جلسه پنجم از دوره بیستم کارگاههای آموزشی خصوصی همسفران کنگره۶۰ نمایندگی بنیان مشهد به استادی راهنمای ویلیاموایت همسفر سحر، نگهبانی همسفر نرگس و دبیری همسفر سمیرا با دستور جلسه «بزرگداشت آقای مهندس و دستاوردهای علمی ایشان (مقالات تخصصی، درمان سیگار و کاهش وزن)» روز دوشنبه 11 آبانماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۶:۰۰ آغاز به کار کرد.
.jpg)
خلاصه سخنان استاد:
دستور جلسه این هفته دستاوردهای آقای مهندس است. روحشان شاد باشد هر چند که به زبان آوردن این کلمه بسیار سخت است؛ اما باید تسلیم باشیم. دستاوردهای آقای مهندس چه چیزی دارد؟ یعنی از اسم آن، جمعیت احیاء انسانی کنگره۶۰ بگیرید تا کجا؟ تا آخرین سیدی آقای مهندس که ضبط کردند. به هر ذرهای که بخواهیم فکر کنیم متوجه میشویم هر یک کلمه، یک خط و مبحث آن خودش یک دنیا است که در مورد آن میشود کلی صحبت کرد. آقای مهندس حجت و کارشان را تمام کرده و رفتند و چیزی جا نگذاشتند.
مثلث درمان در کنگره۶۰ چه چیزی به ما میگوید؟ در تمام مباحث کنگره۶۰ هدفش این بوده که ما مثلث درمان را زندگی کنیم. مثلث درمان میگوید؛ تعادل در جسم، روان و جهانبینی است. هدف کنگره۶۰ همین است که من چگونه یک انسان متعادلی شوم؟ زمانی که جسم، روان و جهانبینی و تکتک آن را بتوانم به تعادل برسانم و هر زمان که تکتک اینها به یک میزان تعادل رسید این مثلث یک مثلث متساوی الاضلاع است که هر سه ضلع آن با یکدیگر برابر است و من یک انسان کامل میشوم، یک انسانی که خمر آن به موقع تولید میشود انگار در بهشت است و هدف همین بوده است.
آقای مهندس نگفتند که مثلث درمان برای مسافران است؛ بلکه مثلث درمان برای افرادی است که وارد کنگره۶۰ میشوند چه مسافر و چه همسفر باشد. مسافران ما مصرفکننده بودند که باید این سه ضلع در سفر اول و سفر دوم به تعادل برسد. ما همسفران چه بودهایم؟ ما مصرفکنندگان بیسیم بودهایم، کارهای ضدارزشی داشتهایم، خلقوخوی ما مشکل داشته است، به جسممان به دلیل افکار و اندیشه، رفتارمان، کردارمان، دیدگاهمان آسیبزده بودیم. ما هم یک مدل مسافر هستیم، اکنون به دلیل اینکه وابسته به یک فرد مصرفکننده هستیم اسم ما را همسفر گذاشتهاند؛ اما در اصل ما هم در حال سفر هستیم این را همگی قبول داریم، ابتدای جلسه میگوییم؛ آیا مسافرین و همسفران دیگری هستند؟ همگی دستمان را بالا میبریم، ما پیمان بستهایم، آن فردی که وارد کنگره۶۰ میشود در عالم غیب بگویم یا در کائنات در یک مکانی یک نفر دست شما را گرفته است و همین طور الکی سرتان را ننداختهاید و وارد کنگره۶۰ شوید. اکنون یک نفر از طریق سایت راه را پیدا میکند، یکی از طریق دوستش میفهمد، به یک طریقی خداوند ما و شما را به کنگره۶۰ دعوت کرده است که وارد اینجا شویم، چرا! برای اینکه درمان شویم. نیامدهایم که در جلسه یک ساعت بنشینیم، انرژی بگیریم، حالمان خوب شود و بعد به خانه برگردیم، مجدداً همان آش و کاسه، قرار است درمان شویم. هر کدام از ما باید هفتخوان رستم را مخصوصاً ما همسفران طی میکنیم تا بتوانیم سر ساعت ۴ در جلسه حاضر باشیم این را هم قبول داریم مگر نه؟ بچه را پیش همسایه بگذار، مامانت مراقبت کند، بسیاری از افراد، خانوادههایشان اصلاً خبر ندارند که به کنگره۶۰ میآیند و من میدانم که چقدر اذیت میشوند زمانی که میخواهند به کنگره۶۰ بیایند. در انتها چه؟ هدف چه چیزی است؟ قصد من از این حرفها این است که امروز هر فردی که انصافاً به کنگره۶۰ میآید و هفتهای یک یا دو سیدی مینویسد، دستور جلسات را گوش میدهد، فرمانبردار است، به موقع میآید، خدمت میکند، مشارکت میکند، خودش را یک رهجوی کنگره۶۰ میداند و در این ایام خودش را مدیون آقای مهندس میداند، در این ایام در مشارکتهایش گریه میکند بغض میکند و میگوید؛ من زندگی، نفس کشیدنم، بچههایم و همه چیز را مدیون آقای مهندس هستم؛ اما چهکار میکند؟ دستور جلسه امروز دستاوردهای آقای مهندس است که هر کدام از ما یک دستاورد در کنگره۶۰ هستیم؛ اما میخواهم مستقیم بروم روی قلیان و سیگار؛ هفتهای یک بار در مهمانیها، دورهمیها با خانواده، دوستان مثلاً ده نفر نشستند نوبت که میرسد از این قلیان دو تا قل فقط بزند، میخواهم به شما بگویم که آقای مهندس تا آن روز تهران بودند شاید ما را درست نمیدیدند؛ اما اکنون لحظهبهلحظه شاهد ما هستند، میخواهم بگویم که از همان هفته یک بار دو تا قل قلیان کشیدن، از همان هر از گاهی در جمع دوستان قدیمی حالا یک سیگار کشیدن، از همان ده دقیقه دیرتر رسیدن به جلسه، چه اشکالی دارد؟ ده دقیقه دیرتر شد، سیدی نوشتن، دو تا خط تکراری که آقای مهندس تکرار میکردند را ننوشتند، شربت را یک مقدار اضافهتر خوردن، بهجای اینکه راس ساعت ۷ بخورم ۷:۰۲ دقیقه خوردن، همین ذرهذرهها استاد امین حضور ذهن ندارم در همین سیدی اخیرشان گفتند؛ از یک درجه شروع میشود و یک درجه انحراف پیدا میکند و در نهایت مقصد بالا است؛ اما زمانی که میروی و یک درجه کج بالا میرود و در بالا به مقصد نمیرسید و سر از یک جای دیگری در میآورید. مثلاً از رهجوهای خود من بچههای ویلیام میگفتند؛ که مسافر من سفر کرده همه کارهایش خوب است؛ اما جهانبینیاش خوب نیست و دیگر کنگره۶۰ نیامدند، هم مسافر و هم همسفر حالشان بد بود، من میگفتم؛ به این دلیل است که ضلع مثلث درمانشان ناقص است یک چیز مشخصی است، این همه زحمت میکشیم، همه جا احساس کنگره۶۰ بودن را داریم؛ اما ناقص است، پازل و درمانمان ناقص است و در بلند مدت ممکن است برای یک نفر یک سال طول بکشد، برای یک نفر یک هفته و برای دیگری ده روز طول بکشد، حال ما خوب نیست، قبول دارید؟ به دلیل اینکه از مسیر مستقیم انحراف پیدا میکنیم، اگر من خودم را یک کنگرهای میدانم، اگر من ادعا دارم که جهانبینی کار میکنم، در هر مهمانی و اجتماعی که وارد میشویم من خودم نیز اینجوری هستم، احساس میکنم یک فرقی با بقیه دارم به دلیل اینکه دیدگاه من فرق میکند عوام را که نگاه میکنم میبینم، سر چه چیزهایی چه بحثهایی دارند، چقدر حرفهایشان پوچ است و به خودم میبالم؛ اما خودم میدانم که انحرافات من کجا است، خود من میدانم کجا نافرمانی میکنم، کجا سرپیچی میکنم از دستوری که برای من کادربندی شده است مثلث درمان باید متساوی الاضلاع باشد. برای من همهجا علامتگذاری شده است، دارم انحرافی میروم هر جا که انحراف بهوجود آمد مطمئن باشید که انتها فاصله زیادی از مسیر اصلی ایجاد میشود و آنجا است که من حالم بد است.
