جلسه یازدهم از دوره چهارم جلسات لژیون سردار همسفران کنگره۶۰ نمایندگی گوجان به استادی راهنمای تازهواردین همسفر سمیه، نگهبانی همسفر توران و دبیری همسفر لیلا با دستور جلسه «بزرگداشت آقای مهندس دژاکام و دستاوردهای علمی ایشان (مقالات تخصصی، درمان سیگار و کاهش وزن)» روز دوشنبه ۱۱ آبانماه ۱۴۰۵ برگزار شد.

خلاصه سخنان استاد:
وقتی صحبت از بزرگداشت آقای مهندس حسین دژاکام میشود، به نظر من نباید فقط به تأسیس کنگره۶۰ و شکلگیری یک مجموعه نگاه کنیم؛ بلکه باید به اندیشهای توجه کنیم که از دل یک تجربه آغاز شد، به یک روش درمانی رسید و سپس زمینهساز آموزش، تحقیق و پژوهش شد. برای شناخت بهتر این دستاوردها، ابتدا باید به زمانی برگردیم که مسئله اعتیاد با پیچیدگیهای فراوانی روبهرو بود و بسیاری از راهکارهای موجود، پاسخ مناسبی برای درمان وابستگی جسمی و روانی ارائه نمیدادند.
آقای مهندس حسین دژاکام با بررسی صورت مسئله اعتیاد، به این نتیجه رسید که جسم انسان برای بازسازی و رسیدن به تعادل، به زمان و برنامهای منظم نیاز دارد. حاصل این تفکر، متد DST و استفاده از داروی OT یا اپیوم تینکچر در چارچوب برنامه درمانی کنگره۶۰ بود. در متد DST، کاهش تدریجی و حسابشده، همراه با رعایت زمانبندی و نظم، جایگزین قطع ناگهانی شد. این روش بر این اصل استوار است که برای بازگشت به تعادل، باید فرصت کافی به جسم داده شود.
یکی از نکات ارزشمند این روش، توجه همزمان به سه ضلع جسم، روان و جهانبینی است؛ زیرا درمان فقط به معنای کنار گذاشتن ماده نیست، بلکه انسان باید از نظر نگرش و رفتار نیز تغییر کند. این تفکر به اعتیاد محدود نماند و در زمینه درمان سیگار نیز روش DST مورد استفاده قرار گرفت. در بخش کاهش وزن و تعادل جسم نیز کنگره۶۰ به موضوع شناخت بدن، آموزش و اصلاح تدریجی عادتها توجه کرد.
اما یکی از بخشهای مهم دستور جلسه امروز، دستاوردهای علمی آقای مهندس حسین دژاکام است. بهنظر من تفاوت مهم میان یک تجربه شخصی و یک دستاورد علمی، در این است که تجربه میتواند نقطه شروع یک پرسش باشد، اما برای تبدیل شدن به دانش علمی، باید مورد بررسی، آزمایش و ارزیابی قرار بگیرد. در همین راستا، پژوهشهایی با موضوعات مختلف از جمله کولیت، سرطان، صرع و بیماریهای دیگر در ارتباط با گروه پژوهشی کنگره۶۰ انجام شد و مقالات تخصصی در این زمینهها انتشار یافته است.
این تحقیقات را باید با نگاه علمی بررسی کرد. نتایج آزمایشگاهی و مطالعات حیوانی، هرچند میتوانند مسیرهای تازهای برای تحقیق باز کنند، بهتنهایی اثباتکننده درمان بیماری در انسان نیستند. ارزش این پژوهشها در طرح پرسشهای تازه و فراهم کردن زمینه تحقیقات بیشتر است. موضوع دیگری که برای من اهمیت بسیار زیادی دارد، تجربههایی است که ما در کنگره۶۰ از نزدیک با آنها روبهرو بودهایم. بسیاری از ما شاهد تغییرات و بهبودهایی در وضعیت جسمی و زندگی اعضا در مسیر درمان بودهایم و تجربههای ارزشمندی از بهکارگیری متد DST و داروی OT در چارچوب برنامههای کنگره داریم.
