English Version
This Site Is Available In English

اول ندانی را بدان، تا بدانی را بدانی

اول ندانی را بدان، تا بدانی را بدانی

🌿 به نام قدرت مطلق الله

📜 جلسه دوم از دوره چهاردهم کارگاه‌های آموزشی خصوصی کنگره ۶۰

ویژه مسافران نمایندگی صالحی ۲

با حضور و مشارکت اعضای نمایندگی، روز دوشنبه ۱۱ آبان ماه ۱۴۰۵ رأس ساعت ۱۷:۰۰ آغاز به کار نمود.

خلاصه سخنان استاد:

سلام دوستان مهدی هستم یک مسافر

امیدوارم حال همه شما خوب باشد. من هم مانند سایر دوستان، هر روز حالم بهتر از روز گذشته است.

 

در ابتدا لازم می‌دانم از مرزبانان محترم، راهنمای خودم آقا سعید و ایجنت محترم تشکر کنم که این فرصت را در اختیار من قرار دادند تا بتوانم در این جایگاه قرار بگیرم و از آموزش‌های آن بهره‌مند شوم.

 

زمانی که برای اولین بار وارد کنگره شدم، جمله‌ای که در بالای کنگره نوشته شده بود، توجه و ذهن مرا به خودش مشغول کرد:

 

«اول ندانی را بدان، تا بدانی را بدانی.»

 

این جمله برای من بسیار تأمل‌برانگیز بود. ما گاهی تصور می‌کنیم که خیلی چیزها را می‌دانیم و با دانسته‌های خودمان وارد کنگره می‌شویم؛ در صورتی که یکی از مهم‌ترین قدم‌ها برای شروع درمان این است که بپذیریم بسیاری از چیزها را نمی‌دانیم.

 

وقتی وارد کنگره می‌شویم، باید بپذیریم که پیش از ما افراد زیادی این مسیر را طی کرده‌اند و آقای مهندس با دانش، تجربه و تلاش خود، بستری را فراهم کرده‌اند تا ما بتوانیم از این آموزش‌ها استفاده کنیم. اگر بتوانیم از دانسته‌های قبلی خود فاصله بگیریم و به راهنمایمان اعتماد کنیم، قطعاً می‌توانیم به اهدافی که در مسیر درمان داریم، نزدیک‌تر شویم.

راهنما چیزی بیشتر از آنچه برای درمان و رشد خودمان لازم است از ما نمی‌خواهد. تمام آموزش‌ها و دستوراتی که به ما داده می‌شود، در راستای بهتر شدن حال خودمان است. من تاکنون ندیده‌ام راهنمایی از رهجویی بخواهد کاری برای منافع شخصی او انجام دهد. تمام این آموزش‌ها برای رسیدن ما به تعادل و آرامش است.

 

ما در زندگی دو نوع وابستگی داریم؛ وابستگی‌های سالم و وابستگی‌های ناسالم. وابستگی به کار، خانواده، همسر و فرزندان از جمله وابستگی‌های سالم هستند؛ اما وابستگی به مواد مخدر، الکل و مواردی که ما را از خود واقعی‌مان دور می‌کنند، در دسته وابستگی‌های ناسالم قرار می‌گیرند.

وابستگی‌های ناسالم در وجود انسان خلأهایی ایجاد می‌کنند. به اعتقاد من، خداوند بسیاری از چیزهایی را که انسان برای رسیدن به آرامش نیاز دارد، در درون خودش قرار داده است؛ اما ما به دلیل ناآگاهی، به جای اینکه به درون خودمان مراجعه کنیم، به دنبال پر کردن این خلأها در بیرون از خودمان می‌گردیم. گاهی به سیگار، مواد مخدر و الکل پناه می‌بریم و تصور می‌کنیم با مصرف آن‌ها می‌توانیم حالمان را بهتر کنیم.

 

در صورتی که اگر آگاهی خودمان را بالا ببریم، بتوانیم خودمان و خواسته‌هایمان را بهتر بشناسیم و با مشکلات زندگی روبه‌رو شویم، دیگر نیازی نداریم برای فرار از مسائل، به وابستگی‌های ناسالم پناه ببریم.

برای مثال، ممکن است فردی بدهی مالی داشته باشد و تصور کند با مصرف مواد مخدر می‌تواند فشارهای روحی ناشی از بدهی را کاهش دهد؛ اما واقعیت این است که مواد مخدر نه‌تنها مشکلی را حل نمی‌کند، بلکه فقط برای مدتی کوتاه او را از روبه‌رو شدن با واقعیت دور می‌کند. درست مثل خودرویی که ترمزدستی آن بالاست و می‌خواهد حرکت کند؛ حرکت می‌کند، اما با فشار و سختی فراوان.

 

گاهی می‌شنویم که بعضی افراد می‌گویند قبل از ورود به کنگره خانه، مغازه، امکانات و آسایش داشتند؛ اما باید بدانیم که آسایش با آرامش تفاوت دارد. آسایش می‌تواند به امکانات مادی، خرید کردن، تفریح و داشتن شرایط مناسب زندگی مربوط باشد؛ اما آرامش موضوعی درونی است و صرفاً با امکانات بیرونی به دست نمی‌آید.

