
ارسال: سایت نمایندگی ملاصدرا
- تعداد بازدید از این مطلب :
205