
سومین جلسه از دور چهل وسوم جلسات ویلیام وایت پارک طالقانی بااستادی مسافردیده بان ورزش کنگره ۶۰ کلنل مهدی سهیلی ونگهبان ی مسافر نیکوتین امیر حسین و دبیری مسافر نیکوتین بهرام بادستور جلسه بزرگداشت آقای مهندس و دستاوردهای علمی ایشان (کتاب ها)روز جمعه مورخه یکم آبان ماه ۱۴۰۵راس ساعت ۷:۳۰در محل پارک طالقانی آغاز به کار نمود خلاصه سخنان استاد :

تسلیت میگویم، آقای مهندس ما را طوری تربیت کرده است که این مسائل نمیتواند ما را در کارمان سست کند. در جلسات دیدهبانی، نخستین کلام ایشان همیشه این بود: «فکر کنید از فردا نیستم؛ پس کنگره باید کار خود را ادامه دهد.» و دقیقاً همینطور هم شد.
امروز کار ما کمی سختتر شده است؛ زیرا آقای مهندس هم تجربه ایدهآلی داشت و هم متولد سال ۱۳۲۸ بود (من متولد سال ۱۳۲۹ هستم و تنها یک سال با هم اختلاف داشتیم بنابراین، وظیفه ما سنگینتر شده است. سفر اولیها باید با جدیت بیشتری سفر کنند و سفر دومیها نیز اگر ۱۰ درصد ناخالصی دارند، باید آن را به ۵ درصد برسانند. فراموش نکنید چه در داخل ایران و چه در خارج، دستهایی هستند که دوست ندارند کنگره پیشرفت کند؛ ما حافظ میراث آقای مهندس دژاکام هستیم و کارمان دشوارتر است.
در میان دستاوردهای بیشمار آقای مهندس در طول این ۲۵-۲۶ سال، به باور من بهترینِ آنها ورزش است. خودم بسیار لذت میبرم که به قول آقای مهندس، او بنیان کنگره ۶۰ است و من بنیان ورزش هستم. وقتی به پارک میآیم و میبینم ۲۰۰۰ نفر مشغول ورزش کردن هستند، به یاد سال ۸۰ میافتم که با علی و محمد جلالی به دنبال دو نفر میگشتیم تا یک گلکوچک بازی کنیم و تعدادمان به هشت نفر هم نمیرسید! این پیشرفت نتیجه زحمات و پشتیبانیهای آقای مهندس است که هر چه خواستم از کاپ و گرمکن گرفته تا برپایی ۱۱ جشنواره ورزشی، در اختیارمان گذاشت. خوشبختی کنگره این است که هر فردی تخصص خود را دارد و تخصص من با داشتن لیسانس دانشکده افسری و فوقلیسانس تربیتبدنی، در این زمینه به کار آمد.
موضوع دیگر، پرونده سیگار است. آقای مهندس هیچگاه سیگار از لای انگشتانش قطع نمیشد؛ اما در نهایت با تکیه بر تجربه و تفکر، لژیونهای سیگار را پایهگذاری کرد. ابتدا خودش از آدامس استفاده کرد و پس از درمان، به ما یاد داد که اول باید خودمان عمل کنیم و سپس به رهجو دستور دهیم.
خاطرات روزهای گذشته در آکادمی و پارک بسیار شیرین است؛ شبهای جمعه با خانوادهها جمع میشدیم، حرکات موزون و نشاط داشتیم و برای ۱۰۰ نفر آبگوشت درست میکردیم. آقای مهندس با خانوادهاش میآمد و این دورهمیها صمیمی و خانوادگی بود. خیلی از بزرگان امروز کنگره مانند آقای خدامی و آقای حکیمی آن روزها مجرد بودند و امروز هم بعد از ۲۵ سال همانطور مجرد و جوان ماندهاند!
یکی از بزرگترین افتخارات کنگره ۶۰ این است که به گفته آقای ویلیام (که این جلسه نیز به نام ایشان است)، در دنیا اولین NGO برای ریکاوری و درمان اعتیاد با استفاده از ورزش هستیم. البته این موفقیتها به سادگی به دست نیامده، بلکه با خرد جمعی و تجربه شکل گرفته است.
من بهترین راه و روش زندگی را در کنگره یاد گرفتم. با وجود ۲۳ سال تحصیل در دانشگاه، کنگره انسان را به بالاترین سطح زندگی و خانواده میرساند. همه ما روزی بیخانواده بودیم و خانواده اصلیمان مواد مخدر بود؛ اما امروز خانواده داریم. هرکس از من بپرسد چند سال داری، میگویم ۲۴ سال؛ چون ۲۴ سال است که آزادی واقعی را تجربه میکنم و در کنار همسر و فرزندانم زندگی دارم.
به عنوان یک پیشنهاد، توصیه میکنم هر چند وقت یکبار کتاب «عبور از منطقه ۶۰ درجه زیر صفر» را دوباره مطالعه کنید. هر بار که این کتاب را میخوانید، با توجه به سطح رهایی و ارتقای درونیتان، مفاهیم عمیقتر و ناگفتههای تازهای را در آن کشف میکنید.
در خصوص تشییع و بزرگداشت آقای مهندس نیز برخی انتقادها مطرح شد که چرا مانند فلان هنرمند با تشییع ۱۰۰ هزار نفری بدرقه نشدند؟ پاسخ این است که کنگره ۶۰ با ۱۶۶ شعبه فعال، میراث زنده و پایداری است که راه ایشان را ادامه میدهد. ما دیروز هم بر سر مزار ایشان رفتیم و یادش را گرامی داشتیم.
تایپ: مسافر نیکوتین : مصطفی
عکاس مسافر نیکوتین :مصطفی
بارگذاری : مسافر نیکوتین مصطفی

- تعداد بازدید از این مطلب :
18