جلسه سوم از دوره چهارم جلسات لژیون سردار همسفران کنگره۶۰ نمایندگی صالحی ۲ با استادی راهنمای ویلیام همسفر نیره، نگهبانی راهنمای تازهواردین همسفر سوسن، دبیری همسفر منصوره و خزانهداری راهنما همسفر اکرم با دستور جلسه «بزرگداشت آقای مهندس و دستاوردهای علمی ایشان (مقالات تخصصی، درمان سیگار و کاهش وزن)» در روز یکشنبه ۱۰ آبان ماه ۱۴۰۵ راس ساعت ۱۴:۰۰ آغاز به کار نمود.

خلاصه سخنان استاد:
خدا را شکر میکنم که بار دیگر فرصت حضور در جمع شما عزیزان را دارم. پس از درگذشت آقای مهندس، بیش از گذشته حضورشان را در جمع خود احساس میکنیم. بسیار سپاسگزارم که این فرصت را در اختیار من قرار دادید تا از آموزشهای این جایگاه بهرهمند شوم.
زمانیکه این جایگاه استادی به من محول شد، با خود فکر کردم که فرصت مناسبی است تا از طریق این جایگاه از آقای مهندس سپاسگزاری کنم؛ زیرا تمام آنچه امروز هستم، عشقی که از تکتک شما عزیزان در این نمایندگی دریافت میکنم و فرصت خدمتی که در اختیار من قرار گرفته است را مدیون ایشان هستم. من خود را عمیقاً مدیون علمی میدانم که آقای مهندس در اختیارمان قرار دادند. هنگامیکه وارد کنگره۶۰ شدم، آقای مهندس به من آموزش دادند که سپاسگزاری تنها بهصورت کلامی نیست؛ بلکه باید از دل باشد، با زبان بیان شود و در عمل نیز نشان داده شود. گاهی عمل کردن بسیار مهمتر از بیان کردن است.
امروز اگر بخواهم بگویم: «آقای مهندس، سپاسگزارم که چنین بستری را فراهم کردید و برای به وجود آوردن کنگره۶۰ سختیهای بسیاری را متحمل شدید»، باید بدانم که قدردانی من نباید تنها به گفتن این جملات محدود شود. ما هنوز هم با شنیدن مطالب جدید، از بخشهای دیگری از سختیها و فداکاریهایی که ایشان متحمل شدهاند، آگاه میشویم. من به تازگی فهمیدم که آقای مهندس کارخانه خود را به مرحلهای رسانده بودند که میتوانستند بهراحتی از آن کسب درآمد کنند؛ اما ترجیح دادند عمر، مال و جان خود را صرف کنگره۶۰ کنند.
اگر قرار باشد فقط به زبان بگوییم: «آقای مهندس از شما متشکریم» یا اکنون که ایشان را از دست دادهایم، تنها غصهدار باشیم و این اندوه را بهصورت مداوم بیان کنیم، هیچ فایدهای نخواهد داشت. دکتر امین نیز همانطور که همیشه با منطق به مسائل نگاه میکنند و به دنبال راهحل هستند، درباره این موضوع صحبت کردند. ایشان گفتند زمانیکه خودشان دچار این اندوه شدند، مدام به این فکر میکردند که چگونه میتوانند بر آن غلبه نمایند. از نزدیکان خود که عزیزانشان را از دست داده بودند، میپرسیدند چه کاری انجام دادهاند تا این حفره در قلبشان پر شود. آنها نیز پاسخ میدادند که برای این مسئله راهی وجود ندارد؛ اما مگر میشود برای چنین مسئلهای راهی وجود نداشته باشد؟ خوشبختانه ایشان راهحل را پیدا کردند و در اختیارمان قرار دادند؛ آن راه، خدمت کردن است.
به نظر من، بزرگترین دستاورد آقای مهندس، کنگره۶۰ است. در این چند هفته، افراد مختلف درباره بزرگترین دستاوردهای ایشان صحبت کردند. مشارکتهای بسیاری از همسفران و مسافران را شنیدم که هرکدام از دیدگاه خود، یکی از این دستاوردها را بهعنوان مهمترینشان معرفی میکردند؛ اما فرمایش دکتر امین برای من بسیار ارزشمند بود. ایشان فرمودند که از نظرشان بزرگترین دستاورد آقای مهندس، خودِ کنگره۶۰ است؛ زیرا تمام مقالات علمی، روش درمان اعتیاد، درمان چاقی، درمان انواع بیماریها و پژوهشهای ارزشمندی که در سطح جهانی منتشر میشوند، در ظرفی به نام کنگره۶۰ قرار میگیرند.
اگر قرار است قدردان زحمات ایشان باشم و این اندوه را پشت سر بگذارم، باید برای حفظ کنگره۶۰ تلاش کنم. لازم است بزرگترین دستاوردشان را پاس بدارم و در پویایی و پیشرفت آن سهمی داشته باشم. هرکس باید به اندازه توان و امکانات خود در این مسیر قدم بردارد. اگر از نظر مالی توانایی دارم، خدا را شکر که بستر خدمت در لژیون سردار فراهم است. اگر میتوانم، از زمان، انرژی و عمر خود بگذرم، مطالعه کنم و راهنما شوم تا زمانم را در اختیار انسانهای دیگر قرار دهم و به پیشرفت این مجموعه کمک کنم؛ زیرا کنگره۶۰ به راحتی نمایندگی جدیدی اضافه نمیکند.