اما مسئله مهمتر از دیدن این تجربهها، مسئولیتی است که امروز در قبال ادامه راه آقای مهندس حسین دژاکام بر عهده ما قرار دارد. ما چگونه میتوانیم راه ایشان را ادامه دهیم؟ چگونه میتوانیم این تجربهها را به پژوهشهای علمی تبدیل کنیم؟ چگونه میتوانیم با همکاری متخصصان، دانشگاهها و مراکز تحقیقاتی، به روند تحقیقات کمک کنیم تا آنچه در کنگره تجربه شده، از طریق اسناد معتبر، دادههای دقیق، مقالات تخصصی و پژوهشهای مستقل مورد بررسی و ارزیابی علمی قرار بگیرد؟
به اعتقاد من، امروز وظیفه ما فقط تعریف کردن از دستاوردهای آقای مهندس نیست؛ بلکه باید برای مستند کردن آنها تلاش کنیم. تجربه، نقطه شروع تحقیق است و تحقیق باید بتواند با شواهد و مدارک معتبر، جایگاه علمی هر دستاورد را مشخص کند. اگر بتوانیم این مسیر را با جدیت، دقت و صداقت ادامه دهیم، میتوانیم کنگره۶۰ و اندیشههای آقای مهندس را در سطح علمی بینالمللی معرفی کنیم و زمینه را برای بهرهمندی انسانهای بیشتری از نتایج پژوهشهای معتبر فراهم آوریم.
آقای مهندس حسین دژاکام به ما نشان داد که برای حل یک مسئله، ابتدا باید آن را درست بشناسیم. همانطور که در کنگره بارها با مفهوم صورت مسئله آشنا شدهایم، تا زمانی که ندانیم مشکل از کجا آغاز شده و چه عواملی در ایجاد آن نقش دارند، نمیتوانیم انتظار رسیدن به راهحل درست را داشته باشیم. امروز وقتی از بزرگداشت ایشان صحبت میکنیم، باید بدانیم که بزرگداشت واقعی فقط در بیان خاطرات و یادآوری دستاوردهای گذشته خلاصه نمیشود؛ بلکه در شناخت درست آموزشها، حفظ ساختار، ادامه مسیر تحقیق و انتقال آگاهی به دیگران معنا پیدا میکند.
یکی از مهمترین پیامهای متد DST این است که هیچ تغییر پایداری بدون شناخت، نظم، صبر و زمان اتفاق نمیافتد. این موضوع فقط در درمان نیست؛ بلکه در تمام ابعاد زندگی انسان کاربرد دارد. ما در کنگره آموختهایم که برای رسیدن به مقصد، باید حرکت کنیم، آموزش بگیریم، تجربه کنیم و از مسیر تکامل نترسیم.
در پایان فکر میکنم ارزشمندترین میراث یک انسان، تنها آن چیزی نیست که از خود به یادگار میگذارد، بلکه اندیشهای است که در ذهن و زندگی دیگران جریان پیدا میکند. شاید ادامه واقعی راه یک معلم همین باشد؛ اینکه شاگردانش فقط به آنچه او انجام داده اکتفا نکنند، بلکه با آموزش، تحقیق و تلاش، مسیرهای تازهای برای خدمت به انسانهای دردمند باز کنند.
ما وارث یک تجربه هستیم، اما مسئولیت ما این است که آن تجربه را به سند، مدرک و دانش قابل اثبات تبدیل کنیم؛ تا آنچه در کنگره ۶۰ آغاز شده، بتواند با پشتوانه علم به انسانهای بیشتری در سراسر دنیا خدمت کند. ماندگاری یک اندیشه به حضور صاحب آن نیست؛ به انسانهایی است که آن اندیشه را میآموزند، به کار میگیرند و به نسلهای بعد منتقل میکنند.

نویسنده: همسفر هایده رهجوی همسفر زینب (لژیون چهارم)
ویرایش و ارسال: همسفر ندا نگهبان سایت
عکاس: همسفر تارا رهجوی همسفر سمانه (لژیون دوم)
همسفران نمایندگی گوجان
- تعداد بازدید از این مطلب :
257