English Version
This Site Is Available In English

کلید همه درمان‌ها و مقالات در کنگره‌۶۰ صورت مسئله است

کلید همه درمان‌ها و مقالات در کنگره‌۶۰ صورت مسئله است

جلسه سوم از دوره سیزدهم کارگاه‌های آموزشی خصوصی کنگره ۶۰، در نمایندگی شهباز با استادی ابولفضل، نگهبانی مسافر اصغر و دبیری مسافر حیدر با دستور جلسه «بزرگداشت آقای مهندس و دستاوردهای علمی  ایشان (مقالات تخصصی، درمان سیگار وکاهش وزن» سه شنبه، 12مهر ۱۴۰۵ ساعت ۱۷:۰۰ آغاز به کار کرد.

 

خلاصه سخنان استاد:

سلام دوستان ابولفضل هستم یک مسافر


در ابتدا، مجدداً درگذشت آقای مهندس را به خانواده محترم ایشان و تک‌تک اعضای  کنگره ۶۰ تسلیت عرض می‌کنم. همچنین از استاد خوبم، حسین‌آقا، تشکر می‌کنم که این فرصت را در اختیار بنده قرار دادند تا بتوانم با کمک شما عزیزان، ان‌شاءالله جلسه خوبی داشته باشیم.

درباره دستاوردهای آقای مهندس باید بگویم هر کجا که در کنگره نگاه می‌کنم، هر چیزی که می‌بینم، دستاورد آقای مهندس است. خدا را شکر می‌کنم که در این چند سالی که از خداوند عمر گرفته‌ام، توانستم حدود چهار سال از عمرم را در کنگره ۶۰ حضور داشته باشم. در این چهار سال توانستم از آموزش‌ها، نصیحت‌ها، سی‌دی‌ها و صحبت‌های آقای مهندس واقعاً درس بگیرم. البته هر کسی به شکلی از این آموزش‌ها درس می‌گیرد، اما من افتخار داشتم که چهار سال با این مرد بزرگ زندگی کنم.

شاید وقتی کسی چیزی را در اختیار دارد، قدر آن را نداند و زمانی که از دست می‌دهد، تازه متوجه ارزش آن شود. واقعاً جای خالی آقای مهندس احساس می‌شود. درست است که آقای مهندس از میان ما رفتند و خداوند رحمتشان کند، اما اگر ما پیرو راه و ادامه‌دهنده کارهای ایشان باشیم، جای خالی‌شان هیچ‌وقت احساس نخواهد شد.

من خودم شخصاً اگر کنگره نبود، شاید هنوز هم مصرف‌کننده بودم؛ چون اصلاً به روش‌های دیگر اعتقادی نداشتم. البته نمی‌خواهم از جاهای دیگر، کمپ، NA و مجموعه‌های دیگر انتقاد کنم. منظورم انتقاد نیست. خودم یک بار همراه یکی از دوستان مصرف‌کننده در جلسه‌ای از NA شرکت کردم و صحنه‌هایی دیدم که واقعاً از دیدن آن‌ها شرمنده شدم. البته این را به‌عنوان نقد مطرح نمی‌کنم؛ چون خوب و بد در همه‌جا وجود دارد. نمی‌خواهم بگویم آنجا جای بدی است. هر مجموعه‌ای که برای درمان یک انسان تلاش می‌کند و می‌خواهد او را از گمراهی نجات دهد، قطعاً جای ارزشمندی است. من قصد قضاوت یا انتقاد از کسی را ندارم، فقط تجربه شخصی خودم را بیان می‌کنم.

اگر کنگره نبود، شاید من هم هنوز مصرف‌کننده بودم. یک مثال هم قبلاً در اینجا زدم که از دستاوردهای آقای مهندس است. همین سکوت و آرامشی که اکنون در این جلسه وجود دارد، خودش یکی از دستاوردهای آقای مهندس است.

من در اینستاگرام کلیپی دیدم که در آن فردی مصرف‌کننده را کنار یک استخر برده بودند. بالای سرش با شلاق ایستاده بودند و به او می‌گفتند یا باید وارد استخر شوی یا اگر وارد نشوی، تو را با شلاق می‌زنیم. باور کنید بعضی از مصرف‌کنندگان آن‌قدر لاغر و ضعیف بودند که حتی گوشت و عضله‌ای در بدنشان دیده نمی‌شد. اگر چنین فردی داخل استخر می‌افتاد، ممکن بود از شدت ضعف دچار مشکل شود.

می‌خواهم این را بگویم که این‌ها دستاوردهای آقای مهندس هستند: در تابستان کولر بالای سرمان است، در زمستان بخاری داریم، روی صندلی گرم و نرم می‌نشینیم و در یک محیط راحت، خوب و زیبا حضور پیدا می‌کنیم. این‌ها چیزهای کوچکی نیستند.

من به‌واسطه یکی از دوستان وارد کنگره شدم. از خداوند می‌خواهم عاقبت او را هم به خیر کند. در ابتدا که وارد کنگره شدم، صرفاً برای قطع مصرف مواد آمده بودم. اصلاً به چیز دیگری فکر نمی‌کردم و با خودم می‌گفتم به اینجا می‌روم، موادم را قطع می‌کنم و برمی‌گردم.

اما وقتی وارد کنگره شدم، در جلسات شرکت کردم و وارد لژیون شدم، متوجه شدم اینجا با آن چیزی که من تصور می‌کردم، کاملاً متفاوت است. شاید قطع مصرف مواد فقط ده درصد از آموزش‌هایی باشد که در کنگره دریافت می‌کنیم. مصرف مواد قطع می‌شود، اما مسائل و آموزش‌های دیگری وجود دارند که اهمیت بسیار زیادی دارند.

