English Version
This Site Is Available In English

بزرگداشت آقای مهندس دژاکام؛ از رنج اعتیاد تا آرامش و شناخت خویشتن

بزرگداشت آقای مهندس دژاکام؛ از رنج اعتیاد تا آرامش و شناخت خویشتن

جلسه چهارم از دوره هجدهم کارگاه‌های آموزشی خصوصی کنگره ۶۰، در نمایندگی شهباز با استادی ، راهنما آقای محمد، نگهبانی مسافر اصغر و دبیری مسافر یغوب با دستور جلسه (( بزرگداشت آقای مهندس و دستاوردهای علمی ایشان مقالات تخصصی درمان سیگار وکاهش وزن)) یکشنبه،10 آبان ماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۷:۰۰ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد

سلام دوستان محمد هستم یک مسافر

در ابتدا خداوند را شاکر و سپاسگزارم که امروز در این جایگاه قرار دارم. از احمد عزیز، راهنمای محترم، سپاسگزارم که اجازه دادند امروز در این جایگاه خدمت کنم. یک هفته از هم دور بودیم و بسیار خوشحالم که دوباره عزیزان را زیارت می‌کنم. پیش از این، یک هفته سخت را پشت سر گذاشتیم. همه ما سوگواری کردیم؛ البته به شکل کنگره‌ای، اما حال دلمان خوب نبود. هرکدام از ما از درون خود آگاه است و می‌داند که در آن روزها حال چندان خوبی نداشتیم. خودم این‌طور احساس می‌کردم که وقتی به کنگره می‌آمدیم و سر لژیون یا در کارگاه آموزشی می‌نشستیم، فکرمان جای دیگری بود و آن حضور و حال همیشگی را نداشتیم. این یک هفته را به احترام جناب مهندس تعطیل کردند و فکر می‌کنم این تعطیلی برای آن بود که ما هم از آن حال‌وهوا بیرون بیاییم و دوباره به آموزش‌هایمان برگردیم. به هر جهت، خوشحالم که دوباره شما عزیزان را می‌بینم. روح جناب مهندس هم شاد باشد.

امروز نیز مانند هفته‌های گذشته، دستور جلسه درباره دستاوردهای جناب مهندس دژاکام است. در کنگره ۶۰، هرگاه دستور جلسه‌ای تعیین می‌شد، برای مثال «وادی سوم و تأثیر آن روی من» یا «وادی اول و تأثیر آن روی من»، منظور این بود که هرکدام از ما ابتدا به تأثیر آن موضوع بر خودمان نگاه کنیم. اگر دستاورد، برداشت یا تأثیری وجود دارد، ابتدا باید ببینیم خودمان چه برداشتی از آن داشته‌ایم.

دستاوردهای جناب مهندس برای خود من به این شکل بوده است که ابتدا بیماری اعتیادم درمان شد. من از یک چالش واقعاً سخت و بیماری بسیار دشوار رهایی پیدا کردم؛ بیماری‌ای که پیش از ورود به کنگره، هرچقدر تلاش می‌کردم، نمی‌توانستم از آن نجات پیدا کنم. یکی از مهم‌ترین دستاوردهای جناب مهندس برای من این بود که به درمان بیماری اعتیاد رسیدم. پس از آن، دیدگاه من نیز تغییر کرد. شاید اگر انسان سالمی بودم، به بیماری اعتیاد دچار نمی‌شدم و با کنگره آشنا نمی‌شدم، امروز چنین دیدگاهی نداشتم و شاید زندگی راحت، روان و همراه با آرامشی را تجربه نمی‌کردم. وقتی به بیرون از کنگره نگاه می‌کنم، می‌بینم بسیاری از انسان‌هایی که از نظر ظاهری سالم هستند، درگیر افکار آلوده و مسائل مختلف‌اند و آرامش ندارند. بنابراین، یکی دیگر از دستاوردهای مهم جناب مهندس برای ما، تغییر دیدگاه و رسیدن به آرامش بوده است.

اگر بخواهم فراتر از تجربه شخصی خودم نگاه کنم، باید بگویم که دستاوردهای ایشان دیدگاهی بسیار گسترده و جهانی را در بر می‌گیرد. شاید حالا که جناب مهندس در میان ما نیستند، من بیشتر از گذشته به عمق این موضوع فکر می‌کنم. البته این برداشت شخصی من است. زمانی که ایشان حضور داشتند، هر هفته صدایشان را می‌شنیدیم و سی‌دی‌هایشان را گوش می‌کردیم. همیشه احساس می‌کردیم در کنار ما هستند و شاید به همین دلیل، آن‌طور که باید، به عظمت کارهایشان توجه نمی‌کردیم؛ اما اکنون عمیق‌تر به این موضوع نگاه می‌کنم و بیشتر به بزرگی کارهایی که انجام داده‌اند، پی می‌برم.