آرامش واقعی زمانی شکل می‌گیرد که انسان درون خودش به تعادل برسد و بتواند مفاهیمی مانند امید، عشق، تفکر و محبت را تجربه کند. به نظر من، یکی از بزرگ‌ترین کارهایی که آقای مهندس انجام داده‌اند، فراهم کردن بستری است که انسان بتواند در آن علاوه بر درمان جسم، به رشد روحی و فکری نیز برسد.

 

دستاوردهای آقای مهندس آن‌قدر گسترده است که اگر تمام اعضای کنگره هم جمع شوند و درباره آن صحبت کنند، باز هم نمی‌توانند حق مطلب را به‌طور کامل ادا کنند.

 

فردی که به دلیل مصرف مواد مخدر وارد کنگره می‌شود، تنها خودش از این مسیر بهره‌مند نمی‌شود؛ بلکه خانواده، همسر، فرزندان، پدر، مادر، اطرافیان و حتی جامعه نیز از تغییر و تعادل او سود می‌برند.

 

وقتی انسانی به تعادل می‌رسد، رفتار و نگاهش به زندگی تغییر می‌کند. دیگر مانند گذشته با کوچک‌ترین اتفاقی از کوره در نمی‌رود. می‌تواند حرف دیگران را بشنود، فکر کند و بعد واکنش نشان دهد. این‌ها تغییرات کوچکی نیستند و به نظر من، یکی از مهم‌ترین دستاوردهای آموزش‌های کنگره هستند.

 

من معتقدم یکی از زیباترین مفاهیمی که کنگره ۶۰ به ما آموزش داده، مفهوم احیای انسانی است. همان‌طور که وقتی قلب یک انسان از کار می‌افتد، برای احیای قلبی او تلاش می‌کنند، کنگره نیز بستری فراهم کرده است تا انسان‌هایی که از مسیر تعادل و زندگی سالم دور شده‌اند، دوباره احیا شوند و به زندگی بازگردند.

 

انسان بودن خودش دنیای بزرگی از مفاهیم و مسئولیت‌ها را در بر می‌گیرد و کنگره به ما کمک می‌کند تا دوباره این مفاهیم را بشناسیم و در زندگی خود به کار بگیریم.

 

یکی از موضوعاتی که در مسیر زندگی خودم تجربه کرده‌ام، ترس است. واقعیت این است که گاهی هیچ‌کس نمی‌تواند به اندازه ترس‌های خودمان مانع پیشرفت ما شود. من در گذشته بارها در موقعیت‌هایی قرار گرفتم که می‌دانستم باید تغییری در زندگی‌ام ایجاد کنم، اما ترس از کنار گذاشتن مواد اجازه حرکت به من نمی‌داد.

 

حتی گاهی افرادی سعی می‌کردند مرا در مسیر مصرف نگه دارند و من با اینکه می‌دانستم این مسیر به ضررم است، به دلیل نداشتن آگاهی کافی نمی‌توانستم تصمیم درستی بگیرم.

 

امروز متوجه شده‌ام که مشکل اصلی، نداشتن آگاهی و ترس از تغییر بوده است. وقتی انسان شناخت درستی از صورت‌مسئله نداشته باشد، طبیعی است که از کنار گذاشتن چیزی که سال‌ها به آن وابسته بوده، بترسد.

 

در کنگره ۶۰ حتی برای درمان سیگار نیز بستر مناسبی فراهم شده است. در روش درمان سیگار، نیکوتین به شکل کنترل‌شده و از طریق خوراکی جایگزین می‌شود تا بدن فرصت سازگاری پیدا کند و فرد به‌تدریج از وابستگی به سیگار رها شود. این موضوع برای من نشان‌دهنده نگاه علمی و دقیق کنگره به مسئله درمان است.

 

در پایان می‌خواهم به یک نکته اشاره کنم و آن هم این است که ترس از هر چیزی می‌تواند انسان را از حرکت بازدارد. اگر از تغییر بترسیم، نمی‌توانیم با مشکلاتمان روبه‌رو شویم و اگر از درمان بترسیم، ممکن است فرصت تجربه یک زندگی بهتر را از خودمان بگیریم.

 

گاهی وقتی اعصابمان به هم می‌ریزد، تصور می‌کنیم با کشیدن یک نخ سیگار آرام می‌شویم؛ اما واقعیت این است که سیگار مشکل ما را حل نمی‌کند. فقط برای چند دقیقه احساس می‌کنیم از فشار شرایط فاصله گرفته‌ایم، در حالی که مسئله همچنان سر جای خودش باقی است.

 

به نظر من، ما باید یاد بگیریم به جای فرار از مشکلات، با آگاهی و تفکر با آن‌ها روبه‌رو شویم.

 

در پایان از همه شما دوستان عزیز که به صحبت‌های من گوش دادید، تشکر می‌کنم و از نگهبان جلسه نیز بابت فرصتی که در اختیار من قرار دادند، سپاسگزارم.

ویژه ها

دیدگاه شما





۰ دیدگاه

در حال بارگذاری دیدگاه‌ها...