همه ما دیده‌ایم که در خانواده و اطرافیانمان افرادی هستند که هیچ‌گونه مصرفی ندارند؛ نه سیگار، نه مواد مخدر، نه الکل و نه قرص، اما حتی نمی‌توان دو کلمه با آن‌ها صحبت کرد. وقتی با آن‌ها حرف می‌زنید، خیلی زود از کوره در می‌روند. من خودم چنین افرادی را دیده‌ام. این افراد از نظر تعادل و رفتار، مشکلاتی دارند.

می‌خواهم بگویم امروز در کنگره چند هزار نفر، و شاید بیش از صد هزار نفر، به رهایی رسیده‌اند و افراد بسیار زیادی در این مجموعه فعالیت می‌کنند. من تا به حال نشنیده‌ام که کوچک‌ترین درگیری و اختلافی در کنگره اتفاق افتاده باشد. اگر کسی چنین چیزی شنیده، می‌تواند بگوید.

البته ممکن است افرادی از یکدیگر جدا شوند یا مسیرهای متفاوتی را انتخاب کنند. علی تعریف می‌کرد که آقا جواد هم به جایی رفته بودند و گفته بودند ما ششصد نفر آنجا بودیم و همه با هم، هر روز مهربان‌تر و بهتر از روز قبل رفتار می‌کردیم. این‌ها دستاورد هستند؛ این‌ها دستاوردهای آقای مهندس هستند.

 


من نمی‌خواهم وارد بحث‌های علمی آقای مهندس شوم؛ چون خودم را در حدی نمی‌دانم که بخواهم درباره آن مباحث علمی صحبت کنم. مقاله‌هایی که ایشان نوشته‌اند و بیماری‌هایی که دوستان در جلسات گذشته درباره آن‌ها صحبت کردند، از جمله سرطان، صرع، ام‌اس و بیماری‌های مربوط به روده کوچک و بزرگ و دستگاه گوارش، موضوعاتی هستند که من نمی‌خواهم وارد جزئیات آن‌ها شوم.

اما همین‌که من امروز توانسته‌ام در جامعه‌ای که در آن زندگی می‌کنم، خودم را پیدا کنم، خودش یک دستاورد بسیار بزرگ است. همین‌که توانسته‌ام با دوستان، همسایه‌ها، خانواده، خواهر، برادر، عمو، عموزاده‌ها و هم‌محلی‌های خود ارتباط درستی برقرار کنم و در جامعه برای خودم اعتبار و جایگاهی به دست بیاورم، دستاورد بسیار بزرگی است.

من اصلاً کاری به مقاله‌ها و مسائل علمی دیگر ندارم. ان‌شاءالله آن‌ها هم در جای خود ارزشمند هستند. همان‌طور که از آقای مهندس درباره آرزویشان سؤال کردند و ایشان در پیامی در اینستاگرام گفتند: آرزویم این است که دانشگاه کنگره به یک دانشگاه بین‌المللی تبدیل شود. این هم یکی از دستاوردها و آرزوهای بزرگ ایشان است.

می‌خواهم این را بگویم انسانی که وارد کنگره می‌شود، حتی اگر یک جلسه، دو جلسه یا ده جلسه در کنگره بماند و بعد از آن برود، با انسانی که بیرون از کنگره است، تفاوت دارد. من خودم این تفاوت را دیده‌ام و تجربه کرده‌ام. واقعاً انسان‌هایی که با آموزش‌های کنگره آشنا می‌شوند، تغییر می‌کنند.

در پایان، نمی‌خواهم بیشتر از این وقت شما را بگیرم. من به‌عنوان یک عضو کنگره، از خودم و شما دوستان می‌خواهم که ادامه‌دهنده راه آقای مهندس باشیم؛ راهی که واقعاً راه سعادت و روشنایی است. همه ما روزی هم‌درد بودیم و با دردهای مشترکی وارد این مسیر شدیم. امروز باید قدر این راه روشن را بدانیم.

ما خودمان از آقای مهندس یاد گرفته‌ایم که اضداد باید در دنیا وجود داشته باشند. اگر اضداد نباشند، انسان قدر چیزها را نمی‌داند. برای مثال، اگر سیاهی و سفیدی در کنار هم نباشند، انسان اصلاً متوجه نمی‌شود که سفید چه رنگی است. وقتی سیاهی در کنار سفیدی قرار می‌گیرد، تازه قدر سفیدی را می‌دانیم. وقتی تاریکی وجود داشته باشد، ارزش روشنایی را بهتر درک می‌کنیم.

ان‌شاءالله همه ما رهرو راه درست آقای مهندس باشیم و بتوانیم این مسیر را ادامه دهیم؛ چراکه پشت این در، افراد زیادی منتظر هستند تا وارد این مسیر شوند.

در اینجا می‌خواهم به نکته‌ای هم اشاره کنم. همان‌طور که آقا رضا می‌گفتند، باید یک هُل به یک نفر بدهیم. افراد زیادی در فامیل، بین دوستان، آشنایان و اطرافیان ما هستند که نیاز دارند کسی آن‌ها را با این مسیر آشنا کند. گاهی فقط کافی است یک هُل کوچک به کسی بدهیم؛ اگر گرفت و روشن شد، چه بهتر؛ اگر هم نگرفت، مسیر خودش را ادامه می‌دهد.

دیگر مزاحم شما نمی‌شوم. از اینکه به صحبت‌هایم گوش دادید، بسیار سپاسگزارم

 

تنظیم: مسافر حیدر

 

ویژه ها

دیدگاه شما





۰ دیدگاه

در حال بارگذاری دیدگاه‌ها...