برای مثال، در یکی از سی‌دی‌های آخر ایشان، درباره مقاله‌ای صحبت می‌کردند که در زاهدان ارائه داده بودند. سال دقیق آن را به خاطر ندارم، اما فکر می‌کنم مربوط به سال‌های ۱۳۷۵ تا ۱۳۷۸ بوده باشد. آن مقاله، یکی از مقاله‌های ایشان درباره اعتیاد در دانشگاه زاهدان بود. وقتی سی‌دی ایشان را گوش می‌کردم، می‌گفتند که در آنجا صورت مسئله اعتیاد را باز کرده‌اند. این کار بسیار مهمی بود؛ زیرا قرن‌ها چنین نگاهی به اعتیاد وجود نداشت. انسان‌ها بیشتر به دنبال عاملی بودند که بتوانند آن را از بین ببرند، اما به دنبال علت اصلی و مجهولات این بیماری نبودند.

ما نیز پیش از آشنایی با کنگره، از دیدگاه رایج درباره اعتیاد به موضوع نگاه می‌کردیم. تصورمان این بود که باید علت ظاهری بیماری اعتیاد را از بین ببریم، اما به مجهولات و ریشه‌های اصلی آن توجه نمی‌کردیم. با باز شدن صورت مسئله اعتیاد، جناب مهندس برای ما روشن کردند که بیماری اعتیاد چگونه به وجود آمده و چه اتفاقی افتاده است که ما به این بیماری مبتلا شده‌ایم. ایشان خط بطلانی بر بسیاری از دیدگاه‌های گذشته کشیدند. اعتیاد صرفاً به این معنا نبود که سمی وارد بدن شده و باید با سم‌زدایی آن را از بین برد. همچنین نمی‌توانستیم آن را فقط به لذت‌طلبی یا، خدای‌ناکرده، بی‌غیرتی و بی‌ارادگی نسبت دهیم. مسئله به این سادگی نبود. ما از روی ناآگاهی، مواد بیرونی را وارد بدن خود کرده بودیم و در سیستم‌های تولیدکننده مواد طبیعی بدنمان اختلالاتی به وجود آورده بودیم. باز شدن صورت مسئله اعتیاد باعث شد دیدگاه انسان‌ها تغییر کند.


وقتی از انسان‌ها صحبت می‌کنم، منظورم فقط مصرف‌کنندگان نیستند؛ بلکه بسیاری از دانشمندانی را نیز در نظر دارم که در این حوزه فعالیت می‌کردند و راهکارهایی ارائه می‌دادند که با وجود ظاهر علمی، نادرست بودند. شاید قصدشان نجات انسان‌ها بود، اما راهنمایی‌هایشان در عمل می‌توانست به نابودی آن‌ها منجر شود. این یکی از مهم‌ترین دستاوردهای جناب مهندس بود. ایشان می‌گفتند که ما در ابتدا پزشک نبودیم و قصد نداشتیم درباره بیماری‌ها تحقیق کنیم؛ اما باز شدن صورت مسئله اعتیاد دری را به روی ما گشود تا بسیاری از مسائل روشن شوند.

بسیاری از عزیزانی که وارد کنگره شدند، پس از آنکه صورت مسئله اعتیاد برایشان روشن شد و جناب مهندس نیز روش اصولی درمان، یعنی روش دی‌اس‌تی یا درمان تدریجی و پله‌ای را ابداع کردند، توانستند با استفاده از این روش به درمان برسند. در جریان این درمان، بعضی از افراد گزارش می‌کردند که علاوه بر بیماری اعتیاد، مشکلات و بیماری‌های دیگری نیز داشته‌اند که پس از طی مسیر درمان، در وضعیت آن‌ها تغییراتی ایجاد شده است. برای مثال، برخی از آن‌ها از مشکلاتی مانند صرع، دیابت، ام‌اس یا حتی تومور صحبت می‌کردند و می‌گفتند که وضعیت بیماری‌شان تغییر کرده است. همین موضوع باعث شد جناب مهندس به تحقیق و بررسی بیشتری بپردازند.

اکنون که به این مسیر نگاه می‌کنم، عمیق‌تر متوجه می‌شوم که ایشان چقدر تحقیق کرده‌اند و چه میزان از عمر خود را صرف انسان‌ها کرده‌اند. واقعاً از آن مقطع به بعد، زمان و انرژی زیادی برای شناخت بهتر مسائل مربوط به انسان و بیماری‌ها گذاشتند. اگر به موضوع دانایی نگاه کنیم، می‌بینیم که ما با دانایی خاص و دانایی عام روبه‌رو هستیم. بسیاری از عزیزان، برای مثال پزشکان، سال‌ها درس می‌خوانند؛ هشت سال تحصیل می‌کنند، تخصص می‌گیرند و در حوزه خود به دانش دست پیدا می‌کنند. با این حال، حتی میان افرادی که سال‌ها تحصیل کرده‌اند نیز تفاوت‌های زیادی وجود دارد. یک پزشک ممکن است بسیار موفق باشد و پزشک دیگری نتواند همان عملکرد را داشته باشد. ما خودمان نیز نمونه‌های این تفاوت را در اطرافمان دیده‌ایم.