آقای مهندس همیشه مراقب بودند که بدون فراهم شدن شرایط لازم، نمایندگیهای جدیدی ایجاد نشود. ابتدا باید کیفیت ارتقا پیدا کند و بستر مناسبی فراهم شود؛ سپس نمایندگیهای جدید اضافه شوند تا کمیت کنگره۶۰ نیز افزایش پیدا کند. امروز نباید تنها به زبان بگویم: «آقای مهندس، از شما متشکریم». بلکه باید به خودم بیایم و اگر تا امروز نقصی در من وجود داشته است که آن را نمیدیدم یا با وجود آگاهی از آن، نادیده میگرفتم و با خود میگفتم اهمیت چندانی ندارد، اکنون برای برطرف کردنش اقدام کنم. چرا این حرف را میزنم؟ زیرا چنین تجربهای داشتم.
چندین ماه است که سفر جونز را به تعویق انداختهام؛ حتی نمیتوانم دقیقاً بگویم که چه مدت است. اضافه وزنم به بیش از ۱۵ کیلو رسیده بود؛ اما به بهانههای مختلف از حضور در لژیون فرار میکردم. زمانیکه به صحبتهای دکتر امین گوش کردم، متوجه شدم به معنای واقعی آقای مهندس را از جمع خود از دست دادهایم. این اتفاق، مانند همه شما عزیزان، غم بسیار بزرگی را بر دلم وارد کرد؛ اما این اندوه تکانهای در من ایجاد کرد. شخصیتی مانند آقای مهندس که تا این اندازه در این کره خاکی ارزشمند بودند، به انسانهای بسیاری کمک میکردند و با وجود تمام مسئولیتها و کارهایی که بر عهده داشتند، بسیار زود از میان ما رفتند. با خود گفتم اگر قرار است رهرو راه ایشان باشم و دستاوردهایشان را حفظ کنم، باید به خودم بیایم. به همین دلیل، سفرم را آغاز کردم و در زمینههای دیگر زندگی نیز مشغول تلاش و کار کردن هستم.
اگر تا امروز در نوشتن سهلانگاری میکردم، باید به خودم بیایم. اگر اضافهوزن دارم و با خودم میگویم چندان هم مهم نیست، باید برای اصلاح آن اقدام کنم؛ زیرا تکتک این مسائل اهمیت دارند. رعایت همین نکات به ظاهر کوچک است که از من یک فرد کنگرهای میسازد و مرا از انسانهای بیرون از کنگره۶۰ متمایز میکند. در غیر اینصورت، اگر قرار باشد فقط به جلسات بیایم، آموزشها را بشنوم، بنویسم و بروم اما هیچ تغییری در من ایجاد نشود، چه تفاوتی با کسی دارم که اصلاً این آموزشها را نشنیده است؟ پس اگر قرار است فرد مفیدی برای کنگره ۶۰ باشم، اکنون بهترین فرصت است.
این اندوه بزرگ باید ما را یک مرحله بالاتر ببرد. من نیز باید به کاستیهای وجودم توجه کنم و برای جبرانشان قدم بردارم. در لژیون ویلیام وایت موضوعی وجود دارد که گاهی افراد درباره آن سؤال میکنند. برای مثال، میپرسند: «اگر من روزی یک نخ سیگار بکشم، آیا معتاد محسوب میشوم؟» یا «اگر ماهی یک بار با دوستانم قلیان بکشم، آیا معتاد هستم؟» در واقع، مسئله این است که این افراد ممکن است به نیکوتین وابستگی داشته باشند. تنها پاسخی که به آنها میدهیم این است که قانون ورود به لژیون ویلیام وایت، پذیرش است. اگر پذیرفتهاید که به این ماده وابستگی دارید، برای درمان آن باید اقدام کنید و وارد مسیر درمان شوید؛ اما اگر هنوز این موضوع را نپذیرفتهاید، ابتدا لازم است روی جهانبینی خود کار کنید.
در سیدی هفته گذشته آقای مهندس، با عنوان «مقاله ۴۰۵»، نکته بسیار جالبی وجود داشت. ایشان در بخشی از صحبتهایشان، زمانی که میخواستند به مقاله خود اشاره کنند، ابتدا گفتند «مقاله من» و بلافاصله صحبت خود را اصلاح کردند و گفتند «مقاله ما». این موضوع نشاندهنده محبت ایشان به تکتک اعضای کنگره۶۰ بود؛ زیرا تمام موفقیتهای خود را به نام جمع ثبت میکردند. این در حالی است که بزرگترین فداکاریها و بخش عظیمی از این علم، از خود ایشان سرچشمه گرفته بود؛ اما همیشه ما را نیز در دستاوردهای خود شریک میدانستند. اکنون اگر من قدم کوچکی در لژیون سردار برمیدارم، باید تنها با این نیت باشد که در حال سپاسگزاری هستم. هرگز نباید بهخاطر خدمتی که انجام میدهم، منتی بر سر کنگره۶۰ بگذارم. امیدوارم از این به بعد، همه این مسائل را جدی بگیریم و من نیز به سهم خود، بهتر از گذشته در کنگره۶۰ عمل کنم و در مسیر آموزش و خدمت قدم بردارم تا آقای مهندس از من راضی باشند.

تایپیست: همسفر زهره رهجوی راهنما همسفر سارا (لژیون دوم)
عکاس: همسفر لیلا رهجوی راهنما همسفر شهره (لژیون اول)
ویرایش و ارسال: همسفر پرنیا رهجوی راهنما همسفر شهره (لژیون اول) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی صالحی ۲
- تعداد بازدید از این مطلب :
72