روزی که راهنما همسفر ساینا از من دعوت کرد که اینجا بیایم به من گفت که شعبه بنیان ماشاءالله تعداد همسفران بسیار زیاد است و من واقعاً به شما، ایجنت و به راهنماهای تازهوارد تبریک میگویم که خیلی کارتان را خوب انجام میدهید؛ اما فقط یک مسافر ویلیام داریم انشاءالله که همین یک نفر باشد و کسی مصرفکننده قلیان، سیگار و حتی ناس نباشد؛ اما اگر مصرفکننده هستید خودتان پیش وجدان خودتان بنشینید کلاهتان را قاضی کنید و فقط و فقط همین را در نظر بگیرید که آبروی کنگره۶۰ و آقای مهندس را حفظ کنید، آقای مهندس برای تکتک کارها به من به عنوان یک انسان در حیطه، جسم، روان، جهانبینی و تغذیه سالم دستورالعمل دادند. اگر من یک کنگرهای هستم نباید پرخوری کنم. مثلث درمان در جسم، روان و حتی جهانبینی من تاثیر دارد، در سفر ویلیام و تغذیه باید مثلث درمان تکمیل شود.
کسی که سفر تغذیه میکند نمیتواند فقط غذا خوردن خود را درست کند، من با راهنمای لژیون تغذیه سالم همسفر زهره که فامیل من هستند در اینجا از ایشان یادی کنم بسیار در خدمتشان موفق هستند، گاهی اوقات به ایشان میگویم بیرون از کنگره۶۰ افرادی هستند که بابت وزن مشکل دارند میشود برنامه بدهی؛ اما ایشان میگوید که نمیشود من نمیتوانم فقط بگویم برنامه غذایی را درست کن ایشان باید سیدی بنویسد تا روانش درمان شود و در لژیون حضور داشته باشد.
مثلث درمان بسیار مهم است، این را دست کم نگیرید، این را برای خودتان الگو کنید هر روز نگاهش کنید، همین امروز که خدمت کردم حال روانم کمی خوب شد، امروز سیدی نوشتم و خوب فهمیدم، جهانبینی من مقداری بالا رفت، امروز تغذیهام درست بود، امروز در جمع نشستم و سیگار نکشیدم، ورزش کردم جسم خود را درست کردم آن زمان من یک دستاورد میشوم، آن زمان با افتخار هر جا که میروم نیازی نیست من بگویم کنگره۶۰ میروم، همه میگویند که تو کجا میروی. در بسیاری از جاها به من میگویند کجا میروی، نمیخواهم بگویم که خیلی ادم درستی هستم، بلکه مشکل نیز دارم، تکتک شماها با همان مقدار کاری که روی خودتان کردید با همان تزکیه و پالایشی که انجام دادید هر جا که میروید به شما احتمالاً میگویند کجا میروی؟ یک فرقی داری، حالت خوبه، چه کار کردهای؟ آبروی کنگره۶۰ را حفظ کنید، زمانی که میگویید؛ آقای مهندس روحشان شاد، روح ایشان که شاد است و نیازی به این حرفها ندارند؛ اما زمانی که میبینند من کنگرهای در جایی لغزش میکنم و یک کار ضدارزشی انجام میدهم اذیت میشوند، با همان لهجه خودشان میگویند خودتان ببینید. حواسمان باشد، مسئولیت و وظیفه ما بسیار سنگینتر و خطیرتر شده، به ما یکسری آگاهیها را دادند اگر انجام ندهیم آن موقع بیشتر به ما سخت میگیرند.
اکنون هم که آقای مهندس از میان ما رفتهاند و وارد یومالفصلی جدید شدهاند. دوست دارم اگر کسی احیاناً خدایی نکرده خجالت میکشد و به هر دلیلی سیگار یا قلیان مصرف میکند با جسارت تمام، به خاطر دل آقای مهندس که شاد شود امروز نزد راهنما همسفر ساینا برای درمان مراجعه کند.
تقدیر از اعضاء لژیون سردار

دریافت نشان پیمان همسفر راضیه، همسفر مرضیه و همسفر نسرین رهجویان راهنما همسفر فرشته


مرزبانان کشیک: همسفر منصوره و مسافر هوتن
تایپیست: همسفر زهرا رهجوی راهنما همسفر زهره (لژیون نهم)
عکاس: همسفر سلیمه رهجوی راهنما همسفر زهره (لژیون نهم)
ارسال: مرزبان خبری همسفر پروانه
همسفران نمایندگی بنیان مشهد
- تعداد بازدید از این مطلب :
173