اما جناب مهندس پزشک نبودند و با این حال، تحقیقات و مقاله‌هایی ارائه کردند که موضوعات بسیار عمیقی را در بر می‌گرفت. برای مثال، در مقاله‌های ایشان درباره ژنوم‌ها، تغییر بیان ژن‌ها و هسته سلولی، مطالبی مطرح شده است که نشان می‌دهد تا چه اندازه عمیق به این مسائل پرداخته‌اند. ایشان در یکی از صحبت‌هایشان به کنفرانسی در کره جنوبی اشاره می‌کردند که در آنجا سخنرانی داشتند. به گفته ایشان، دانشمندان و پزشکانی از آمریکا و کره جنوبی که در حوزه سرطان فعالیت می‌کردند، درباره درمان سرطان و مقاله‌ای که ارائه شده بود، تحقیق و بررسی می‌کردند.

جناب مهندس در آنجا از مثالی برای توضیح دیدگاه خود استفاده کرده بودند. می‌گفتند تصور کنید دیواری را می‌بینید که نم داده و خیس شده است. اگر مرتب گچ دیوار را بتراشیم و دوباره آن را گچ‌کاری کنیم، باز هم دیوار خیس می‌شود و گچ آن می‌ریزد. در چنین شرایطی، باید علت اصلی رطوبت را پیدا کنیم. شاید لوله‌ای در زیر دیوار سوراخ شده یا ترک برداشته باشد. بنابراین، به‌جای آنکه مرتب ظاهر دیوار را ترمیم کنیم، باید ریشه مشکل را پیدا کنیم.

ایشان همین مثال را در ارتباط با بیماری‌ها و سرطان مطرح کرده بودند. منظورشان این بود که باید به دنبال علت اصلی ایجاد سرطان باشیم و بررسی کنیم چه اختلالی به وجود آمده که بیان ژن‌ها تغییر کرده است. البته جناب مهندس تأکید می‌کردند که با جراحی مخالف نیستند. اگر توموری بزرگ شده و خطرناک باشد، لازم است که با تشخیص پزشک و بر اساس شرایط بیمار، اقدامات درمانی مناسب، از جمله جراحی، انجام شود؛ اما از دیدگاه ایشان، در کنار درمان تومور، باید به ریشه مشکل نیز توجه کنیم

ایشان خدمت بزرگی به بشریت کرده‌اند و این خدمت همچنان ادامه دارد.

اگر فقط به حوزه اعتیاد نگاه کنیم، می‌بینیم که باز کردن صورت مسئله اعتیاد و ارائه روش دی‌اس‌تی باعث شده است که صدها هزار نفر بتوانند بیماری اعتیاد خود را درمان کنند. هرکدام از ما که این بیماری را تجربه کرده‌ایم، به‌خوبی می‌دانیم اعتیاد چه بیماری دشوار و غول وحشتناکی بوده است و رهایی از آن تا چه اندازه سخت به نظر می‌رسید. بسیاری از ما بارها تلاش کرده بودیم، اما نمی‌توانستیم از این بیماری رها شویم. با باز شدن صورت مسئله اعتیاد و ارائه روش درمانی کنگره، راهی برای درمان پیدا شد و به دنبال آن، گره‌های بسیاری از زندگی ما باز شدند. احساسات منفی ما تغییر کردند و بسیاری از صفات منفی‌مان نیز دستخوش تغییر شدند.

خداوند را بابت این دستاوردها شکر می‌کنم. من و خانواده‌ام همیشه سپاسگزار جناب مهندس هستیم و احساس می‌کنیم که ایشان همچنان در کنار ما حضور دارند. در عین حال، دینی نیز بر گردن ماست؛ دینی که باید با ادامه دادن راه ایشان و انجام خدمت، آن را ادا کنیم. امیدوارم بتوانیم در مسیری که ایشان برای انسان‌ها باز کرده‌اند، قدم برداریم و خدمتی انجام دهیم. ان‌شاءالله خداوند به ما عمر، توان و انرژی بدهد تا در این مسیر باقی بمانیم و بتوانیم به عزیزانی که همراه ما هستند خدمت کنیم.

به افتخار خودتان!

تنظیم: مسافر حیدر

 

ویژه ها

دیدگاه شما





۰ دیدگاه

در حال بارگذاری دیدگاه‌ها...